خوی

 
 

آرامگاه پوریای ولی خوی

a9cbdb81-e9c2-487a-a33c-cae37399ae07

پوریای ولی یکی از پهلوانان ایرانی است که مقبره او از جاهای دیدنی آذربایجان غربی به حساب می‌آید. مقبره این پهلوان فقط به سنگ قبری ساده، چهار ستون سنگی مسقف و انگشتری با حکاکی پوریای ولی خلاصه می‌شود. اگر گذرتان به شهر خوی افتاد، راهی بلوار امام حسین (ع) شوید تا از آرامگاه این مرد بزرگ دیدن کنید.

پوریای ولی یکی از پهلوانان ایرانی است که نسبت به موقعیت آرامگاه او دو نظریه وجود دارد. به روایتی، مقبره پوریای ولی در شهر خیوه ازبکستان قرار دارد. طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالی فرزند پهلوان پوریای ولی بوده و با عنوان محمود قتالی بن پوریای ولی از او نام برده شده است. برخی از منابع کلمه «ابن» به معنی «فرزند» را حذف کرده‌اند و منابع معاصر نیز هر دو شخصیت را یکی فرض کرده‌اند. این اشتباه در دائره‌المعارف بزرگ اسلامی نیز تکرار شده است؛ اما باید توجه کرد که پهلوان محمود قتالی هرچند که عارف و پهلوان نامداری بود، هرگز در شهرت و نام‌آوری به پدرش پهلوان پوریای ولی نرسید. پس با اطمینان زیاد می‌توان گفت که آرامگاه پهلوان محمود قتالی، فرزند پوریای ولی، در شهر خیوه در ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورنگ مرکز خوارزم ازبکستان قرار دارد. مقبره‌ دیگری نیز در شهر خوی به وجود دارد که مردم شهر آن را با نام مقبره پیر ولی یاد می‌کنند. در سال‌های اخیر یادمانی بر فراز مقبره پوریای ولی ساخته شده است که شامل چهار ستون سنگی با سقفی روی آن می‌شود. در کنار این یادمان انگشتری با حکاکی پوریای ولی قرار دارد که جلوه زیبایی را به وجود آورده است. در بسیاری از اسناد مهم تاریخی در رابطه با این مقبره که از جاهای دیدنی استان آذربایجان غربی در خوی به شمار می‌رود، صحبت‌هایی به میان آمده است. در طوماری قدیمی که در عهد صفویه روی پوست آهو نوشته شده بود، صراحتا آمده است که پهلوان پوریای ولی از شهرستان خوی بود. متن کامل و تصویر این طومار در کتاب «ورزش باستانی ایران» نوشته دکتر پرویز ور جاوند وجود دارد. در کتاب «مرآت الشرق» زندگینامه پهلوان پوریای ولی و وجود مزارش در گورستان «پیر ولی» خوی ذکر شده است. مرحوم پرتو بیضایی در کتاب «تاریخ کشتی ایران» به بررسی زندگی پوریای ولی پرداخته بود و ضمن نقل روایاتی از زندگی پوریای ولی در خوی، به کشتی پهلوان با پهلوانی به نام «شیردل» از تبریز در مقام کهنه‌سواری اشاره می‌کند که در میدان «خوی سرماس» اتفاق می‌افتد.

