جالب

 
 

گودین تپه کجاست؟

6-1646-th3

گودین تپه یکی از با ارزش‌ترین سایت‌های باستان‌شناسی در ایران زمین است که در کنگاور استان کرمانشاه قرار دارد. منطقه کرمانشاه، در گودین تپه ۷ دوره تاریخی مشخص شده که از هزاره ششم پیش از میلاد تا دوره مادها طبقه بندی شده است. این سایت باستانی در ساحل جنوبی شاخه شمال شرقی رودخانه گاماسیاب، در شمال دره کنگاور، کنار شمالی روستای گودین قرار دارد. این مکان در سال ۱۹۶۱ کشف و در ۱۹۶۵ و دهه ۷۰ میلادی توسط یک هیات تحقیقاتی آمریکایی به ریاست کایلر یانگ مورد کاوش قرار گرفت. اهمیت سایت به خاطر تسلط محل بر تجارت سنگهای لاجورد بین بدخشان در افغانستان و دشت‌های میانرودان بود. در این محل آثار مشخص معماری به دست نیامده ،ولی مشخص شده است دیوارهای خانه‌های آن با روش چینه ساخته می‌شده‌اند. سفال‌های این منطقه دست ساز هستند و در دو گروه خشن و ظریف تقسیم بندی می‌شوند.

دوره تاریخی این تپه به گفته کایلر یانگ که شامل پنج لایه یا طبقه است، برابر سال‌های حدود ۵۵۰۰ پیش از میلاد تا ۵۰۰ پیش از میلاد است. دوره مادها در طبقه ۲ گودین تپه شامل یک دژ نظامی است که احتمالا مخصوص یکی از حاکمان محلی ماد در این منطقه بوده است. دژ بر روی قلعه قدیمی مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد ساخته شده است. دژ قدیمی تر توسط زلزله فرو ریخته و دژ مادی بر روی آن ساخته شده است. دیوارهای دژ از خشت ساخته شده و دارای برجهای دید‌ه‌بانی است. درون دژ تعدادی اتاق آشپزخانه، آخور، تالار ستوندار و واحدهای دیگر معماری به دست آمده است. درون تالار ستوندار در قسمت شمالی یک آتش دان خشتی وجود داشته و دور تالار سکوهایی برای نشستن ساخته بودند. این تالار ستوندار مقدمه ای بر ساخت تالارهای مشابه نوشیجان و بناهای هخامنشی است. البته خود از تالار ستون دار حسنلو الگو گرفته است. ‌گودین تپه در شهر تاریخی کنگاور که بنایی عظیم همچون معبد آناهیتا دارد بر غنای تاریخی، فرهنگی و توریستی این شهر افزوده است و هرساله علاقمندان بسیاری به تاریخ و تمدن ایران زمین از این منطقه بازدید می‌کنند.

بازیهای محلی استان ایلام

2016127211952817390a

مردم ایلام به فراخور نوع زندگی و معشیت از گذشته های دور تا کنون از انواع شیوه های سرگرمی و بازیها ی مختلف در موقع فراغت و مراسمات شاد استفاده نموه اند، ولی و امروزه به علت مشکلات فراوان زندگی از یک سو ورایج شدن سرگرمیهای متنوع دیگر این نوع بازیها کمتر اجراء می شوند. معمولاُ مردان و زنانی که سنی از آنها گذشته و قدرت جسمی کمتری دارند در موقع فراغت تنها به شرح خاطرات گذشته و برخی شوخیها با همدیگر می پردازند ولی دیگران به انجام برخی سرگرمیها وبازیها مبادرت می ورزند . زنان که تنها شبها مقداری فرصت دارند گاهی به انجام بازی (گل وپوچ ) وبرخی سرگرمیهای کلامی دیگری پردازند ولی دختران وخصوصاً نوجوانان به بازیها وسرگرمی های بیشتری می پردازند که عمده ی آنها از طریق مدارس یاد گرفته اند .

