استانشناسی

 
 

بوکان آذربایجان غربی

جاهای-دیدنی-بوکان

شهر بوکان مرکز شهرستان بوکان استان آذربایجان غربی با پهنه ای حدود ۸ کیلومتر مربع در جنوب استان در مسیر راه میاندوآب ـ سقز در ۳۶ درجه و ۳۱ دقیقه عرض شمالی و ۴۶ درجه و ۱۲ دقیقه طول خاوری نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریای آزاد ۱۳۷۰ متر   می باشد . درباره نام أین شهر نیز هماند دیگر شهرها نظرات زیادی وجود دارد . بعضی ها بر أین باورند که « بو » به معنی سرزمین و « کان » به معنی معدن است و بوکان به معنی سرزمین معدن است . اما باور غالب درباره نام أین شهر أین است که واژه بوکان از دو کلمه « بوک » به معنی عروس و « آن » علامت جمع تشکیل شده و بوکان در معنای « عروسان » معنی می دهد . زیرا أین شهر به دلیل دارا بودن آب و هوای مطبوع و باغهای زیبا ، سرسبز و خرم ، همانند عروسی زیبا ، به آرایش طبیعت آراسته بوده است و همچنین بخاطر داشتن جایگاه چهارراهی ، بیشتر روستائیان پیرامون آن ، هنگام عروسی که عروسشان را از یک آبادی به آبادی دیگر می برده اند از میان بوکان می گذشتند و در پیرامون استخر آب آن به رقص و پایکوبی می‌‌‌پرداخته‌اند . این شهرستان از شمال به حومه شهرستان میاندوآب از شرق به شاهیندژ از جنوب به سقز کردستان و از سمت غرب به مهاباد متصل شده است . آب و هوای بوکان در زمستان سرد و پر برف و در تابستان نسبتاً گرم است . اراضی بوکان به علت وجود رودخانه سیمینه رود که از شمال به جنوب در امتداد جاده شوسه ، بوکان به میاندوآب در جریان است حاصل خیز می باشد .

آبشار شملکان

201631303234911450a

آبشار شملکان ارومیه در استان آذربایجان غربی واقع است. این آبشار در جوار روستای شملکان در نزدیکی ارومیه واقع شده است. در بسیاری از کتب و نشریات نام این آبشار را به اشتباه شلمکان عنوان کرده اند که صحیح نیست. نحوه دسترسی به این روستا عمدتاً از طریق روستای بند است ولی از دامنه های روستای سیر نیز می توان به آن رسید که البته در این مسیر می توان از قلعه ای تخریب شده که فقط چند ستون از آن باقیمانده را نیز مشاهده کرد. دامنه های این آبشار نیز از سرسبزی خوبی برخوردار بوده و در فصل مناسب می توان از نوعی سبزی کوهی بنام شنگ (یملیه) نیز بهرمند شد.

پل قلعه جوق

پل-قبعه-جوق-ماکو-730x548

این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۴۷۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این پل در جنوب شهرستان ماکو ، در مجاورت روستای قلعه جوق بر روی رودخانه زنگمار احداث شده است . این پل در موقعیت ْ۹۰۶ و َ۱۶ و ً۳۶ شمالی و ْ۳۹۱ و َ۲۸ و ً۴۴ عرض شمالی و در ارتفاع ۱۳۴۷ متر از سطح دریا در جنوب شهرستان ماکو واقع شده است . قدمت این اثر تاریخی به دوران صفویه می رسد . پل قلعه جوق به علت اینکه بر روی بستر دره ای ساخته شده است یک دهانه کوچک فرعی دارد . پل مزبور به علت صخره ای بودن بستر پی سازی نشده و پایه های پل بر روی صخره های طبیعی رودخانه استوار گردیده است . این پل یک پایه به اندازه ۵/۴ * ۲ متر دارد که بر روی صخره بستر رودخانه سوار است . مصالح این پایه با سنگهای سیاه تراشیده و قلوه سنگ با ملات آهک است . پل دارای دو دهانه که یکی کوچک و دیگری بزرگ است، می باشد دهانه بزرگ بصورت جناغی با خیز تند و با مصالح سنگ های تراشیده و ملات گچ ساخته شده است . بدنه پل با سنگهای لاشه سفید و سیاه رنگ و ملات آهک تا سطح گذرگاه پل بالا آمده است و سطح گذرگاه پل با ملات آهک و خاک و لاشه سنگهای سیاه سنگفرش شده است و این اثر کهن به علت کاربرد خاص فاقد تزئینات خاص معماری می باشد . این پل در گذشته ارتباط ساکنین قلعه جوق را با ماکو فراهم می ساخته است . با اینکه پل جدید بتنی در نزدیکی این پل ساخته شده است و رفت و آمد از روی آن انجام می گیرد . اما باز هم پل قدیمی قلعه جوق به عنوان یک عامل ا ذخیره رتباطی مورد استفاده اهالی قرار می گیرد . بنای اصلی پل نسبتاً از بین رفته است ولی قسمتهایی از آن هنوز باقیمانده است.

