ترین

 
 

کلیسای جامع تثلیث گرجستان

31eee78e076bddc6e05b0417

یکی از مهم ترین بناهای مذهبی جهان، کلیسای جامع تثلیث تفلیس است که در کشور گرجستان قرار گرفته است. این کشور به دلیل آب و هوای بسیار خوب و دیدنی های زیادی که دارد، به یک مقصد مهم گردشگری برای ایرانی های عزیز تبدیل شده است. کلیسای جامع تثلیث تفلیس که به عنوان سامبا هم شناخته می شود، مطمئنا یکی از شناخته شده ترین جاذبه های گردشگری تفلیس و کلیسای اصلی ارتدوکس های گرجی است. این کلسیا از ۲ نقطه نظر می تواند جالب باشد: اول اینکه سومین کلیسای جامع ارتدوکس بلند دنیا است و دوم اینکه نماد ملی گرجستان است. کلیسای جامع تثلیث ، بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ در شهر تفلیس پایتخت گرجستان ساخته شد و سومین کلیسای بلند ارتدوکس در دنیا و یکی از بزرگترین بناهای مذهبی جهان از نظر وسعت است و در واقع برای بزرگداشت گذشت ۲۰۰۰ سال از تولد حضرت مسیح ساخته شد. ایده ی ساخت کلیسایی به این عظمت، در سال ۱۹۸۹ توسط مقامات شهر تفلیس به شهروندان شهر اعلام شد و در آن از معماران مختلف خواسته شد تا طرح های پیشنهادی خود را ارائه دهند. بعد از سختگیری های فراوان، طرح Archil Mindiashviliwon پذیرفته شد و از اینجا بود که استارت ساخت این بنای زیبا زده شد.کلیسای جامع تثلیث تفلیس، از ۹ کلیسای کوچکتر ساخته شده است که ۵ تا از آنها در یک قسمت بزرگ زیرزمینی قرار گرفته اند. فضای کلی این کلیسا ۵۰۰۰ متر مربع و ارتفاع آن از کف زمین تا بالای صلیب، ۱۰۵۵ متر است.

معماری  کلیسای جامع تثلیث تفلیس : این بنای باشکوه، در سمت چپ رود کورا و در منطقه ی تاریخی Avlabari  قرار گرفته است. سبک معماری آن، سبک سنتی گرجی است که در بعضی از قسمت ها سعی شده تا با فوکوس، نقاط قوت آن بیشتر به چشم بیاید. گنبد این کلیسا به یک صلیب ۷.۵ متری از طلا مزین شده است اما در سایر قسمت های آن سعی شده تا از المان های طبیعی استفاده شود. در کف این کلیسا از کاشی های مرمر و در محراب آن از موزاییک استفاده شده است و شمع و گل های چشم نواز آن هر کسی را خیره می کند. نقشی های دیواری ای که در این بنای پر ابهت دیده می شود، کاری از گروهی از هنرمندان به سرگروهی Amiran Goglidze است. کلیسای جامع تثلیث در شهر زیبای تفلیس یکی از محبوبترین مکان ها است که دیدن آن به هر کسی توصیه می شود. برای گرفتن عکس های یادگاری در بازدید از این بنا حتما تریپاد همراهتان داشته باشید تا بتوانید یک نمای کلی زیبا از دیواره ها و سقف بلند آن در پس زمینه ی عکستان داشته باشید.

کاخ مروارید (کاخ شمس) البرز

4420588

مهرشهر یکی از مناطق مهم شهر کرج، دارای دو خیابان اصلی به نام‌های ارم و شهرداری است که در انتهای خیابان ارم کاخ مروارید یا همان کاخ شمس پهلوی قرار دارد. پس از ساخت کاخ مروارید و در زمان محمدرضا شاه پهلوی، یک بلوار ۴ بانده و منطقه‌ای ویلایی برای شهروندان در سه فاز در مجاورت کاخ ساخته شد که مهرشهر نام گرفت. شمس پهلوی به دلیل بیماری آسم این منطقه را برای زندگی انتخاب کرد. کاخ مروارید که هم اکنون نیز پا برجاست و عموما از آن با نام کاخ شمس یاد می‌شود، از آثار تاریخی و جاهای دیدنی کرج و استان البرز محسوب می‌شود. کاخ مروارید با زیر بنای ۲۵۰۰ متر مربع برای اقامت شمس پهلوی در سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ بنا شد. این بنا توسط وسلی پیترز، معمار آمریکایی و بنیاد فرانک لوید رایت با صرف هزینه یک میلیون دلار به شکل یک سفره ماهی که صدفی آن را در برگرفته است، طراحی و ساخته شد. این کاخ در زمینی به مساحت ۱۱۱ هکتار با ۲۵۰۰ متر مربع زیربنا در مهرشهر کرج، انتهای خیابان ارم واقع شده است. تا سال ۱۳۵۷ به مدت ۱۲ سال شمس پهلوی و خانواده او در این کاخ زندگی می‌کردند. گفته می‌شود شمس پهلوی در این کاخ ایرانی، اروپایی پذیرای مهمانان ویژه‌ای از داخل و خارج از کشور بوده است. کاخ مروارید یکی از با ارزش‌ترین کاخ‌های تاریخی ایران است و از لحاظ ویژگی‌های فنی از بسیاری از کاخ‌های موجود چند پله بالاتر است و تکنیک‌های که در ساخت، طراحی و رنگ آمیزی این مجموعه به کارگرفته شده حتی از سبک و شیوه ساخت کاخ سعدآباد نیز برتر است. سازه اصلی بنا به صورت سفره ماهی طراحی شده است و ضلع شمالی کاخ و محوطه بیرونی دریاچه نیز به‌ شکل باله‌های سفره‌ماهی اجرا شده‌ است. در طراحی فضای بیرونی دریاچه کوچکی از سه طرف کاخ را احاطه کرده است. همه فضاهای معماری در زیر سقفی با فرم حلزونی و با نورگیرهای گوناگون و به‌شکل دانه‌های مروارید اجرا شده‌ است. تالار طلایی بار، دفتر مخصوص شمس، تالار پذیرایی، سالن سینما، سالن بیلیارد، استخر، آب‌نما، محل نگهداری پرندگان کمیاب، اتاق‌های خواب از بخش‌های متنوع این کاخ هستند. یکی از مهم‌ترین بخش‌های این کاخ اتاق صدف است که دارای تزئینات مختلفی بوده، به خصوص نمای بیرونی آن که بصورت حلزونی شکل ساخته شده‌ است. این کاخ یکی از مجهزترین، مرفه‌ترین و اشرافی‌ترین بناهای دوره‌ی پهلوی محسوب می‌شود. در ساخت و ساز کاخ شمس، هیچ یک از اصول معماری ایرانی رعایت نشده و سبک، نقشه و ساختار آن کاملا غربی است. معماری این اثر که بخشی از تاریخ معماری مدرن است، با تاثیر از شیوه فرانک لوید رایت از پرآوازه‌ترین معماران آمریکایی است که از سوی یکی از شاگردان ایرانی‌اش به نام عامری شکل گرفته است.