پوریای ولی کیست؟ پوریای ولی، پهلوان ایرانی است که در ورزش‌های زورخانه‌ای پیشینه زیادی داشت و نام اصلی او در بسیاری از منابع «پهلوان محمود خوارزمی» متخلص به قجالی یاد شده است. زادگاه و بقعه پوریای ولی، یک علامت سوال بزرگ است که همیشه محققان و نویسندگان را ‌به شک و تردید وا‌داشته است. در رابطه با زادگاه او اختلاف‌های زیادی وجود دارد. بعضی او را از مردم گرگانج (از شهرهای خوارزم) و برخی او را از گنجه می‌دانند. در کتاب‌های مختلف مرگ پوریای ولی را سال ۷۲۲ هجری قمری و سال تولدش را ۶۵۳ هجری قمری ذکر کرده‌اند. یکی از قاطع‌ترین سندها در رابطه با زادگاه پوریای ولی از عصر صفوی به‌ دست آمده و در آن گفته شده که این پهلوان از مردم خوی و سلماس بوده است. پهلوان پوریای ولی در دوران جوانی کشتی می‌گرفت و از دلایل اصلی شهرت جهانی او سفرهایش به کشورهای مختلف از جمله آسیای میانه و هندوستان و شهرهای ایران بود. او در شهرهای مختلف کشتی می‌گرفت و به‌دلیل قدرت بالای بدنی و تبحر در کشتی، به‌سرعت سر زبان‌ها افتاد. داستان معروفی از پوریای ولی در بین مردم خوی سینه‌به‌سینه نقل شده است که علت اسطوره‌شدن او را نشان می‌دهد. طبق این داستان، جوانی فقیر، عاشق دختر حاکم می‌شود. از آنجا که او از طبقه پایین جامعه بود، نمی‌توانست عشقش را به دختر حاکم ابراز کند. به همین دلیل بر بستر بیماری می‌افتد. مادر جوان یتیم، به‌دنبال درمان پسر متوجه عشق او به دختر حاکم می‌شود و به‌دلیل تداوم بیماری پسر، عشق او را با حاکم در میان می‌گذارد. حاکم برای پسر شرطی قرار می‌دهد و آن شرط هم بردن کشتی از پوریای ولی است. به این ترتیب، مادر جوان نذری در مسجد خوی می‌کند و از قضا پوریای ولی نیز در همان روز در مسجد حضور پیدا می‌کند و از مادر علت نذر را می‌پرسد. پوریای ولی بر سر دوراهی شهرت و جوانمردی، جوانمردی را انتخاب می‌کند و از پهلوان جوان عاشق می‌بازد. همین باخت باعث از بین رفتن شهرت او می‌شود و راز وقتی فاش می‌شود که پوریا از دنیا رفته بود. جالب اینکه پوریای ولی در زمان خود شاعر بود و رباعیات وی در بین شاگردانش اعتبار فراوانی داشت. برخی پوریای ولی را یکی از عوامل پیشرفت ادبیات آسیای مرکزی و ایران می‌دانند.

 

دروازه سنگی خوی

21e16544-5df7-4cf7-bce0-9a3427f978e4

خوی یکی از کهن‌ترین مراکز تمدن در شمال غرب ایران و کانون بسیاری از حوادث تاریخی بوده است. خوی به‌ دلیل واقع شدن در مسیر جاده ابریشم و جاده تجارتی شرق و غرب، مورد بازدید بسیاری از جهانگردان و ایران‌شناسان واقع شده‌ است. پیشینه این شهر، به سه‌هزار سال پیش برمی‌گردد. آثار تاریخی زیادی در منطقه خوی قرار دارد که از آن آثار می‌توان به دروازه سنگی خوی اشاره کرد. در گذشته‌هایی نه چندان دور قدم گذاشتن به هر شهر، مستلزم عبور از حصار آن شهر بود که همچون دیواری دفاعی دور تا دور آن را دربر می‌گرفت. حفظ امنیت هر شهر و دیاری وابسته به استحکام این دیوار بود و کوچک‌ترین اشتباه در ساخت و حفاظت از آن می‌توانست اتفاقات ناگواری را رقم بزند. موقعیت ویژه برخی سرزمین‌ها، نیاز آن‌ها را به این دیوار دفاعی تشدید می‌کرد تا جایی که دیوارهایی همانند دیوار چین طراحی و ساخته شدند تا سد راه دشمنان شوند. این دیوارها دروازه‌هایی برای عبور و مرور داشتند تا رفت و آمد کاروان‌ها، مردم عادی و بازرگانان به راحتی کنترل شود. امروزه تنها اثرات باقی‌مانده از دیوارهای باشکوه این شهرها، دروازه‌هایی هستند که پابرجا مانده و وقایع تاریخی زیادی را پشت سر گذاشته‌اند. در دوران قاجاریه، شهر خوی به دلیل نزدیکی به مرز روس‌ها، از اهمیت استراتژی بالایی برخوردار بود. هنوز بقایای دیوارهای دفاعی شهر که به درخواست فتحعلی شاه، به دست ژنرال گاردن در قرن سیزدهم در اطراف این شهر ساخته شده است، امروزه به چشم می‌خورد. دروازه سنگی (قالا قاپیسی) خوی در جنوب بازار خوی به طرف شهر سلماس قرار دارد. این اثر در دوره ایلخانیان یا دوره قاجاریه بنا شده و از حصار تاریخی شهر خوی باقی مانده است. در جلوی دروازه سنگی خندقی به عمق ۱۰ متر و عرض ۳۰ متر وجود داشته است که یک پل معلق بر روی آن تعبیه شده بود.

