باستانی

 
 

آرامگاه پوریای ولی خوی

a9cbdb81-e9c2-487a-a33c-cae37399ae07

پوریای ولی یکی از پهلوانان ایرانی است که مقبره او از جاهای دیدنی آذربایجان غربی به حساب می‌آید. مقبره این پهلوان فقط به سنگ قبری ساده، چهار ستون سنگی مسقف و انگشتری با حکاکی پوریای ولی خلاصه می‌شود. اگر گذرتان به شهر خوی افتاد، راهی بلوار امام حسین (ع) شوید تا از آرامگاه این مرد بزرگ دیدن کنید.

پوریای ولی یکی از پهلوانان ایرانی است که نسبت به موقعیت آرامگاه او دو نظریه وجود دارد. به روایتی، مقبره پوریای ولی در شهر خیوه ازبکستان قرار دارد. طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالی فرزند پهلوان پوریای ولی بوده و با عنوان محمود قتالی بن پوریای ولی از او نام برده شده است. برخی از منابع کلمه «ابن» به معنی «فرزند» را حذف کرده‌اند و منابع معاصر نیز هر دو شخصیت را یکی فرض کرده‌اند. این اشتباه در دائره‌المعارف بزرگ اسلامی نیز تکرار شده است؛ اما باید توجه کرد که پهلوان محمود قتالی هرچند که عارف و پهلوان نامداری بود، هرگز در شهرت و نام‌آوری به پدرش پهلوان پوریای ولی نرسید. پس با اطمینان زیاد می‌توان گفت که آرامگاه پهلوان محمود قتالی، فرزند پوریای ولی، در شهر خیوه در ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورنگ مرکز خوارزم ازبکستان قرار دارد. مقبره‌ دیگری نیز در شهر خوی به وجود دارد که مردم شهر آن را با نام مقبره پیر ولی یاد می‌کنند. در سال‌های اخیر یادمانی بر فراز مقبره پوریای ولی ساخته شده است که شامل چهار ستون سنگی با سقفی روی آن می‌شود. در کنار این یادمان انگشتری با حکاکی پوریای ولی قرار دارد که جلوه زیبایی را به وجود آورده است. در بسیاری از اسناد مهم تاریخی در رابطه با این مقبره که از جاهای دیدنی استان آذربایجان غربی در خوی به شمار می‌رود، صحبت‌هایی به میان آمده است. در طوماری قدیمی که در عهد صفویه روی پوست آهو نوشته شده بود، صراحتا آمده است که پهلوان پوریای ولی از شهرستان خوی بود. متن کامل و تصویر این طومار در کتاب «ورزش باستانی ایران» نوشته دکتر پرویز ور جاوند وجود دارد. در کتاب «مرآت الشرق» زندگینامه پهلوان پوریای ولی و وجود مزارش در گورستان «پیر ولی» خوی ذکر شده است. مرحوم پرتو بیضایی در کتاب «تاریخ کشتی ایران» به بررسی زندگی پوریای ولی پرداخته بود و ضمن نقل روایاتی از زندگی پوریای ولی در خوی، به کشتی پهلوان با پهلوانی به نام «شیردل» از تبریز در مقام کهنه‌سواری اشاره می‌کند که در میدان «خوی سرماس» اتفاق می‌افتد.