پس از انقلاب این کاخ به بنیاد مستضعفان و بعد از حدود ۱۵ سال به بنیاد تعاون واگذار شد و بنیاد تعاون نیز در ازای هزینه‌ی صدور مجوزِ ساخت‌ و ساز در حدود ۸۰ هکتارِ این مجموعه، ساختمان‌های مسکونی مجموعه‌ی کاخ شمس را به شهرداری فروخت. از آن زمان از این کاخ به‌ عنوان موزه و با نام مجتمع اردویی، تفریحی شهید فهمیده استفاده شده است تا حدود سال ۱۳۸۲ و پس از بارش سنگین برف و با شکایت اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری، کار این مجتمع تفریحی به پایان رسید. ۳۰ درصد یعنی ۲۷ هکتار از مجموعه‌ کاخ مروارید به اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان البرز واگذار شد تا با مرمت و سامان‌دهی فضای کاخ، امکان بازدید عموم از آن فراهم شود. این کاخ اکنون در وضعیت نامناسبی قرار دارد و گفته می‌شود به بودجه‌ای معادل ۲۰۰ میلیارد تومان برای بازسازی و مرمت نیاز دارد و هنوز مالکیت آن کامل تعیین نشده است. بیشتر بخش‌های بنا دچار آسیب‌های جدی شده است، سقف‌ها نم برداشته‌، جداره‌ و تزیینات سردرها کنده شده‌ و درب‌ها شکسته شده‌اند. آب باغ قطع شده است و درختان نادر آن زرد شده‌اند. این اثر در سال ۱۳۸۲ به شماره ثبت ۷۰۶۷ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته است.

آرامگاه حمدالله مستوفی قزوین

30276b7a654b4eb6209f64f0

حمدالله مستوفی یا، حمدالله ابن ابی بکربن حمدالله مستوفی قزوینی، در سال ۶۸۲ هجری قمری در شهر قزوین به دنیا قدم گذاشت و در سال ۷۵۰ هجری قمری در همان شهر از دنیای فانی رخت بر بست و برای همیشه راهی دیار باقی شد. این مرد بزرگ در مدت ۶۸ سال زیستن خود در این دنیا توانست چند کتاب شایسته و قابل توجه را به تحریر درآورد و به واسطۀ همان کتاب‌های ارزنده تا جاودان نام خود را در دنیا زنده نگه دارد. کتاب‌های ارزشمندی که به قلم حمدالله مستوفی نگاشته شده‌اند عبارتند از: تاریخ گزیده، نزهةالقلوب و ظفرنامه. شاید جالب باشد بدانید که مضمون هر سه کتاب سرگذشت ایلخانان مغول است. حمدالله مستوفی که در روزگار ما به عنوان مورخی نامی و شاعری محبوب و نویسنده‌ای معروف و جغرافی‌دانی خبره شناخته می‌شود در خانوادۀ اصیل مستوفیان قزوین به دنیا آمد و اگر شجره‌نامۀ ایشان را بیشتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که پس از ۱۴ پشت اصل و نسب ایشان به حرّ بن یزید ریاحی می‌رسد.