عمده ترین بازیهای مردان (بیشترجوانان ونوجوانان) ایلامی علاوه بر بازیهای جدیدی مثل ، فوتبال ووالیبال از این قرارند :

۱٫ کِلاورِوان (Kelāwrewān ) : در این بازی بازیکنان به دوسته مساوی تقسیم شده وسپس روی زمین دایره ای به شعاع مناسب مشخص می نمایند و یک گروه به قید قرعه در درون دایره به حالت چهار دست وپا قرار می گیرند وهر کدام کلاهی به سردارند و دسته ی دوم بایستی بدون آنکه ضربه ی پای تیم مقابل خورده باشند یکی از کلاهها را برداشته وبه سرعت به نقطه ای که در فاصله ی دورتر از قبل مشخص شده برساند و در حین فرار صاحبان کُلا (تیم درون دایره ) بایستی سعی کنند او را بگیرند و همبازی های وی به او کمک کرده و ممکن است کُلا دست به دست گردد تا به مقصد برسد واگر رسید یک امتیاز و اگر کلاه را پیش از رسیدن به محل بازس گرفتند تیم مقابل بایستی در درون دایره قرار گیرد و بازی از نوشروع می گردد وممکن است از قبل سقف امتیازی مشخص شده باشد وهر تیمی زود به آن سقف امتیاز رسید برنده نهایی می باشد. این بازی مختص مردان است .

۲٫ پَلان (Palân) : افراد به دو گروه تقسیم و هر گروه سه قطعه سنگ باریک وبلند (حدود ۴۰ سانتیمتری ) را در یک ردیف و به فاصله یک تا ۵/۱ متری از همدیگر قرار داده وبایستی فاصله ی هر دو گروه مناسب پرتاب سنگ اعضاباشد. سپس به قید قرعه یکی از گروهها شروع نموده وهر فرد یک سنگ به طرف سنگهای تیم مقابل پرتاب می نماید واگر یکی از آنها را انداخت سنگ دیگری پرتاب می کند وهمینطور تا آخر اگر نزد نفر بعدی تا همه ی تیم سنگهای خود را به هدف پرتاب کردند و پس از آن تیم مقابل به همین روال شروع می کنند هر تیمی که زودتر از دیگری هر سه عدد سنگ کاشته شده را هدف قرار دارد ، یک امتیاز می گیرد و سپس جای تیمها عوض وبازی از نو آغاز می گردد واگر سنگهای یک گروه سالم مانده وهیچکدام زده نشدند وگروه دیگر ه هر سه سنگ (نشانه اش ) افتادند دو امتیاز محسوب وزمین هم جابجا نمی شود سقف امتیاز از قبل مشخص وهر گروهی زودتر به آن سقف برسد ، برنده است. این بازی بیشتر توسط مردان اجرا می شود. ولی گاهی زنان نیز مشارکت دارند.

۳٫ چُوزَر (Čoozar = چوب طلایی ): بازی منحصراً در شب انجام می شود و بیشتر بوسیله ی نوجوانان (پسر و دختر) به اجرا در می آید. در این بازی افراد به دو گروه تقسیم وسپس قطعه چوبی کوچک که دارای نشانه ی مشخص باشد و یا آنرا مثلاً بابستن پارچه ای مشخص نموده باشند را تهیه نموده وسپس هر دو گروه رو به یک طرف نموده ویک نفر قطعه چوب را بدون آنکه خود نگاه کند به طرف پُشت پرتاب می کند وپس از چند ثانیه مکث همه به آن طرف هجوم برده و به دنبال یافتن چوب بر می آیند وضمن آن بایستی مراقب گروه دیگر باشند که اگر آنرا یافتند فوراً آن فرد را گرفته وچوب راپس بگیرند. هر گاه فردی آنرا پیدا نمود بایستی به شدت پنهان کاری نموده وبه نحوی اعضای گروه خود را با خبر کند وکم کم به کناری کشیده وآماده ی فرا به سوی محل نشانه ای که از قبل تعیین شده بشود وبه محض آماده شدن بایستی با صدای بلند بگوید : « یافتم » وسپس فرا کند واز این لحظه مثل بازی «کِلاوروِان » افراد هر دو گروه سعی در بردن چوب به محل نشانه ویا پس گرفتن آن هستند وامتیاز دهی نیز مثل بازی کلاروروان است .

