باستانی

 
 

شهر سوخته

hhi40

شهر سوخته بر اساس یافته‌های باستان شناسی از قدیمی‌ترین تمدن‌های جهان به شمار می‌رود. این شهر به دلیل ظرفیت‌های برجسته تاریخی و حجم بالای آثار مکشوفه، منطقه‌ای ارزشمند برای باستان شناسان و علاقمندان به تاریخ است. در سفر به شهر سوخته به موزه‌ای بزرگ و صحرایی وارد می‌شوید که هر گوشه آن گنجی در خود نهفته دارد. در منطقه وسیع شهر سوخته، جاذبه‌های تاریخی زیادی به چشم می‌خورند، گرچه با توجه به ارزش بالای این شهر، می‌توان گفت که شهر سوخته در میان دیگر جاذبه‌های گردشگری ایران مهجور مانده است. آب و هوای گرم و خشک و شرایط اقلیمی سیستان و بلوچستان و کمبود امکانات رفاهی در این خطه از دلایل عدم توجه کافی گردشگران به شهر سوخته هستند. شهر سوخته از جاهای دیدنی زابل به شمار می‌رود و در استان سیستان و بلوچستان در منتهی الیه شرقی کشور قرار دارد. این منطقه باستانی در گذشته شاهراه ارتباطی شبه قاره هند و آسیای مرکزی با تمدن‌های حاشیه خلیج فارس بوده است. در حقیقت شهر سوخته بخش وسیعی از تمدن کهن ایران و ریشه‌های فرهنگی شرق فلات ایران را در بر می‌گیرد و مرکز شهرنشینی در عهد باستان به شمار می‌رود. شهر سوخته یکی از بزرگ‌ترین شهرهای ایران باستان و از مهم‌ترین تمدن‌های شرق فلات ایران نیز بوده است و اطلاعات جامعی در خصوص فرهنگ، اقتصاد و اجتماع ایران باستان در دشت سیستان ارائه می‌دهد. در بررسی‌های باستان شناسی در شهر سوخته و مطالعات گسترده تاریخ شناسان در این خطه، سیر تحول چشمگیری در زمینه‌های بازرگانی داخلی، تجارت خارجی، شهر نشینی و معماری، پزشکی، هنر، کشاورزی، جانور شناسی، زمین شناسی و همه علوم وابسته به این موارد، در این منطقه به چشم می‌خورد.

از شهر سوخته با نام‌های دیگری از قبیل «شهر هنر»، به دلیل کشف آثار برجسته هنری و صنایع دستی و «شهر علم»، به سبب کشف یافته‌های برجسته علمی به خصوص در زمینه علم پزشکی نیز یاد می‌شود. اما یکی از جالب توجه‌ترین نکات درباره شهر سوخته، عدم وجود برج و باروهای جنگی در این شهر برخلاف شهرهای اطراف آن است. شهر سوخته دروازه هم نداشته است که نشان از تعامل ساکنان آن با شهرهای اطراف می‌دهد. عدم وجود سلاح‌های جنگی در میان وسایل کشف شده از این منطقه نیز، بر این مطلب صحه می‌گذارد و به همین دلیل به شهر سوخته لقب «شهر صلح» را نیز داده‌اند. اشیای ارزشمند کشف شده در شهر سوخته، از تنوع هنرهای گوناگون مانند سفال‌گری، خراطی، جواهر سازی و بافندگی در شهر سوخته خبر می‌دهند. از سال ۱۹۶۷ میلادی، یعنی در حدود ۵۳ سال پیش، باستان شناسان انگلیسی و ایتالیایی کار حفاری و کاوش در محدوده شهر سوخته را آغاز کردند. بعد از انقلاب پس از وقفه‌ای طولانی، از سال ۱۳۷۴ کاوش‌های باستان شناسی زیر نظر اساتید ایرانی و با سرپرستی دکتر سید منصور سید سجادی ادامه پیدا کرد. در حال حاضر نیز شهر سوخته منبع مطالعاتی برجسته‌ای در میان پژوهشگران محسوب می‌شود و ظرفیت‌های گسترده پژوهشی آن پایان ناپذیر است. در طول سالیان اخیر در کنار باستان شناسان ایرانی و ایتالیایی و تاریخ شناسان برجسته کشور، گروهی از دانش آموختگان پزشکی نیز در محوطه شهر سوخته حضور پیدا کرده‌اند و در طول فصل‌های مختلف کاوش‌های باستانی، در زمینه بیماری‌های سیستان قدیم تحقیق می‌کنند.

در لوحه‌های یافت شده از تمدن سومری، نام شهرهای محل اقامت این اقوام آمده است. در این فهرست شهری با نام «ارته» به چشم می‌خورد که از توصیف‌های موجود درباره این شهر، احتمال می‌رود که همان شهر سوخته باشد. برخی از باستان شناسان نام اصلی شهر سوخته را ارته می‌دانند، اما در این زمینه هنوز پاسخ قطعی وجود ندارد. تحقیق برای پی بردن به نژاد مردم شهر سوخته نیز به صورت محرمانه در جریان است و در حال حاضر نتیجه‌ای برای این سؤال هم وجود ندارد. نظریه ارتباط شهر سوخته و موجودات فضایی به دلیل ناشناخته ماندن نژاد مردم این سرزمین باستانی و کشف اجساد با اسکلت‌های بزرگ و وسایل ناشناخته در سال‌های گذشته مورد توجه بعضی از باستان شناسان بوده است، که البته هیچ شواهد علمی در این زمینه وجود ندارد. نام شهر سوخته را از حدود ۱۵۰ سال پیش به این منطقه داده‌اند و دلیل این نامگذاری کشف آثار سوختگی در بنایی مستطیل شکل، به وسعت تقریبی ۵۰۰ متر بوده است. در این بنا راهروها، پلکان و دیوارهای ضخیم خشتی با ارتفاع سه متر با آثاری از تیرهای سوخته و اسکلت انسان کشف شده‌اند. نام شهر سوخته برای اولین بار توسط «اورل اشتاین»، باستان شناس انگلیسی به زبان آمد. شهر سوخته در سال ۱۳۹۳ به عنوان اولین تپه باستانی ایران و هفدهمین اثر جهانی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

