قدیمی

 
 

مسجد شورین

sheverin-mosque02

مسجد قدیمی شورین در بخش مرکزی و در روستایی به همین نام قرار دارد این مسجد به مسجد امیر افخم حسام الملک هم معروف است این مسجد از لحاظ خصوصیات کل با ابنیه های دوره قاجار قابل مقایسه است و دارای دو شبستان است و شبستان بزرگ در قسمت شرق و شبستان کوچک در دیگر سوی درست در مقابل شبستان بزرگ قرار دارد این مسجد کاملا” آجری بوده و شبستان بزرگ آن برروی ۴ ستون سنگی ظریف استوار گردیده است تنوع در اندازه قوسهای شبستان و آجرکاری زیبای آن این بنا ساده را چشم انداز کرده است مهمترین کارکرد آجری مسجد کارکرد استحکامی و تزئینی آن است اگر چه ظاهری خشن دارد اما هم سویی ساختار و تزئینات آجری در بافت طاقها و آجر چینی دیوارها آرایشی است برای بالا بردن ارزش و روح بخشیدن به آن . بی شک چنین تعادلی میان ارزشهای مشهود شورین و پیرایه ها همیشه حفظ شده است این ویژگی ذاتی آرمان ناقص تعریف شده ای است که دچار تنوع مصالح موجود رقابتهای فنی، و سلیقه های متنوع آن به خوبی آشکار است.

خانه نعمت زاده تبریز

IMG_3075

این بنا یکی از خانه های زیبای تبریز و معروف به خانه نعمت زاده می باشد . با توجه به شواهد معماری ( پلان معماری و نمای ساختمان ) مربوط به دوره قاجاریه می باشد و موقعیت فعلی این بنا در خیابان امام خمینی ، خیابان مقصودیه ، بن بست نعمت زاده ، پلاک ۴۲ قرار گرفته است . مالکیت بنا خصوصی و در اختیار خانواده وتدی می باشد . این بنا در دو طبقه همکف و اول بنا شده است ، خانه شامل یک هشتی ورودی که دسترسی حیاط را ممکن می سازد . بنا در دو ضلع شمالی و شرقی احداث شده است که طبقه همکف در ضلع شرقی شامل ورودی اصلی به خانه ، هشتی ورودی به ساختمان ، راه پله دسترسی به طبقه اول و دو اتاق است و در ضلع شمالی طنبی ، راه پله دسترسی به طبقه اول و دو گوشوار در طرفین طنبی می باشد . طبقه اول نیز دارای یک طنبی ، سرسرا و دو گوشوار در گوشه های ضلع شمالی ساختمان و چهار اتاق در ضلع شرقی بنا است . نمای ساختمان شامل ایوان با دو جفت ستون و پنجره های ارسی و آجرکاری و گچبری است .

پل شکسته خسروآباد همدان

پل-شکسته-یا-پل-خسرو-آباد-1-770x480

پل شکسته خسروآباد مربوط به دوره صفویه و در شهرستان اسدآباد، بخش مرکزی، روستای خسروآباد در مسیربزرگراه کربلا و جاده اسدآباد-کنگاور واقع شده ، این اثر در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۶ با شمارهٔ ثبت ۱۸۷۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این پل در روستاى خسروآباد و بر روى رودخانهٔ شهاب (شاه آب) احداث شده و داراى دو چشمهٔ اصلى و دو چشمهٔ کوچک در طرفین چشمه هاى اصلى است. طاق هاى هر چهار چشمه جناغى است که تا بلندى ۱۵۵ سانتى متر از تخته سنگ هاى لاشه اى ، به ابعاد مختلف و با ملاط گچ ساخته شده و روى سنگ ها سه رج آجر چهارگوش چیده شده است. به نظر مى رسد که بعد از ساختن پایه ها ، ابتدا قسمت هاى مرکزى طاق چشمه ها را ساخته اند و پس از آن ، آجرهاى افقى را چیده و پل را تمام کرده اند؛ زیرا این دو قسمت به هیچ طریقى درهم قفل و بست نشده است. مصالح ساختمانى این پل آجرهایى به ابعاد ۵×۲۱×۲۱ ، سنگ لاشه هایى با ابعاد مختلف ، سنگ تراش ، قلوه سنگ و گچ است. پل فاقد تزئینات بوده و فقط در وسط چشمه ها نوعی آجر کاری سنتی به شیوه نو در آن دیده می شود. در ادوار مختلف تعمیرات موضعی روی آن انجام گرفته است. از بانی و مؤسس پل تا کنون اطلاعات دقیقی به دست نیامده است.