۴٫ قاچان یا قَمچان : این بازی که مشترک بین پسران ودختران است بسیار پیچیده می باشد و بطور کلی عبارت از ۱۲ عدد ریگ ( به اندازه ی حبه قند ) می باشد وافراد شرکت کننده (حداکثر ۴ نفر ) به ترتیب انها را در مُشت گرفته وسپس در یک حرکت تند آنها را مقداری به هوا پرتاب می کند وسپس بایستی با پشت دست آنها را نگهدارد و تعدادی که روی پُشت دست قرار می گیرند بایستی کمتر از ۴ عدد نباشند واگر کمتر از ۴ شد نوبت نفر بعدی است واگر ۴ یا بیشتر شد بایستی با حرکت دیگر آنها را به هوا انداخته ومجدداً در مُشت بگیرد وسپس با حرکت دیگر ۳عدد آنها را به دست دیگر پرتاب کند ویک عدد را نگه دارد . در همه ی این حرکات بایستی هیچکدام از ریگ ها به زمین نیافتند وقتی این عمل انجام شدبه یک ریگ باقی را به هوا پرتاب و همزمان یک ریگ از آنهایی که در زمین هستند باهمان دست برداشته و فوراً ریگ پرتاب شده به هوا را بدون رسیدن به زمین نیز می گیرد و این عمل تکرار می شود تا وقتی مجموع ریگهای به ۴ رسید ومثل عمل قبل سه عدد آنها را به دست دیگر پرتاب می کند و همینطور تا همه ی ریگها را از زمین بردارد وعمل جدا سازی را به دسته های سه تایی انجام دهد واگر موفق شد به همه ی طرف های دیگر بازی (به هر تعداد که باشند ) می گوید :«کِرر» به معنی (کِرج شدن مُرغ و خوابیدن روی تخمها ) وبازی را از اول مجدداً شروع می کند ودر هر مرحله که شکست بخورد نوبت به نفر بعدی می رسد واگر موفق شد با هر مرحله یک عدد از ریگها را به عنوان تخم زیر ران دیگر بازیکنان می گذارد و اگر تا آخر موفق شد و فقط سه عدد ریگ ماند بایستی هر سه عدد ریگ را به پُشت دست نگهدارد ومجدداً به داخل دست (با پرتاب کردن به هوا ) برگرداند وگاهی برخی اعمال دیگر برای سنگ آخر انجام می یگرد و در نهایت پس از اتمام سنگها آن فرد برنده می شود ولی اگر در حین بازی نتوانست و دیگران موفق شدند بایستی ابتدا «کِرج » شدن خود وسپس تک تک ریگ ها را پَس بدهند وسپس طرف را «کِرج » نمایند. بازیهای فراوان دیگری رواج دارد مانند : ۱٫ هِشار هِشاره(قایم موشک ) ۲٫ اَکاوتی(اَلک دولَک ) ۳٫ هفت سنگ ۴٫ جَوزان ۵٫ تیله بازی ۶٫ دالِگه دَخیل(گرگم به هوا ، مخصوص دختران ) ۷٫ قُلان (لنگران )

تصاویری جالب از شهرهای جهان در گذشته و حال

نیویورک - آمریکا

نیویورک، ایالات متحده آمریکا، ۱۸۷۶-۱۹۳۲-۱۹۸۸- ۲۰۱۳

 