دروازه سنگی از جاهای دیدنی خوی به‌ شمار می‌رود و تنها دروازه باقی‌مانده از حصار شهر خوی و تنها دروازه باقی‌مانده از تاریخ کهن ایران است که ارزش تاریخی زیادی دارد. دروازه سنگی خوی از نمونه‌های باقی‌مانده دوازده حصار تدافعی در جنوب شرقی شهر خوی است که جهت حفاظت شهر از تهاجم دشمن و کنترل عبور و مرور ساخته شده است. در گذشته مردم از طریق دروازه سنگی به شهرهای سلماس و ارومیه می‌رفتند، اما امروزه به علت گسترش شهر این بنای تاریخی در بافت جدید شهر قرار گرفته و قسمت شمالی آن متصل به بازار قدیمی خوی قرار دارد. ضلع شمالی دروازه آجری و به سبک جناقی است‌. ضلع‌جنوبی آن یک در میان سنگ‌های خاکستری و سیاه دارد و به شکل قوس نیم‌دایره است که زیر این قوس دو شیر ساده سنگ‌ تراشی شده است‌. تا ۶۰ سال گذشته در اطراف شهر خوی، دیواری خشتی با ۴ دروازه وجود داشت. به جز این دروازه سنگی، دروازه های دیگری نیز وجود داشته است که امروزه مردم با نام‌های دروازه شهانق یا شوونه قاپوسی، دروازه محله یا قالاقاپوسی یا محله قاپوسی، دروازه چورس یا دروازه ماکو و دروازه شوراب یا دروازه تبریز از آن‌ها یاد می‌کنند. اما از آن همه دروازه، تنها همین دروازه سنگی توانسته ناملایمات روزگار را تاب بیاورد و در این شهر باقی بماند. دروازه سنگی در روزگاران گذشته وقایع بسیاری را به چشم دیده و در برابر آن‌ها سکوت کرده است. مهاجمان ارمنی و عثمانی بارها خواستند تا این حصار را از بین ببرند و وارد شهر شوند و هنوز هم آثار گلوله‌های آنان بر تن این دروازه دیده می‌شود. این بنا از حیث جنس ساختمان با دو نوع مصالح مقاوم ساخته شده است. به‌طور کلی در ساخت دروازه سنگی از دو نوع مصالح آجر و سنگ استفاده شده است. ضلع شمالی آن که در امتداد بازار قدیمی خوی قرار دارد با آجر ساخته شده، ولی سمت جنوبی بنا از سنگ‌های تراش خاکستری و سیاه است که به‌صورت ترکیبات موزون و هماهنگ نماسازی شده است. این بنا در حال حاضر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. نام این اثر ارزشمند، به‌عنوان تنها دروازه باقی‌مانده از تاریخ کهن ایران، با شماره ۸۰۸ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است. دروازه‌های ایران در گذشته دو نوع را شامل می‌شدند، دروازه‌های سنگی و دروازه‌های آجری. دروازه سنگی تنها نمونه باقی‌مانده از نوع خود است. نویسنده و مورخ فرانسوی به نام کنت دو گوبینو، معماری دروازه سنگی را به بناهای قاهره تشبیه می‌کند و در نوشته‌های خود از آن اینگونه سخن می‌گوید:

خوی شهر دلپذیری است، دروازه زیبایش به شیوه بناهای قاهره، از مرمر سیاه و سفید ساخته شده است و من نظیر آن را در هیچ جای دیگر ایران ندیده‌ام، این دروازه به بازار باز می‌شود.

بعضی از مورخان این اثر را به دوره ایلخانیان نسبت می‌دهند و امکان دارد در زمان عمران و آبادانی خوی توسط ایلخانیان، این دروازه نیز ساخته شده باشد. ولی منابع دیگری دروازه را مربوط به دوره قاجار می‌دانند، انتساب دوم با توجه به سبک معماری مقایسه با آثار باقی مانده قاجاریه در تبریز و خود شهر خوی معقول به‌نظر می‌رسد. و از طرفی نیز با توجه به سر در باقی مانده این بنا مربوط به دوره ایلخانی دانسته می‌شود. آن گونه که از سبک معماری این اثر بر می‌آید می‌توان از ساخت دروازه در دوره قاجار سخن گفت چرا که آثار باقی مانده از قاجار در تبریز و خوی شباهت‌های بسیاری به این اثر دارند. از نظر کارشناسان دلیل دیگری که ساخت این بنا را در دوران قاجار تایید می‌کند این است که ساخت آخرین حصار یا بدنه شهر به دستور عباس میرزا نایب‌السلطنه (فرزند فتحعلی شاه قاجار) صورت گرفته است و شواهد، حکایت از پابرجا بودن آن تا سال ۱۳۲۰ خورشیدی دارند. از سوی دیگر، سر در باقی مانده این بنا نشانه‌های معماری دوره ایلخانی را دارد و برخی کارشناسان معتقد هستند که معماران در زمان عمران و آبادانی خوی به دستور همسر آباقاخان، دومین پادشاه سلسله ایلخانی، این دروازه را ساخته‌اند. شواهد نشان می‌دهند که در سال ۱۱۳۵ هجری شمسی این بنا توسط احمدخان دنبلی (رییس ایل دنبلی در زمان کریم خان زند) مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته و تقویت شده است.