پوریای ولی کیست؟ پوریای ولی، پهلوان ایرانی است که در ورزش‌های زورخانه‌ای پیشینه زیادی داشت و نام اصلی او در بسیاری از منابع «پهلوان محمود خوارزمی» متخلص به قجالی یاد شده است. زادگاه و بقعه پوریای ولی، یک علامت سوال بزرگ است که همیشه محققان و نویسندگان را ‌به شک و تردید وا‌داشته است. در رابطه با زادگاه او اختلاف‌های زیادی وجود دارد. بعضی او را از مردم گرگانج (از شهرهای خوارزم) و برخی او را از گنجه می‌دانند. در کتاب‌های مختلف مرگ پوریای ولی را سال ۷۲۲ هجری قمری و سال تولدش را ۶۵۳ هجری قمری ذکر کرده‌اند. یکی از قاطع‌ترین سندها در رابطه با زادگاه پوریای ولی از عصر صفوی به‌ دست آمده و در آن گفته شده که این پهلوان از مردم خوی و سلماس بوده است. پهلوان پوریای ولی در دوران جوانی کشتی می‌گرفت و از دلایل اصلی شهرت جهانی او سفرهایش به کشورهای مختلف از جمله آسیای میانه و هندوستان و شهرهای ایران بود. او در شهرهای مختلف کشتی می‌گرفت و به‌دلیل قدرت بالای بدنی و تبحر در کشتی، به‌سرعت سر زبان‌ها افتاد. داستان معروفی از پوریای ولی در بین مردم خوی سینه‌به‌سینه نقل شده است که علت اسطوره‌شدن او را نشان می‌دهد. طبق این داستان، جوانی فقیر، عاشق دختر حاکم می‌شود. از آنجا که او از طبقه پایین جامعه بود، نمی‌توانست عشقش را به دختر حاکم ابراز کند. به همین دلیل بر بستر بیماری می‌افتد. مادر جوان یتیم، به‌دنبال درمان پسر متوجه عشق او به دختر حاکم می‌شود و به‌دلیل تداوم بیماری پسر، عشق او را با حاکم در میان می‌گذارد. حاکم برای پسر شرطی قرار می‌دهد و آن شرط هم بردن کشتی از پوریای ولی است. به این ترتیب، مادر جوان نذری در مسجد خوی می‌کند و از قضا پوریای ولی نیز در همان روز در مسجد حضور پیدا می‌کند و از مادر علت نذر را می‌پرسد. پوریای ولی بر سر دوراهی شهرت و جوانمردی، جوانمردی را انتخاب می‌کند و از پهلوان جوان عاشق می‌بازد. همین باخت باعث از بین رفتن شهرت او می‌شود و راز وقتی فاش می‌شود که پوریا از دنیا رفته بود. جالب اینکه پوریای ولی در زمان خود شاعر بود و رباعیات وی در بین شاگردانش اعتبار فراوانی داشت. برخی پوریای ولی را یکی از عوامل پیشرفت ادبیات آسیای مرکزی و ایران می‌دانند.

 

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید نمادی از شکوه و عظمت در ایران باستان و یکی از جاهای دیدنی شیراز است. شاید بتوان منطقه تخت جمشید و بناهای باقی مانده در آن را از مهم‌ترین اسناد تاریخ تمدن در جهان دانست. ازاین‌رو، دانشمندان و باستان‌شناسان برجسته‌ای از سراسر جهان برای بازدید از تخت جمشید به ایران سفر کرده‌اند. تخت جمشید یادگار پادشاهان هخامنشی از ۲۵۰۰ سال پیش در ایران است. با توجه به عظمت امپراتوری هخامنشیان در ایران باستان که بخش قابل توجهی از شرق جهان را شامل می‌شد، می‌توان به شکوه مقر فرماندهی این پادشاهان در تخت جمشید پی برد. آنچه باعث جلب توجه جهانیان به تخت جمشید می‌شود، تنها قدمت تاریخی این شهر باستانی نیست. باستان‌شناسان از مطالعه دقیق روی کتیبه‌ها و آثار به دست آمده از این منطقه، به پیشرفتگی تمدن در ایران باستان پی برده‌اند. قوانین اجتماعی دوران هخامنشیان نیز تعجب بسیاری از تاریخ‌دوستان را برانگیخته است. تخت جمشید را در جهان به‌عنوان نماد تمدن پارسی ایران زمین می‌شناسند. محوطه تخت جمشید که از جاهای دیدنی استان فارس است و در نزدیکی مرودشت شیراز قرار دارد، شکوه معماری کاخ پادشاهان در عصر ایران باستان را نشان می‌دهد. پادشاهان هخامنشی در اوج قدرت، کاخ‌های سنگی خود را در دل کوه و در نزدیکی شهر شیراز بر پا کردند تا برای آیندگان تصویری روشن از گستره فرمانروایی خود به یادگار بگذارند. تخت جمشید را در جهان با نام «پرسپولیس» می‌شناسند که این نام به زبان یونانی است. ستون‌ها، سر ستون‌ها، کتیبه‌ها، نقش برجسته‌ها، کاخ‌ها و دروازه‌های باقی مانده در محوطه تخت جمشید، از مشهورترین آثار تمدن در جهان به شمار می‌آیند. محوطه تخت جمشید که نام دیگر آن «سرزمین پارسه» نیز هست، گردشگران زیادی را از سراسر جهان، در طول سال به شیراز می‌کشاند.

