توریستی

 
 

باغ گنبد سبز قم

مقابر-گنبد-سبز-(06)

مقابر گنبد سبز برج های آرامگاهی با قدمتی مربوط به دوره هشتم هجری هستند که در گوشه ی باغی کوچک و قدیمی به نام باغ گنبد سبز یا دروازه کاشان واقع شده اند . اين سه گنبد که از حيث هنر گچبري از نمونه هاي منحصر به فرد به شمار مي روند . با توجه به دو کتیبه تاریخی موجود ، این گنبدها مدفن امرای خاندان علی صفی فرمانروایان مستقل قم در قرن هشتم هجری قمری است ولی کتیبه سوم از بین رفته است و اطلاعی از تاریخ و نام صاحب گنبد در دست نیست . مقابر باغ گنبد سبز در پانزدهم دی ماه سال ۱۳۱۰ با شماره ۱۲۹ در فهرست آثار ملی ثبت شده است و سه جنوبی ، میانی و شمالی این اثر به عنوان یکی از آثار تاریخی استان قم به یادگار مانده است . گنبد جنوبی مدفن خواجه اصیل الدین ، فرزند علی صفی نیای بزرگ خاندان صفی و عموی بانی گنبد است . او نخستین شخص از این خاندان است که بر حکومت قم و مضافات آن دست یافت . در گنبد میانی سه نفر مدفون هستند . نخستین فرد که نام او در آغاز کتیبه آمده خواجه علی صفی است که شخصیتی سیاسی اجتماعی در قرن هشتم و دومین امیر خاندان صفی بود . دومین مدفون در این گنبد ، امیر جلال الدین است که در متون تاریخی سخنی از او به میان نیامده است . سومین فرد مدفون هم به عنوان برادر خواجه علی صفی نام برده شده است . کتیبه گنبد شمالی همانطور که ذکر شد از بین رفته است اما بر اساس شواهد و قرائن این گنبد هم مربوط به‌‌ همان دوره خاندان صفی است. گنبد‌های مقبره از دو پوسته گسسته رک تشکیل شده و پوسته خارجی به منشور شانزده ترکی و پوسته داخلی بصورت عرقچین است که بر روی بدنه استوانه‌ای شکل دوازده وجهی بنا قرار دارد . گنبدهای مخروطی بنا و خلاقیتی که در ساخت آن ها استفاد شده است بر منحصر به فرد بودن این اثر به خصوص در استان قم افزوده است.
عدم توجه به این بنا درطول زمان و فرسایش حاصل از تفاوت دما و گذر زمان سبب شد که پوسته خارجی گنبد جنوبی در طی زمان تخریب شده و فرو بریزد و به همین علت هم گنبد جنوبی متفاوت از دو گنبد دیگر به نظر می رسد . بر اساس تلاش‌هایی که در راستای ترمیم این بنا صورت گرفت پوسته داخلی آن در دوران معاصر تعمیر و بازسازی گردید . بدنه استوانه‌ای شکل بنا از بیرون به صورت دوازده وجهی است که ازداخل بنا به هشت ضلعی منظم تغییر شکل داده است و می‌توان نشانه‌های معماری اسلیمی را به وضوح در آن دید . به کار گرفته شدن اسامی الله، محمد و علی تصدیقی متقن بر اسلیمی بودن این بنا است . از دیگر ویژگی‌های این بنا به کارگیری رنگ‌های متعدد و متنوع در گچ بری‌های داخلی آن است، شمسه‌های به کار رفته در نمای بنا بر زیبایی‌ها آن افزوده است، همه این‌ها در ترکیب با کتیبه‌هایی با خطوط ثلث و کوفی هر چشمی را به خود خیره خواهد کرد. گچبری‌های داخلی بنا به صورت برجسته با رنگ سفید بر روی زمینه لاجوردی رنگ آرامشی را به فضای درونی بقعه بخشیده است که آن را مرهون سبک و سیاق معماری اسلیمی است . نقوش اسلیمی میان دو حاشیه نقش و نگار شده و با ترکیب خیره کننده آیات قرآن در میان نقش‌هایی از گل زیبایی‌های بصری بسیاری را خلق کرده است. بدنه داخل بناها از سقف تا نزديک سطح زمين با آرايش هاي ظريف گچبري و نقش و نگار ها و ترنج ها زينت داده شده و در هر يک سه کتيبه سراسري گچبري شده است.