مسجد جامع عضدی

2016531132051581730a

بقایای این بنا در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان، در منطقه سیرجان قدیم واقع گردیده و به نظر می رسد که همان مسجد معروف عضدالدوله (عضدی) باشد که مقدسی در شرح آن نوشته : ” سیرجان، دو بازار کهنه و نو دارد . در میان دو بازار، مسجد جامعی وجود دارد . عضدالدوله، گلدسته های شگفت آوری در میان آن برپا داشته . بر بالای گلدسته های آن، دستگاهی پیچیده و چوبین نهاده که بخشی از آن همیشه درحال چرخیدن است . در این محل، خرابه های بنایی آجری برجای مانده که در آن، علاوه بر پایه ستون های سنگی، بقایای قطعات سنگ مرمر و سنگ آهک منقور به کتیبه هایی مشهود است . مردم محلی، در گوشه ای از بنا شمع روشن می کنند و بنا را مسجد صاحب الزمان می خوانند . این مسجد، به همراه دیگر بناهای سیرجان قدیم، در سال ۷۹۸ ه-. ق توسط لشکریان تیموری تخریب گردید که بعد از این واقعه ، ساکنان آن در شهر فعلی سیرجان مستقر شدند .

دژ محکم تالش

91491592570639324510

قلعه لیسار، دژ محکم تالش باستان است. دژی که در ۱۵ کیلومتری شمال شهر تالش و در جنوب شهر لیسار نزدیک به دهکده نومندان واقع شده و با بارویی بسیار مستحکم بر بلندای تپه ای صد متری و در فاصله چهار کیلومتری از دریای خزر قرار دارد. ساختمان این دژ بر روی یک صخره سنگی قرار گرفته و دیوارهای آن با استفاده از سنگ و یا آجر با ملاط یا ساروج استوار شده است. قلعه لیسار را سلسال هم می نامند. سلسال در لغت به معنی  آب خنک و خوشگوار است و از آنجایی که در ساخت قلعه ها، آب و آب انبار همیشه به عنوان یک موضوع مهم در نظر گرفته می شد، به نظر می رسد نامگذاری این قلعه به سلسال با نظریه ای درباره حمل آب بسیار خنک و خوشگوار این قلعه از طریق لوله های سفالین (تنبوشه) به آب انبار مرتبط باشد. هرچند که نظریه دیگری هم در خصوص حمل آب باران از سقف و از طریق تنبوشه ها به آب انبار این قلعه وجود دارد. با این حال عده ای دیگر معتقدند که نام اصلی این قلعه با املای صلصال درست است که در لغت به معنای گل خشکیده ورز داده شده و آماده جهت کوزه گری و سفالگری است که با توجه به طبیعت این منطقه و خاکهای رسی قرمز و زرد رنگ حاصل از فرسایش دامنه های کوهستانی تالش درست به نظر می رسد. در گیلان ساخت قلعه تنها بر روی عوارض ارتفاعی معمول بوده و این مربوط به کاربردهای نظامی دژها در مواقع حساس است. شاهد این ادعا، اشیای به دست آمده از کاوش در سال ۱۳۸۲ است که سه شیء با ارزش مثل پیکان فلزی، ظرف مسی نقره کوب و یک سکه مسی مربوط به قرن پنجم و ششم هجری از تبار اتابکان را برای کاوشگران به ارمغان آورد.