بنای این آرامگاهِ بناشده در قرن هشتم هجری قمری، به طور کامل از آجر ساخته شده است. برخی از بازدیدکنندگان خوش‌ذوق به همین دلیل به این بنایِ دلبرانه، لقب برج آجری کوچک را نسبت داده‌اند. این برج آجری کوچک در پایین‌ترین سطح خود طرحی مربعی دارد که در قسمت دیواره‌های بنا به هشت‌ضلعی تبدیل می‌شود و سپس در قسمت سقف به شکل گنبدی مخروطی درمی‌آید. و همان طور که ذکر شد تمام این قسمت‌ها از آجر ساخته شده‌اند. محیطی که به آرامگاه و باغِ آن اختصاص پیدا کرده است مساحتی به اندازۀ ۲۸۰ مترمربع را در بر می‌گیرد. از میان این مساحتِ قابل توجه فقط ۴۰ مترمربع از آن صرف زیربنای ساختمان مقبره شده است. اما وقتی باغ وسیع را طی کنید و به بنای مقبره برسید بر سر در آن کتیبه‌ای خواهید دید که جملۀ لااله‌الاالله الملک الحق المبین و محمد رسول الله الصادق البار الامین بر آن نگاشته شده است. برای ورود به داخل آرامگاه لازم است از زیر این سر در برجسته عبور کنید و قدم به داخل ساختمان بگذارید. در داخل بنا درخشش فیروزه‌ای کاشی‌هایی که دیوارها را پوشانده‌اند چشم‌ها را به خود خیره می‌کند و شاید چند لحظه‌ای سپری شود و طول بکشد تا نگاه معطوف شود به کتیبه‌ای سرتاسری که درست در زیر پایه‌های گنبد جای داده شده است و دور تا دور تمام دیوارها را پوشانده است. بر این کتیبۀ اعجاب‌برانگیز و تماشایی سورۀ مبارکۀ انسان با خط خوش نسخ به همراه گچبری‌هایی حیرت‌برانگیز نگاشته شده است. البته هنر ایرانی در آرامگاه حمدالله مستوفی در شهر قزوین تنها به کاشی‌کاری‌های جذاب و نگاشتۀ مدهوش‌کننده محدود نمی‌شود. بلکه بر در ورودی بنا، درست در قسمت پایینی دو لنگۀ در، شاهد گل‌های ظریف و چشم‌نوازی خواهید بود که با هنر دیرینه و سرشار از ظرافت منبت‌کاری درج شده‌اند. اما متأسفانه از دو در ورودی که با ظرافت‌های لطیف منبت‌کاری تزئین شده‌اند یک لنگه به طور کامل از بین رفته است و لنگۀ دیگر نیز در موزۀ ایران باستان نگهداری می‌شود. در ورودی امروزی در همین سال‌های اخیر ساخته شده و به جای در ورودی کهنسال نصب شده است. این برج آجری کوچک با آجر زینت یافته است. درست همان طور که در سبک معماری ایلخانی قابل مشاهده است. این بنای آجری بندهایی مهری دارد. شاید جالب باشد بدانید که در سبک معماری ایلخانی تمام قسمت‌های بنا از آجر ساخته می‌شوند حتی در قسمت گنبد. اتفاقاً گنبد آرامگاه حمدالله مستوفی نیز به طور کامل از آجر ساخته شده و زینت یافته بود. چون این گنبد در عهد ایلخانان طراحی و بنا شده بود. اما پس از آن در گذر زمان به واسطۀ مرمت‌ها و بازسازی‌هایی که انجام شد گنبد بنا با هنر دیرینه و دل‌نواز کاشی‌کاری و مقرنس‌های چشم‌نواز زینت پیدا کرد و زیباتر از قبل درخشید.

در این بنای تاریخیِ تماشایی، که یکی از برجسته‌ترین آثار به یادگار باقی مانده از عهد ایلخانان مغول در خاک پهناور ایران زیبا به شمار می‌رود، بر کتیبه‌ای با خط خوش نستعلیق زندگی‌نامۀ حمدالله مستوفی و حتی در حد اشاره‌ای کوتاه نام اجداد ایشان و آثار این مرد فرهیخته ذکر شده است. بر این اساس می‌توان گفت حمدالله مستوفی در زمان حیات از ارزش و اعتبار قابل توجهی برخوردار بوده است. البته مورخین بزرگ و صاحب نام در بیشتر موارد یا شاید حتی اغراق نباشد اگر بگویم در تمام موارد از افراد درباری بوده‌اند و اتفاقاً به دلیل حضور در دربار توانایی نگارش تاریخ را پیدا می‌کرده‌اند. اما به عنوان نمونه عطاملک جوینی نگارندۀ تاریخ جهانگشا در سال‌های آخر عمر خود مورد غضب پادشاه وقت قرار می‌گیرد یا ابوالفضل بیهقی از دربار رانده می‌شود و در گوشۀ عزلت تاریخ مشهور بیهقی را می‌نویسد در صورتی که حمدالله مستوفی حتی پس از مرگ از توجه دربار بهره برده است و برای او آرامگاهی درخور با اشاره به زندگی‌نامه و تبار ایشان در نظر گرفته شده است. آرامگاه حمدالله مستوفی در شهر قزوین در محله‌ای دیرینه با نام پنبه ریسه در قسمت شرقی میدانگاه در حدفاصل میان امامزاده علی و زیارتگاه آمنه خاتون واقع شده است. شاید جالب باشد بدانید که نام دیگری که اهالی شهر قزوین آرامگاه این مورخ بزرگ را با آن می‌شناسند گنبد دراز است. علت انتساب این نام برای این بنا کاملاً مشخص است. چون گنبد این مقبره با سایر گنبدها بسیار متفاوت است و کشیدگی آن سبب شده است نام گنبد دراز برای آن انتخاب شود. بدون شک بنایی که در قرن هشتم هجری قمری ساخته شده است در معرض ویرانی خواهد بود. و شکی نخواهد بود که این بنا نیز درست مثل سایر بناهای تاریخی اضمحلال و خرابی را تجربه کرده است. در اوایل قرن چهاردهم هجری شمسی، مردم شهر قزوین دور تا دور بنای آرامگاه را دیوار کشیدند و از آنچه در توان داشتند برای حفظ بنای آرامگاه دریغ نکردند. حاصل کار این مردم عزیز حفظ و تعمیراتی مختصر بر بنای آرامگاه بود. پس از آن، و شاید به خاطر تلاش‌ها و زحماتی که مردم شریف و اصیل شهر قزوین برای حفظ و مرمت این بنا داشتند، در سال ۱۳۱۹ این آرامگاه به صورت اساسی مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. بنایی که امروز شاهدش هستیم بنایی است که در سال ۱۳۱۹ بازسازی شد.