تاریخچه شهر سوخته : قدمت شهر سوخته به بیش از ۵۰۰۰ سال می‌رسد و تمدن این منطقه هم ردیف با تمدن جیرفت و دوران برنز است. دوره‌های مختلف شهرنشینی در این شهر باستانی در فاصله زمانی ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ سال پیش از میلاد بررسی شده‌اند و بر اساس شواهد یافت شده، حیات شهر سوخته را به چهار دوره تقسیم کرده‌اند که شامل پایه گذاری شهر، رشد و شکوفایی، شروع زوال و دوره نابودی شهر می‌شود. مساحت شهر سوخته در گذشته در حدود ۲۸۰ هکتار بوده و به پنج بخش اصلی تقسیم می‌شده است که این بخش‌ها شامل مناطق مسکونی در شمال شرقی و شرق، نواحی گسترده مرکزی، بخش صنعتی در شمال غربی و بناهای یادبود و گورستان در جنوب غربی این منطقه می‌شوند. بخش صنعتی خارج از شهر و با فاصله از نقاط مسکونی قرار داشته است. عمر دوران شکوفایی شهر سوخته در حدود ۳۰۰ سال و بین سال‌های ۲۵۰۰ تا ۲۲۰۰ پیش از میلاد بوده است و مردم باستان در بازه‌ای در حدود ۱۴۰۰ سال در این منطقه زندگی می‌کردند. بر خلاف اقلیم امروزی منطقه شهر سوخته، در گذشته این شهر بسیار سرسبز و پر آب و شغل اکثر مردم شهر سوخته کشاورزی و صنعتگری بوده است. ساخته شدن شهر در آبرفت‌های مصب رودخانه هیرمند، زمین‌های این منطقه را به مناطقی حاصلخیز برای کشاورزی تبدیل کرده بود و وجود عناصر طبیعی مانند رود هیرمند، دریاچه هیرمند و کوه خواجو در اطراف شهر سوخته، بر محبوبیت این منطقه می‌افزود. استفاده از شتر برای حمل و نقل و استفاده از محصولات آن، اولین بار در شهر سوخته اتفاق افتاده است. از مهم‌ترین قسمت‌های کشف شده شهر سوخته می‌توان به حیاط‌های متعدد، راهروها، انبارها، اتاق‌ها، کوره و اجاق‌ها، پلکان و دیگر فضاهای معماری اشاره کرد و در میان آثار یافت شده می‌توان هزاران قطعه سفال و اشیای زینتی را برشمرد. از میان دیگر صنایع رایج در شهر سوخته نیز می‌توان به ریسندگی، خراطی، معرق سازی، سفال‌گری و ساخت ابزار فلزی اشاره کرد. شهر سوخته تنها سایت باستان شناسی کشور است که فعالیت و حفاری‌های باستان شناسی در آن بدون وقفه و تعطیلی ادامه پیدا کرده است.

چرا شهر سوخته سوخت؟ مهم‌ترین سوال برای باستان شناسان در بررسی‌های این منطقه این بود که چرا شهر سوخته سوخت؟ آیا واقعا این شهر سوخته است؟ در این زمینه کارشناسان باستان شناسی نظریه‌های مختلفی دارند. در بررسی‌های اولیه گروهی از باستان‌شناسان خارجی، به دلیل وجود لایه‌های خاکستر وسیع در این منطقه و مشاهده آثار سوختگی در بناها، لقب شهر سوخته را به این شهر دادند. بنا بر نظر بعضی کارشناسان شهر سوخته دو بار به آتش کشیده شده است. بار اول به دوران رشد و شکوفایی و بار دوم به زمان نابودی شهر مربوط می‌شود، اما اختلاف نظرهایی در این باره وجود دارد و برخی دیگر از محققان این نظریه را رد می‌کنند. برخی کارشناسان تاثیرات خشکسالی و از بین رفتن منابع آب را دلیل کم شدن تدریجی دام‌ها و محصولات کشاورزی و در نهایت استفاده مردم از بقایای شهر برای تهیه آتش و درست کردن غذا را باعث از بین رفتن آن‌ها و تخریب کامل شهر سوخته می‌دانند. در این نظریه که از طرف مهدی مرتضوی استاد باستان شناس دانشگاه سیستان و بلوچستان و عضو هیئت علمی این دانشگاه مطرح می‌شود، آتش سوزی در شهر سوخته رخ نداده است. امروزه کارشناسان معتقد هستند که به دلیل رونق صنعت و وجود مناطق صنعتی در اطراف شهر سوخته در گذشته، تلی از خاکستر ناشی از فعالیت‌های این مناطق شهر سوخته را پوشانده بوده است. تغییرات اقلیمی و از بین رفتن رونق صنعت و تجارت از اصلی‌ترین دلایل زوال شهر سوخته بوده‌اند.

