خوزستان

 
 

قلعه سلاسل شوشتر

5b4e5cf77f05d8c151505530

قلعه سلاسل در شمال غرب شهر شوشتر  و در استان خوزستان قرار داشته و کشیدگی آن از غرب به شرق است. شکل ظاهری آن به صورت بیضی نامنظم است که از شمال و غرب به وسیله رود کارون (شاخه شطیط) و از جنوب و شرق به وسیله خندقی در گذشته احاطه شده است. وسعت کنونی قلعه سلاسل در حدود ۵/۳ هکتار است. قلعه سلاسل در مرتفع‌ترین بخش شهر و بر روی بستری صخره‌ای واقع شده است. این قلعه در گذشته بنا بر روایات مورخین و کتب تاریخی مشتمل بر عناصر و اجزایی بوده است که در حال حاضر بقایایی از آن‌ها برجاست. موزه سنگ و مردم‌شناسی شوشتر نیز در این مکان برپا شده است و شامل کتیبه‌ها، سنگ‌نبشته‌ها، سنگ‌های قبور و اشیای مردم‌شناسی می‌شود. قلعه سلاسل که از قلعه‌های زیبای و جاهای دیدنی شوشتر است، در کنار رودخانه شطیط و در استان خوزستان قرار دارد. طبق نوشته‌های تاریخی، قدمت آن به دوره هخامنشیان می‌رسد. برخی نیز قلعه سلاسل را قلعه‌ای ساسانی می‌دانند. این قلعه دژی است که محوطه مربوط به آن وسعت بسیار زیادی داشته است. قلعه بزرگ سلاسل چندین حیاط متعدد دارد و در گذشته دارای قسمت‌های مختلفی بوده است. قلعه سلاسل از سربازخانه، طویله، حمام، شبستان، برج، باغچه، قورخانه، نقاره‌خانه، حرم‌خانه و آشپزخانه تشکیل شده بود. همچنین این قلعه دارای ۵ شودان بزرگ بوده است که هر یک با شودان‌های درون بافت شهر در ارتباط بود. این شودان‌ها در گرمای ۵۰ درجه خوزستان محیطی خنک در حدود ۱۵ درجه برای افراد ایجاد می‌کرد. عملکرد قلعه علاوه بر جنبه استراتژیکی و نظامی و مرکز حکومتی‌، احتمالاً محلی برای نظارت بر تقسیم آب و مرکز مدیریت آب منطقه بوده است. قلعه سلاسل شوشتر در تاریخ پنجم تیرماه ۱۳۸۸ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفت.