پ.ن اول: آرامگاه حمدالله مستوفی در شهر قزوین در مورخ ۲۰ بهمن ماه ۱۳۱۸ با شمارهٔ ثبت ۳۳۲ در فهرست آثار ملی ایران زمین جای گرفته است.

پ.ن دوم: آرامگاه حمدالله مستوفی، در شهر قزوین، در خیابان طالقانی، در خیابان ملک آباد سابق، در کوچه مستوفی واقع شده است.

تالاب میقان

تالاب+میقان

میقان در لغت به معنای خوش باور یا آنچه که هر که بشنود باور کند، معنی شده است. تالاب در گذشته به نام «نمکزار فراهان» مشهور بوده است. در متون قدیمی نام تالاب را «چغاناوور» نیز ذکر کرده‌اند به علاوه در برخی از متون قدیمی پرنده‌شناسی، نام «توزلوگل» را به تالاب نسبت دادند که به معنای آبگیر دارای گرد و خاک است. علت این نام‌گذاری، جابه‌جایی ذرات نمک و خاک رس توسط باد در فصل گرم بوده است. از این تالاب با نام «کویر میقان» نیز یاد می‌شود که علت نامگذاری آن، تبخیر زیاد آب در تالاب است. اما نهادن نام کویر به معنای بیابان نیست، زیرا در فرهنگ ایران واژه کویر به جای پلایا بکار برده می‌شود. ارتفاع تالاب از سطح دریاهای آزاد ۱۷۰۰ متر است و سطح آب در آن نسبت به فصل سال از مانداب(عمق بسیار کم) تا حدود ۱٫۴۰ تغییر می‌کند. منابع تامین آب تالاب را بارش‌های جوی، آب سه رودخانه قره کهریز، فراهان و شهراب و پساب تصفیه فاضلاب اراک تشکیل می‌دهند. وسعت تالاب حدود ۲۵٬۰۰۰ هکتار است که شامل دریاچه با سه جزیره در وسط، قسمت کویری و دشت‌های اطراف می‌شود. از نظر دیرینه‌شناسی قدمت آن به دوره پالئوسن باز می‌گردد که در آن دوره به دلیل حرکت صفحه‌های تکتونیکی اطراف شکل گرفته است. تالاب کویری میقان شامل یک دریاچه فصلی، کویر و دشت‌های آبرفتی است. نزدیکترین کوه به تالاب در ۱۰ کیلومتری جنوب شرقی آن واقع شده که «کوه تخت زرد» نام دارد و ارتفاع آن ۲۲۶۹ متر است. در وسط تالاب سه جزیره وجود دارد که بزرگترین آنها ۵۰۰ متر است. این تالاب در پست ترین نقطه دشت فراهان و منطقه اراک واقع شده است . این تالاب دارای ویژگی‌های بوم‌شناسی خاصی است، از جمله اینکه سالانه تعداد زیادی از پرندگان مهاجر را در خود جای می‌دهد که در میان آنها بعضی از گونه‌های نادر و حمایت شده دیده می‌شوند. به علت جمعیت بالای درنا در تالاب نسبت به زیستگاه‌های دیگر کشور، این تالاب اهمیت بیشتری پیدا کرده است. همچنین پوشش گیاهی منطقه بیشتر از نوع گیاهان شورپسند یا هالوفیت بوده که از این نظر نیز تالاب یکی از ذخیره گاه‌های مهم گیاهان شور کشور به شمار می‌رود. علاوه بر پرندگان، گونه‌های پستانداران، آرتمیا و انواع جلبک‌ آب شور از دیگر جانداران تالاب و محیط اطراف آن هستند. این تالاب یا دریاچه در منطقه فراهان سفلی قرار دارد،که درفصل بارندگی پرآب است ودرفصول خشک به صورت باتلاق ونمک زار در می‌آید که به کویر و دریاچه میقان شهرت دارد خاک این منطقه از مارن و رس بوده و در هوای مرطوب و بارانی نرم می‌شود و هنگامی که رطوبت هوا کم می‌گردد قدرت تبخیر آب افزایش می‌یابد. در دریاچه به علت شوری آب،گنبدها و طبقات نمکی شکل می‌گیرد.این طبقات و لایه های نمکی تمامی سطح دریاچه را پوشانده است و از فاصله دور سفید و برفی جلوه می‌کند. زیبایی این دریاچه در تمامی ایام روز به ویژه در هنگام طلوع وغروب خورشید شگفت انگیز بوده و جلوه‌ها و سرابهای ایجاد شده آن هر بیننده‌ای را متحیر می‌سازد.

