عشایر

 
 

بروجن

89-1

بُروجـِن یکی از شهر‌های استان چهارمحال و بختیاری ایران است. بروجن در بخش مرکزی شهرستان بروجن واقع است. جمعیت این شهر بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ برابر با ۴۹٬۰۷۷ نفر بوده است. از بروجن همواره به عنوان یکی از سردترین شهرهای کشور در گزارشات هواشناسی نام برده می‌شود در عرض جغرافیایی(۵۱ درجه و ۱۸ دقیقه شرقی) و طول جغرافیایی (۳۲ درجه شمالی) قرار دارد. ارتفاع این شهرستان از سطح متوسط دریا ۲۱۹۷ متر است.از لحاظ اقلیمی دارای شرایط نیمه مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسیار سرد می‌باشد. تعداد روزهای یخبندان در حدود ۱۲۲ روزدر سال می‌باشد. حداقل مطلق دمای این ایستگاه به ۲۷- درجه می‌رسد و حداکثر مطلق دمای مشاهد شده به ۳۶ درجه سانتیگراد بالغ گردیده است. بارش سالانه این ایستگاه بطور متوسط به ۲۴۳ میلیمتر بالغ می‌گردد و دارای دو فصل خشک و مرطوب است. فصل خشک آن از خرداد تا شهریور ادامه دارد و فصل مرطوب آن از مهر ماه آغاز و تا اردیبهشت ادامه دارد. در مجموع بارش فصل زمستان به ۴۴ درصد و پاییز به ۳۲ درصد و بهار به ۲۴ درصد می‌رسد و تابستان ۱ در صد بارش را داراست. بروجن یکی از مرتفع ترین شهرهای کشور است که این خصیصه بروجن را از جهت محیط زیست حیوانی و گیاهی بسیار غنی و پر جاذبه نموده‌است. تاریخ دقیق اسکان در این مکان مشخص نیست، هرچند قدیمی ترین تاریخ مسجل برای بروجن را می‌توان بر اساس سنگ مزاری که چندی پیش در این شهرستان با تاریخ فوت متوفی به سنه ۱۰۰۴ هجری قمری یافت شده محاسبه کرد. تاریخ مرکزیت جمعیت به حدی که بتوان آن را شهر نامید به زمان نهضت مشروطیت وتجمع بختیاریهادراین شهربرای فتح اصفهان وتهران می‌رسد. رشد جمعیت بروجن از دهه‌های سوم و چهارم قرن حاضر آغاز شده و با توجه به موقعیت جغرافیایی آن که در محدوده تلاقی سه استان فارس واصفهان و چهارمحال بختیاری وسه ایل بزرگ بختیاری قشقایی و بویر احمد قرار گرفته از زمینه بسیار مناسبی برای توسعه برخوردار است. خصوصا اینکه یکی از شهرهای اصلی در مسیر ترانزیتی خوزستان به اصفهان نیز محسوب می‌شود. مردم شهر بروجن به زبان فارسی و بختیاری تکلم می‌کنند و در قدیم لهجه ای مخصوص به این شهر هم وجود داشته که چند شاعر محلی هم به این گویش اشعاری سروده و می سرایند و این لهجه را به طور کامل، تنها در همان اشعار می‌توان یافت و لهجه مردم با آن متفاوت می‌باشد . داراب افسربختیاری شاعرشهیر زاده این شهرستان است و چشمه سیاه سرد و تالاب چغاخوروآداب ورسوم اصیل بختیاریها ازجاذبه‌های گردشگری این مناطق به شمار میآید قالیهای پشم یلمه‌ای و قالی وقالیچه‌های بختیاری بروجن بسیار مشهور است. در گذشته نیز گیوه این شهرستان شهرت کشوری داشته‌است.یکی از دانشمندان این شهر مهدی منصوری بروجنی است که در حال حاضر در صنعت پتروشیمی مشغول است

سوابق تاریخی

استان چهارمحال و بختیاری در جنوب شرقی ایران واقع شده است(البته صحیح جنوب غربی است) ساکنان استان چهارمحال و بختیاری کلاً به دو گروه یکجانشین و کوچ نشین تقسیم می شوند . بنابراین در یک نگرش کلی به جمعیت استان می توان مجموع ساکنان آن را به سه گروه زیر تقسیم کرد :

الف – روستائیانی که اصولاً یا جزو عشایر نیستند یا از عشایر اسکان یافته هستند و بیشتر به مشاغلی نظیر کشاورزی ، دامداری و بافت قالی اشتغال دارند .