shahrs10

اسرار و مشهورترین کشفیات شهر سوخته : در طول بررسی‌های انجام شده در شهر سوخته، شواهدی یافت شد که تعجب باستان شناسان را برانگیخت. این شواهد از پیشرفت علم پزشکی در گذشته در شهر سوخته خبر می‌دهند. در سال ۱۳۵۶ در کاوش‌های شهر سوخته گورستانی دسته جمعی کشف شد. در میان اسکلت‌های موجود در آن، جمجمه‌ای یافت شد که بر روی آن آثار باقی مانده از عمل جراحی به چشم می‌خورد. این اسکلت متعلق به دختری ۱۳ ساله بود و بریدگی عمیق مثلث شکل در قسمت راست آن دیده می‌شد. تاریخ شناسان معتقد هستند که این جراحی نخستین جراحی مغز در زمان باستان بوده است. گرچه چند ماه پس از این جراحی، بیمار فوت کرده است،  اما این جمجمه از مهم‌ترین کشفیات باستان شناسی جهان به شمار می‌رود. از دیگر یافته‌های مربوط به علم پزشکی در شهر سوخته می‌توان به چشمی مصنوعی در گورستان شهر سوخته اشاره کرد. جنس این چشم مصنوعی ترکیبی از قیر طبیعی و نوعی چربی جانوری است و بر روی آن طراحی‌هایی با سیم‌های ریز طلایی شبیه مویرگ‌های چشم صورت گرفته است. امروزه از چشم مصنوعی شهر سوخته در موزه‌ای در جنوب شرقی زاهدان نگهداری می‌شود. در شهر سوخته اسکلت زنی با چشم مصنوعی کشف شده است . چشم مصنوعی شهر سوخته در سال ۱۳۸۵ کشف شد و به جسد زنی تعلق داشت که در شهر سوخته دفن شده بود. سن این زن در حدود ۲۸ تا ۳۲ سال تخمین زده می‌شود و در کنار بقایای استخوان این زن، قاب چرمی چشم مصنوعی نیز پیدا شده است. قدمت قبر و چشم مصنوعی کشف شده در آن به ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد. در سال ۱۳۹۴ پس از پنج سال تلاش، باستان شناسان و هنرمندان مجسمه‌ساز و طراح توانستند اسکلت جمجمه این زن با چشم مصنوعی را بازسازی کنند. طراحی سر و چشم‌ها و تمام ریزه‌کاری‌هایی مانند رنگ پوست و مو و شکل بینی با طراحی سه بعدی دستی و انجام اسکن‌های متعدد زیر نظر نگار نادری پور، برای اولین بار در ایران انجام شده است. از دیگر یافته‌های باستان شناسی در شهر سوخته می‌توان به گورستانی با سنگ قبرهایی از خشت خام اشاره کرد. این گورستان در سال ۱۹۷۲ میلادی و به صورت کاملا تصادفی کشف شد. تفاوت‌هایی در ساختار قبرها از جهت شکل، اندازه و مصالح وجود دارند که اختلاف طبقاتی، تفاوت‌های دینی و آئینی و باورهای مذهبی مختلف مردمان آن زمان را نشان می‌دهند. همراه با این گورستان مجموعه‌ای عظیم از سفالینه‌ها و ظروف و اشیای مصرفی مردم شهر سوخته نیز به دست آمده است. در میان اشیای زینتی، نمونه‌های جالب توجهی از جواهرات باستانی با فلزات طلا و سنگ‌های قیمتی مانند عقیق، مرمر، لاجورد و فیروزه به چشم می‌خورند که  رونق صنعت جواهر سازی در شهر سوخته را نشان می‌دهند. بیش‌ترین جواهرات شهر سوخته گردنبندهای جواهر با سنگ‌های زینتی مختلف هستند.

در طول کاوش‌های باستانی شهر سوخته خط‌کشی ساخته شده از چوب آبنوس نیز یافته‌اند. این خط‌کش ۱۰ سانتیمتر طول دارد و تا دقت یک میلیمتر را اندازه گیری می‌کند. گرچه مقیاس اندازه‌گیری متر در دوران باستان به مفهوم امروزی وجود نداشته است، اما دقت اندازه‌گیری خط‌کش شهر سوخته با متر و معیار امروزی اینگونه بیان می‌شود. از دیگر وسایل کشف شده در گورستان تاریخی شهر سوخته، می‌توان به تخته نردی قدیمی با ۶۰ مهره اشاره کرد. تا پیش از کشف این وسیله، قدیمی‌ترین تخته نرد کشف شده در جهان، در گورستان سلطنتی «اور» در منطقه بین النهرین یافت شده بود. جنس چوب این تخته نرد از چوب آبنوس است و بر روی تخته مستطیل آن، تصویر ماری به خود پیچیده دیده می‌شود. مهره‌های این تخته نرد نیز از سنگ‌های متداول آن زمان مانند لاجورد، عقیق و فیروزه ساخته شده‌اند. در یکی از گورهای پنج هزار ساله قبرستان شهر سوخته، باستان شناسان جامی با طراحی یک بز در کنار درخت یافتند. آن‌ها با بررسی‌های بیش‌تر از سایر ظروف و اشیای کشف شده از این منطقه، نکته‌ای جالب دریافتند. تصویر بز روی جام پنج بار با تغییرات کم تکرار شده بود. دنبال کردن این نقش‌ها، حرکت بز به سمت درخت و خوردن برگ را نشان می‌دادند. با تکمیل بیش‌تر این تصاویر به کمک طراحان، باستان شناسان فیلمی ۲۰ ثانیه‌ای به دست آوردند. در این فیلم جهش بز به سمت درخت کاملا دیده می‌شود. ارتفاع این جام به حدود ۱۰ سانتیمتر می‌رسد و پایه‌ای استوانه‌ای شکل دارد. کارشناسان پس از تحقیقات گسترده نتیجه گرفتند که این جام اولین نمونه از تلاش‌های هنرمندان عهد باستان برای خلق نقاشی متحرک یا انیمیشن بوده است. شگفتی‌های شهر سوخته تنها به موارد گفته شده محدود نمی‌شوند و شکل زندگی اجتماعی در این منطقه در عهد باستان با توجه به یافته‌های تاریخی به سبکی بسیار مدرن بوده است. سیستم لوله‌کشی آب و فاضلاب در شهر سوخته با استفاده از لوله‌های سفالی، که هنوز بقایای آن‌ها وجود دارند، از مظاهر شهرنشینی مدرن در آن زمان به شمار می‌روند. صنعت کفاشی و بافندگی نیز در شهر سوخته رونق فراوان داشت است و پارچه‌های بافته شده در این منطقه در مناطق اطراف نظیر نداشتند. از دیگر اشیای باستانی مکشوفه در این منطقه می‌توان به کوزه سفالی با امضای سازنده آن، سوزن، چکش، کوره‌های سفالگری، کوره‌های ذوب فلزات، دکمه لباس، شانه سر، بذر حبوبات و میوه، برنج، زیره و بسیاری از لوازم متداول و روزمره اشاره کرد.