بنای تو در تو : قلعه لیسار از دو قسمت تشکیل شده است، اولین قسمت آن، بخش خارجی است که محوطه نسبتاً وسیعی را در بر می گیرد و توسط دیوار پهنی از زمینه ای اطراف جدا می شود. از این دیوار خارجی که از سنگ رودخانه ای قرمز و تقریبا یک دست ساخته شده، این روزها چیزی به جا نمانده و تنها بقایای سنگ های به کار رفته در حصار خارجی در گوشه و کنار آن به صورت توده های انبوه مشاهده می شود. اما بخش داخلی قلعه که بر روی صخره سنگی قرار دارد دومین قسمت آن را تشکیل می دهد و اگر گذارتان به این قلعه بیفتد می توانید بقایای آن بر جای مانده ان را از نزدیک ببینید. ساختمان قلعه طوری ساخته شده که در تمام جهات اصلی و فرعی به اطراف اشراف داشته و ساکنان قلعه از بالای آن می توانستند کلیه تحرکات را در شعاع خارج قلعه زیر نظر داشته باشند. ارگ قلعه هم در بالای تپه قرار دارد و امروز فقط دیوارهای آن به یادگار مانده است. شواهدنشان می دهند که پیش از این ارگ در طبقات مختلفی بنا شده بود که طبقات زیرین آن به دنبال ریزش طبقات بالا پر شده اند. مردم محلی عقیده دارند که قلعه سلسال در زمان اسماعیلیان از قلعه های مهم حکومت بوده است و شباهت ساختمانی قلعه لیسار با قلعه الموت و یا قلعه هایی دیگر اسماعیلیه از یک طرف و ارتباط نزدیک پیروان این فرقه با افرادی در تالش از طرف دیگر، احتمال چنین تعلقی را بیشتر می کند. شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید که در گیلان ساخت قلعه تنها بر روی عوارض ارتفاعی معمول بوده و این مساله بیشتر مربوط به کاربردهای نظامی این دژها در مواقع حساس است. شاهد این ادعا، اشیای به دست آمده از کاوش در سال ۱۳۸۲ است که سه شیء با ارزش از قبیل پیکان فلزی، ظرف مسی نقره کوب و یک سکه مسی مربوط به قرن پنجم و ششم هجری از تبار اتابکان را برای کاوشگران به ارمغان آورد. پیکان آهنی بیانگر این است که این قلعه بر اثر هجوم و یک واقعه نظامی با توجه به آثار فراوان آتش سوزی در کف بنا سوخته و تخریب شده است.

IMG08361236

اما بر روی قلمدان مسی نقره کوب که از اشیای منحصر به فرد به دست آمده در این قلعه است خطوطی نوشته شده که این خطوط احتمالا جزو خطوط ریحان است. سومین شیء به دست آمده یک سکه یا فلوس مسی مربوط به دوره اتابکان آذربایجان و قرن ششم هجری است زیرا اتابکان آذربایجان جزء نائب السلطنه های سلجوقی محسوب می شدند و سلسله سلجوقی از قرن ۴ تا ۶ هجری حکومت می کردند. سکه به دست آمده مربوط به دومین اتابک آذربایجان معروف به جهان پهلوان محمد است که بر روی یک طرف آن نوشته شده  المستضی با الله السلطان الاعظم طغرل و در روی دیگر آن نوشته شده الملک المعظمه اتابک اعظم محمد که المستضی باالله در واقع همان سی و سومین خلیفه عباسی و احتمالا سی و هفتمین خلیفه عباسی هم آخرین خلیفه عباسی بوده است. این موضوع نشان می دهد که این منطقه جزو حوضه حکمرانی اتابکان بوده و یا مراوداتی با آنها داشته اند و به احتمال زیاد قلعه لیسار چون قلعه ای هم تدافعی و هم مرزبانی بوده جزو آخرین نقاط مرزی حوضه اتابکان آذربایجان بوده چون دارای موقعیت سوق الجیشی است و بر روی تپه ای منفرد و به ارتفاع ۸۰ متر واقع شده است و به دلیل نزدیکی آن به ساحل دریا و جاده قدیمی ساحلی می توانسته هم بر دریا و هم بر کل منطقه نظارت و کنترل داشته باشد. با توجه به حفاریهای صورت گرفته و اطلاعات به دست آمده از روی سکه ها و سفالها می توان گفت که قلعه سلسال مربوط به دوره سلجوقی است و قدمتی هزار ساله دارد. گزاره ای که مهم ترین نتیجه آن لقا گرفتن دژ سلسال به عنوان قدیمی ترین بنای استان گیلان است.