منابع تامین آب : بیشتر آب وارد شده به تالاب حاصل از بارش‌های جوی، چشمه‌های اطراف و رودخانه‌های فصلی در منطقه مانند رودخانه فراهان، شهرآب و قره کهریز می‌باشد. در سالهای اخیر ورود پساب فاضلاب شهر اراک به میزان ۷۰۰ لیتر در ثانیه از دیگر منابع تغذیه آبی تالاب بوده است که بر زیست‌بوم منطقه تاثیر گذاشته است. میزان پساب ورودی فاضلاب به تالاب سالانه ۳۱ میلیون متر مکعب است و با توجه به شرایط اضطراری تالاب نیاز است که حق آبه ۲۵ میلیون و ۳۶۰ هزار متر مکعبی آن از پساب‌ها تامین شود. نمک موجود در تالاب باعث ضدعفونی شدن آب‌های وارد شده به منطقه می‌شود. در سال‌های اخیر سطح سفره‌های آب زیرزمینی در منطقه تالاب ۱۳ متر افت داشته است که این موضوع خطر شور شدن آب‌های زیرزمینی و آسیب‌های ثانویه محیطی را دوچندان می‌کند.

ویژگی اقلیمی : آب و هوای تالاب، مدیترانه‌ای گرم و خشک است. میزان بارندگی سالانه آن ۳۵۴ میلیمتر و تبخیر سالانه آن چهار برابر میزان بارندگی یعنی ۱٬۴۴۶ میلی‌متر می‌باشد. منطقه اختلاف دمای سالانه بالایی دارد و گاهی به ۶۹ درجه سانتیگراد نیز می‌رسد. دخالت‌های بی‌رویه انسانی در ۲۷ سال اخیر باعث شده تا دمای تالاب یک درجه افزایش پیدا کند. یشترین دمای ثبت شده در منطقه تالاب ۴۴ درجه بالای صفر و کمترین دمای ثبت شده ۳۳ درجه زیر صفر بوده است. به دلیل قرارگیری شهر در نزدیکی تالاب، بخار آب برخاسته از سطح تالاب باعث تلطیف هوا، افزایش بخار و مه و تاثیر مثبت بر کاهش انتقال ریزگردها می‌شود اما از طرفی به دلیل قرارگیری فرودگاه در نزدیکی تالاب، در زمستان باعث لغو پروازها می‌شود.

ویژگی‌های بوم‌شناختی : این تالاب به دلیل وسعت، ویژگی‌های بوم‌شناختی و میزان تاثیرگذاری آن بر اقلیم منطقه و شهر اراک یک بوم‌سازگان حساس تلقی می‌شود و به دلیل زیست‌بوم شکننده، در سال ۱۳۸۷ به منطقه شکار ممنوع تبدیل شد. با توجه به ویژگی‌های ارزشمند و منحصر به فرد زیست محیطی، تالاب میقان شاخص‌های لازم برای پیوستن به تالاب‌های بین‌المللی و نیز منطقه حفاظت شده پرندگان مهاجر و همچنین ثبت به عنوان منطقه‌ای ملی طبیعی را داراست.

گیاگان : پوشش گیاهی (گیاگان) در حاشیه تالاب ضعیف است و تنها در شمال غرب و جزایر میانی که سفره آب زیر زمینی بالاست گونه‌های گیاهی آتریپلکس و قره داغ دیده می‌شود که به علت تبخیر و تعرق این گیاهان سطح، ایستایی در فصل تابستان پایین می‌رود و گونه‌ها برای دستیابی به آب برای ریشه‌های خود پایین می‌روند و بصورت چتری روی تپه را می‌پوشانند. این گیاهان همزمان با رشد کردن از حرکت ذرات ماسه‌ها جلوگیری می‌کنند و باعث تشکیل نبکا می‌گردند. ارتفاع این نبکاها به ۱٫۵ تا ۲٫۵ متر می‌رسد. گونه‌های گیاهی اصلی منطقه، ۳ نوع هستند که شامل گونه‌های خانواده گندمیان، خانواده گون و خانواده شاهی می‌شود. در منطقه تعداد ۵۰ گونه گیاهی سازگار با شوری خاک وجود دارد. به طور کلی این منطقه ذخیره گاه مناسبی برای گیاهان هالوفیت است. بر اثر تخلیه پساب تصفیه خانه فاضلاب شهر اراک به تالاب، شوری خاک قسمت جنوب غربی تالاب بر اثر شسته شدن نمک سطحی کاهش پیدا کرده و پوشش گیاهی متراکمی از گیاه آویارسلام در این قسمت از تالاب گسترش یافته که این موضوع بوم‌سازگان این قسمت از تالاب را دگرگون کرده است. ۱۶ خانواده از گونه‌های گیاهی منطقه، بصورت یکساله و چند ساله هستند و از نظر فرم رویش به صورت بوته‌ای، علفی، درختچه‌ای و درختی در قالب ۱۴ نوع گیاهی وجود دارند. از گیاهان موجود در منطقه می‌توان به سیاه‌شور،اسفناج باغی،جگن، قره داغ، شور مرغ، گوریک، شورسراجه و بتنه اشاره کرد.