قلعه سلاسل، دارای استحکامات عالی و کوشک‌های باشکوه بوده است که به وسیله طلا، مینا و لاجورد منقش شده بود. بنا به گفته مورخین سلطان زین‌الدین، توسط منصور آل‌مظفر، درون این قلعه زندانی بوده است. امیر تیمور گورکانی در یورش به خوزستان این قلعه را تصرف کرده و اسرای لرستان و مشعشعیان خوزستان با اتکا به این قلعه، بارها بر علیه حکومت صفوی دست به قیام زدند. قلعه سلاسل تا زمان حکومت نادرشاه محل حکام محلی بود. هر یک از مستوفیان در قلعه عمارت مخصوص به خود داشتند تا اینکه بعد از نادر قلعه متروک شد و حاکم ولایت در قلعه مستقر نمی‌شد. در زمان ناصرالدین شاه قلعه دوباره مرمت و مسکونی شد تا اینکه در سال ۱۳۴۱ هـ .ق رئیس اداره دارایی وقت برای ساخت اداره دارایی کلیه ساختمان آنرا خراب و مصالح قلعه را برای بکار بردن در اداره دارایی مورد استفاده قرار داد. در حال حاضر، عمارت‌های قلعه سلاسل تخریب شده‌اند و به‌جز اتاق‌های زیرزمینی آن، شودان‌ها و تونل‌های داریون، چیزی از آن باقی نمانده است. از منابع تاریخی چنین بر می‌آید که این اثر ارزشمند از زمان هخامنشیان در این منطقه وجود داشته و تا حدود ۵۰ سال پیش آباد بوده است. قلعه سلاسل بجز نقش دفاعی که از شهر شوشتر داشته است، مرکز کنترل نهر داریون و محل استقرار والی خوزستان نیز بوده است. با وجود تخریب بخش عمده‌ای از این قلعه، بخش‌های باقیمانده آن برای بسیاری از گردشگران، دیدنی است. معماری یکی از شودان‌های قلعه را می‌توانید در تصویر زیر ببینید. قلعه سلاسل را می‌توان جزو قلاع چند وجهی به حساب آورد. قلعه ۲ در بزرگ دارد. دروازه جنوب شرقی قلعه (کوچه پمپ بنزین)، این دروازه خصوصی بوده و سران نظامی ازآن رفت و آمد می کرده‌اند. بنا به گفته سیاحان دوره قاجار، دری از جنس چوب در این محل نصب بوده است. دروازه جنوبی کنار مسجد شاه صفی قرار داشت که ظاهراً افراد عادی از این دروازه رفت و آمد داشته‌اند. در سمت شمال و شمال شرقی آن یک خندق و در جنوب آن نهر داریون واقع شده بود. برج‌های قلعه به صورت مدور بوده و در دوره‌های اخیر، تاسیساتی از قبیل نانوایی، اصطبل، حمام، سربازخانه، اسلحه‌خانه(قورخانه)، آشپزخانه و حیاط‌های مختلف بوده است.

پل تاریخی شالو ایذه

b15cda47-71c9-4043-af58-f709431a7e20

پل شالو گذرگاهی بوده به قدمت چند هزارساله که آثار برجامانده و شواهد موجود اطراف این گذرگاه گواهی است از هنر معماری و اندیشه ایرانیان باستان که در مسیر جاده تاریخی دزپارت قرارداشته. این پل که با آبگیری سد کارون ۳ زیر آب رفت خاطرات بسیاری را با خود به زیر آب برد از جمله خاطرات کوچ ایل بختیاری که همه ساله برای عبور از کارون خروشان باید از این تنگه عبور می‌کردند. پل قدیم شالو که تشکیل شده از دو ستون بلند و مستحکم و دو طناب ضخیم و محکم که قدیم این پل چوبی بوده و تلفیقی از چوب و طناب بوده بعدها با استفاده از کابل دو سر پل را به هم وصل کردند و چیزی شبیه به اتاقک افراد و دامها را جا به جا می‌کرد. به دلیل اینکه در خاک بختیاری رودخانه های بسیاری جریان دارد ، پل های زیادی نیز بر روی این رودخانه ها ساخته شده است تا موجب سهولت در رفت و آمد مردم گردند. یکی از قدیمی ترین، بزرگ ترین و معروف ترین پل های بختیاری، پل « شالو» است .چون این پل در قلمرو طایفه شالو واقع بوده است، صدها سال است که به این نام شناخته می شود. پل شالو و « گدار» معروف « بلوطک» نه تنها یکی از مهم ترین گذرگاه‌هایی است که خوزستان را به فلات مرکزی ایران وصل می‌کند بلکه بخش مهمی از ایل بختیاری نیز از آن استفاده کرده و خود را به مناطق گرمسیری و سردسیری می‌رساند. این پل در طول تاریخ با اسامی مختلفی مانند: خره زاد، خورزاد، دزپارت، دسفارت، ایذج و شالو شناخته شده است. پل و گدار شالو نفش مهمی در رونق جاده باستانی دزپارت، دسپارت، دزفارت یا دسفارد داشته است. این راه مهم در دوره عیلامی ساکنان دو سوی رشته کوه را در سرزمین فعلی بختیاری به هم متصل می‌کرد. این پل در دوره هخامنشی، اصفهان را به خوزستان (شوشتر، ایذه و اصفهان) مرتبط می‌ساخت. در کتاب «سفرنامه ابودولف » که در سال ۳۴۱ قمری به رشته تحریر درآمده است در ذکر بناهای خوزستان آمده است: «پل معروف خورزاد(خرزاد) نیز از بناهای او می باشد. این پل میان ایذج و رباط واقع است و یکی از شگفتیهای جهان است. پل مزبور بر روی رودخانه خشکی که فقط هنگام طغیان آب باران آب دارد ساخته شده در آن هنگام این رودخانه به دریای خروشانی مبدل می شود که پهنای آن بر روی زمین به یکهزار ذراع و عمق آن به یکصد و پنجاه ذراع و پهنای کف آن به ده زراع میرسد. ساختمان این پل از پایین تا کف زمین با سرب و آهن انجام شده و هر قدر بنا بالا می آید از عرض آن کاسته و دهانه اش تنگ تر می شود. در دو جانب پل در شکاف میان ساختمان و زمین کنار رودخانه تفاله آهن آمیخته به سرب گداخته ریخته شده. پنهای شکافی که بدین شکل پر شده در سطح زمین به چهل ذراع می رسد. در اینجا دهانه رودخانه یکصد و دوازده ذراع است آنگاه پل روی پایه ها مزبور بنا شده. در شکاف میان پایه های پل و دو پهلوی رودخانه و همچنین در کف زمین آب سرب مخلوط با تکه های مس ریخته شده است. این پل دارای یک تاق بسیار محکم است و از شگفتی‌های هنر معماری بشمار می رود.»