پل بند لشکر

2

شوشتر بیشتر از ۱۰۰ سازه آبی تاریخی دارد که از گذشته بر جای مانده‌اند. پل بند لشکر جزو صدها سازه آبی و از دیدنی‌ های شوشتر است؛ برای هدایت آب بنا شد. این پل علاوه بر هدایت آب، برای برقراری ارتباط بین شهر شوشتر و دیگر آبادی‌های آن منطقه طراحی و ساخته شده بود. سازه اصلی پل بند لشگر از ایران باستان باقی مانده است؛ اما طاق‌های هلالی آن شاخصه‌های معماری عصر صفویه را در خود نهفته دارد. پل بند لشکر در شوشتر، جزو سالم‌ترین بناهای بازمانده از دوره ساسانی در این شهر است و از دیدنی های استان خوزستان محسوب می‌شود. این پل به طول ۱۲۴ و ارتفاع هشت متر، خارج از دروازه لشکر قرار دارد. هدف از بنای پل بند لشکر، برقراری ارتباط بین شوشتر با دیگر ولایات و روستایی‌هایی بود که در سمت جنوب واقع شده‌اند.  پل بند لشکر از سنگ، ماسه و ملاط ساروج یاخته شده و در ابتدا ۱۳ دهانه داشت که امروز ۱۱ دهانه از آن باقی مانده است. این پل مستحکم در دوره صفویه مرمت و بازسازی شد. طاق‌های پل با اسلوب معماری دوره صفویه و به‌صورت هلالی ساخته شده‌اند. پنج دهنه از این پل در دوره قاجاریه ویران شد و به‌دلیل هزینه بالای مرمت، حاکم شهر آن را تعمیر نکرد. مردم به ناچار برای حفظ راه ارتباطی با دیگر ولایت‌ها، پل را با الوار تعمیر کردند. این تعمیر سودی نداشت و طولی نکشید که فشار آب الوارها را با خود برد. در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای تفریحی در کنار پل بند لشکر راه‌اندازی شد که رونق زیادی به گردشگری در این محل داده است. گردشگران بسیاری از شهرهای خوزستان برای گذراندن تعطیلات پایان هفته به این تفرجگاه می‌روند. این مجموعه به‌گونه‌ای طراحی شده است که رودخانه از داخل آن عبور می‌کند. وجود رودخانه در داخل مجموعه، هوای آن را خنک می‌کند؛ به‌طوری که هوای داخل مجموعه با بیرون در حدود ۱۰ درجه تفاوت دارد.

تاریخچه پل بند لشکر : شوشتر شهری باستانی است و سابقه آن به ۱۰ هزار سال پیش بازمی‌گردد. این شهر که در نزدیکی کوه‌های بختیاری قرار گرفته است، از غرب به دزفول و از شرق به مسجد سلیمان منتهی می‌شود. موقعیت جغرافیایی شهر حکایت از این موضوع دارد که شوشتر از دل تاریخ و تمدن عیلام برخاسته است. منابع اساطیری ساخت شهر شوشتر و اولین بناهای آن را به هوشنگ نسبت می‌دهند. منابع تاریخی که درباره عیلام سخن گفته شده است، شوشتر را یکی از شهرهای عیلام قدیم دانسته‌اند. شوشتر در دوره ساسانیان نیز از اهمیت بسیاری برخوردار بود. بیشتر سازه‌های آبی این شهر در عهد ساسانی ساخته شده‌اند. پیشینه پل بند لشکر شوشتر نیز چون دیگر آثار تاریخی این شهر به عصر ساسانیان می‌رسد. پل بند لشکر به‌همراه ۱۵ اثر تاریخی شوشتر با عنوان «نظام آبی تاریخی شوشتر» در فهرست جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. پل بند لشکر نقش مهمی در تاریخ ایران و تاریخ شهر شوشتر دارد. به پل بند لشکر را دروازه ورود لشکر ایران هم لقب داده‌اند؛ زیرا هنگام حمله اعراب به ایران، آن‌ها شوشتر را محاصره کردند و بعد از گذشتن از این پل، وارد قلمرو ایران شدند. این شهر در قرون اسلامی به دست مغولان فتح شد. شوشتر در عصر صفویه به شکوه بسیاری دست یافت. در این دوره حاکمی به نام «واخشتوخان» بر شهر مسلط شد. او در دوره حاکمیت خود بر شوشتر تلاش بسیاری برای آبادی شهر انجام داد. طبق منابع تاریخی، واخشتوخان پل بند لشکر را تعیمر کرد. تعمیر این پل اساسی بود، به‌گونه‌ای که امروز بیشتر قسمت‌های پل بند لشکر نشانه‌هایی از معماری دوره صفویه را دارند.

نقش برجسته گل‌ گل ملکشاهی

0dVNUru0_dGYDpdf-vgcNzmY_ArR1jfn51oyISJbuDB2t.photo_2017-06-24_20-47-58.jpg.secure-1030x498

سنگ‌نوشته یا کتیبه به تخته سنگ، کاشی‌کاری یا سطح دیگری گفته می‌شود که معمولا واقعه‌ای تاریخی بر روی آن کنده‌کاری یا نوشته شده است. معمولا کتیبه به نوشته‌ای اطلاق می‌شود که بر روی سنگ، در حاشیه سردر ساختمان‌ها یا گوشه‌های پارچه‌های خاص نظیر پرده، سفره و بیرق یا بر صفحه‌های کتاب نگارش می‌یابد. نگاهی به تاریخ ایران باستان نشان می‌دهد که اغلب کتیبه‌ها بر کوهپایه‌ای مشرف بر چشمه‌سار حک شده است. این سنگ‌نوشته‌ها به دستور شاهان و یا والی منطقه نوشته می‌شدند و اغلب موضوعات مربوط به فتوحات و کشورگشاهی شاهان و یا نیایش‌ها و عبادات آن‌ها را به تصویر کشیده بیان می‌کنند. سنگ‌نوشته آشوری که با نام سنگ‌نوشته گل‌گل ملکشاهی نیز معروف است، از جاهای دیدنی ایلام به شمار می‌رود و در دامنه رشته کوه کبیر، مشرف به رودخانه گل‌گل و در نزدیکی روستای زیبای گل‌گل در ۱۵ کیلومتری شهر ارکواز و ۲۵ کیلومتری شهر ایلام مانند نگینی خودنمایی می‌کند. متن این سنگ‌نوشته که به خط میخی نوشته شده حکایت از حمله آشوربانی‌پال به تمدن عیلام باستان و سقوط این تمدن درخشان تاریخ است که به صورت کنده‌کاری بر روی صخره‌ای بزرگ نگاشته شده است. این نوشته نشانگر تمدنی بزرگ و اثرگذار از تاریخ باستان است که استقرار آن در همین منطقه استان ایلام بوده است. پادشاه آشور شکست نظامی این کشور را افتخاری بزرگ برای خود دانسته و این کتیبه را از خود به یادگار گذاشته است.