زیاگان : تالاب میقان از زیستگاه‌های پرندگان مهاجر سیبری و از زیستگاه‌های مهم پرندگان مهاجر در مرکز کشور است. این تالاب به تنهایی ۶۸ درصد از پرندگان استان مرکزی و ۲۷ درصد پرندگان کشور را در خود جای داده است که از این میزان ۲۷ گونه آسیب پذیر و یا نادر حمایت شده در میان آنها وجود دارد. از جمله پرندگان تالاب درناهای خاکستری هستند که سالانه ۱۰ هزار قطعه در تالاب ساکن می‌شوند. این تالاب به دلیل از بین رفتن دیگر زیستگاه‌های پرندگان مهاجر مانند تالاب شادگان اصلی‌ترین زیستگاه پرندگان مهاجر منطقه غرب مدیترانه محسوب می‌شود. بیش از ۵۰ هزار قطعه پرنده آبزی و کنار آبزی شامل ۱۳۶ گونه در منطقه شناسایی شده‌اند که در فصل‌های مختلف سال در تالاب ساکن می‌شوند. از انواع این پرنده‌ها می‌توان به سرخمائی، آنقوت، غاز اشاره کرد. جمعیت درنای معمولی در این منطقه نسبت به سایر زیستگاه‌های درنا در کشور قابل توجه است، از این رو تالاب میقان یک زیستگاه مهم برای درنا در مرکز کشور محسوب می‌شود. براساس سرشماری پاییز و زمستان سال ۱۳۸۷ حدود ۱۱ هزار قطعه درنای معمولی و ۱۰ هزار قطعه خوتکا و ۵ هزار قطعه فلامینگو و غیره در منطقه مشاهده شده است. در تالاب یک نوع جلبک تک سلولی بنام دونالیلا (به انگلیسی: Dunaliella salina) شناسایی شده که یکی از مقاوم‌ترین گونه‌ها نسبت به شوری است. این جلبک به دلیل جذب بتاکاروتن در سلول‌های خود در آب‌های شور موجب تغییر رنگ آب تالاب به نارنجی مایل به قرمز می‌شود. از جمله علت‌های افزایش گونه‌های جانوری و به خصوص پرندگان، وجود آرتمیا در تالاب است. آرتمیا در طول دوره تولید مثل در اثر شرایط افزایش غلظت املاح آب، تغییر درجه حرارت و تغییر میزان اکسیژن بر اثر شوک تا ۴۰ تخم در آب رها می‌سازد. در این حالت تخم‌ها تا مرحله گاسترولا رشد می‌کنند. آرتمیا بهترین غذا برای پرندگان است و حدود ۲۰ روز عمر می‌کند. آرتمیای تالاب میقان از نوع بکرزا است که از جلبک‌های تک سلولی تغذیه می‌کند و سال‌ها از وجود آنها در تالاب می‌گذرد.

شنیدن آواز پرندگان و جست و خیز وحوش : شنبدن آواز پرندگان و پرواز آنها در این منطقه کویری جالب ترین بخش گردشگری در کویر و تالاب میقان است. وجود برخی وحوش مانند گرگ،روباه،مار و پرندگانی چون عقاب و برخی نمونه های نادر قره داغ و آترپلیکس در لابلای شاخ و برگ های سبز جلوه‌ای دیدنی به این کویر داده است. به تالاب که می‌رسید دیدن هزاران نوع پرنده مهاجر چون درنا،مرغابی های آبی و فلامینگو انسان را شگفت زده نموده و به دیدن هر چه بیشتر وا می‌دارد. تالاب میقان مانند کاسه ای بسته است که بیش از پنج هزار متر مربع از آبهای ریزشی و پایشی اراک به داخل آن می‌ریزد. این تالاب با توجه به داشتن ترکیبات نمک،آبهای وارد شده را ضد عفونی می‌کند و بخشی از تلطیف هوای اراک به عهده کویر میقان و تالاب آن است این تالاب در مواقع پر آبی اراک،به ۳۰ هزار متر نیز افزایش می‌یابد. زیبایی حیرت انگیز این دریاچه را کسانی که غروب آن را دیده اند و آواز پرندگان را در سراب‌های ایجاد شده در آن شنیده اند فراموش نمی‌کنند.

زمین‌شناسی : حوضه رسوبی میقان به صورت قیفی نامتقارن است که خط الراس آن در ارتفاعات و مرکز آن در تالاب قرار دارد. شیب آن از غرب و جنوب غرب به سمت مرکز و در واقع به صورت کاسه‌ای بسته است. پست ترین نقطه حوضه دارای ۱٬۶۶۰ متر ارتفاع از سطح دریا است. آب دریاچه شور است، طوری که در هر لیتر آن در تابستان ۵۰ گرم، در بهار ۳۸ گرم و در زمستان ۲۸ گرم نمک وجود دارد و به همین علت طبقات نمکی در آن شکل می‌گیرد. این طبقات و لایه‌های نمکی در فصل خشکسالی تمامی سطح تالاب را پوشانده است و از فاصله دور سفید رنگ و برفی جلوه می‌کند. در بخش‌های جنوبی، رسوب‌های رس و سیلت و نمک سدیم سطح سخت و متراکم را بوجود آورده است و بر اثر فرایند تبخیر و حرکت آب از پایین به بالا اشکال چند ضلعی تشکیل می‌گردد. در شمال غربی تالاب بر اثر فعالیت باد، تپه‌های ماسه‌ای ایجاد شده است. تالاب در فرورفتگی موسوم به چاله اراک حاصل از سنگ‌های رسوبی چین خورده مابین سنگ‌های آذرین متعلق به رشته کوه‌های آتشفشانی و سنگ‌های متامورفیک متعلق به رشته کوه‌های زاگرس قرار گرفته است.