ب – شهرنشینانی که از عشایر و روستائیان سابق منطقه مهاجران سایر نقاط تشکیل شده اند و بیشتر به امور اداری و خدماتی اشتغال دارند .

ج – عشایری که هنوز دارای زندگی متحرک هستند و لااقل سالی دوبار جابه جا می شوند و به اصطلاح ییلاق و قشلاق می کنند .

استان چهارمحال و بختیاری به علت شرایط جغرافیایی خاص خود و قرار گرفتن در منطقه ای کوهستانی و سردسیر ، همواره از شرایط مساعدی برای تولید فرش دستباف برخوردار بوده است و تولید فرش نسبت به سایر صنایع دستی از اهمیت بیشتری برخوردار است و قالی عمده ترین صنعت دستی استان چهارمحال و بختیاری است که در درجه اول در روستاها ، بعد در بین عشایر اسکان یافته و دست آخر در شهرها رواج کامل دارد . قالی از وسایل لوکس زندگی عشایر محسوب می شود و نشانگر منزلت و تفاخر آنهاست . مهمترین مناطق قالیبافی در استان چهارمحال و بختیاری عبارتند از : چالشتر – سامان – اشگفتک – پیربلوط – ارجنگ – وردنجان – فرخ شهر – بروجن – بلداجی – فرادبنه – هیرگان – باباحیدر – اردل و نواحی تابعه آن – شلمزار و همچنین گروه فرشهای طایفه اولاد .

درحال حاضر کلیه قالی های چهارمحال و بختیاری را مطابق با مناطق بافت و بویژه بافندگان آنها می توان به دو گروه عمده تقسیم نمود :

۱- قالی بختیاری که حاصل دست بافندگان عشایر بختیاری و یا ساکنینی است که منشأ نژادی آنها از طوایف لر بختیاری هستند .

۲- قالی قشقایی که ماحصل دست عشایر ترک قشقایی می باشد .

دو اثر تاریخی به ثبت رسیده در بروجن : بنای تاریخی حمام مکتبخانه ویل بروجن در فهرست آثار ملی به ثبت رسید حمام مکتبخانه از حمامهای دوره قاجاریه و پل مصلی براساس کتیبه سنگی آن در سال ۱۳۱۹ هجری قمری ۵۰۰ سال قبل از امضای فرمان مشروطیت ساخته شده است.

ورنی مغان

eea828cf-fe98-4e00-a584-21e793284fed

ورنی یک از بافته های داری منحصر به فرد ایران است که در بین عشایر ائل سوون استان اردبیل رایج می باشد. این بافته که معمولا از جنس ابریشم یا پشم و یا تلفیقی از آن دو می باشد بر روی دار عمودی بافته می شود و دارای طرح و نقش بدیع و زیبا از نقوش حیوانی و گیاهی با اشکال هندسی و انتزاعی که بصورت ذهنی و بدون نقشه توسط زنان و دختران و برخی از روستاهای دشت مغان بافته و به بازار عرضه می شود نقوش حیوانی مانند گرگ ، خرس، خروس، اسب، شتر، کلاغ، روباه، سک و… با استفاده از ۳ الی ۸ ترنج مزین کننده متن و زمینه ورنی هستند. معروفترین طرح ورنی طرح قاب یا خشتی است که نقشه خروس متداول ترین آن در منطقه است. ورنی علاوه بر دشت مغان در مناطق شهری و روستایی و عشایری شهرستان مشکین شهر، گرمی، بیله سوار نیز تولید و عرضه می شود.