در دوره آل بویه این پل تعمیر و بازسازی شد. دلیل آن حمایت لرها و اهالی شهر ایذج از آل بویه و نقش کلیدی آنان در تشکیل و تاسیس سلسله آل بویه بود. آل بویه برای جبران خدمات لرها دست به کار بزرگی زدند و پل معروف ایذج را تعمیر و بازسازی کردند. در اوایل سال ۱۳۰۸ شمسی در جریان قیام علی مردان بختیاری برای پیشگیری از پیشروی قوای دولتی و غافلگیر شدن رزمندگان، پل شالو تخریب شد. بعد از این گاهی با استفاده از کابل‌های فلزی محکم و قطور اتاقک‌های چتری نیز درست می‌کردند که با قرقره و با کمک پل‌بانان عابرین به آن سوی رودخانه هدایت می‌شدند. در بهمن سال ۱۳۳۱ شمسی نیز با اشاره ژاندارم های مستقر در پادگان ایذه که گمان می کردند ابوالقاسم خان بختیار صبحگاه از این پل عبور می کند با اسید و تیزآب سیم‌های فلزی پل را تخریب کردند تا هنگام عبور خان پل تخریب و خان و همراهانش به قعر دره سقوط کنند. اما آن روز به جای ابوالقاسم خان پنج روستایی بی‌نوا جان خود را از دست دادند. در سال ۱۳۴۳ شمسی عملیات نصب پل فلزی آغاز شد و در سال ۱۳۴۶ کار آن به اتمام رسید. در آبان ماه سال ۱۳۸۳ با اتمام عملیات سد کارون ۳ و پل های قوسی و آبگیری سد، پل شالو به زیر آب رفت و از نگاه‌ها محو گردید و تنها خاطره های آن برای عشایر و عابرین برجای ماند و پل های دوگانه قوسی جایگزین پل قدیمی شدند. پل شالو صدها سال در اختیار طایفه شالو بود و هر سال در فصل بهار قبل از شروع کوچ بهاره آن را بازسازی می کردند و با عبور دادن عشایر از پل و گدار درآمد خوبی نیز عایدشان می شد. بعدها کلانتر طایفه شالو به دلیل عواطف و وابستگی های فامیلی پل بانی و اخذ عوارض آن را به اشخاص دیگری واگذار کرد. نهایتاً پس از کشمکش‌های فراوان و دخالت طوایف دیگر، دولت با دریافت مبلغ ۳۰۰۰۰ تومان رسماً امتیاز پل بانی، نگهداری و دریافت عوارض را به کلانتر طایفه لجم اورک واگذار کرد.

