مردمشناسی

 
 

آداب و رسوم ماه رمضان در کرمان

12093699_621583924651215_1953663469_n

۱۰ روز مانده به آغاز ماه مبارک رمضان، مردم استان کرمان خود را کم کم برای انجام این ماه آماده می‌کنند. آنها هم مثل خیلی از مردم کشور، پیش از فرا رسیدن ماه رمضان با گرفتن روزه به استقبال این ماه می‌روند و ماه شعبان را پیش درآمدی می دانند برای پیوستن به برکات ماه رمضان.

کلیدزنی : در کرمان اگرچه خیلی از رسم های قدیمی از یاد رفته اند،  اما مراسم کلیدزنی هنوز هم در شب های ماه رمضان برگزار می شود. در این مراسم زنی داخل یک سینی آینه، سرمه‌دان و یک جلد کلام‌الله مجید قرار می دهد و به منازل اهل محل می‌رود. آن هم در حالی که صورت خود را با چادر پوشانده و با کلید به سینی می‌زند. صاحب خانه بعد از باز کردن در، آینه داخل سینی را برمی‌دارد و چهره خود را نگاه می کند، سپس مقداری شیرینی، قند یا پول داخل سینی قرار می‌دهد. کلیدزن این عمل را با نیت از پیش تعیین شده انجام می‌دهد و صاحب خانه به او می‌گوید هر مراد و نیتی داشته باشی خداوند آن رابرآورده سازد. در پایان هم خوراکی‌ها یا پول جمع‌آوری شده به مستمندان داده می شود. مردم کرمان بر این باورند که در ماه رمضان نباید اسراف کرد. بنابراین، اگر غذایی از افطار مانده باشد در سحر آن را مصرف می‌کنند. آبگوشت، عدس پلو و یا برنج و خورشت معمولا پای ثابت سفره های افطار و سحری کرمانی هاست .

الله رمضونی : کرمانی ها در این ماه از شب سوم تا پایان ماه مراسمی با عنوان «الله رمضونی» برگزار می کنند که در آن گروهی از جوانان به منازل محله رفته و سروده‌ای را می‌خوانند. بعد از خواندن هر بیت، همراهان جمله صلی علی محمد صلوات بر محمد را تکرار می‌کنند و پس از اتمام این سروده صاحبخانه مبلغی پول به سرپرست گروه می‌دهد.

سحری و افطاری : مردم کرمان بر این باورند که در ماه رمضان نباید اسراف کرد. بنابراین، اگر غذایی از افطار مانده باشد در سحر آن را مصرف می‌کنند. آبگوشت، عدس پلو و یا برنج و خورشت معمولا پای ثابت سفره های افطار و سحری کرمانی هاست. البته به همراه آش های محلی و نان های تازه ای که زنان روستایی می پزند. کرمانی‌ها پس از صرف غذا در هنگام سحر، دعا و قرآن می‌خوانند و بر این باورند که در این ماه غذاها باید ساده و مختصر باشد تا راه و شیوه پیامبر(ص) را در پیش گرفته باشند. آنها قبل از غذا با خرما یا نمک افطار می‌کنند چرا که معتقدند امام علی(ع) اینگونه افطار می‌کردند. آبگوشت از اصلی ترین غذاها برای افطار است و اگر کسی نذری داشته باشد مقداری آبگوشت درست کرده به مسجد می‌برد آن را میان نمازگزاران توزیع می کند. شیرینی افطاری هم در کرمان زولبیا و بامیه است اما اگر کسی بخواهد غذایی نذر کند، این نذر او بی شک شله‌زرد و آبگوشت خواهد بود.

رمضان در میان اقوام کرمانی : مردم شهر بردسیر با نان و سرکه افطار می‌کنند. بلوچ‌های بم معتقدند در ماه رمضان گوش دادن به موسیقی حرام است. زرندی‌ها هم بر این باورند که همه نخل‌ها متعلق به حضرت علی(ع) است، بنابر این وظیفه مسلمانان است که با خرما افطار کنند.

شب های قدر : مردم استان کرمان در شب‌های نوزدهم، بیستم و بیست و یکم ماه رمضان پس از نماز مغرب و عشا در مساجد و تکیه‌ها سینه و زنجیر می‌زنند. آنان در شب‌های قدر شب زنده‌داری می‌کنند و تا سحر قرآن و دعا می‌خوانند و معتقدند دعا و مناجات در این شب‌ها باعث برآورده شدن حاجات می‌شود. همچنین بر این باورند که هر مسلمانی در این شب‌ها یک رکعت نماز بخواند به اندازه ۱۰۰  رکعت ثواب دارد.