ایل کرندی

802

دالاهو و صخره و سنگ، دالاهو و عقاب و پرواز،دالاهو و نوای خوش موسیقی. اینجا سرزمین صخره و سنگ است و زادگاه غرور،زادگاه ایل،زادگاه عشیره و غیرت و تعصب.دالاهو،دامان مهرش را به لایه های دلنواز مادران ایل سپرده و صدای پای سواران شکوهمند،مردان مردی از جنس گلوله و تفنگ،از جنس سنگ و سلاح،از جنس غرور و قبیله. ایل،یعنی همدلی،همراهی،ایل یعنی شکوه بال هایی که سینه آسمان را فرش می کنند.از هیبت گلوله مرد ایلیاتی. ایل،یعنی دوست داشتن آب،خاک،سنگ،طبیعت و آسمان و زمین.و کرند…جایگاه تاریخ و بستر پیشینه ی ایرانی و ایل کرندی، همان طایفه ی گوران است که صفت نسبی محسوب می شود.کرند زادگاه و جایگاه مادهاست و در متون قدیمی با نام کارینا یا کرینا آمده است. راوینسن نوشته است که ظهور ایل گوران کرندی به تناوب باید از اواسط سلطنت فتحعلی شاه تا جلوس ناصرالدین شاه باشد.مردمان ایل گوران(کرندی)شجاع،دلاور و تیز آتش بوده اند و با گلوله هایی آتشین ورشو،در طول سالها از حریم ایل دفاع جانانه کرده اند.

جل بافی؛ هنری در خدمت عشایر ایران

جل-اسب

عشایر جهت پوشاندن چهارپایان خصوصاً اسب و الاغ از این بافته استفاده می کنند. بافت جل شبیه به گلیم و بسیار ساده است . جهت بافت این محصول ساده و بدون نقش در گذشته از پشم استفاده می شد، ولی در حال حاضر بیشتر نخ پنبه ای به مصرف می رسد. بندرت دیده شده است که روی جل ها سوزندوزی هندسی انجام شود. این نوع جل از یک طرف دارای نقش و یک رویه است. جل از صنایع دستی جامعه عشایری است. جل بافته ای است از خامه سیاه و سفید که آن را در ابعاد مختلف می بافند و بر روی چهارپایان می اندازند تا هم بتوانند بر روی آنان بار قرار دهند و هم در مواقع بارندگی از خیس شدن چارپایان جلوگیری شود. جل را زنان عشایر با کوبیدن میخ های چوبی بر روی زمین و گذراندن تارهای پشمی از روی چوب ها و عبور دادن عرضی تارهای پشمی دیگر از لابلای تارهای طولی می بافند. این صنعت جنبه خود مصرفی دارد و جهت رفع احتیاجات خانوار به بافت آن اقدام می گردد.

جل ابزاری برای گرم نگه داشتن حیوانات : جل اسب یکی از دست بافته های زیبا و عشایری ایران است. جُـــل اسب هم نقشِ گرم نگاه داشتن و عرق گیر اسب را دارد و هم جنبه تزیینی و تشریفاتی که در مورد شتر، مورد تزیینی دارد. بدنه اصلی جُـــل، یک مستطیل است که دو دستک به آن وصل شده که این دستک ها، پشت اسب را می پوشاند. تفاوت جُــــل اسب با جُـــل شتر درآن است که جُل شتر بزرگتر از جُــل اسب می باشد و توسط دو قطعه پارچه به یکدیگر دوخته شده تا کوهان شتر از آن بیرون بماند. به طور کلی در بیشتر مناطق ایران جُل اسب و شتر با اشکال و تزیینـات گوناگون تولید می شود و به صورت گلیم، قالی، جاجیم، و سوزنی تهیه می گردد. عشایر آذربایجان، دشت مُغان، کُردهای خراسان، ترکمن ها، عشایر فارس، ورامین و ایل افشار هر کدام به گونه ای جُل را بافته و تزیین می کنند. بطور مثال در ترکمن صحرا، جُل از جنس پارچه و تکه دوزی ماهوتی و پنبــــه ای، با سوزندوزی های زیبایی تهیه می گردد. در ایلات کرمان، به صورت گلیم، نقوش سوزنی، شیریکی پیچ با تار و پود پشم و عشایر آذربایجان با تکنیک بافت جاجیم برای تولید جُل، استفاده می کنند.