دره ستارگان قشم

q9

در غرب روستای برکه خلف در فاصله ۵ کیلومترى از ساحل جنوبى جزیره قشم ، دره ستاره ها با قدمت حدود ۲ میلیون سال، بر اثر فرسایش خاک، سنگ و ماسه ناشى از باد و باران و رگبارها به وجود آمده است. دره ستارگان ، یکی از شاهکارهای کم نظیر طبیعت در جزیره زیباى قشم محسوب می شود که قدمت آن مربوط به دوره زمین شناسى و در حدود ۲ میلیون سال است. اهالى جزیره عقیده دارند که روزگاری، ستاره اى از آسمان به قلب جزیره افتاده و اشکال عجیبى را از خاک و سنگ و ماسه پدید آورده است. به این مکان در اصطلاح استاره افته و گاهى استار افتیده نیز گفته می شود اما، براى این پدیده کم نظیر زمین شناسى نام دره ستاره ها جا افتاده است. برخى از اهالى اعتقاد دارند که با تاریک شدن هوا، این دره محل رفت و آمد ارواح و اجنه بوده اما تاکنون صحت این مطلب ثابت نشده است. به دلیل شکل ویژه این دره و انواع حجم ها و پدیده هاى فرسایش موجود در آن، وزش بادهاى تند و گردش هوا در دره و تولید صدا باعث شده برخی از ورود به دره در هنگام شب خودداری نمایند.

ویژگى ها و دیدنى هاى دره ستاره ها سبب شد این دره به عنوان بخشى از ژئو پارک جزیره قشم جزو آثار طبیعى در سازمان یونسکو به ثبت برسد. ژئو پارک قشم با آثار زیباى طبیعى و تاریخى ، تنها ژئو پارک خاورمیانه می باشد. دره ستاره ها و دره چاه کوه ، پدیده هایى شگفت آور از فرسایش سنگ هاى رسوبى زمین هستند. دره ستاره ها، یکی از مکان های بسیار دیدنى شهر قشم بوده و مشابه این اشکال زمین شناسى را می توان فقط در کشور آمریکا مشاهده کرد. دره یا تنگه چاه کوه ، دره اى به عمق ۱۰۰ متر ، نمایش دیگرى از فرسایش سنگ هاى رسوبى است. گنبد و غارهاى نمکى که در جنوب جزیره قشم قرار دارند، دسترسى بسیار مشکلی داشته و از طریق یک جاده خاکى ما را به آنجا مى رساند. لایه هاى نمک، مربوط به دوره هاى جدید زمین شناسى هستند که در برخورد با گسل هاى پوسته زمین بالا آمده و گنبدهاى نمکى را به وجود آورده و در داخل این گنبدهاى نمکى، غارهاى نمکى قرار دارند. غار نمکى شماره ۳ قشم با ۶ هزار متر طول، بزرگترین غار نمکى جهان است. درون این غار ، رودخانه اى مارپیچ به عمق یک متر قرار دارد و رسوبات آهکی از نوع استلاکتیت و استلاگمیت هایى اعجاب آور ، باعث شگفتی تمامی افراد می شود. دره ستاره ها در واقع یک ناحیه فرسایش یافته از سوى آب هاى سطحى، رگبارهاى فصلى و تندبادها است. فلات اولیه که هنوز در بخش شمالى به صورت کم و بیش دست نخورده باقى مانده، در ارتفاع بین ۷ تا ۱۰ مترى از کف دره قرار دارد و جنس آن ماسه سنگ با سیمان آهکى سست و پر از پوسته هاى فسیلى است. از جمله بخش های دیگری که در این دره قابل مشاهده است می توان به  مخروط هاى نوک تیز، ستون ها و ستونک هاى فرسایشى، آرک ها و تیغه ها و دیواره هاى نوارى اشاره نمود. به دلیل سست بودن جنس لایه ها، انتظار می رود که پس از هر بارندگى شدید (که به ندرت اتفاق مى افتد) تغییرات محسوسى در شکل ظاهری دره ایجاد شود.

دره ستارگان در شب : دره ستارگان قشم در ساعات شب اسرارآمیز‌تر و جالب‌تر به نظر می‌رسد. اگر شانس بیاورید و هوا کاملا صاف باشد می‌توانید ستاره‌ها را در آسمان به وضوح مشاهده کنید. البته برای رصد ستارگان باید شبی را برای رصد انتخاب کنید که ماه هم در آسمان نباشد. وزش باد در میان صخره‌های دره صداهای عجیبی ایجاد می‌کند شاید همین صداهای عجیب باعث شده مردم محلی فکر کنند موجودت ماورایی در دره زندگی می‌کنند. واقعیت این است که ماهیت هر مکان در روز و شب تفاوتی ندارد. برای شب مانی در دره ستارگان باید مجوزی از حراست دره دریافت نمایید. اگر دوربین عکاسی حرفه‌ای به همراه دارید می‌توانید در هنگام شب تصاویر زیبایی را از دره ستارگان ثبت کنید. درباره داستان‌های عجیب و مرموز دره ستارگان، یک فیلم ایرانی هم ساخته شده است. فیلم اژدها وارد می‌شود نام این فیلم است که بسیاری از سکانس‌ها را در دره ستارگان تصویربرداری کرده‌اند.