مقبره دعبل خزاعی

دعبل

شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم، از معروف‌ترین شهرهای دنیا، پایتخت چند هزار ساله مملکت عیلام و همچنین پایتخت زمستانی امپراطوری هخامنشی بوده‌ است. شوش در دوره اسلامی نیز مدت‌ها از شهرهای پرجمعیت و پررونق بود. از بناهای تاریخی و مذهبی و جاهای دیدنی شوش می‌توان به آرامگاه دعبل خزاعی اشاره کرد که شاعر معروف شیعه و مداح اهل بیت (ع) است. نام اصلی او، محمدبن علی خزاعی است که ابوعلی یا ابوجعفر هم به او می‌گفتند، شاعر مشهور شیعه و در رده اول شاعران عرب بود که در سال ۱۴۴ هجری شمسی در زمان امام جعفر صادق (ع)، در کوفه به دنیا آمد. روز و ماه تولد ايشان مشخص نيست. دعبل از سن نوجوانی سرودن شعر را آغاز كرد. خاندانش از شیعیان قدیمی و راوی حدیث و شاعر بودند و برادرش علی و پسر عمویش ابوالشیص نیز، همگی شاعر بودند. در اوايل جوانی دعبل بود كه به درخواست هارون‌الرشيد خليفه عباسی به دربار او رفت تا شعر بسرايد. اما پس از مدتی از دربار هارون‌الرشيد خارج شد. مسير زندگانی دعبل از اين زمان عوض شد. او بيش از گذشته شيفته اهل بيت شده بود و از اين زمان به بعد شروع به سرودن شعر در مدح اهل عصمت (ع) کرد.

دعبل خزايی به‌طور مخفيانه و محرمانه به دليل هجوياتی كه در مورد خلفای عباسی سرود و برای فرار از ماموران خلفای عباسی، ميان شهرها رفت و آمد می‌كرد. دعبل خزاعی در خوزستان در يكی از روستاهای اطراف شوش پس از نماز مغرب و عشا توسط تیری زهرآگین کشته شد. او در سن ۹۸ سالگی در سال ۲۳۹ هجری شمسی به دستور مالک بن طوق به شهادت رسید. برای دعبل خزاعی ۵ قبر ذكر شده بود. آن هم به دليل اينكه شيعيان سخت شيفته دعبل و ايثار و مبارزات ايشان بودند و قبر واقعی ايشان كه در شوش بود را مخفی نگه داشتند تا مورد توهين بنی عباس قرار نگيرد و اين شايعه را پخش كردند كه قبر دعبل در خراسان، آفريقا، شادگان، و بين راه اهواز و آبادان قرار دارد. شهرستان شوش مدفن دعبل خزاعی شاعر معروف شیعه و مداح اهل بیت (ع) در زمان حکومت عباسیان است. یکی از بناهای تاریخی و مذهبی شهرستان شوش، آرامگاه دعبل خزاعی است. آرامگاه دعبل خزایی در مرکز شهر شوش کنار مجتمع فرهنگی دعبل خزاعی و در ۲۵ کیلومتری جنوب شهر دزفول واقع شده است. در بخش شمالی شهر باستانی شوش، در قبرستان قدیمی این شهر و در کنار بقعه امامزاده عبدالله بن علی، آرامگاه این چهره‌ بزرگ فرهنگی جهان تشیع قرار دارد. معماری فضای بقعه و محوطه آجری آن به همراه گنبد خاص، علاوه بر فضای فرهنگی و معنوی حال و هوای خاص سنتی و معماری دلنشینی دارد. از لحاظ جغرافیایی، این آرامگاه در منطقه مسطح و در دشت وسیع شوش از جلگه خوزستان قرار گرفته است. آرامگاه دعبل خزاعی از لحاظ فضای درونی بدلیل دارا بودن بافتی سنتی و مذهبی برای اجرای امور فرهنگی بسیار مناسب است. بقعه دعبل از لحاظ آب و هوایی در منطقه‌ای گرم سیری قرار گرفته است كه در زمستان آب و هوایی معتدل و تابستانی گرم دارد. به گفته سازمان اوقاف و امور خیریه شهرستان شوش، این بقعه بدلیل اینكه در مدت مدیدی ساخته شد، سبب شد كه این مكان مهجور واقع شود و افراد كمتری نسبت به شخصیت عظیم دفن شده در این مكان به آن سر بزنند. بنای فعلی بقعه متبرکه، به دستور مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و توسط وزارت مسکن و شهرسازی بازسازی شده است.