ساخت بنای تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش و در دامنه کوه‌های رحمت، توسط داریوش هخامنشی آغاز شد. در ساخت بنای تخت جمشید معماران و هنرمندان بی‌شماری شرکت کردند و این بناهای عظیم توسط کارگران زن و مرد ساخته شده‌اند؛ اما آنچه در تاریخ بر ارزش تخت جمشید می‌افزاید شیوه رفتار پادشاهان هخامنشی با کارگران است، که در ایران باستان در قبال زحمت کارگران به آن‌ها حقوق و مزایای مناسب پرداخت می‌کردند. بنا بر اطلاعات موجود در کتیبه‌ها، ساخت بنای تخت جمشید در حدود ۱۲۰ سال به طول انجامیده است. فرهنگ برجسته حاکمان ایران باستان در زمان هخامنشیان، سبب شهرت دو چندن تمدن ایران باستان در جهان شده است. زمان آغاز ساخت بناهای تخت جمشید به سال ۵۱۸ پیش از میلاد یعنی در حدود بیش از ۲۵۰۰ سال پیش باز می‌گردد. داریوش اول که سومین پادشاه هخامنشیان بود، دستور به ساخت کاخی عظیم در کوه‌های اطراف مرودشت داد؛ اما مراحل ساخت عمارت‌ها و مجسمه‌های تخت جمشید زمان زیادی به طول انجامید و در دوره پادشاهان بعدی نیز ادامه داشت. هرکدام از کاخ‌های موجود در محوطه تخت جمشید در زمان یکی از پادشاهان هخامنشی ساخته شده است. شکوه و زیبایی بناهای تخت جمشید امروزه نیز باعث شگفتی طراحان و مهندسان می‌شود؛ تا جایی که ساخت چنین مجموعه‌ای عظیم را در زمان حال حاضر و با وجود امکانات گسترده ساده نمی دانند. با توجه به کتیبه‌های باقی مانده از هخامنشیان در مکان‌های مختلف، هدف داریوش از ساخت این بنا را می‌توان به جا گذاشتن نمادی از ایران باستان مترقی دانست. برای برپا کردن کاخ‌ها و عمارت‌ها، تا چندین سال کارگران مشغول به کندن کوه‌ها و هموار سازی سطوح کوهپایه‌ای بودند. اصلی‌ترین ماده در ساخت بنای کاخ‌ها سنگ بود که از انواع آن‌ها با مقاومت‌های مختلف استفاده می‌شد. تراشیدن سنگ‌ها و صیقلی کردن آن‌ها در قطعات بزرگ و حمل آن‌ها به ارتفاع از جالب توجه‌ترین بخش‌های ساخت کاخ‌ها است که توجه مهندسان، معماران و طراحان امروزی را جلب می‌کند.