گورستان صخره ای سیراف

bfdee82e4e2898261473103f71e21e0c

یکی از شگفت‌انگیزترین جاهای دیدنی سیراف قبرستان تاریخی آن واقع در دره لیرودی شیلو است. با قبرهای سنگی قدیمی که گذر زمان و دو زلزله مهیب در سال‌های دور هم موجب از بین رفتن آن نشده است. به این دلیل که این قبرستان برای مردمانی با ادیان مختلف در مقاطع تاریخی متفاوت مورد استفاده قرار گرفته است کارشناسان آن را قبرستان تمدن‌ها نامیده‌اند. در گذشته روی مرده‌های خود خاک نمی‌ریختند و فقط آنها را درون قبرهای سنگی می‌گذاشتند. در شمال غربی بندر طاهرى (محل ويرانه‌هاى شهر باستانى سيراف)‌ و در دامنه جنوبى ارتفاعات مشرف بر آن، قبرستان باستانى وسيعى وجود دارد. تعداد فراوانى گورهاى مستطيل شکل، عموما به طول ۲۱۰ سانتى‌متر و عرض ۵۰ سانتى‌متر و عمق ۴۰ تا ۶۰ سانتى‌متر در سنگ کنده شده و از ملاط ساروج براى هندسی سازی يا پوشش سطح خارجى قبرها استفاده شده است. شکل و اندازه و ردیف بندی و حتى ارتفاع سطح پهنه قبرستان تا حدودى از بين رفته است. در اين قبرستان عموما قبرها رو به غرب هستند. اين قبرستان را به زرتشتيان نسبت مى‌دهند. زرتشتيان ابتدا مرده‌ها را در گورهاى روباز قرار مى‌دادند تا در هواى آزاد گوشت آن‌ها تجزيه شود. سپس استخوان‌ها را جمع‌آورى کرده و در استودان‌ها مى‌گذاشتند. روبروى قبرستان غربى، قبرستان ديگرى وجود دارد که هر چه ارتفاع تپه زيادتر مى‌شود، ‌گورها بزرگ‌تر مى‌شوند و دهانه‌ها گشادتر و عمق بيشترى پیدا می‌کنند. در جلوى تپه به تبعيت از عوارض طبيعى، گورهاى عمودى با ارتفاع ۳ متر و عرض ۲ متر وجود دارند که مانند پهنه‌اى از کندوهاى زنبورعسل به‌طور مرتب در سراشيبى دامنه چيده شده‌‌اند. از عجايب شهر باستانى سيراف قبرستان آن و از عجايب اين قبرستان وجود اين رشته مقابر سنگى منظم و فراوان در سطح شیب‌دار و سرازيرى تند دامنه کوهستان با پلکان‌هاى سنگى عريض و بقاياى دو عمارت سنگى بر فراز آن‌ها است. به احتمال زیاد قبرهای سنگی قبرستان و گودال‌های حفر شده بر پهنه کوهستان سیراف در ابتدا به منظور جمع‌آوری و استحصال آب ایجاد شده‌اند و بعدها توسط افراد و به دلیل رخداد حوادث غیر مترقبه همچون زلزله یا بیماری طاعون و نیاز به دفن سریع مردگان به عنوان گورهای فردی یا خانوادگی مورد استفاده قرار می‌گرفت. با دقت بر گورهای یافته شده و وجود لایه‌ای از قشر نفوذناپذیر ساروج درون حوضچه‌های استفاده شده به‌ عنوان قبر، می‌توان به نکاتی درباره روش تأمین آب در شهر باستانی سیراف پی برد. این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شماره ثبت ۶۵۰۲ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