گزارش بازدید یک روزه از سفر به دارالصفای خوی

بعد از هماهنگی هایی که با فرمانداری صورت گرفت و مجوزی که از سوی این ارگان صادر شد . اعضای جویندگان برنا درصدد برگزاری سفری یک روزه برامدند و روز جمعه بیست و هشتم مهر ماه با تعدادی از اعضا راهی شهرستان خوی واقع در ۱۳۴ کیلومتری ارومیه شدیم. هدف از این سفر دیدن مناطق تفریحی، گردشگری و تاریخی بود.
اما شرح این سفر ؛ پس از طی مسیری نسبتا طولانی به منطقه ی خان تختی رسیدیم که نقش برجسته ای در دیواره ی سنگی کوه وجود داشت، که مربوط به دوره ساسانیان بود…  طبیعت بکر و کوه های سر به فلک کشیده نیز زیبایی خاصی به آن منطقه بخشیده بود. و اما پس از طی مسافتی به مزار شهدای خوی رسیدیم و با ادای احترام و نثار فاتحه ای به روح آن بزرگواران راهی پل خاتون (خاتین کورپوسی) واقع در دو کیلومتری خوی که یکی از پل های تاریخی دوره سلجوقی است رسیدیم که توسط احمد خان دنبلی بنا شده بود.  از طبیعت رودخانه و درختان اطراف پل که بگذریم زیبایی خاصی در این پل وجود داشت که چشم هر بیننده ای را محو خود میکرد…
پس از دیدن این مناطق و مناظر ، انجا را به مقصد بعدی گردشگردی که دروازه سنگی بود ترک  کردیم. دروازه سنگی یا به زبان محلی قالا قاپیسی در جنوب بازار قدیمی خوی واقع است که مربوط به دوره ایلخانان یا قاجاریه میباشد ، این دروازه از حصار تاریخی شهر باقی مانده است.
پس از دورازه سنگی وارد بازار شدیم که این بازار یکی از قدیمی ترین بازار های ایران است و همچنین یکی از مراکز تجاری دوره صفویه بود که به دلیل قرار گرفتن در جاده ابریشم رونق خاصی داشته، در داخل بازار کاروانسرای خان نیز وجود داشت که این بنا نیز مربوط به دوره صفویه است و در گذشته محل استقرار بازگانان خارجی و داخلی بوده است. پس از بازدید این بناها به مقبره آل یعقوب و سپس به خانه ی کبیری ها رفتیم که درحال حاضر به موزه ای خصوصی مبدل گردیده و آثاری قدیمی و با ارزش در این مکان نگهداری میشود. اما سبک بنای خانه کبیری ها واقعا دیدنی بود ، حیاطی بزرگ با پنجره هایی اروسی چوبی و همچنین وجود حوضی با ماهی های قرمز در وسط حیاط این مجموعه واقعا زیبایی خاصی به فضا بخشیده بود… با وارد شدن به داخل ساختمان و دیدن معماری داخلی و چشم نوازش که همگیمان را متحیر کرد… در طبقه اول این بنا تزیینات چندانی وجود نداشت اما در تالار طبقه دوم علاوه بر گچ بری ها، نقاشی هایی از گل و بوته به چشم میخورد که زیبایی خاصی به آنجا داده بود… این بنا در زمان مظفرالدین شاه قاجار احداث شده که مالک اصلی ان حاج میراسماعیل کبیری بوده و هم اکنون میراث فرهنگی مالکیت آن را عهده دار است.
پس از بازدید بناهای نام برده برای استراحت و صرف ناهار ساعتی را در کنار خانواده شهید صمدلوئی گذراندیم وگوش جان سپردیم به خاطراتی از هشت سال دفاع مقدس.
پس از آنجا به مقصد بعدی که ارامگاه شمس تبریزی بود رفتیم که در کناره قبر مناره ای آجری به ارتفاع هفده متر و با تزییناتی از شاخ قوچ که به دستور شاه اسماعیل صفوی ساخته شده که نمادی از قدرت و مهارت شاه در شکار بوده است. مقصد اخر ما مقبره پوریای ولی بود که از پهلوانان نامی و بزرگ کشورمان به حساب می آمد ،
پوریای ولی در میان ورزشکاران ایران نمونه‌ای از اخلاق، آزادگی و جوانمردی است و نه تنها در مقام یک پهلوان، بلکه در مقام یک قدیس در میان مردم جایگاهی والا و افسانه‌ای دارد. دیدن این آثار و همچنین آشنایی ما با آیین ، فرهنگ ، هنر و نیز بزرگمردانی از دیار آذربایجان تجربه ای بود اندک، که ما را را در این سفر جمعی بهرمند ساخت.