خانه‌ات را با خود ببر

h3

اگر زندگیتان را از راه دامداری می‌گذراندید و در منطقه‌ای زندگی می‌کردید که به‌خاطر شرایط آب‌ و هوایی، همیشه علف کافی برای دامتان پیدا نمی‌شد، چه‌ می‌کردید؟ در هر فصل به‌ جایی کوچ می‌کردید که علف کافی داشته باشد؟ هر جا که می‌رفتید یک خانه جدید می‌ساختید یا خانه‌تان را طوری می‌ساختید که بتوانید آن را با خودتان همه جا ببرید؟ در گذشته، ترکمن‌ هایی که در شمال شرق ایران زندگی می‌کنند، دقیقاً همین کار را می‌کردند. آنها خانه‌هایشان را طوری می‌ساختند که بشود به‌راحتی آن را جمع کرد، به‌این طرف و آن‌ طرف برد و باز آن را برپا کرد. برای همین خانه‌های آنها شکل آلاچیق دارد، اسم این آلاچیق متحرک «آغاج‌اُوی» است که به‌زبان ترکی ترکمنی یعنی خانه چوبی . این آلاچیق‌ها از مواد طبیعی ساخته می‌شوند: چوب درختان، پشم گوسفندان و نی‌نیزارها و بافته‌هایی که همه از مواد طبیعی به‌وجود آمده‌اند. این روزها اما زندگی ترکمن‌ها خیلی تغییر کرده. آنها دیگر مجبور نیستند کوچ کنند و در نتیجه مجبور نیستند خانه‌هایی متحرک داشته باشند، با وجود این هنوز هم بعضی از آنها آلاچیق می‌سازند و در آلاچیق زندگی می‌کنند.

نمد که از به‌هم فشردن پشم حیوان‌ها درست می‌شود، برای پوشاندن سقف و دیوارهای آلاچیق خیلی مناسب است. ترکمن‌ها برای پوشاندن آلاچیق‌هایشان از نمد سیاه یا سفید استفاده می‌کنند. «آق‌اوی»، آلاچیق‌هایی با نمد سفید، بیشتر برای تازه‌ عروس و دامادها استفاده می‌شود یا برای پذیرایی از مهمان‌ها، و مردم معمولی در «قارا اوی» زندگی می‌کنند، یعنی آلاچیق‌هایی با نمد سیاه. روی نمد دور تا دور آلاچیق را با حصیری که از نی درست کرده‌اند می‌پوشانند. فرش یا جاجیمی که به‌صورت نواری باریک و بلند دورتا دور آلاچیق بسته شده برای استحکام اتصال های آلاچیق به کار می‌رود، اما واقعاً آن را زیبا می‌کند. قسمت دایره‌ای بالای آغاج‌اوی، پنجره یا هواکش آن است. برای ساختن سقف آلاچیق از تعداد زیادی چوب کمانی استفاده می‌کنند که نوک آنها تراش خورده و انتهایشان پهن است. قوس این چوب‌ها باعث می‌شود قسمت بالای آلاچیق گنبدی‌شکل شود. چوب‌های دیواره‌های آلاچیق به‌صورت ضربدری به‌هم وصل می‌شوند و در قسمت بالای دیوارها به چوب‌های سقف متصل می‌شوند. ترکمن‌ها برای اتصال چوب‌ها، از بندهایی محکم استفاده می‌کنند که از پوست شتر درست می‌شود.