آبشار گویله مریوان

6047529_101

آبشار گویله مریوان در استان کردستان و در نزدیکی شهر مریوان واقع است. مریوان یکی از شهرهای دیدنی استان کردستان است که با طبیعت بکرخویش پذیرای علاقمندان زيادي می باشد. آبشار گویله در ۲۰ کیلومتری شهرستان مریوان در نزدیکی روستای گویله قرار دارد. این آبشار از بین جنگلهای پرپوشش منطقه مرزی کردستان در محور سقز- مریوان قرار دارد و ارتفاع آن به بیش از ۵۰ متر میرسد . لازم به ذکر است آبشار گویله از جاده ی سقز – مریوان قابل رویت است و مسافت آن تا جاده حدود ۱ کیلومتر است. یکی از چشم اندازهای زیبای مسیر سقز مریوان بعد از کوهستان عمدتاً سفید پوش چهل چشمه این آبشار زیباست که از بین پیچ وتاب های جاده جنگلی و قدیمی سقز- مریوان سر بر می آورد و به عمق دره می ریزد. مسیر پیاده روی آبشار گویله از کنار جاده هم قابل رویت است ولی برای رسیدن به آن احتیاج به یک کوه پیمایی سبک حدود یک ساعته دارید، از کنار جاده، مسیری به طرف پایین قابل رویت است و مسیر پاکوب درست از همانجا آغاز می شود، با دنبال کردن پاکوب ها راحت میتوانید تا زیر آبشار گویله بروید و از بزرگی و شکوه آن لذت ببرید.

باغ ارم شیراز

DSCN2416

باغ ارم شیراز به طور مسلم از دوره سلجوقیان و در تمام دوره آل اینجو و آل مظفر و گوركانیان وجود داشته و با توجه به اینكه سیستم فئودالی به طور كامل بر جامعه آن دوره حاكم بوده  بدون تردید بانیان و صاحبان باغ ارم كه باغی ارزشمند بوده، در آن زمان حكام وقت بوده‌اند. ‌احتمال می‌رود اتابك قراچه كه از طرف سنجر سلجوقی به حكومت فارس منصوب بوده  دستور احداث این باغ را داده باشد. بعد از وی تا جلوس شاه شیخ ابواسحاق اینجو كه احتمالاً باغ ارم را در تصدی داشت، اطلاعی از نحوه مالكیت این باغ در دست نیست. شاه شیخ ابواسحاق اینجو در سال ۷۴۲ ه.ق  جلوس نموده و در سال ۷۵۷ ه.ق كشته شد. پس از انقراض سلسله آل اینجو به وسیله آل مظفر، احتمالاً باغ ارم به مالكیت سلاطین آل مظفر در آمده  و در عهد شاه منصور آخرین پادشاه این خاندان كه به دست گوركانیان كشته شد، باغ در نهایت آبادانی و شكوه بوده است. از عصر صفویه به بعد،  باغ ارم در نوشته‌های جهانگردان، آباد و باشكوه توصیف شده است. در عهد كریم خان زند احتمالاً باغ ارم در مالكیت سران سلسله زندیه بوده و مانند سایر ابنیه و باغ های شیراز مرمت گردیده است. از اواخر دوره زندیه تقریباً بیش از هفتاد و پنج سال باغ ارم در تصاحب سران ایل قشقایی بود. خاندان جانی خان قشقایی كه از دوره فتحعلی شاه قاجار با سمت ایلخانی و ایل بیگی بر ایل قشقایی فرمانروایی می‌كردند، مدت مدیدی این باغ را در اختیار داشته و از آنجا به عنوان مقر فرمانفرمایی خود در شهر شیراز استفاده می‌كرده‌اند. نخستین ایلخان این خاندان یعنی جانی خان و پسرش محمد قلی خان عمارتی باشكوه در این باغ بنا نهادند. در اوایل دوره قاجاریه بعضی از سران ایل قشقایی كه مالكین سابق باغ ارم بوده‌اند در گوشه‌ای از این باغ به خاك سپرده شده‌اند كه در حال حاضر نشانی از این قبور در دست نیست. ساختمان عمارت این باغ در دوره ناصرالدین شاه قاجار هنوز مرغوب و قابل توجه بوده است. در دوره سلطنت ناصرالدین شاه، حاج نصیرالملك شیرازی باغ را از خاندان ایلخانی خریداری نموده و ساختمان فعلی موجود در باغ را به جای عمارت ایلخانی بنا نمود ولی احتمالاً اساس ساختمان قبلی را حفظ كرده است. پس از درگذشت حاج نصیرالملك در سال ۱۳۱۱ ه.ق تزئینات بنا و بعضی قسمت های ناتمام به وسیله ابوالقاسم خان نصیرالملك، مالك این باغ اتمام یافته است. در آن زمان توصیفی توسط فرصت‌الدوله شیرازی راجع به این باغ داده شده كه به شرح زیر می‌باشد: “… بستانی است بی مثال و گلشنی است بهشت تمثال …، سروهایش سر به افلاك كشیده، عماراتی دارد شاهانه مشتمل بر تالاری كه به واسطه دو ستون قوی پیكر برپاست و ارسی‌ها، گوشواره‌ها و اتاق ها و رواق های دیگر را از فوقانی و تحتانی داراست. آبشارهای متعدده از هر جانب آن روان است و سبزه‌های اطراف جویش چون خط بر گرد عارض نوش لبان. بنای اول آن را محمد قلی خان ایلخانی نهاده  سپس مرحوم حاجی نصیرالملك خریده و حكم به بنیاد عمارات مذكور داده. حاجی محمد حسن معمار… آن بنا را برآورده باغی دیگر برآن افزوده‌اند. آن نیز هوایش معطر است…، خلوتی دیگر دارد كه نارنجستانش نام نهاده‌اند. باربند و كوشكی هم برای آن قرار داده‌اند.”