DSCN9934

میدان انقلاب و آغاز سفر

DSCN9936

کتیبه خان تختی سلماس

DSCN9939

مزار شهدای خوی

DSCN9961

پل خاتون

DSCN9963

دروازه سنگی

DSCN9973

بازار سنتی تاریخی

DSCN9981

کاروانسرای خان

DSCN9984

مقبره آل یعقوب

index0

خانه کبیری

index1

صرف نهار در خانه محلی (آبگوشت)

index2

حیاط قدیمی خانواده شهید داود صمدلوئی

DSCN0002

مقبره شمس تبریزی

DSCN0005

مقبره پوریای ولی

کلیسای سرکیس مقدس خوی

20165301114014372a

کلیسای سرکیس مقدس، در استان آذربایجان غربی، درسه کیلومتری باخترشهر خوی،در کوی میدان کلیسا یا کوی امام زاده، در جایی که پیرامون آن را کشتزارها فراگرفته اند، قرار دارد. پس از ورود سپاهیان عثمانی به آذربایجان غربیو به دنبال رویدادهای خونینی که میان سال های ۱۲۹۷-۱۲۹۹خ/۱۹۱۸-۱۹۲۰ درخوی پیش  آمد ارمنیان رهایی یافته از آن ناحیه کوچ کردند و از آن زمان، این کلیسا فراموش شد ولی با استواری ویژۀ خود سده ها بر جای ایستاده است. کلیسای سرکیس مقدس از گذشته های دور تا کنون به سورپ سرکیس، سنت سرکیس، سارکیس مقدس، سرکیس مقدس و… نامور بوده. نام این کلیسا شاید از نام سرکیس گابادوکیان، از مردمان کامیرک، گرفته شده باشد. وی مسیحی ای پرهیزکار و رساننده ای پرشور بود که از روم به ارمنستان رفت و پس از چندی رهسپار ایران شد و چون در ایران آیین مسیح را تبلیغ می کرد ه دستور شاپور ساسانی کشته شد. از آنجایی که وی در راه مسیحیت شهید شده و در دستۀ پرهیزکاران ارمنی در آمده بود، به احترام وی این کلیسا را سرکیس مقدس نامیده اند. تاریخ درست ساختمان کلیسای سرکیس مقدس روشن نیست. ارمنیان بر این باورند که این کلیسا هفت تا هشت سال پس از درگذشت گریگور روشنگر مقدس، در حدود ۳۳۲یا ۳۳۳م، ساخته شده؛ یعنی، روزگاری که آیین مسیح در شمال باختری و باختر ایران کنونی پیشرفت داشته و ناحیۀ ماکو یا ارداز آن روزگار مرکز مهم اسقف نشین کلیسای ارمنیان بوده است.

در کتاب فرهنگ جغرافیایی و تاریخی نواحی ارمنی نشین، نگارش ایپریکیان، چاپ ونیز در ایتالیا، ص۱۸۹، دربارۀ کوی های شهر خوی آمده است: خارج از شهر، در جنوب قلعه، محله هایی قرار دارند که حومۀ خوی به شمار می روند و در حال حاضر، ۹۴ خانوار ارمنی در این ناحیه زندگی می کنند که دارای دو کلیسا و یک مکتب هستند. کلیسای سرکیس مقدس از کلیسای مریم مقدس بزرگ تر است. ارمنیان معتقدند که کلیسای مزبور هفت تا هشت سال پس از وفات گریکور مقدس(۳۲۵م) از سنگ سرباشن صیقلی ساخته شده است.

در کتاب آذربایجان که یرواند فرانگیان دربارۀ ارمنیان آذربایجان نگاشته و در ۱۹۰۵م، منتشر شده است، در صفحۀ۵۱، دربارۀ کلیسای سرکیس خوی آمده: در شهر خوی، خارج از محوطۀ قصر خوی و در نزدیکی های آن، کلیسایی بسیار قدیمی وجود داردکه روی سنگ نوشته ای دربارۀ تعمیرات آن، که صد سال پیش از انتشار این کتاب صورت گرفته، مطالبی نوشته شده است ولی مردم محل دیرینگی کلیسا را در حدود هزار سال پیش از انتشار این کتاب؛ یعنی، ۹۰۵م می دانند.

برپایۀ یادداشت های زمستان۱۳۰۷ق ملا جعفر خویی در گزارش سفر مظفرالدین میرزا، ولی عهدناصرالدین شاه قاجار، که از تبریز به منظور شکار و گردش به خوی آمده، دربارۀ کلیساهای خوی نوشته است: خوی دو کلیسا دارد. از قراری که ارمنیان می گفتند یکی هزار و صد سال و دیگری چهارصد سال است که بنا شده. منشی حظور را فرستادیم که تاریخ آنها را بردارد. خط ارمنی بوده و کشیش کلیسا هم نتوانسته بود بخواند.