مشخصات کتیبه : شکل عمومی این کتیبه آشوری مستطیل شکل است و در ابعاد ۹۰در ۱۳۵ سانتی‌متر است که در وسط آن نقش نیم‌رخ و تمام قد پادشاه آشور به صورت برجسته قرار دارد و کلاهی مخروطی و ردایی بلند تا روی پاها بر تن و شمشیری حمایل به نشانه قدرت، در دست دارد. پشت سر این شخص تصویری از هلال ماه دیده می‌شود که ممکن است نماد خدایان و الهه‌های آسمانی باشد که به حمایت از شاه آشور برخاسته و به او کمک کردند تا در جنگ پیروز شده و قلمروی کاسی‌ها(ایلام و لرستان) را فتح کنند. این سنگ‌نوشته آشوری در سال ۱۹۷۳ میلادی توسط آقای واندنبرگ ترجمه شده است. موضوع متن کتیبه از فتح ایلام و انقراض این تمدن به وسیله آشور حکایت دارد. متن کتیبه به عمق متوسط ۲/۵ سانتی‌متر تراش خورده و طی آن نقش‌برجسته پادشاه را فراهم ساخته‌اند و سپس به نقر خطوط میخی آشوری در سطرهای افقی بر تمام سطح کتیبه و نقش برجسته پرداخته و هر سطر را با خطی کنده و افقی از سطر بعد مجزا کرده‌اند. اینکه این کتیبه مربوط به کدام پادشاه آشور است به درستی مشخص نیست و عده‌ای آن را متعلق به آشوربانی پال که سرزمین ایلام قدیم را متصرف و در نهایت موجب انقراض آن‌ها شد دانسته و برخی نیز آن را مربوط به سارگن دوم پادشاه آشور می‌دانند که نواحی شمال غرب و قسمت‌هایی از غرب ایران تا دریاچه ارومیه را تصرف کرده‌اند. آنچه از متن کتیبه می‌توان فهمید این است که آشور چشم طمع به سرزمین‌های شرقی حکومت خود داشته و هر زمان که شرایط را مساعد می‌دید حمله را آغاز می‌کرد و این روند به صورت فرهنگ ستیزه‌گری به فرزندان شاهان منتقل می‌شد و چهره پادشاه آشور که به سرزمین ایلام حکاکی و نقر شده، خوی جنگجویی و طمع همیشگی آنان را مشخص می‌کند.

متن کتیبه : به آشور و خدایان که به طرفداری شاه محبوب آن‌ها ایستاده و چیره شده( بر زمین‌های دشمنان(…) شاه جهان(…) پسر(…) آشور پدر خدایان مرا نامزد کرد برای پادشاهی در رحم مادرم(…) انلیل مرا برای تسلط بر روی زمین و مردم فرا خواند. سین و شماش با هم‌شکونهای مساعدی در مورد بنیاد فرمانروایی من فراهم ساختند. نبو و مردوک مرا بصیرت وسیع و فهم عمیق بخشیدند. خدایان بزرگ از راه لطف در محفل خود مرا روی تخت شاهی پدرم گذاشتند. آن‌ها تسلط بر روی زمین را به من واگذار کردند. شهر(…) آن‌ها بیرون رفتند(…) روی او ستایش کارهایی که من انجام داده‌ام. من نوشتم بر روی آن من به جای نهادم این سنگ نوشته را برای ترغیب شاهان و پسران من در آینده باشد که امیری در میان شاهان پسران من که او را آشور و خدایان بزرگ برای تسلط بر روی زمین و مردم نامزد کند. این ستون و تحسین خدایان بزرگ را ببیند و باشد که به تدفین آن بپردازد و قربانی‌ها کند اما آنکه آن مجسمه را از جای آن بردارد آشور و خدایان بزرگ و آن عده که روی این ستون نام برده شدند با نظر خشم به او نگاه کند، باشد که به طرفداری او در یک برخورد سلاح‌ها در میدان جنگ برخیزند و باشد که آن‌ها او را راهنمایی نکنند.(…) باشد که آن‌ها هم حکم شاهی او را براندازند و باشد که آن‌ها نامش و تخمه‌اش را در زمین ضایع کنند.

وضعیت امروزی کتیبه : این کتیبه ارزشمند باستانی هزاران سال است که هویت تاریخی و باستانی ایران در خطه ایلام را در دل خود به امانت گذاشته است تا آیندگان به این شکل از تاریخ پیشینیان خود آگاه شوند. این کتیبه تاریخی امروزه حال چندان خوشی ندارد و عدم مراقبت صحیح و رعایت نکردن استانداردهای حفاظتی از آن، سبب شده که قسمت‌هایی از نوشته‌های کتیبه آسیب دیده و از بین برود. امروزه برای اینکه کتیبه در معرض آسیب گردشگران واقع نشود، قفسه‌ای آهنی بر روی پیکر آن نهاده شده است. اما این قفسه آهنی نه تنها نقش حفاظتی چندانی ندارد و نمی‌تواند جلوی فرسایش‌های ناشی از آب و هوا را بگیرد، بلکه صحنه‌ای نازیبا را از چشم‌انداز کتیبه به نمایش گذاشته است و سبب می‌شود که حتی آسیب‌های وارد شده به کتیبه نیز در زیر این حفاظ، مشخص نشوند و کمک به از بین رفتن کامل کتیبه نیز می‌کند. به نظر می‌رسد کسانی که وظیفه مراقبت از کتیبه را دارند باید تدبیر بهتری اندیشیده و در یک چهاچوب استاندارد از کتیبه نگهداری کنند. طبیعی است که با قرار دادن یک حفاظ شیشه‌ای بر روی کتیبه هم استاندارد مراقبت از کتیبه بهتر خواهد شد و هم چشم‌انداز زیباتری برای گردشگران و بازدیدکنندگان از این اثر تاریخی ارزشمند به نمایش گذاشته خواهد شد. اگر گذرتان به استان ایلام افتاد می‌توانید از این اثر باستانی دیدن کنید و بر هنر، فرهنگ و خطوط باستانی این منطقه مطلع و آگاه شوید.