چشمه خون اژدها

tourism1391-7-26-23-33-5

اژدها، قیر و ماماتین… همین سه کلمه کافیست تا به دنیای اساطیر و افسانه های کهن برسید. افسانه اژدها و خون سیاهی که از زمین می جوشد و مردمی که هنوز هم باور دارند افسانه زنده است. اژدها زنده است… حتی اگر خون سیاهش، چشمه قیری باشد که هر سال صنعتگران را به پای ماماتین می کشاند. خوزستان سرزمین افسانه هاست. درست به اندازه قدمتی که خاک این منطقه دارد، افسانه و اسطوره و قصه در سینه مردم شهر خوابیده. به رامهرمز که بروید، افسانه ها زنده تر می شوند و چشمه ماماتین، می شود سرچشمه شایعات: «در جنگ با اسفندیار رویین‌تن اژدها به هلاکت رسید و خون سیاهش به زمین ریخت. خونی که تا ابد از چشمه های قیر ماماتین خواهد جوشید.» باستان شناسانی که لوح‌های تخت ‌جمشید را مطالعه کرده اند، معتقدند که هخامنشیان از این چشمه‌های قیر برای ساخت بناهای تاریخی و حتی ابزار و وسایل و ظروفشان استفاده می کردند. چشمه هایی که تعداد آنها به ۱۰عدد می رسد و قیر و نفت خام را به رودخانه «رود زرد» می ریزند. کشف این ظروف قیری در تپه چغامیش دزفول که عمر آن به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح می رسد، شاهد خوبی بود که نشان می داد قیر در بعضی از بناهای تاریخی عیلامی هم کاربرد داشته است. در سال های بعد، قیر بیرون آمده از چشمه‌هایی که در اطراف آتشکده مسجد سلیمان قرار داشت، در صنایع نظامی و روشن کردن خشاب‌ها استفاده شد و این روزها، اهالی روستای قالند بهبهان تنها استفاده کنندگان از چشمه های قیر خوزستان هستند که قیر را برای تهیه ظروف بزرگ نگهداری نان خشک و درمان گرفتگی و شکسته بندی اعضای بدن شان استفاده می کنند.

چطور برویم؟ برای دیدن چشمه سیاه ماماتین باید به ۲۵ کیلومتری شمال شرق شهرستان رامهرمز در استان خوزستان سفر کنید و این میراث هزار ساله را از نزدیک ببینید. نمونه این چشمه های قیر طبیعی را می توانید در اندیکای مسجد سلیمان و منطقه اوقیلک بهبهان هم ببینید اما شاید هیچ کدام از این چشمه ها به اندازه چشمه های اژدهایی ماماتین معروف و دیدنی نباشند.

پارک جنگلی دزفول

2016523223556117503a

عباس آباد بخشی از جنگل های ملی دز است که در جنوب شهر دزفول و در کنار روستای با همین نام واقع شده است. جنگل های دز آخرین بازمانده جنگل های مناطق نیمه گرمسیری می باشند .فضای بیشه عباس آباد به صورتی بکر و زیبا در کنار رود دز گسترده شده و فاصله آن تا شهر حدود ۱۰ کیلومتری است. شهر دزفول به دلیل نوع پوشش درختان معمولا تمام سال سبز است اما در این بیشه زیبا درختان در فصول مختلف سال تغییر رنگ داده و می توان در آن به زیبایی پاییز و سایر فصول را لمس کرد.