در این نوشته ها، تاریخ ساختمان کلیسای سرکیس مقدس به سده های چهارم و نهم میلادی نسبت داده شده است. از آنجا که طرح یا پلان ساختمان و همچنین شکل ستون ها و نحوۀ دیوار سازی و نورگیرها بیانگر دیرینگی ساختمان کلیساست می توان بنیاد آن را در سده های چهارم میلادی دانست. بر روی سنگ سرخ رنگی در کنار در ورودی دیوار جنوبی کلیسا کتیبه ای وجود دارد که تاریخ ۱۱۲۰م/۵۱۴ ق و یا ۱۱۸۰م/۵۷۶ ق برروی آن خوانده می شود. زنده  یاد، استاد ورجاوند، این ساختمان را از اوایل دوران ایلخانی دانسته است. گمان وی را، که بر پایۀ بررسی شیوه های معماری و باستان شناسی بوده، توجه به جایگاه اندیشه ای و اجتماعی آن دوره تـأیید می کند. نوشته های آثار ارمنی مبنی بر ساختمان آن در پیش از اسلام شاید وابسته به ساختمان مقدس کهن تری بوده  است که پیش تر در جای این ساختمان وجود داشته و بعدها ویران شده و کلیسای سرکیس مقدس را به جای آن ساخته اند.

زنده یاد استاد مشکور نیز نوشته است: چون ازاره های سنگی، شکل قوس ها و گنبدها و وضع آجرکاری نمای بیرونی ساختمان این کلیسا آمیخته ای از شیوۀ گرجی و سبک اوایل دوران ایلخانی است می توان آن را بازسازی  شدۀ اوایل دوران ایلخانی به شمار آورد که بر روی پایۀ نیایشگاه باستانی برپا شده   است . در نوشته ها و اسناد ارمنی، تاریخ آخرین تعمیر و بازسازی این کلیسا ۱۶۱۴م/۱۰۲۴ق یا ۱۶۲۰م/۱۰۳۱ق نوشته شده.[۱۳] این سال ها هم زمان با پیمان سازشی است که نخست در ۱۰۲۱ق در شهر سلماس و سپس، در ۱۰۲۹ق، در شهر استانبول، با عثمانی ها به امضا رسیده است.

4318986_910

کلیسای سرکیس مقدس به سبک بازیلیک به درازای ۳۲ متر و پهنای هجده متر و بلندی پنج متر ساخته شده است. ازارۀ دیوارهای چهارگانه به کمک سنگ های تراش دار گندمی رنگ آهکی ساخته شده. درازا و پهنای بزرگ ترین سنگ ها چهل درشصت سانتی متر است. از روی ازارۀ ساختمان به بالا دیوارها با آجرهای چهارگوش چیده شده و تا بام ادامه یافته اند. پوشش ساختمان نیز آجری است و در میانۀ ساختمان، برجستگی گنبد کوتاهی دیده می شود. ورودی باختری در میانۀ دیوار و رو به روی محراب کلیسا قرارگرفته و با سنگ پاره های آهکی تراش دار ساخته شده است. بر فراز سردر ورودی، خمیدگی تزیینی با سنگ تراشی بر روی سنگ جاسازی شده است. این خمیدگی تزیینی، سنگی کولی دار است که از پنج هلال ترکیب یافته و پهنای باند آن حدود بیست سانتی متر است. بر روی این خمیدگی طرح تزیینی ترکیبی مارپیچ و زیگزاگ نقش شده که با طرح ها و نگاره های کنده  شده در کلیساهای کهن ارمنستان همانندی دارد.بر روی سنگی که در بخش خورشیدی یا در میانۀ سردر قرار گرفته نشان صلیب در درون دایره کنده شده است. بالای سردر، در بلندی حدود۲۰/۱ متر، نیز دریچه یا نورگیری مستطیل شکل قرار دارد.