ورنی مغان

eea828cf-fe98-4e00-a584-21e793284fed

ورنی یک از بافته های داری منحصر به فرد ایران است که در بین عشایر ائل سوون استان اردبیل رایج می باشد. این بافته که معمولا از جنس ابریشم یا پشم و یا تلفیقی از آن دو می باشد بر روی دار عمودی بافته می شود و دارای طرح و نقش بدیع و زیبا از نقوش حیوانی و گیاهی با اشکال هندسی و انتزاعی که بصورت ذهنی و بدون نقشه توسط زنان و دختران و برخی از روستاهای دشت مغان بافته و به بازار عرضه می شود نقوش حیوانی مانند گرگ ، خرس، خروس، اسب، شتر، کلاغ، روباه، سک و… با استفاده از ۳ الی ۸ ترنج مزین کننده متن و زمینه ورنی هستند. معروفترین طرح ورنی طرح قاب یا خشتی است که نقشه خروس متداول ترین آن در منطقه است. ورنی علاوه بر دشت مغان در مناطق شهری و روستایی و عشایری شهرستان مشکین شهر، گرمی، بیله سوار نیز تولید و عرضه می شود.

هنر نی چیت بافی میراث فراموش شده

82278118-71115175

هنر نی چیت بافی از قدیم الایام در این استان وجود داشته و قدمت آن به دوره صفویه باز می گردد. تمام افراد این روستای ۱۰ خانواری از توابع بخش بوستان باشت در زمینه تولید نی چیت بافی و سیاه چادر بافی فعالیت می کنند. مردم سخت کوش روستای پنج آب افزون بر نیاز مصرف استان کهگیلویه و بویراحمد بخشی از نیاز مناطق عشایری چهارمحال بختیاری، فارس و خوزستان را در این زمینه تامین می کنند. این دست ساخته برای نگه داشتن و زیبایی سیاه چادرهای عشایری با چوب تراش داده شده درختان بید و چنار و موی بز درست می شود. رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری باشت گفت: روستای پنج آب یکی از معدود روستاهای کهگیلویه و بویراحمد است که تولید صنایع دستی نی چیت به صورت گسترده در آن رواج دارد. رحیم خردمند اظهار داشت: این روستا قابلیت انتخاب به عنوان روستای هدف صنایع دستی و گردشگری را دارد. وی افزود: هرخانوار روستای پنج آب سالانه ۱۵ چوب نی چیت برای نگه داشتن سیاه چادرها تولید می کنند. وی تصریح کرد: تولید انواع سیاه چادر در اندازه های مختلف یکی دیگر از صنایع دستی رایج در روستای پنج آب باشت است.
رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری باشت بیان کرد: سیاه چادر، سبدبافی، سفالگری، گچمه بافی، سفره بافی، جاجیم بافی، گلیم نقش برجسته، مفرش بافی، نمد مالی، توبره بافی، جاقرآنی، هور، شله بافی، آیینه بافی و خورجین بافی از جمله رشته های فعال صنایع دستی باشت است. خردمند تعداد فعالان صنایع دستی این شهرستان را ۲هزار نفر برآورد کرد. وی تصریح کرد: با هدف توانمندسازی هنرمندان صنایع دستی هم اینک ۲ کارگاه آموزشی گلیم بافی در شهر باشت در حال اجراست که ۷۰ هنرجو در آن مشغول به مهارت آموزی هستند. وی ابراز کرد: صدور پروانه ایجاد کارگاه های انفرادی و قرار دادن زیر پوشش بیمه اجتماعی از دیگر برنامه های حمایتی صنایع دستی در این شهرستان است. وی با بیان اینکه ۲۲ هنرجوی صنایع دستی باشت سال گذشته تسهیلات ارزان قیمت ۵۰ میلیون ریال دریافت کرده اند گفت: هم اینک نیز آماده معرفی متقاضیان به بانک برای پرداخت تسهیلات صنایع دستی هستیم. خردمند گفت: احیای رشته های صنایع دستی نی چیت بافی و رنگرزی از برنامه های این اداره برای درآمدزایی بیشتر و حفظ هنرهای گذشتگان است. وی تلاش برای ایجاد شغل پایدار با بهره گیری از مهارت هنرجویان در زمینه صنایع دستی را از اولویت های اصلی این اداره متولی ذکر کرد. رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری باشت ابراز کرد: با توجه به فراهم بودن زمینه تولید، خودکفایی و تحقق اقتصاد مقاومتی حمایت از تولیدات صنایع دستی ضروری است.