آمریکا

لانگ بیچ، ایالات متحده آمریکا، ۱۹۵۳-۲۰۰۹

دبی - امارات

دبی، امارات متحده عربی، ۱۹۹۰-۲۰۱۳

لس آنجلس - آمریکا

لس آنجلس، ایالات متحده آمریکا، ۱۹۷۰-۲۰۱۴

مالزی

کوالالامپور، مالزی، ۱۹۹۰-۲۰۱۴

چن ژن - چین

چن ژن، چین، ۱۹۸۰-۲۰۱۱

سنگاپور

سنگاپور، ۱۹۹۰-۲۰۱۴

جاکارتا - اندونزی

جاکارتا، اندونزی، ۱۹۶۵-۲۰۰۵

آتن - یونان

آتن، یونان، ۱۸۶۰-۲۰۱۰

تورنتو - کانادا

تورنتو، کانادا، ۱۹۳۰-۲۰۱۴

پاناما

پاناما سیتی، جمهوری پاناما، ۱۹۳۰-۲۰۱۰

هنگ کنگ

هنگ کنگ، ۱۹۲۰-۲۰۰۰

برزیل

فورتالزا، برزیل، ۱۹۷۵-۲۰۱۱

شانگهای - چین

شانگهای، چین، ۱۹۹۰-۲۰۱۴

پاریس- فرانسه

پاریس، فرانسه، ۱۹۰۰-۲۰۱۲

ونیز-ایتالیا

ونیز، ایتالیا، ۱۹۷۰-۲۰۱۰

سیدنی - استرالیا

سیدنی، استرالیا، ۱۹۳۰-۲۰۱۴

توکیو-ژاپن

توکیو، ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ و ۲۰۱۳

باغ سنگی کرمان

55608187

باغ سنگی در ۴۰ کیلومتری سیرجان به سمت بافت در استان کرمان واقع است خالق این اثر که بیشتر جنبه هنری دارد، پیرمردی کر و لال بوده که دیگر در قید حیات نیست. باغ سنگی در نزدیکی دهستان بلورد واقع در روستای میاندوآب و در فاصله ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان قرار دارد و به دست فردی کر ولال به نام درویش خان گنگ اسفندیارپور که به کشاورزی اشتغال داشته، ساخته شده است. وی که یکی از زمین‌داران سیرجان بود؛ چند سال بعد از انجام اصلاحات ارضی، در سال ۱۳۴۰ که  بسیاری از زمین‌هایش را از دست داد، به نشانه اعتراض درخت‌های باغش را که همه آنها خشک شده بود با آویزان کردن سنگ زینت بخشید.باغ سنگی یکی از جاذبه‌های دیدنی استان کرمان و شهر سیرجان است که مردم زیادی از آن دیدن می‌کنند.

درویش خان اسفندیارپور کشاورز در آن دوران نه تنها مکنت حاصل از کشاورزی مکانیزه و خودکفایی برایش به ارمغان نیامد، بلکه به سبب ضربه‌هایی که از برخوردهای دولتی بر روح و روانش وارد شده بود به کوه و صحرا زد و مجنونی پیشه کرد. درویش خان در سال ۱۳۵۵ در فیلم «باغ سنگی» ساخته پرویز کیمیاوی بازی کرد که در جشنواره‌های داخلی و خارجی بسیاری به نمایش درآمد. در این فیلم درویش خان، مردی ناشنوا و خانواده‌اش از طریق شبانی در صحرا زندگی می‌کنند. روزی درویش خان در صحرا می‌آرامد و خواب‌نما می‌شود. پس از بیدار شدن تخته سنگ عجیبی را زیر سر خود می بیند و آن را به خانه می‌برد و به درختی می‌آویزد. وی روزهای بعد، قطعه سنگ‌های دیگری می‌یابد. با سیم‌های تلگراف، سنگ‌ها را به درخت‌های اطراف چادرش آویزان می‌کند. به زودی باغی از سنگ در اطراف چادر برپا می‌شود.مردم از روستاهای دور و نزدیک برای تماشا و تبرک و بستن دخیل به باغ سنگی می‌آیند. همسر درویش خان از مردم در ازای آمدن به باغ سنگی پول و هدیه مطالبه می‌کند و با طمع ورزی‌هایش زندگی درویش خان را برمی‌آشوبد. درویش خان پس از ۹۰ سال زندگی در ۱۹ فروردین سال ۱۳۸۶ درگذشت و پیکرش در محل باغ سنگی بلورد سیرجان به خاک سپرده شد.