درِ جنوبی کلیسا، همانند در باختری آن، از سنگ ساخته شده ولی به طور کامل در میانۀ دیوار جنوبی قرار نگرفته است. در این ورودی نیز سردر تزیینی وجود داردکه نسبت به در باختری ساده تر است. در اینجا، به جای خمیدگی کولی دار یک خمیدگی تنها با پنج تکه سنگ قرار دارد که بخش بالایی آن از نمای سنگی دیوار بیرون رفته و بخشی از سطح آجری دیوار را نیز فرا گرفته است. در بالای این سردر، پنجره ای مستطیل شکل وجود دارد. در دو سوی بخش پایین در ورودی، سه تکه سنگ سرخ به کار رفته که در روی یکی از آنها نوشته ای به زبان و خط ارمنی کنده شده است. کف درون کلیسا نسبت به سطح بیرون آن اندکی پایین تر قرار گرفته و برای ورود به کلیسا باید از هر یک از دو در آن از یک پله پایین رفت. درون ساختمان، شش ستون سنگی در دو ردیف قرار دارند که در نتیجه تالار کلیسا را به سه بخش؛ یعنی، ناو یا نِف با فضای میانی پهن تر و دو راهروی جانبی یا کولاترال با پهنای کم تر بخش کرده است. ستون های شش گانۀ اصلی کلیسا با سنگ ساخته شده و درازا و پهنای آنها ۴۵/۱ متر است. محراب کلیسا در بخش خاوری و در میانه قرار گرفته و در دو سوی آن، دو اتاق چهارگوش وجود دارد. طرح کلی محراب به صورت پنج گوشه است که همسانی بسیاری با محراب کلیسای ارمنیان شیراز دارد. پوشش راهروهای پهلویی تاق های جناقی است ولی سقف میانی کلیسا از سه گنبد پوشیده شده که گنبد میانی بزرگ تر و بلندتر است. دیوارهای درونی کلیسا و ستون های آن از سنگ ساخته شده اند ولی جنس و رنگ این سنگ ها با سنگ های نمای بیرونی همانند نیست. بیشتر دیوارهای درون کلیسا گچ کاری شده و به شیوۀ سده های هفدهم و هجدهم میلادی نقاشی و تزیین شده اند. محراب به شیوه ای ویژه تزیین شده است چنان که ستون های آن پوشش گچی ندارند و دیگر بخش های محراب دارای نقش های تزیینی دیوارنگاره است.

نقش ها و سنگ نوشته ها : در درون ساختمان کلیسا، بر روی دو ستون، دو سنگ نوشته به خط ارمنی وجود داردکه یکی بسیار کهن و دیگری تازه تر است.  در میانۀ سنگ نوشتۀ کهن، طرح یک صلیب تزیینی کنده شده. در بالای سنگ نوشتۀ تازه نیز، صلیبی همراه با یک طرح تزیینی سنگ نمایی از سردر کلیسای سرکیس مقدس خوی تراشی شده است. در بیرون کلیسا در کنار در جنوبی نیز، سنگ نوشته ای وجود دارد. نوشتۀ سنگ نوشته های درون ساختمان، بنا به گفتۀ خلیفه گری ارمنیان در تبریز، عبارت است از درخواست بخشایش از درگاه خدای بزرگ از سوی نیکوکارانی که به کار تعمیر و بازسازی کلیسا کمک کرده اند. افزون بر سنگ تراشی های وابسته به سردرهای جنوبی و باختری کلیسا در کنار درِ جنوبی نیز بر روی تکه سنگ سرخ رنگی نقش دو صلیب تزیینی کنده شده است. در دو سر بخش عمودی صلیب و همچنین در دو سوی بخش افقی آن، برجستگی هایی با طرح های پیچ در پیچ تزیینی ایجاد کرده اند و در بالا و پایین آن، سنگ نوشتۀ مهمی کنده شده است که در جستار پیشینۀ ساختمان کلیسا از آن یاد شد. در دیوار شمالی بیرونی نیز دو تکه سنگ در بخش آجرکاری دیوار جاسازی شده است که برروی آنها طرح هایی از صلیب به گونۀ دو خط متقاطع، که در آخر هر بازوی آن نشانه ای به صورت لاتین یا عدد هفت وجود دارد، دیده می شود. گمان می رود که این تکه سنگ ها به منزلۀ سنگ گور، در گورستان پیرامون کلیسا، کاربرد داشته و در بازسازی بعدی، در دیوارهای بیرونی ساختمان، جاسازی شده اند.

بازسازی کلیسا : کلیسای سرکیس مقدس خوی، که فراموش شده و مورد چپاول کاوشگران غیرمجاز آثار تاریخی قرار گرفته و کند وکاوهای غیر قانونی آسیب بسیاری به آن وارد کرده و همچنین دگرگونی های آب و هوایی نیز اثری ناخوش آیند بر آن گذاشته بود، با همت سازمان میراث فرهنگی کشور و تلاش کارشناسان و کارکنان سخت کوش آن سازمان تعمیر و بازسازی شده و به گونۀ آبرومندی درآمده است و از آن نگهداری می شود. در ناحیۀ خوی، در آبادی های پیرامون آن، که در گذشته ارمنی نشین بوده اند، از جمله مهله زان، دیزج، فنایی و سعیدآباد، هنوز کلیساهایی پابرجا هستند. در این کلیساها، آیین های عبادی برگزار نمی شود و تنها به دلیل داشتن پیشنۀ تاریخی اهمیت یافته اند.