ساخت و تکمیل کاخ‌های تخت جمشید تا اواخر حکومت هخامنشیان همچنان ادامه داشته است؛ اما بخش‌های زیادی از این بناها در زمان داریوش اول، خشایارشاه و اردشیر اول ساخته و تزئین شدند. کاخ‌های مجلل تخت جمشید تا سالیان دراز محل سکونت پادشاهان هخامنشی بود و تا امروز نیز از برجسته‌ترین و ماندگارترین اسناد تاریخی ایران باستان به شمار می‌روند. انتخاب کوه‌های اطراف مرودشت نیز توسط داریوش اول، با توجه به موقعیت مکانی کوه نسبت به طلوع و غروب خورشید، جلگه‌های سرسبز در محیط اطراف آن و قرار گرفتن این منطقه در مسیر راه شاهی، بسیار هوشمندانه بوده است. در سال‌های اخیر به‌دلیل آسیب‌های زیادی که به بناهای تخت جمشید وارد شده بود، بارها این محوطه را مرمت کرده‌اند. در سال‌ ۱۳۰۹ بازسازی تخت جمشید زیر نظر گروه باستان شناسی آمریکایی قرار داشت که طی عملیات خاک‌برداری، کتیبه‌ خشایارشاه کشف شد و به این ترتیب توانستند کاخ ملکه خشایارشاه را شناسایی کنند. چند سال بعد و توسط گروهی آلمانی در سال ۱۳۱۴ کار بازسازی بخشی از کتیبه‌ها و استحکام بنای کاخ‌ها و ستون‌های کاخ آپادانا انجام شد. روند بازسازی تا سال ۱۳۱۹ ادامه پیدا کرد که منجر به کشف آثار و کتیبه‌های بسیاری از این منطقه شد. بخش زیادی از این آثار در موزه تخت جمشید قرار دارند و از تعدادی از آثار کشف شده در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود؛ اما متاسفانه آثار زیادی نیز از کشور خارج شده‌اند و در موزه‌ها و کتابخانه‌های اروپا و آمریکا قرار گرفته‌اند. در سال‌های اخیر تدبیرهایی برای حفاظت بیشتر از محوطه تخت جمشید و آثار باستانی موجود در آن اندیشیده‌اند و بازسازی بخش‌های مختلف آن هم‌چنان ادامه دارد.

تخت جمشید قبل از ویرانی : دوران شکوه تخت جمشید تا حمله اسکندر مقدونی به ایران ادامه داشت. در سال ۳۳۴ پیش از میلاد اسکندر مقدونی به‌همراه سپاهیان خود به ایران حمله کرد و پس از رسیدن به مقر پادشاهی هخامنشیان، خانه‌ها را غارت کرد و میراث تخت جمشید را به آتش کشید. نفرت و کینه اسکندر از پادشاهان قدرتمند هخامنشی باعث شد تا اسکندر کاخ خشایارشاه را به اتش بکشد؛ اما آتش به سایر نقاط سرایت کرد و سبب نابودی قسمت‌های گسترده‌ای از تخت جمشید شد. پیش از ویرانی تخت جمشید، کاخ‌ها و عمارت‌های هخامنشیان به‌دلیل قرار داشتن در یکی از بهترین نقاط ایران در پای کوه رحمت یا مهر که میترا نیز خوانده می‌شد، بسیار خوش منظره بود و چشم‌انداز زیبایی به دره‌ها و جلگه‌های اطراف داشت. داخل تخت جمشید محوطه‌ای شبیه به شهرک بود و حد فاصل بین کاخ‌ها را خیابان کشی کرده بودند. طراحی داخلی تخت جمشید با توجه به معیارهای مهندسی و معماری امروز بسیار پیشرفته بوده است و در تقسیم‌بندی محله‌های داخلی نظم و طراحی مدرن به چشم می‌خورد. کاخ‌های تخت جمشید کاربری‌های متفاوتی داشتند و از هرکدام از آن‌ها در مراسم و جشن‌های مختلفی استفاده می‌شد. سیستم لوله کشی آب و فاضلاب در تخت جمشید از جالب توجه‌ترین نکات معماری به شمار می‌رود. بین خیابان‌ها آبراهه‌ها به شکلی حفاری شده بودند که آب باران و آب‌های جاری در آن‌ها روان و از داخل کانال‌ها در مسیر مشخص هدایت می‌شدند. به‌طور کلی، معماری بنای کاخ‌ها، تزیینات داخلی، محوطه سازی تخت جمشید، سبک شهرسازی، تفکیک مناطق مسکونی از سکونتگاه شاهی و طراحی تخت جمشید، با توجه به معیارهای امروزی و پس از گذشت بیش از ۲۵۰۰ سال، سندی پر افتخار از ایران باستان است.

