قدیمی

 
 

میر؛ یک مسجد با ۲ محراب

Hamgardi_0227tctb830

به جرات می‌توان گفت مساجد یكی از بخش‌های جدایی‌ناپذیر معماری ایرانی است. پس از ورود اسلام به ایران و در سراسر تاریخ این سرزمین نمی‌توان شهری را جستجو كرد كه در آن مساجد متعددی از دوران مختلف تاریخی به یادگار باقی نمانده باشد. یكی از اصلی‌ترین بخش‌های هر مسجد را محراب مسجد تشكیل می‌دهد. نمادی كه جهت قبله و سجده‌گاه مسلمین را نشان داده و عامل پیوند و اتحاد نمازگزاران است. در شهر نطنز مسجدی وجود دارد كه محراب آن به نوعی شگفت‌انگیز و متفاوت از دیگر محراب‌های مساجد ایران است. داستان این محراب از این قرار است كه در این مسجد محرابی اصلی قرار دارد و دقیقا در طبقه بالای این محراب و در همان محل محراب دیگری ساخته شده است كه تقریبا مشابه این نمونه از محراب‌های دو طبقه را در سایر مساجد بسختی می‌توان یافت . این مسجد در یكی از محله‌های غربی شهر نطنز به نام میر و در اواسط كوچه‌ای به همین نام، قرار گرفته است. مسجد میر امروزه از نظر وسعت بسیار كوچك است ولی در گذشته‌ از وسعت بیشتری برخوردار بوده كه تا چندی پیش ویرانه‌های آن وجود داشته اما اكنون در آن ساخت و ساز‌های جدید انجام گرفته است. سردر بنا به عرض ۱۰۷ سانتی متر یک سردر بلند و نیمه‌ویران از نوع طاق ضربی آجری به حساب می آید که در طرفین دارای دو طاقنمای تزیینی در دو طبقه است. در حاشیه لبه طاق سردر موجود نوشته‌هایی به خط ثلث برجسته گچبری شده كه به مرور زمان در اثر عوامل جوی نه تنها قسمت بیشتر آن فرو ریخته بلكه بخش باقی مانده نیز ناخوانا شده است.

در دو سوی فضای داخلی سردر نیز دو طاق نمای آجری طاقچه مانند جاسازی شده است. سقف سردر با آجرهای نقش‌دار تزئین یافته كه لبه آن را كتیبه گچبری كه سقف را دور می‌زند فراگرفته است. ورودی شبستان در سمت چپ راهرو یا دالان ورودی که به عرض ۰۷/۱ و طول تقریبی ۶ متر است، قرار دارد . شبستان مسجد، مربع شکل و طول هر ضلع آن در حدود شش متر است. این شبستان، ۹ گنبد کوچک دارد که بر چهار ستون مکعب شکل به قطر هر یک ۱۷/۳ متر قرار دارند. باتوجه به ویژگی های محراب به نظر می رسد که اصل بنا متعلق به دوره سلجوقی باشد که در دوره مغول بازسازی و سردر حاضر ساخته شده است . دیگر بخشی های مسجد فاقد ارزش تاریخی و هنری است. این مسجد که در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۱۳ با شمارهء ثبت ۲۰۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده؛ در دهه‌های اخیر مورد بازدید گروهی از باستان‌شناسان قرار گرفته و هر یك به نحوی به بررسی و اظهار نظر در مورد آن پرداخته‌اند، از جمله آندره گدار در مورد مسجد میر چنین می‌گوید: «این مسجد كوچك، فضای مربعی است كه چهار ستون داخلی آن را به ۹ قسمت تقسیم كرده است. در پهلوی آن دهلیز درازی است و در انتهای دهلیز شبستان اتاق جدیدی است كه قسمت بیشترش از سطح زمین پایین‌تر است.» او این محراب را سلجوقی معرفی می‌كند. هیات باستان‌شناسی ایزمئو ایتالیایی نیز كه سال ۱۹۶۶ به دعوت سازمان باستان‌شناسی به بررسی آثار تاریخی نطنز پرداخته‌اند از دیدگاه دیگری مسجد را مورد بررسی قرار داده‌اند.‌ گزارش این هیات حاوی چند نكته است یكی این كه ساختمان اولیه مسجد بزرگ‌تر از بنای كنونی بوده است و بخش شمال و شمال شرقی و جنوب شرقی ساختمان كنونی را دربر می‌گرفته است. دیگر این‌كه با توجه به ارتفاع سردر، دو طبقه بودن ساختمان (احتمالا به طور قرینه) قریب به یقین به نظر می‌رسد.