سنگ نبشته اورامان (کتیبه تنگی ور)

6865545c-610e-4c36-93cd-003e64ca060a-840x560

کتیبه‌ها اغلب روی سنگ ‌نوشته شده‌‌اند و اسنادی مهم در مورد گذشته تاریخی و باستانی ایران محسوب می‌شوند. کتیبه‌های سنگی توانسته‌اند گوشه‌هایی نادانسته و تاریک از تاریخ گذشته ایران را آشکار کنند. برخی از این کتیبه‌ها، به‌ویژه کتیبه‌های میخی، در گذشته قابل خواندن نبودند و گذشتگان تنها به‌عنوان آثاری تاریخی به آن‌ها می‌نگریستند. در دوران معاصر با رمزگشایی خطوط میخی و دیگر خطوط باستانی ایران، کتیبه‌های میخی بسیاری در ایران خوانده و با متون مکتوب مختلف تطبیق داده شدند. از این طریق زوایایی نو از تاریخ گذشته ایران کشف و تاریخ باستانی ایران بازخوانی شد. یکی از این کتیبه‌های ارزشمند، سنگ نبشته اورامان است که بر فراز کوه زینانه قرار دارد و به کتیبه تنگی ور و سنگ ‌نبشته میخی اورامانات نیز مشهور است. سابقه این کتیبه میخی به دوره امپراتوری آشور می‌رسد و از جاهای دیدنی کامیاران به شمار می‌رود. از کتیبه تنگی ور به‌عنوان یادگاری از دوره حاکمیت آشور در منطقه شمال غرب ایران یاد می‌شود، یادگاری که قدمت آن به حدود هزاره اول قبل از میلاد، یعنی عصر آهن بازمی‌گردد. در این مکان علاوه بر کتیبه، نقش برجسته‌ای دیده می‌شود. برخی تصویر نقش برجسته را از آن سارگون دوم و کتیبه را نیز متعلق به وی می‌دانند.

تاریخچه سنگ نبشته اورامان : در حال حاضر حدود ۲۷ قرن از نگارش این کتیبه می‌گذرد و گذر زمان سبب شده است این اثر تاریخی در اثر ساییدگی، یخبندان و… دچار آسیب شود. کتیبه زینانه اولین بار در سال ۱۳۴۷ شمسی توسط یک هیئت باستان‌شناسی به سرپرستی علی اکبر سرفراز مورد بررسی قرار گرفت. وی قدمت کتیبه را به هزاره دوم و اوایل هزاره اول قبل از میلاد و مربوط به امپراتوری آشور دانست. اولین مقاله به زبان انگلیسی در رابطه با سنگ‌ نبشته اورامان با عنوان «کتیبه سارگون دوم، کتیبه تنگی ور» به قلم گرانت فریم، استاد آشورشناسی در مجله شرق، چاپ شد که جامع‌ترین مطالعه در مورد این کتیبه است. این کتیبه و نقش‌ برجسته با دو کتیبه دیگر مربوط به زمان سارگون دوم در قبرس و کرمانشاه، قابل مقایسه هستند و موارد مشترک بسیاری دارند. سنگ نبشته اورامان در بین روستاهای تنگی ور و یوزیدر، روی کوه زینانه قرار دارد. این کوه تقریبا ۵۰۰ متری شمال غرب روستای تنگی ور واقع شده است و ۴۵ کیلومتر با کامیاران فاصله دارد. این منطقه دارای اهمیتی بسیار از لحاظ گردشگری است؛ زیرا علاوه بر قرارگیری کتیبه و نقش برجسته، دره‌ای سرسبز و جنگلی زیبا را در خود جای داده است. در این دره چشمه‌های دایمی واقع شده‌اند. همچنین آبشارهای طبیعی فراوان از جمله آبشار دره تنگی ور از دیدنی‌ترین جاذبه‌های گردشگری استان کردستان در این منطقه هستند. به نظر می‌رسد در این محدوده قلعه‌ای وجود داشته است که با منابع آبی فراوان، مدتی طولانی می‌توانست در مقابل حملات مختلف مقاومت کند. رو‌به‌روی کتیبه در جانب دیگر دره شکافی وجود دارد که مردم منطقه آن را زینانه می‌نامند. زینانه به‌معنای زندان کوچک است و به احتمال بسیار زندان قلعه بوده است. در نزدیکی ورودی شمال غرب قلعه نیز سنگری از سنگ در مقابل معبری سخت قرار دارد که برای ورود به دژ از آن استفاده می‌شد.

نقش برجسته تنگی ور : نقش برجسته تنگی ور به احتمال بسیار شخص پادشاه آشور است که ریشی پرپشت دارد و می‌تواند یکی از نمادهای ویژه حاکمان آشور نیز باشد. این نقش‌ برجسته در تاق‌نمایی به ارتفاع ۱۲۰ و پهنای ۱۷۰ و عمق ۳۵ سانتی‌متری در سال ۷۰۶ پیش از میلاد حجاری شده است. درون تاق‌نما نقش برجسته یک انسان به چشم می‌خورد که ۱۵۰ سانتی‌متر طول و ۳۵ سانتی‌متر عرض دارد. نقش انسانی اثر به‌صورت نیم‌رخ در لباس شاهی است که کلاهی استوانه‌ای بر سر و شلاقی در دست دارد. پای راست آن در جلو و پای چپ در عقب قرار گرفته و دست راستش به طرف بالا بلند شده است. دست چپ نیز روی شکم قرار داده شده است.