قدمت تخت جمشید : قدمت بناهای تخت جمشید از ۲۵۰۰ سال فراتر می‌رود. در نقاطی از ایران آثار تاریخی به جا مانده از ایلامیان و حکومت‌های اولیه در ایران باستان کشف شده‌ است؛ اما تخت جمشید را با توجه به عظمت و شکوه بالایی که دارد، می‌توان برجسته‌ترین اثر تاریخی از دوران باستان در ایران دانست. شهرت تخت جمشید جهانی است و در بسیاری از موزه‌های معروف جهان از نمونه‌ آثار کشف شده در تخت جمشید نگهداری می‌شود. گرچه تخت جمشید در کشور ایران قرار دارد، به‌لحاظ ظرفیت‌های برجسته تاریخی و دارا بودن نشانه‌هایی از قدیمی‌ترین تمدن‌های تاریخی، گنجینه‌ای عظیم برای تمام مردم دنیا به شمار می‌رود. ازاین‌رو، نام تخت جمشید به‌عنوان دومین اثر تاریخی و فرهنگی در ایران، در سال ۱۹۷۹ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

 

قلعه کنجانچم ایلام

365157_277

قلعه کنجانچم از جاهای دیدنی مهران به شمار می‌رود و در ۱۵ کیلومتری شمال شهر مهران در منطقه امیرآباد در میان تنگه‌ای موسوم به کنجانچم و در نزدیکی رودخانه کنجانچم ساخته شده است. این قلعه در جاده ایلام-مهران در مسیر راه کربلا قرار دارد. سابقه قلعه کنجانچم به اواخر دوره قاجار می‌رسد. این قلعه در سال ۱۳۲۶ هجری قمری به دستور غلام‌رضا خان ابوقداره آخرین والی ایلام ساخته شد. قلعه مزبور به قصد سکونت خاندان والی در فصل زمستان ساخته شد که مقر حکومتی خود را در آن قرار داد و برای گرفتن عوارض و مالیات از آن استفاده کرد. این اثر تاریخی در ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۷ با شماره ثبت ۲۷۴۳ به‌عنوان یکی از آثار تاریخی ایران ثبت ملی شد. امروزه این قلعه با خلاقیت، ابتکار و بازاریابی مناسب به یکی از مراکز مهم گردشگری کشور تبدیل شده است. تلفیق مناظر اطراف با نمای قلعه، جلوه‌ای زیبا به این مکان گردشگری داده است.