آداب و رسوم ماه رمضان در شیراز

a15551531284102a

شیرازی ها هم مثل خیلی از مردم کشور، آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند و آن را جشن می گیرند. در این روز رسم است که اگر ماه رمضان مثل امسال در تابستان افتاده باشد، مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز بروند و آن روز را به خوبی و خوشی به پایان برسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس . در این ماه مهمانی افطار میان شیرازی ها رونق دارد. آنقدر که گاهی مهمانی افطار به سحری وصل می شود و مهمانان تا صبح در خانه میزبان می مانند.

روز والون : خانواده هایی که دختر شوهر داده اند، رسم است که در اولین ماه رمضان بعد از عروسی یک افطاری کامل تهیه کنند و همراه با گلی (یعنی همان کادوی عروسی که در شیراز به آن گل گفته می شود) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند. در شیراز رسم است کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گل گاوزبان می خورد. چون معتقدند روزه سرد است و عرق گاوزبان گرم می تواند این سردی را از بین ببرد.

سحری و افطاری : وعده سحری که مردم شیراز می خورند، از انواع پلوها و خورشت ها تهیه شده. آنها بعد از خوردن سحری بیدار می مانند و ختم قرآن می گیرند. در شیراز مردم برای افطار از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند. مثل ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک و بعد، به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را «ماه رمضانی» می گویند. رنگینک، ترحلوا، کوفته هلو، کشمش پلو و قنبر پلو خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز هستند و به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند. آنها نوعی نان شیرین تهیه می کنند که به نام نان چاهی شناخته می شود. این نان را شیرازی ها در هنگام افطار و قبل از این که خوراک را بخورند با چای میل می کنند. در شیراز رسم است کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گل گاوزبان می خورد. چون معتقدند روزه سرد است و عرق گاوزبان گرم می تواند این سردی را از بین ببرد.

شب های احیا : شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند و دعا می خوانند. در این شبها بعد از خوردن افطاری مومنان به مساجد رفته و تا وقت سحر به دعا خواندن و راز و نیاز می پردازند. روز شهادت حضرت علی (ع) هم به قبرستان شهر که دار السلام و سفره تربت می گویند رفته و ضمن فاتحه خوانی برای مردگان شان، خیرات و نذری می دهند. مادرانی که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند انار شیرین به مسجد می آورند و سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند. آنها معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد

روز حاجت گرفتن : در شیراز به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. سید احمد وکیلیان در کتاب رمضان در فرهنگ مردم می نویسد: شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان «جمعه الوداعی» می گویند. روز جمعه الوداعیALVEDOY مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و پر جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند. یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا «پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند.

زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی یا «ننو»ی کوچکی درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل آن می گذارند و با خود به مسجد می آورند. سپس ننی را درگوشه ای می بندند و چند مرتبه می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است. اما زنانی که باردار هستند مخصوصا آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد. هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز «تهیه» می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند

جمعه آخر ماه مبارک رمضان :  بسیاری از زنان شیرازی بعد از مراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند. بیشتر این جمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند. این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود و هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند. به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول حلوا پختن می شوند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آورند. در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد. هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز «تهیه» می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند. مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود.

ماه بینی : روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر خواهد بود. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه ای را که شامل نان، پنیر و سبزی است در بین مردم تقسیم می کنند.