بزرگترین مسجد روباز ایران

a23325514174102a

بیایید ساختمان یک مسجد را تصور کنیم. ساختمان مساجد از چه بخش هایی تشکیل می شود؟ مساجدی که این روزها در شهرها ساخته می شوند همه با کمی تفاوت شبیه همدیگر هستند. ساختمان این مساجد از دیوار حائل، گنبد، گلدسته، صحن و شبستان و … سقف تشکیل شده اند. همان طور که کسی نمی تواند خانه اش را بدون سقف تصور کند صحبت کردن درباره مسجد بدون سقف هم چندان عادی نیست.

اما جالب است بدانید خیلی از معماران قدیمی با شما هم عقیده نیستند. این استادکاران به دو دلیل مساجد روباز را به مساجد مسقف ترجیح می دادند. اول این که در تاریخ نقل شده که مسجد پیامبر هم در ابتدا مسقف نبوده است. اما به خاطر محفوظ ماندن نمازگزاران از گرمای آفتاب و ریزش باران، سقف این مسجد را با استفاده از شاخ و برگ درختان نخل که روی داربست های چوبی سوار شده بود ساختند بنابراین در مناطقی که به لحاظ اقلیمی و آب و هوایی امکان احداث مساجد روباز وجود داشته باشد بعضی معمارها ترجیح می دهند مسجدشان را بدون سقف بنا کنند. دلیل دوم علاقمندی معماران به مساجد روباز این است که یکی از مستحبات در انتخاب مکان نماز و نیایش، روباز بودن و مسقف نبودن محل عبادت است. با همه این حرف ها شاید این موضوع هنوز برای شما عجیب باشد و بپرسید که آیا مسجد روباز در کشور ما وجود دارد؟پاسخ مثبت است. برای دیدن یک مسجد روباز می توانید به استان آذربایجان غربی؛ شهرستان خوی سفر کنید.  اسم این مسجد زیبا مسجد مطلب خان است که در مرکز شهر خوی واقع شده ‌است. این مسجد به فاصله حدوداً ۳۰ متری بازار قدیمی و در کنار خیابان طالقانی در کنار چند مسجد قدیمی دیگر قرار گرفته. یادگار مطلب خان درواقع متعلق به دوره ایلخانی است اما بعد از ویرانی در اوایل دوره قاجار تجدید بنا شده.مسجد مطلب خان شبستان بزرگ روباز مربع شکلی دارد که دور تا دور آن را حجره‌های دو طبقه و شاه‌نشین‌های بلند و ایوانی عظیم احاطه کرده‌است. جبهه بیرونی و درونی این مسجد آجری بدون تزئینات است، قسمت‌های داخلی ایوان و طرفین ورودی آن در آجر چینی با پس و پیش نمودن آجرها فرم خاصی بدان داده‌اند و قسمت بالای محراب ورودی شبستان، با مقرنس‌های درشت گچی آرایش شده‌. در طبقه بالا و در چهار گوشه شبستان فضاهایی با نرده‌های چوبی برای نشستن زنان تعبیه شده و دسترسی به این فضاها از طریق پله‌هایی که در چهارگوشه بنا وجود دارد تأمین شده است.

همان طور که گفته شد ساختمان اولیه مسجد مطلب خان در دوره ایلخانی در بافت مرکزی و قدیم شهر خوی بنا شده اما پس از تخریب شدن، یک بار دیگر در حدود ۱۲۵۵ هجری قمری به همت مرحوم مطلب خان از نوادگان شیخ بهایی مرمت و تجدید بنا شده است. بنا براین اسم مسجد برگرفته از نام حاج مطلب، زرگر مخصوص نایب السطنه عباس میرزا است که از روی احترام به او عنوان خان داده شده است. در تاریخ نقل شده که مسجد پیامبر هم در ابتدا مسقف نبوده است. اما به خاطر محفوظ ماندن نمازگزاران از گرمای آفتاب و ریزش باران، سقف این مسجد را با استفاده از شاخ و برگ درختان نخل که روی داربست های چوبی سوار شده بود ساختند . مسجد مطلب خان خوی ویژگی های معماری کم نظیر دیگری هم دارد که این مسجد را از دیگر مساجد تاریخی کشور متمایز کرده است؛ در واقع محراب این مسجد با ۱۲٫۵ متر ارتفاع و ایوان آن با ۲۵ متر ارتفاع از بلندترین محراب ها و ایوان های مساجد در ایران است. هرچند گفته شده که مسجد مطلب خان به زودی مورد مرمت و بازسازی قرار می گیرد و مسقف می شود اما یادمان باشد که این مسجد یادگار معماران روشن ضمیری است که روزگاری دوست نداشتند دیوارها و سقف های تیره و آجری بین آنها و عالم قدس کوچک ترین فاصله ای ایجاد کند.