متن سنگ نبشته اورامان : این کتیبه به زبان آشوری باستان و خط میخی نگاشته شده است، ابعادی معادل ۱۲۰ در ۱۲۰ سانتی‌متر دارد و دربر گیرنده ۵۰ سطر است. در متن کتیبه، پس از ستایش خدایان آشوری مثل مردوخ، نابو، سین، شمش و ایشتار، به شرح پیروزی‌های آشوریان پرداخته می‌شود و در ادامه به نقاط مختلف شهرها، روستاها و مناطقی که در این جنگ تصرف و ویران شدند، اشاره می‌شود. با دقت در متن متوجه می‌شویم، محتوای کتیبه در پنج بخش تنظیم شده است:

  • ابتدای کتیبه با مدح و نیایش خدایان آغاز می‌شود؛
  • بعد از آن به نام و القاب سارگون اشاره می‌کند و به مدح و ستایش شاه و بیان خدمات وی می‌پردازد؛
  • سپس پیروزی‌های بزرگ سارگون و لشکرکشی وی به سرزمین کرل و دیگر پیروزی‌های وی شرح داده می‌شود؛
  • به شهرها، روستاها و مناطقی تصرف شده در حمله و جنگ اشاره می‌کند؛
  • در پایان کتیبه به کسی نفرین فرستاده شده است که کتیبه را از بین ببرد.

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید نمادی از شکوه و عظمت در ایران باستان و یکی از جاهای دیدنی شیراز است. شاید بتوان منطقه تخت جمشید و بناهای باقی مانده در آن را از مهم‌ترین اسناد تاریخ تمدن در جهان دانست. ازاین‌رو، دانشمندان و باستان‌شناسان برجسته‌ای از سراسر جهان برای بازدید از تخت جمشید به ایران سفر کرده‌اند. تخت جمشید یادگار پادشاهان هخامنشی از ۲۵۰۰ سال پیش در ایران است. با توجه به عظمت امپراتوری هخامنشیان در ایران باستان که بخش قابل توجهی از شرق جهان را شامل می‌شد، می‌توان به شکوه مقر فرماندهی این پادشاهان در تخت جمشید پی برد. آنچه باعث جلب توجه جهانیان به تخت جمشید می‌شود، تنها قدمت تاریخی این شهر باستانی نیست. باستان‌شناسان از مطالعه دقیق روی کتیبه‌ها و آثار به دست آمده از این منطقه، به پیشرفتگی تمدن در ایران باستان پی برده‌اند. قوانین اجتماعی دوران هخامنشیان نیز تعجب بسیاری از تاریخ‌دوستان را برانگیخته است. تخت جمشید را در جهان به‌عنوان نماد تمدن پارسی ایران زمین می‌شناسند. محوطه تخت جمشید که از جاهای دیدنی استان فارس است و در نزدیکی مرودشت شیراز قرار دارد، شکوه معماری کاخ پادشاهان در عصر ایران باستان را نشان می‌دهد. پادشاهان هخامنشی در اوج قدرت، کاخ‌های سنگی خود را در دل کوه و در نزدیکی شهر شیراز بر پا کردند تا برای آیندگان تصویری روشن از گستره فرمانروایی خود به یادگار بگذارند. تخت جمشید را در جهان با نام «پرسپولیس» می‌شناسند که این نام به زبان یونانی است. ستون‌ها، سر ستون‌ها، کتیبه‌ها، نقش برجسته‌ها، کاخ‌ها و دروازه‌های باقی مانده در محوطه تخت جمشید، از مشهورترین آثار تمدن در جهان به شمار می‌آیند. محوطه تخت جمشید که نام دیگر آن «سرزمین پارسه» نیز هست، گردشگران زیادی را از سراسر جهان، در طول سال به شیراز می‌کشاند.

ساخت بنای تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش و در دامنه کوه‌های رحمت، توسط داریوش هخامنشی آغاز شد. در ساخت بنای تخت جمشید معماران و هنرمندان بی‌شماری شرکت کردند و این بناهای عظیم توسط کارگران زن و مرد ساخته شده‌اند؛ اما آنچه در تاریخ بر ارزش تخت جمشید می‌افزاید شیوه رفتار پادشاهان هخامنشی با کارگران است، که در ایران باستان در قبال زحمت کارگران به آن‌ها حقوق و مزایای مناسب پرداخت می‌کردند. بنا بر اطلاعات موجود در کتیبه‌ها، ساخت بنای تخت جمشید در حدود ۱۲۰ سال به طول انجامیده است. فرهنگ برجسته حاکمان ایران باستان در زمان هخامنشیان، سبب شهرت دو چندن تمدن ایران باستان در جهان شده است. زمان آغاز ساخت بناهای تخت جمشید به سال ۵۱۸ پیش از میلاد یعنی در حدود بیش از ۲۵۰۰ سال پیش باز می‌گردد. داریوش اول که سومین پادشاه هخامنشیان بود، دستور به ساخت کاخی عظیم در کوه‌های اطراف مرودشت داد؛ اما مراحل ساخت عمارت‌ها و مجسمه‌های تخت جمشید زمان زیادی به طول انجامید و در دوره پادشاهان بعدی نیز ادامه داشت. هرکدام از کاخ‌های موجود در محوطه تخت جمشید در زمان یکی از پادشاهان هخامنشی ساخته شده است. شکوه و زیبایی بناهای تخت جمشید امروزه نیز باعث شگفتی طراحان و مهندسان می‌شود؛ تا جایی که ساخت چنین مجموعه‌ای عظیم را در زمان حال حاضر و با وجود امکانات گسترده ساده نمی دانند. با توجه به کتیبه‌های باقی مانده از هخامنشیان در مکان‌های مختلف، هدف داریوش از ساخت این بنا را می‌توان به جا گذاشتن نمادی از ایران باستان مترقی دانست. برای برپا کردن کاخ‌ها و عمارت‌ها، تا چندین سال کارگران مشغول به کندن کوه‌ها و هموار سازی سطوح کوهپایه‌ای بودند. اصلی‌ترین ماده در ساخت بنای کاخ‌ها سنگ بود که از انواع آن‌ها با مقاومت‌های مختلف استفاده می‌شد. تراشیدن سنگ‌ها و صیقلی کردن آن‌ها در قطعات بزرگ و حمل آن‌ها به ارتفاع از جالب توجه‌ترین بخش‌های ساخت کاخ‌ها است که توجه مهندسان، معماران و طراحان امروزی را جلب می‌کند.