جشن باد بره – قم

Mehmoonifinal2

روز بیست و دوم هر ما باد نام دارد. این واژه در اوستا وات و در فارسی جدید باد شده است ویکی از ایزدان در دین زتشتی است. ابوریحان بیرونی می گوید در قم  و حوالی آن باد روز با مراسم بسیار مفصلی که با شادی و پایکوبی همراه است برگزار می شود و بازاری تدارک می بینند که در آن بازار وسایل شادی و رفت و آمد و گونه ای کارناوال بر پا می گردد. اما در اصفهان این روز را کژین می نامند و جشنی که تدارک  می شود به مدت یک هفته چون جشن های بزرگ به طول می انجامد.

کوشیار در کتاب المدخل فیناعه احکام النجوم این روز را جن واذیره و در زیج خود جشن باذوره  ضبط کرده است. در کتاب منتهی الادراک جشن واذبره آمده است. اما در برهان قاطع- جشن بادبره و همچنین در کتاب دبستان مازدیسنی بادبره ثبت شده است. سه مورد نخست آشکار است که شکلی قدیم از ضبط باد بره می باشد.اما شرح دو کتاب اخیر یکسان می باشد. وجه تسمیه این جشن در وجه انتساب عنوان ان است به باد برده:(…. گویند هفت سال در ایران باد نیامد. در این روز شبانی پیش کسرا آمد گفت که دوش آن مقدار بادآمد که موی بر پشت گوسفندان بجنبید. پس از آن روز نشاطی کردند و خوشحالی نمودند وبه این نام شهرت یافت). و سالیان پس از آن بدان خاطر جشن بادبره برگزار شد. شهمردان بن ابی الخیر،  در روضه المنجمین که حدود ۴۵۶ – ۴۷۰ هجری – نوشته شده از این جشن به صورت باد بزه یاد کرده است.

ارگ تاریخی انار در کرمان

1408-620x330

ارگ تاریخی انار در کرمان، بر فراز تپه‌ای در مرکز شهر انار قرار گرفته، بنایی که قدمتش به دوران ساسانی می‌رسد. این ارگ در سال ۱۳۸۹ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این ارگ نه تنها در فراموشی مسئولان قربانی حفاران غیرمجاز شده، بلکه در چند سال گذشته حریمش نیز به دلیل ساخت و ساز مخدوش شده است. هر چند بارها دوستداران میراث فرهنگی خواستار رسیدگی و حفاظت از این بنای تاریخی شده‌اند، هیچ کدام از این خواسته‌ها به نتیجه مناسب نرسیده است.

تاریخ احداث این بنا بر اساس گزارش ثبتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران به دوره‌های پیش از اسلام بر می‌گردد. این ارگ در دوره صفویه بازسازی شده و مورد استفاده مجدد قرار گرفته است.پلان ارگ به شکل ذوزنقه و بر روی تپه ای واقع شده که توسط ۹ برج و بارو ، محصور گردیده است. این ارگ متشکل از فضاهای یک طبقه و دو طبقه ای است که فضاهای یک طبقه عمدتاً در حاشیه ارگ قرار گرفته اند و دارای کاربری خدماتی، مسکونی بوده اند و در واقع بخش عامه نشین آن محسوب می شود که شامل فضاهای خدماتی نظیر اصطبل ها، طویله ها و … و همچنین محل سکونت مردم عادی و خدم و حشم می باشد. بناهای دو طبقه که در مرکز ارگ واقع شده اند مقر حکومتی و مرکز سیاسی ارگ می باشند که کاوش های باستان شناسی می تواند در بررسی دقیق نوع نقشه، معرفی فضاها، عناصر تشکیل دهنده و نحوه استقرار آنها در مجموعه کمک شایانی کنند. ارگ انار در کرمان و در مرکز شهر انار واقع شده و مساحت آن ۱۱ هزار و ۱۷۹ متر مربع است.

پل ممیند نقده

 polmeymenet

این اثر در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۰۶۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این پل در انتهای شرق جلگه «سلدوز»، بر روی رودخانه «گدار» و در کنار روستای «ممیند»،کیلومتری شمال شرقی سه راهی نقده قرار دارد و آن را به دوره صفوریه و قاجاریه نسبت می دهند. موقعیت پل و بقایای جاده قدیمی حکایت از یک راه باستانی بین مهاباد، نقده و ارومیه می کند. این پل شاهراه ارتباطی خوبی بین این سه شهر بود. پل به علت سخت بودن رودخانه، پی سازی آن چنانی ندارد و پایه ها مستقیماً روی بستر سخت رودخانه سوار شده اند. پل تاریخی ممیند دارای دو پایه از سنگ های مکعبی تراشدار و آجر و سه چشمه یا دهانه است. دهانه وسطی بزرگ ترین چشمه پل است و دهانه های کناری هم اندازه و کوچکترند. به همین خاطر شیب پل به دو طرف پل است و نمای پل به صورت قوسی دیده می شود. پل ممیند چهار مناره یا میل راهنما دارد. بدنه پل با آجر و ملاط آهک ساخته شده و لی بخش فوقانی ‎آن یعنی سطح گذر پل به وسیله سنگ های درشت رودخانه ای فرش شده است. طول پل بیست و سه متر و عرض آن ۳۰/۶ متر و ارتفاع بلندترین نقطه پل ۳۰/۸ متر است. کاربرد میل راهنما ها علاوه بر جنبه تزیینی هدایت مسافران را به سوی گذرگاه پل در مواقعی که مشکل دید وجود داشته باشد، در پی دارد.