شمدبافی

en5970

شَمَد یکی از صنایع دستی بافتنی ایران است و بیشتر نقش چهارخانه دارد. شمدبافی در استان های استان مازندران و یزد رواج دارد. یکی از صنایع دستی استان یزد به شمار می رود. نوعی پارچه نازک است که در بافت آن نخ پنبه یا ابریشم مصنوعی ویسکوز به کار رفته و در فصل تابستان به عنوان روانداز از آن استفاده می کنند . و از این رو طرف داران و مشتریان زیادی دارد. ابریشم مصنوعی به عنوان پود و از نخ پنبه ای نمره ۲۰ دولا به عنوان تار استفاده می شود. که هم اکنون اکثراً توسط دستگاههای تک فاز بافته می شود. شمدها معمولا در اندازه های ۱۵۰*۲۲۰ سانتی متر است و دارای ۲۷ چله می باشد. مردم یزد از شمد،در شبهای گرم تابستان به عنوان رو انداز استفاده میکردند چرا که هم خنک میبوده و هم برای جلوگیری از گزش حشرات بسیار کارساز است.
کاربرد شمد : از شمد به عنوان رو انداز استفاده می گردد . جنس آن از نخ پنبه و ابریشم بوده و بسیار نازک و لطیف است . شمد ها معمولا با اندازه های تقریبا دو متری و با عرض یک متر و پنجاه سانت تولید می گردند . در ایران شمد بافی در شمال کشور و با استفاده از دستگاه های ابتدایی و سنتی رواج دارد . رنگ های استفاده شده در شمد بافی بسیار شاد هستند و طرح های آن نیز به صورت چهار خانه ، چهار خانه می باشد . با توجه به لطافتی که پارچه دارد شست و شوی آن بسیار ساده بود و خیلی سبک است . در فصول گرم سال می توان از شمد به عنوان رو اندازی خنک استفاده کرد . برخی نیز از آن به جای ملافه استفاده می کنند . کاربرد نخ پنبه برای پود و نخ ابریشم برای تار در صنعت شمد بافی می باشد . در شمد بافی از نقوش خاصی استفاده نمی گردد و معمولا دارای طرح های ساده است . جالب است بدانید کاربرد این نوع پارچه بیشتر در شهرهای گرم و کویری کشور مرسوم است . در میان عشایر نیز شمد بافی بسیار رواج داشته و آن ها از آن به عنوان وسیله ای جهت پوشاندن کمر زنان و یا رواندازهای سبک برای خود استفاده می نمایند . متاسفانه امروزه با واردن کردن پارچه ای نامرغوب همانند شمد ، کاربرد این هنر دیرینه ی ایرانی کم رنگ شده است . اما با یک مقایسه ی ساده می توان از کیفیت این پارچه ی دست بافت با نوع خارجی آن مطمئن شد . ماندگاری رنگ ها در بافت شمد بسیار زیاد است و هیچ گاه با شستشو رنگ های آن با هم ترکیب نمی شوند . نکته ی دیگری که درباره ی مقایسه ی این محصول با نوع خارجی و بی کیفیت آن وجود دارد ، این است که این محصول با شستشو تغییر اندازه نمی دهد .