مدرسه ۲۲ بهمن اورمیه

5c2b0747-4bb8-470d-951c-f01ca95f72ca_20150305_095546

موقعيت طبیعی و فعلي اثر : اين اثر در شهرستان اروميه – بخش مركزي – شهر اروميه – تقاطع خيابان امام و خيام شمالي قرار دارد. این بنا مربوط به دوره پهلوی اول با مالکیت دولتی و با شماره ثبتی ۱۷۷۲۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و در اختیار آموزش و پرورش ارومیه قرار دارد.

مشخصات اثر : پلان اين بنا بفرم مربع مستطيل شكل در سه طبقه احداث شده است زيرزمين بنا داراي ۱۰ فضاي متفاوت مي باشد كه در حال حاضر از تعدادي از آنها به عنوان آزمايشگاه و اتاق سمعي بصري استفاده مي شود. طبقه همكف شامل ۶ كلاس و دو فضاي بسيار بزرگ مي باشد. طبقه اول داراي ۶ كلاس و يك سالن بزرگ مي باشد كه از آن به عنوان سالن اجتماعات استفاده مي شود. ورودي اصلي بنا در جنوب شرقي بوده كه هم اكنون فقط براي دسترسي به حياط آن جبهه از آن استفاده مي شود دو ورودي ديگر در جبهه شمال غرب  مي باشد، عبور و مرور اصلي از اين دو ورودي صورت مي گيرد. عمده مصالح بكار رفته در بنا خشت و آجر و در بخشهايي از ديوارها كاهگل با پي سنگي مي باشد و سقف بنا با تيرهاي چوبي پوشيده شده است و توسط شيرواني نيز پوشش داده شده است جرزهاي اصلي در تمامي طبقات باربر مي باشند كه ضخامت آنها در پي حدود ۱۱۰ سانتيمتر و در طبقه اول به ۶۰ سانتيمترمي رسد. پنجره هاي زيرزمين قبلاً چوبي بوده است كه در بعدها در تعميرات پنجره هاي آهني جايگزين شده است.

ويژگيهای اثر : مدارسي كه ميسيونرهاي آمريكایي قبل از جنگ جهاني اول ساخته بودند در جنگ جهاني اول منحل شد كه ساختمان ۲۲ بهمن نيز از آن جمله بود. در سال ۱۳۰۳ در محل اين مدرسه دبيرستان ۳كلاسه تاسيس گرديد و تا سال ۱۳۱۲ دایر بود در همين سال رضا شاه كليه اين مدارس را خريداري نمود و اين مدرسه هم جزء آن تعداد بود كه دبيرستان رضا شاه كبير ناميده شد بعد از انقلاب بنام سليم اميني تغيير يافته و در حال حاضر این بنا در حاله مرمت و آماده سازی می باشد تا به عنوان موزه معلم موورد استفاده قرار گیرد .

میاندوآب آذربایجان غربی

13921223095419642336674

نام شهر و تاریخ بنا : میاندوآب از سه کلمه (میان.دو.آب) تشکیل شده است. وچه تسمیه این شهر به خاطر قرار گرفتن در میان دو رودخانه زرینه رود و سیمیئه رود است. شهر میاندوآب در زمان نادرشاه قصبه بزرگی بوده است. در جریان لشگر کشی نادر قلی سپهسالار وقت ارتش ایران  به آذربایجان در سال ۱۱۴۲ هجری قمری از قلعه میاندوآب نام برده میشود. در تاریخ افشار مکررا” از میاندوآب سخن به میان آمده است. در شرفنامه امیر شرف بدلیسی که بنام تاریخ کردستان معروف است، در صفحه ۱۸۲ از این ناحیه به نام ” دوآب” نام برده میشود. میرزا مهدیخان استرآبادی مورخ و منشی نادرشاه در کتاب معروف خود (دره نادری) درباره آمدن نادر به میاندوآب بحث مفصلی دارد، در اسناد دوره قاجاریه این منطقه مرحمت آباد نامیده میشود. چنانچه فتحلیشاه دومین پادشاه این سلسله که از سال ۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰ هجری قمری در ایران حکومت میکرد میاندوآب را به موجب فرمانی مفصل به احمد خان مقدم مراغه ای، بیگلربیگی آذربایجان واگذارمیکند و از آن زمان قسمتی از حومه شهر میآندوآب مرحمت آباد نامیده میشود. (برگرفته از کتاب میاندوآب نوشته جمشید محبوبی)