خانه های خشتی در بیدقان قم

 1053500x751_1458121452386242

زندگی در روستا رسم خوشایندی است، ولی امروزه در بسیاری از روستا‌ها بسیاری از سبک‌های زندگی شهری وارد شده است و فرهنگ روستایی را تغییر داده، در این میان هستند روستاهایی که همچنان فرهنگ اصیل روستا را حفظ کرده و به‌‌ همان سبک زیبا و ساده روستایی زندگی می‌کنند…درست مثل روستای بیدقان که هنوز بافت سنتی خود را حفظ و عشق، هوا، سادگی و حقیقت زندگی در آن جاری است. بیدقان یکی از روستاهای بخش کهک است که در ۵۱ کیلومتری استان قم و در لابه‌لای کوه‌های سر به فلک کشیده قرار دارد که زیارتگاه سه تن به اسامی شاهزاده اسماعیل و فرزندش حمزه از نوادگان علی ابن جعفر(ع) و شاهزاده محمد از نوادگان امامزاده کاظم(ع) در آن قرار دارد. بعد از روستای دستگرد به سمت وشنوه که راهی شوید، هنوز یک کیلومتر نرفته که خروجی با تابلویی سبز رنگ خودنمایی می‌کند به طرف روستای بیدقان. ابتدای مسیر جاده‌ای دو بانده و بدون مشکل وجود دارد و هر چه که جلو‌تر می‌روی جاده کوهستانی‌تر و خطرناک می‌شود. پیچ‌هایی که بعضا ۱۶۰ درجه هستند و مسافران و خودرو‌ها را در لابه لای کوه‌ها گم می‌کند، بعد از طول مسافتی ۱۰ کیلومتری به ورودی روستا می‌رسیم؛ روستایی بسیار زیبا در دل کوه. روستایی منحصر به فرد، بافت و فرم شکل خانه‌ها و کوچه‌های خاکی و در هم گره خورده، خانه‌هایی از خشت و گل با درهای چوبی قدیمی انگار به زندگی روستا چهره‌ای شاعرانه بخشیده و وجود حیوانات اهلی گاو، گوسفند و مرغ در کوچه‌های روستا به سادگی و زیبایی آن افزوده است.
رودخانه‌ای کوچک از وسط روستا می‌گذرد. این رودخانه که سرمنشا آن سد امامزاده اسماعیل است به سد قوسی کبار می‌ریزد. به قول اهالی، سال‌ها قبل اگر می‌خواستی از رودخانه رد شوی و به آن طرف بروی به زحمت می‌افتادی یا پلی بود یا طنابی که بتوانی به وسیله‌اش به آن طرف رودخانه بروی، ولی امروز به دلیل خشکسالی و کاهش نزولات آسمانی، دیگر این خبر‌ها نیست، کمی آب از گوشه این رودخانه رد می‌شود که معلوم نیست به سد کبار می‌رسد یا نه. زندگی در این روستا مثل آب همین رودخانه آرام و آهسته پیش می‌رود. این روستا خالی از سر و صداست و اینجاست که همسایه از همسایه خبر دارد و خانه‌ها بدون فاصله در کنار هم ساخته شده است. مردم این روستا در شادی‌ها و غم‌ها با هم هستند و از حال یکدیگر خبر دارند. شغل مردم بیدقان دامداری و کشاورزی است. در اینجا هوا که سرد می‌شود ماندن در روستا را دشوار می‌کند. آب و برق هست ولی به دلیل شرایط ویژه و کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه، این روستا گاز ندارد. اهالی این روستا از روش‌های سنتی برای گرم کردن خانه استفاده می‌کنند. کرسی زغالی و سماور نفتی یا برقی و تهیه آذوقه‌ای ۳ یا ۴ ماهه. در بیدقان هنوز بو‌ی تنور زغالی و نان محلی ما را مجذوب خود می‌کند. در وسط رودخانه مینی‌بوسی قدیمی و فرسوده نظرم را جلب می‌کند، همانطور که اهالی می‌گفتند این تنها ماشین این روستاست. شور و حال روستایی در اینجا موج می‌زند. بیدقان به خاطر فرهنگ و آداب و سنن خاصش و کوچه‌های خاکی و مردمان ساده و خونگرمش هنوز روستا ست و آسمان، زمین، عشق، هوا، سادگی، پاکی و حقیقت زندگی در زندگی مردم این روستا موج می‌زند.