حیات دو هزار ساله تالاب در انتظار گردشگران : به عقیده کارشناسان تالاب میقان دارای پیشینه ای دو هزار ساله است که به دلیل کهنسالی،زیستگاه پرندگان مهاجر از سمت سیبری است.این تالاب از زیستگاه های مهم پرندگان مهاجر در مرکز کشور است. تالاب میقان از جمله آخرین حلقه‌های بوم‌شناسی حوضه آبریز دشت اراک است و تمامی آب‌های سطحی منطقه و آب‌های حاصل از بارش‌های جوی به آن وارد می‌شود. تاریخ شکل گیری منطقه به دوران پالئوسن باز می‌گردد. در این دوره در اثر نیروهای تکتونیکی و فشار صفحه عربستان، منطقه دچار فروافتادگی شده و ارتفاعات اراک و آشتیان به موازات آن بالا آمده است. زمین شناسان معتقدند افتادگی بزرگی زون ایران مرکزی و زون سنندج – سیرجان در راستای شمال غرب به جنوب شرق که در امتداد گسل سراسری زاگرس قرار دارد، موجب تشکیل این تالاب گردیده‌است.

اقتصاد و گردشگری : این تالاب دارای بزرگترین منبع سولفات سدیم در جهان می‌باشد. در بیش از ۱۴۷ متر مربع از کویر، معدن سولفات سدیم با ظرفیت ۴۷ میلیون تن وجود دارد. نزدیک به ۶۰ درصد از منابع سولفات سدیم کشور در تالاب میقان جای دارد. میزان ذخیره ماده معدنی در تالاب ۱۳۳ میلیون تن با عیار ۳۳٫۸۸٪ اعلام شده است. این ماده معدنی در تولید شوینده‌ها، پاک‌کننده، خمیر کاغذ، تولید شیشه، نساجی و چرم کاربرد دارد. تالاب میقان دارای ظرفیت‌های متفاوتی است که در کنار یکدیگر یک مجموعه کامل طبیعت‌گردی را ایجاد کرده‌اند. از دیگر پتانسیل‌های گردشگری تالاب می‌توان به پرنده نگری و گردشگری روستایی اشاره کرد. به همین دلیل این تالاب به عنوان منطقه نمونه گردشگری با محور طبیعت گردی معرفی شده است. وجود گونه‌های منحصر به فرد گیاهی  و چشم اندازهای بکر موجود در این منطقه  قابلیت آن را دارد که با رعایت استانداردهای زیست محیطی پذیرای جمع بسیاری از گردشگران و مشتاقان طبیعت باشد.

باغ ارم شیراز

DSCN2416

باغ ارم شیراز به طور مسلم از دوره سلجوقیان و در تمام دوره آل اینجو و آل مظفر و گوركانیان وجود داشته و با توجه به اینكه سیستم فئودالی به طور كامل بر جامعه آن دوره حاكم بوده  بدون تردید بانیان و صاحبان باغ ارم كه باغی ارزشمند بوده، در آن زمان حكام وقت بوده‌اند. ‌احتمال می‌رود اتابك قراچه كه از طرف سنجر سلجوقی به حكومت فارس منصوب بوده  دستور احداث این باغ را داده باشد. بعد از وی تا جلوس شاه شیخ ابواسحاق اینجو كه احتمالاً باغ ارم را در تصدی داشت، اطلاعی از نحوه مالكیت این باغ در دست نیست. شاه شیخ ابواسحاق اینجو در سال ۷۴۲ ه.ق  جلوس نموده و در سال ۷۵۷ ه.ق كشته شد. پس از انقراض سلسله آل اینجو به وسیله آل مظفر، احتمالاً باغ ارم به مالكیت سلاطین آل مظفر در آمده  و در عهد شاه منصور آخرین پادشاه این خاندان كه به دست گوركانیان كشته شد، باغ در نهایت آبادانی و شكوه بوده است. از عصر صفویه به بعد،  باغ ارم در نوشته‌های جهانگردان، آباد و باشكوه توصیف شده است. در عهد كریم خان زند احتمالاً باغ ارم در مالكیت سران سلسله زندیه بوده و مانند سایر ابنیه و باغ های شیراز مرمت گردیده است. از اواخر دوره زندیه تقریباً بیش از هفتاد و پنج سال باغ ارم در تصاحب سران ایل قشقایی بود. خاندان جانی خان قشقایی كه از دوره فتحعلی شاه قاجار با سمت ایلخانی و ایل بیگی بر ایل قشقایی فرمانروایی می‌كردند، مدت مدیدی این باغ را در اختیار داشته و از آنجا به عنوان مقر فرمانفرمایی خود در شهر شیراز استفاده می‌كرده‌اند. نخستین ایلخان این خاندان یعنی جانی خان و پسرش محمد قلی خان عمارتی باشكوه در این باغ بنا نهادند. در اوایل دوره قاجاریه بعضی از سران ایل قشقایی كه مالكین سابق باغ ارم بوده‌اند در گوشه‌ای از این باغ به خاك سپرده شده‌اند كه در حال حاضر نشانی از این قبور در دست نیست. ساختمان عمارت این باغ در دوره ناصرالدین شاه قاجار هنوز مرغوب و قابل توجه بوده است. در دوره سلطنت ناصرالدین شاه، حاج نصیرالملك شیرازی باغ را از خاندان ایلخانی خریداری نموده و ساختمان فعلی موجود در باغ را به جای عمارت ایلخانی بنا نمود ولی احتمالاً اساس ساختمان قبلی را حفظ كرده است. پس از درگذشت حاج نصیرالملك در سال ۱۳۱۱ ه.ق تزئینات بنا و بعضی قسمت های ناتمام به وسیله ابوالقاسم خان نصیرالملك، مالك این باغ اتمام یافته است. در آن زمان توصیفی توسط فرصت‌الدوله شیرازی راجع به این باغ داده شده كه به شرح زیر می‌باشد: “… بستانی است بی مثال و گلشنی است بهشت تمثال …، سروهایش سر به افلاك كشیده، عماراتی دارد شاهانه مشتمل بر تالاری كه به واسطه دو ستون قوی پیكر برپاست و ارسی‌ها، گوشواره‌ها و اتاق ها و رواق های دیگر را از فوقانی و تحتانی داراست. آبشارهای متعدده از هر جانب آن روان است و سبزه‌های اطراف جویش چون خط بر گرد عارض نوش لبان. بنای اول آن را محمد قلی خان ایلخانی نهاده  سپس مرحوم حاجی نصیرالملك خریده و حكم به بنیاد عمارات مذكور داده. حاجی محمد حسن معمار… آن بنا را برآورده باغی دیگر برآن افزوده‌اند. آن نیز هوایش معطر است…، خلوتی دیگر دارد كه نارنجستانش نام نهاده‌اند. باربند و كوشكی هم برای آن قرار داده‌اند.”