دونالد ویلبر درباره باغ ارم شیراز چنین نگاشته است: “… برای مدت لااقل ۷۵ سال این عمارت در تصاحب خان‌ها و یا سران قبیله قشقایی بود. همین ساختمان هسته مركزی باغ به شمار می‌رود. در این موقع دیواری در وسط باغ احداث كردند و بدین ترتیب باغ به دو قسمت تقسیم گردید. باغ ارم محبوبیت فراوان خود را مدیون درختان مركبات و خیابان طویلی است كه در دو طرف آن سروهای باشكوه غرس گردیده و ساختمان جالب توجهی كه شاهد مهمان ‌نوازی بی دریغ ایل قشقایی بوده است. هرچند سال یك بار مقداری از درختان مركبات بر اثر سرمای سخت از بین می‌روند درحالی كه سروها در عرض پنجاه سال اخیر همچنان جذابیت خود را حفظ كرده‌اند … .” در تهیه طرح باغ، محور طولانی آن مشخص گردیده است. امروز كوشك اصلی، هسته مركزی این باغ  و جالب‌توجه ‌ترین جنبه آن را تشكیل می‌دهد. اطاق های طبقه زیرین تقریباً زیرزمین است و تالار مركزی آن را برای استراحت در روزهای گرم تابستان در نظر گرفته‌اند. نهر آب مستقیماً از این تالار می ‌گذرد و در سر راه خود قبل از اینكه به حوض بزرگی فرو ریزد استخر را پر می‌كند. دیوارها و كف این تالار از كاشی‌های رنگین پوشیده شده است. پلكانی این طبقه را به طبقه بالاتر و به راهروهایی كه به تالار بزرگ منتهی می‌گردد متصل می‌سازد. منظره جنوبی آن همان ادامه محور اصلی است و از طرف شمال چشم انداز آن را تپه‌هایی تشكیل می‌دهد كه در حاشیه رودخانه قرار گرفته است. در این محل نیز مانند بسیاری دیگر از ساختمان های شیراز كاشی های براق و سنگ های تراش میراث قدیم را از نو رواج می‌دهد. این قسمت سه گوش (سنتوری) منظره‌ای را متعلق به دوره ساسانیان كه با كاشی های رنگی زینت ‌شده نشان می ‌دهد درحالی كه در طبقه‌ای كه هم‌سطح زمین ساخته شده تخته سنگ های آهكی نسخه‌های تحریف شده‌ای است از نقوش برجسته دوره هخامنشیان كه در تخت جمشید دیده می‌شود. در سراسر این ناحیه وسیع بوته گل سرخ كمتر دیده می‌شود و به جای آن در گلخانه كه داخل آن را با چوب به طرز پلكانی ترتیب داده‌اند انواع گلها را در گلدان نگاهداری می‌كنند تا آنها را در نقاط اصلی در داخل كوشك و خارج آن قرار دهند.” باغ ارم پس از فوت ابوالقاسم خان نصیرالملك به فرزندش رسید و پس از چندی به یكی از سران ایل قشقایی فروخته شد. سپس به تصرف دولت درآمد و به دانشگاه شیراز واگذار شد.  دانشگاه شیراز مدتها به عنوان كاخ پذیرایی از آنجا استفاده می ‌نمود. در سال های ۱۳۵۰_۱۳۴۵ه.ش این باغ  با اعتبار واگذاری از طرف سازمان برنامه و بودجه و زیر نظر مسئولین وقت دانشگاه، تعمیر اساسی شده و زمین وسیعی نیز در حاشیه بلوار ارم و بلوار آسیاب سه‌ تایی به آن افزوده شده است. امروزه باغ ارم همچنان در اختیار دانشگاه شیراز می‌باشد و در حقیقت به تمام مردم تعلق دارد.