موقیعت شهر میاندوآب : این شهرستان در حد فاصل بین شهرهای بوکان، ملکان، مهاباد و شاهیندژ واقع شده است و در واقع پل ارتباطی برای استانهای آذربایجان‌غربی، آذربایجان‌شرقی و کردستان محسوب می‌گردد. مساحت شهرستان میاندوآب ۲۶۹۴ کیلومتر مربع است و در طول جغرافیایی ۴۶ درجه و ۶ دقیقه‌ی شرقی از نصف‌النهار گرینویچ و در عرض ۳۶ درجه و ۵۸ دقیقه‌ی شمالی از خط استوا در وسط جلگه‌های منتهی به دریاچه‌ی ارومیه با ارتفاع ۱۳۱۴ متر از سطح دریا قرار دارد. آب و هوای منطقه متغیر بوده، دارای تابستانهای نسبتاً گرم و زمستانهای مختصر سرد میباشد.میزان بارش متوسط در منطقه ۲۸۹ میلی‌لیتر ثبت شده است. میاندوآب چنانکه از اسمش پیداست به علت قرار گرفتن در میان دو رودخانه‌ی زرینه‌رود و سیمینه‌رود به این نام، نامگذاری شده است. جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۴۵۱۵۸ نفر بوده است که از این تعداد ۱۲۳۹۹۳ نفر آنان مرد و ۱۲۱۱۶۰ نفر آنان زن بوده اند. شهر میاندواب بعد از بوکان و مهاباد سومین شهر بزرگ در جنوب استان تلقی می شود. میاندوآب شهر کشاورزی و تا اندازه‌ای صنعتی است. این شهرستان از نظر کشاورزی و دامپروری پس از ارومیه در استان رتبه‌ی دوم را دارد و از نظر صنعت نیز پس از شهرهای ارومیه و خوی در جایگاه سوم استان قرار گرفته است.

دین و مذهب مردم این شهرستان اسلام شیعه‌اثنی‌عشری بوده و در روستاهای مشرف به استان کردستان درصدی از برادران سنی مذهب نیز زندگی می‌کنند. زبان و لهجه‌ی مردم میاندوآب ترکی آذربایجانی است و از خصوصیات بارز مردم این شهرستان صداقت و ایثارگری، میهمان‌نوازی و متعصب بودن به آداب و رسوم می‌باشد. خوشبختانه میاندوآب به واسطه‌ی قرار گرفتن در بین استانهای آذربایجان‌غربی ، آذربایجان‌شرقی و کردستان در سالهای اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفته است و از نظر صنعتی، کشاورزی، ارتباطات و توسعه‌ی فرهنگی جزء محورهای اصلی سرمایه‌گذاری در جنوب استان به شمار آمده است. کشف چندین اثر باستانی در اطراف میاندوآب، نشانگر اسکان بسیار قدیمی منطقه در دورانهای ثبت نشده تاریخ هست. در اوایل سلطنت آقامحمد خان قاجار به دنبال کوچ اجباری جمعیتی از منطقه کرمان به اهالی شهر اضافه شدند و در مدت دو نسل در جمعیت ترک میاندوآب استحاله گشتند. اسامی برخی محله‌ها و شهرت‌ها مانند رابریلر، سیرجانیلر و کرمانی نشانگر این حرکت جمعیتی بوده. دو دلیل اصلی این حرکت جمعیتی مهاجرت اجباری یا تبعید در اثر شورش ذکر شده. سرکوبی یاغی‌های منطقه کرمان و اسکان جمعیت بیشتر در این منطقه به منظور مقابله با حملات کردها به بناب و مراغه بوده است. این شهر در واقع مرز منطقه ترک نشین و کردنشین است. تهاجمات متعدد بعضی از قبایل محلی کرد در این منطقه تا اواخر مشروطیت ادامه داشت. در این برهه گزارشهای بسیاری از حملات به کردان توسط لشکر شجاع‌السلطنه نیز ثبت شده است. در سالهای متلاطم جنگ جهانی اول میاندوآب نیز مانند بسیاری مردم منطقه طعم تلخ قحطی‌ها و بی ثباتی ایران را کشید. دولت ایران در هرج و مرج خان خانی‌های محلی و آشفتگی سیاسی بود. در این دوره دول انگلیس و آمریکا به وساطت مبلغان مسیحی خواستار برقراری یک جمهوری مسیحی به رهبری ارامنه و آسوری ها با مرکزیت ارومیه بودند. در اواخر جنگ دوم جهانی ارتش شوروی کنترل این منطقه را به دنبال تبعید رضاشاه به دست گرفت. در این سالها حزب دمکرات (دمکرات فرقه سی) به رهبری جعفر پیشه‌وری هواداران بسیاری را در میاندوآب و اطراف به خود جلب کرد. به روایتی برگزاری کلاسهای ترکی و اداره منظم شهر در این دوره کوتاه باعث خوش بینی اهالی به این حزب شد و به روایتی دیگر مردم منطقه از این حزب ناراضی بوده و پیش از رسیدن نیروهای دولتی خود به مبارزه با حزب دموکرات پرداخته و بساط آنها را برچیدند.