دونالد ویلبر درباره باغ ارم شیراز چنین نگاشته است: “… برای مدت لااقل ۷۵ سال این عمارت در تصاحب خان‌ها و یا سران قبیله قشقایی بود. همین ساختمان هسته مركزی باغ به شمار می‌رود. در این موقع دیواری در وسط باغ احداث كردند و بدین ترتیب باغ به دو قسمت تقسیم گردید. باغ ارم محبوبیت فراوان خود را مدیون درختان مركبات و خیابان طویلی است كه در دو طرف آن سروهای باشكوه غرس گردیده و ساختمان جالب توجهی كه شاهد مهمان ‌نوازی بی دریغ ایل قشقایی بوده است. هرچند سال یك بار مقداری از درختان مركبات بر اثر سرمای سخت از بین می‌روند درحالی كه سروها در عرض پنجاه سال اخیر همچنان جذابیت خود را حفظ كرده‌اند … .” در تهیه طرح باغ، محور طولانی آن مشخص گردیده است. امروز كوشك اصلی، هسته مركزی این باغ  و جالب‌توجه ‌ترین جنبه آن را تشكیل می‌دهد. اطاق های طبقه زیرین تقریباً زیرزمین است و تالار مركزی آن را برای استراحت در روزهای گرم تابستان در نظر گرفته‌اند. نهر آب مستقیماً از این تالار می ‌گذرد و در سر راه خود قبل از اینكه به حوض بزرگی فرو ریزد استخر را پر می‌كند. دیوارها و كف این تالار از كاشی‌های رنگین پوشیده شده است. پلكانی این طبقه را به طبقه بالاتر و به راهروهایی كه به تالار بزرگ منتهی می‌گردد متصل می‌سازد. منظره جنوبی آن همان ادامه محور اصلی است و از طرف شمال چشم انداز آن را تپه‌هایی تشكیل می‌دهد كه در حاشیه رودخانه قرار گرفته است. در این محل نیز مانند بسیاری دیگر از ساختمان های شیراز كاشی های براق و سنگ های تراش میراث قدیم را از نو رواج می‌دهد. این قسمت سه گوش (سنتوری) منظره‌ای را متعلق به دوره ساسانیان كه با كاشی های رنگی زینت ‌شده نشان می ‌دهد درحالی كه در طبقه‌ای كه هم‌سطح زمین ساخته شده تخته سنگ های آهكی نسخه‌های تحریف شده‌ای است از نقوش برجسته دوره هخامنشیان كه در تخت جمشید دیده می‌شود. در سراسر این ناحیه وسیع بوته گل سرخ كمتر دیده می‌شود و به جای آن در گلخانه كه داخل آن را با چوب به طرز پلكانی ترتیب داده‌اند انواع گلها را در گلدان نگاهداری می‌كنند تا آنها را در نقاط اصلی در داخل كوشك و خارج آن قرار دهند.” باغ ارم پس از فوت ابوالقاسم خان نصیرالملك به فرزندش رسید و پس از چندی به یكی از سران ایل قشقایی فروخته شد. سپس به تصرف دولت درآمد و به دانشگاه شیراز واگذار شد.  دانشگاه شیراز مدتها به عنوان كاخ پذیرایی از آنجا استفاده می ‌نمود. در سال های ۱۳۵۰_۱۳۴۵ه.ش این باغ  با اعتبار واگذاری از طرف سازمان برنامه و بودجه و زیر نظر مسئولین وقت دانشگاه، تعمیر اساسی شده و زمین وسیعی نیز در حاشیه بلوار ارم و بلوار آسیاب سه‌ تایی به آن افزوده شده است. امروزه باغ ارم همچنان در اختیار دانشگاه شیراز می‌باشد و در حقیقت به تمام مردم تعلق دارد.