ساخت و تکمیل کاخ‌های تخت جمشید تا اواخر حکومت هخامنشیان همچنان ادامه داشته است؛ اما بخش‌های زیادی از این بناها در زمان داریوش اول، خشایارشاه و اردشیر اول ساخته و تزئین شدند. کاخ‌های مجلل تخت جمشید تا سالیان دراز محل سکونت پادشاهان هخامنشی بود و تا امروز نیز از برجسته‌ترین و ماندگارترین اسناد تاریخی ایران باستان به شمار می‌روند. انتخاب کوه‌های اطراف مرودشت نیز توسط داریوش اول، با توجه به موقعیت مکانی کوه نسبت به طلوع و غروب خورشید، جلگه‌های سرسبز در محیط اطراف آن و قرار گرفتن این منطقه در مسیر راه شاهی، بسیار هوشمندانه بوده است. در سال‌های اخیر به‌دلیل آسیب‌های زیادی که به بناهای تخت جمشید وارد شده بود، بارها این محوطه را مرمت کرده‌اند. در سال‌ ۱۳۰۹ بازسازی تخت جمشید زیر نظر گروه باستان شناسی آمریکایی قرار داشت که طی عملیات خاک‌برداری، کتیبه‌ خشایارشاه کشف شد و به این ترتیب توانستند کاخ ملکه خشایارشاه را شناسایی کنند. چند سال بعد و توسط گروهی آلمانی در سال ۱۳۱۴ کار بازسازی بخشی از کتیبه‌ها و استحکام بنای کاخ‌ها و ستون‌های کاخ آپادانا انجام شد. روند بازسازی تا سال ۱۳۱۹ ادامه پیدا کرد که منجر به کشف آثار و کتیبه‌های بسیاری از این منطقه شد. بخش زیادی از این آثار در موزه تخت جمشید قرار دارند و از تعدادی از آثار کشف شده در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود؛ اما متاسفانه آثار زیادی نیز از کشور خارج شده‌اند و در موزه‌ها و کتابخانه‌های اروپا و آمریکا قرار گرفته‌اند. در سال‌های اخیر تدبیرهایی برای حفاظت بیشتر از محوطه تخت جمشید و آثار باستانی موجود در آن اندیشیده‌اند و بازسازی بخش‌های مختلف آن هم‌چنان ادامه دارد.

تخت جمشید قبل از ویرانی : دوران شکوه تخت جمشید تا حمله اسکندر مقدونی به ایران ادامه داشت. در سال ۳۳۴ پیش از میلاد اسکندر مقدونی به‌همراه سپاهیان خود به ایران حمله کرد و پس از رسیدن به مقر پادشاهی هخامنشیان، خانه‌ها را غارت کرد و میراث تخت جمشید را به آتش کشید. نفرت و کینه اسکندر از پادشاهان قدرتمند هخامنشی باعث شد تا اسکندر کاخ خشایارشاه را به اتش بکشد؛ اما آتش به سایر نقاط سرایت کرد و سبب نابودی قسمت‌های گسترده‌ای از تخت جمشید شد. پیش از ویرانی تخت جمشید، کاخ‌ها و عمارت‌های هخامنشیان به‌دلیل قرار داشتن در یکی از بهترین نقاط ایران در پای کوه رحمت یا مهر که میترا نیز خوانده می‌شد، بسیار خوش منظره بود و چشم‌انداز زیبایی به دره‌ها و جلگه‌های اطراف داشت. داخل تخت جمشید محوطه‌ای شبیه به شهرک بود و حد فاصل بین کاخ‌ها را خیابان کشی کرده بودند. طراحی داخلی تخت جمشید با توجه به معیارهای مهندسی و معماری امروز بسیار پیشرفته بوده است و در تقسیم‌بندی محله‌های داخلی نظم و طراحی مدرن به چشم می‌خورد. کاخ‌های تخت جمشید کاربری‌های متفاوتی داشتند و از هرکدام از آن‌ها در مراسم و جشن‌های مختلفی استفاده می‌شد. سیستم لوله کشی آب و فاضلاب در تخت جمشید از جالب توجه‌ترین نکات معماری به شمار می‌رود. بین خیابان‌ها آبراهه‌ها به شکلی حفاری شده بودند که آب باران و آب‌های جاری در آن‌ها روان و از داخل کانال‌ها در مسیر مشخص هدایت می‌شدند. به‌طور کلی، معماری بنای کاخ‌ها، تزیینات داخلی، محوطه سازی تخت جمشید، سبک شهرسازی، تفکیک مناطق مسکونی از سکونتگاه شاهی و طراحی تخت جمشید، با توجه به معیارهای امروزی و پس از گذشت بیش از ۲۵۰۰ سال، سندی پر افتخار از ایران باستان است.

قدمت تخت جمشید : قدمت بناهای تخت جمشید از ۲۵۰۰ سال فراتر می‌رود. در نقاطی از ایران آثار تاریخی به جا مانده از ایلامیان و حکومت‌های اولیه در ایران باستان کشف شده‌ است؛ اما تخت جمشید را با توجه به عظمت و شکوه بالایی که دارد، می‌توان برجسته‌ترین اثر تاریخی از دوران باستان در ایران دانست. شهرت تخت جمشید جهانی است و در بسیاری از موزه‌های معروف جهان از نمونه‌ آثار کشف شده در تخت جمشید نگهداری می‌شود. گرچه تخت جمشید در کشور ایران قرار دارد، به‌لحاظ ظرفیت‌های برجسته تاریخی و دارا بودن نشانه‌هایی از قدیمی‌ترین تمدن‌های تاریخی، گنجینه‌ای عظیم برای تمام مردم دنیا به شمار می‌رود. ازاین‌رو، نام تخت جمشید به‌عنوان دومین اثر تاریخی و فرهنگی در ایران، در سال ۱۹۷۹ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.