بهشت در کف دست

iran-36

هنوز آن‌قدرها از سن و سال‌مان نگذشته که انگشت‌ها و دست‌های حناگذاشته مادربزرگ و ریش‌های حنایی‌رنگ پدر بزرگ‌ها از ذهنمان بروند به جمع چیزهای از یاد رفته. هرچند حالا دیگر به سر نوزاد تازه به دنیا آمده حنا نمی‌گذارند اما هنوز هم توی شب حنابندان، نوعروس و داماد کف دست هم حنا می‌گذارند و هنوز هم وقتی کسی نه راه پیش داشته باشد و نه راه پس، می‌گوییم دستش را توی حنا گذاشته‌اند. تمام این یاد و خاطره‌ها، آداب و مثل‌ها از کیسه‌هایی پارچه‌ای بیرون آمده‌اند که توی چاقی شکمشان، پودر سبز رنگ حنا را جا می‌داده‌اند. این کیسه‌ها حاصل کارگاه‌هایی بودند که وظیفه‌شان ساییدن ساقه، برگ و چوب حنا بود؛ کارگاه‌هایی با سقف‌های گنبدی که بزرگترهایمان به آنها «مازاری» می‌گفتند.بد نیست بدانید مازاری‌ها در واقع قسمتی از عصاری‌های قدیمی هستند. عصاری‌ها کارشان خرد کردن غلات و روغن‌گیری از دانه‌های روغنی بوده و مازاری‌ها تنها آسیاب کردن حنا. در گذشته‌ای نه‌چندان دور، سنگ‌های مازاری در اکثر شهرهای ما در حال چرخیدن بودند؛ هنوز هم نمونه‌هایی در کاشان، اصفهان و اردکان وجود دارند. با این حال بزرگ‌ترین مجموعه‌ای که در حال حاضر  به تولید حنا می‌پردازد، کارگاه‌های مازاری یزد است. حنا درختچه‌ای است به ارتفاع ۳ -۲ متر و بومی کشورهای مدیترانه، خاورمیانه، آسیای صغیر و شمال و شرق آفریقا. در ایران، بلوچستان و کرمان، بهترین آب و هوا را برای کاشت این گیاه دارند. علاوه براین، حنا یکی از قدیمی‌ترین مواد رنگی دنیاست و در دوره دوم عصر حجر از آن برای نقاشی  کشیدن روی دیوار غارها استفاده می‌شده اما بیشترین کاربرد آن آرایشی و بهداشتی بوده. در قرون وسطی، اطبای ایرانی و عرب از تأثیرات دارویی حنا زیاد بهره برده‌اند. حنا بیشتر برای رفع سوختگی، زخم‌های دهان، آبسه و تورم مثانه تجویز می‌شده. در کتب پزشکی قدیمی آمده که حنا درمانی برای لک‌های سفید پوست و لک و پیس است؛ خضاب با حنا چشم را پرنور می‌کند، مو را می‌رویاند و بو را خوش و زوجه را آرام می‌کند. برای به‌دست آوردن رنگ دلخواه، پودر حنا را ترکیب  می‌کردند.

دنیای سبز مازاری : در «مازاری» همه چیز سبز رنگ است و گرد سبز حنا همه جا را پوشانده. آسیاب‌ها و الک که روشن شود، گرد حنا جای هوا را هم تنگ می‌کند، آن‌قدر که بدون ماسک نمی‌شود نفس کشید. زمانی آن تیرک چوبی که به سنگ آسیاب وصل است، روی گرده اسب، شتر یا گاو نری سوار بوده تا صبح و شب را به هر ضرب و زوری که شده، دور تا دور آن سکو بچرخد اما حالا کافی است کلید برق را بزنید تا آن موتور یک چرخه در هر سری، ۳ تا ۴ ساعت یورتمه بچرخد و سنگ‌آسیاب را بچرخاند. برگ‌های خردشده زیر سنگینی سنگ‌آسیاب، از آن انتها به داخل الک یا سرند ریخته می‌شوند تا آن پایین که می‌رسند، گرد حنا به مخزن زیری ریخته شده و جز اضافات چیزی نمانده باشد تا داخل گونی جمع شود. محتویات گونی دوباره به سنگ آسیاب سپرده می‌شوند و باز سر و کارشان به همین جا می‌افتد. این دفعه اضافاتی که داخل گونی ریخته می‌شوند، دیگر قابل سرند کردن نیستند و باید دورشان ریخت. محصول «مازاری»‌ها که در زبان محلی به آن «خنیر» می‌گویند، به‌جز استفاده آرایشی، خاصیت درمانی هم دارد. پودر سبزرنگ حنا، گرد شفابخشی است برای دست‌های زخمی ماهیگیرانی که پراز ترک‌اند. حنا باعث ضخیم‌تر شدن پوست دست و پای آنها می‌شود. ردیف طولانی سنگ‌های آسیاب، تمام روز کارشان دور تیرک چوبی چرخیدن و البته خرد کردن برگ‌های حناست. هر کدام از این سنگ‌های لاسویی ۸-۷ تنی که از اردستان آمده‌اند، در هر وعده ۳۰۰ تا ۴۰۰ کیلو برگ و ساقه حنا را تحویل می‌گیرند و گرد حنا پس می‌دهند. اینکه تا کی سنگ‌ها بچرخند و حناسابی‌های این کوچه را سرپا نگه دارند را فقط خدا می‌داند. برای دیدن یکی از این مازاری‌ها کافی است خودتان را به خیابان امام خمینی یزد برسانید و سراغ کوچه مازاری‌ها را بگیرید. هرچند حالا یکی از کارگاه‌ها، مرمت و تبدیل به کتابخانه شده و چند تایی از صاحبان مازاری‌ها هم بسته‌شدن کارگاه‌شان را به تولید ترجیح داده‌اند اما هنوز کم نیستند کارگاه‌هایی که با سماجت دارند بسته‌های پارچه‌ای‌شان را پر از پودر سبز حنا می‌کنند تا راهی بازارها شود.