معماری قلعه کنجانچم : قلعه کنجانچم دارای ابعاد مستطیلی و در یک طبقه با زیرزمین ساخته شده است. قلعه به شیوه چهارایوانی با سقف‌های قوس‌دار نیم‌دایره و طاق گهواره‌ای بنا شده است. قلعه کنجانچم شامل اتاق‌های مرتبط به هم، حمام، برج نگهبانی و قسمت مسکونی و دیوان‌خانه است. قلعه سه ورودی دارد و دارای چهار برج دیده‌بانی است. تمام اتاق‌های قلعه به وسیله درهای تو در تو به هم وصل شده است و ارتباط ورودی به تمام اتاق‌ها و حیات اصلی به وسیله راهروهای پوشیده صورت می‌گیرد. نمای خارجی آن از سنگ تشکیل شده است. حمام قلعه کنجانچم نیز در پشت ساختمان قلعه ساخته شده است. این بخش از بنا شامل سه اتاق، یک راهرو اختصاصی و خزینه است که از طریق کانال و تنبوشه‌های سفالی آب آن تامین می‌شده است. مصالح به کار رفته در ساخت این حمام سنگ و گچ بوده‌اند. در طراحی قلعه فضاهای مختلف مورد نیاز مثل استراحتگاه، اندرونی، حرمسرا، اصطبل، سیاه‌چال، حمام، مطبخ و شاه-نشین و هشتی در نظر گرفته شده است. سرویس بهداشتی در فضای داخل برج نگهبان قرار دارد. مصالح به کار رفته در قلعه تماما بومی بوده و در همان محل تهیه شده‌اند. در میانه طول جنوب شرقی قلعه، ورودی زیبایی با کمی شکستگی رو به بیرون وجود دارد که تاکید بیشتری را القا می‌کند. ورودی با نمایی با دو جرز پیش آمده در طرفین درگاه و دو طاق‌نمایی که جزرها را به دیواره اصلی قلعه متصل می‌کند زیبایی خاصی دارد. در پس درگاه، ورودی هشتی جای دارد که با چرخشی ۹۰ درجه به دالان ارتباطی منتهی به حیاط، متصل می‌شود. فضای ورودی شامل پیش‌تاق، درگاه، سکو و هشتی و… است. قلعه کنجانچم، دارای معماری درون‌گراست و بیرونی آن کاملا ساده و فاقد هرگونه تزیین ساخته شده است. چهار برج دیده‌بانی در چهار راس بنا، ساخته شده است. نصب کنگره‌های دیده‌بانی بر روی دیوار، داشتن دست‌انداز بلند دیوار از لبه خارجی و تعبیه نمودن سوراخ‌هایی به صورت اریب برای نگهبانی و حراست از تمامی اضلاع قلعه به خوبی نمایان است و بنا را از یکنواختی خارج کرده است. قاب‌بندی اطراف طاق‌های ورودی قلعه با آجر و سطح داخلی آن به صورت گلچین آجری در نقش حصیری نماکاری شده و در لبه قوس یک گره چینی آجری کار شده است. نمای سر در تمام اتاق‌های قلعه که رو به حیاط مرکزی هستند، به همین روش، قاب‌بندی و تزیین شده‌اند. قاب‌بندی آجری در نمای دیوار هشتی ضلع شمال شرقی و قوس‌های نیم‌دایره از نوع گچی در فضاهای بین قوس‌ها بخش دیگری از تزیین‌های آجری در قلعه است. وجود گچ‌بری در نقوش ساده، تلفیق خطوط و گل‌برگ‌های ریز در اطراف طاق‌نماها و بدنه‌های دیوار قلعه، از تزیین‌های داخلی اتاق‌هاست.

قلعه تاریخی کنجانچم در سال ۱۳۸۵ توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مرمت شد. تسطیح و رکلاژ سطوح خاک‌ریزی و خاک‌برداری پی‌ها-پی‌کنی کانال کشی-تهیه و نصب بلوک‌های بتنی جدولی با بندکشی، تهیه و اجرای بتن پشت جدول، تهیه و اجرای کرسی چینی، تهیه و اجرای لوله برق، تهیه و اجرای لوله آب، تسطیح و رگلاژ مسیر دسترسی، آجرفرش اطراف قلعه همراه بندکشی و اجرای آب‌نما از جمله خدمات عملیاتی است که روی این قلعه انجام شد. عملیات مرمت قلعه همچنین شامل دیوارچینی ضلع غربی، تعمیرات داخل اتاق‌ها، مرمت حوض حیات، هدایت آب‌های داخل به خارج قلعه و قسمتی از سقف قلعه می‌شد. نوع مصالح استفاده شده برای مرمت قلعه استفاده از سنگ‌های رودخانه‌ای و گچ نیم‌کوب بوده است. قلعه کنجانچم که به دستور غلامرضاخان ابوقداره، آخرین والی ایلام به‌عنوان قلعه زمستانی در عصر قاجار ساخته شده بود، به دلیل بارش باران و وقوع سیل در سال ۱۳۹۴ نیز دچار آسیب شد و با وجود استحکام فراوانی که داشت به دلیل برخورد ساعقه به آن، دیوار جنوبی قلعه، به طول ۱۵متر تخریب شد. مهران یکی از شهرستان‌های جنوبی استان ایلام است که آثار ارزشمند تاریخی توام با موقعیت ویژه مرزی از نظر تردد و مبادلات تجاری دارد. با این وجود، مهران همچنان عنوان منطقه محروم را یدک می‌کشد. یکی از آثار ازرشمند در این منطقه قلعه کنجان‌است که مربوط به سلسله محلی والیان پشتکوه است که در اواخر قاجاریه بنا نهاده شده است. این قلعه دارای پتانسیل بسیار بالا برای تبدیل شدن به یک مکان گردشگری است. با سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری تاریخی-فرهنگی امروزه می‌توان بخشی از نیازهای شهرستان در حوزه اقتصاد و اشتغال را مرتفع ساخته و با ورود آثار تاریخی گذشته به زندگی روزمره، می‌توان مهمترین گام را در حفظ و صیانت از این منابع تاریخی ارشمند برداشت.

تل خسرو

9650a380-2aac-44ef-9ef5-aa4617205010

تل خسرو که با نام تپه خسرو نیز شناخته می‌شود، از جاهای دیدنی یاسوج است که سابقه آن به هزاره پنجم پیش از میلاد بازمی‌گردد. مردم محلی تپه را متعلق به کیخسرو پادشاه کیانی می‌دانند. تل خسروی که امروزه «تل خسرو» ناميده مى‌شود، تپه‌اى در جنوب شهر ياسوج است که در فاصله‌اى کمتر از ۵ کيلومترى آن قرار دارد. تل خسرو، تپه‌ای با ارتفاع ۲۰ متر است که بلندترین و مهم‌ترین محوطه باستانی این دره شمرده می‌شود که تنها محوطه استقراری و سکونت دایم این دره محسوب می‌شود. این تپه که ۱۵۰ متر درازا و ۱۲۰ متر پهنا دارد، در دهه ۸۰ خورشیدی به وسیله باستان‌شناسان مورد کاوش قرار گرفت و نشان داد قدمتی چندین هزار ساله دارد. پایین‌ترین لایه‌های این تپه باستانی آن را مربوط به هزاره پنجم پیش از میلاد و بالاترین لایه‌ آن، مربوط به یک قلعه قاجاری است. بیشترین ارتفاع تپه مربوط به نیمه شمالی و شمال شرق آن است. طیف وسیعی از بقایایی فرهنگی به‌خصوص سفالینه‌های نارنجی و خاکستری، ابزار سنگی، قطعات شکسته، خشت پخته و… در سطح محوطه تا شعاع ۵۰ متری آن مشاهده شده است. تپه یا تل خسرو که اثری با سابقه محسوب می‌شود در استان کهکیلویه و بویراحمد و در روستای تل خسرو قرار و در ۵ کیلومتری یاسوج قرار گرفته است. برخی تصور می‌کنند نام تل خسرو برگرفته از نام پادشاه ساسانی ایران خسروپرویز است، اما اگر از اهالی این روستا در مورد این نام پرسش شود، آن‌ها قدمت روستا را به کیخسرو اساطیری فرزند سیاوش از پادشاهان کیانی ایران می‌رسانند. در علت نام‌گذاری تل خسرو، دو روایت در نزد مردم روستا موجود است که هر دوی آن‌ها به واگذاری پادشاهی کیخسرو به لهراسب ختم می‌شود. روایت این تل را اهالی روستای تل خسرو چنین تعریف می‌کنند: زمانی که به کیخسرو سروش الهی رسید که به دشت یاسوج بیاید، وی به سوارانش دستور داد که هرکدام توبره‌ای خاک روی هم بریزند تا تپه‌ای شکل بگیرد. سپس کی خسرو بر بالای تل می‌رود و لهراسب را به جانشینی برمی‌گزیند. این که آیا چنین داستانی واقعیت داشته یا ساختگی است مشخص نیست و تنها یک شاهد می‌توان برای آن آورد. در شاهنامه فردوسی پس از اینکه کی خسرو تاج بر سر لهراسب گذاشت به غاری در رشته‌کوه دنا (که اکنون با نام غار کیخسرو شناخته می‌شود) می‌رود و عروج می‌کند. برخی از مردم محلی نیز روایت دیگری دارند و آن روایت این است که وقتی کیخسرو در کنار چشمه پرآب، مزرعه بزرگی می‌بینید که پیرمردی ضعیف و تنها در جمع‌آوری محصول عاجز مانده است. کیخسرو دستور می‌دهد سپاهیان هر یک دسته‌ای از محصول را به کمک او جمع‌آوری کنند. پس از جمع‌آوری سریع محصول توسط سپاه، خسرو از پیرمرد پرسید: ای پیرمرد بگو در کار کردن دست جمع بهتر است یا دست کم؟ پیر می‌گوید: دست جمع. سپس می‌پرسد: موقع خوردن دست جمع بهتر است یا دست کم؟ پیر می‌گوید دست کم. خسرو از بخل وی آزرده و خشمگین می‌شود و دستور می‌دهد هر یک از لشکریان یک توبره خاک در کنار آن چشمه روی‌هم بریزند که با این کار در وسط آن دشت صاف تپه نسبتا بزرگی ایجاد می‌شود. برای آنکه در حال سخنرانی همه لشکر او را ببینند به بالای تپه می‌رود و ضمن نصیحت لشکریان خود به عدالت و انصاف و مردم‌داری و نیک نفسی و وطن‌پرستی، جانشین خود (لهراسب) را بنا به خوابی که دیده بود، به جانشینی خود انتخاب می‌کند. بر اساس روایات محلی‌، کیخسرو کاخی بر سر این تل یا تپه بنا نهاده بود که پرفسور گاوبه، آثار آن را به‌صورت عمارتی با آجرهای زرد چهارگوش و آجرهای سرخ از نوع آجرهای پل علیایی بهبهان (ارجان قدیم) مشاهده کرده و این مکان را به پیش از دوره هخامنشیان مربوط دانسته است. تل خسرو در سال ۱۳۷۶ با شماره ۱۵۵۲ در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسید. شمال شرق تپه باستانی که مربوط به دوره اسلامی بود تسطیح و به زمین کشاورزی تبدیل شده است. با این حال در این بخش نیز قلوه‌سنگ‌ها و سفال‌های به دست آمده نشان‌دهنده آثار تاریخی در این مکان است. اسطوره‌های کهن ایران زمین در کهگیلویه و بویراحمد مثل رویدادهای واقعی هستند که در اذهان مردم این دیار جاودانه مانده‌اند. آثار باقی‌مانده در این استان که طبیعتی بی‌نظیر دارد، باید بیشتر از گذشته مورد توجه مسئولان و باستان‌شناسان قرار گیرد تا شاید بتواند رازهای چندین هزار ساله خود را برای نسل‌های کنونی بازگو کند. اگر سری به یاسوج زدید در ۵کیلومتری خود می‌توانید از این تپه اساطیری دیدن کنید. بدون شک علاقه‌مندان به تاریخ اساطیری و باستانی ایران، از دیدن این تپه عظیم و بازمانده‌های تمدن ایرانی در ۵۰۰۰ سال پیش لذت خواهند برد.

مسجد پیغمبر همدان

4b8cc76f-12a8-4985-80c5-90225387f78a

مسجد پیغمبر همدان محل دفن حضرت حجی (ع) از پیامبران بنی‌اسرائیل است. بر اساس برخی از مستندات تاریخی، این پیامبر و مردخای در زمان بخت‌‌النصر به‌عنوان اسیر به ایران آمدند و در شهر همدان درگذشتند. هر چند از قدمت و تاریخ ساخت مسجد اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ اما برخی شواهد از بازسازی آن در دوره قاجار خبر می‌‌دهند. مسجد دارای یک در ورودی اصلی و شبستان است. سنگ مزار پیغمبر در زیر ضریح چوبی مشبک و سبز زنگ قرار دارد و آن را با کاشی‌های فیروزه‌ای رنگ و آبی پوشانده‌‌اند. مسجد پیغمبر به‌عنوان یکی از دیدنی های همدان، در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شماره‌ی ثبت ۳۲۴۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.