آذربایجان شرقی

 
 

کلیسای چوپان

20165301253750720a

کلیسای چوپان درغرب شهر مرزی جلفا، در ساحل رود ارس و در محدوده استان آذربایجان شرقی واقع است. این کلیسا که در قرن ۱۶ میلادی ساخته شده و در سال ۱۸۳۶ میلادی بازسازی کلی گردیده است، طبق روایاتی محل عبادت چوپانان ارمنی ساکن روستاهای اطراف دره شام بوده است. پلان کلیسا از خارج مربعی شکل به ابعاد ۷٫۷ در ۵٫۷ متر و از داخل صلیبی شکل بوده و بطور کلی کلیسای کوچکی محسوب میگردد. ورودی اصلی در قسمت غربی بنا قرار داشته و محراب آن در سمت شرق بنا میباشد. مصالح بکار رفته در ساختمان آن سنگ و ملاط است و سطح دیوارهای داخلی با گچ پوشانده شده است. بنا فاقد هر گونه حجاری است . این کلیسا دارای گنبد کوچکی با پلان دایره شکل است که بر روی آن چهار نورگیر در چهار جهت تعبیه شده است. در سمت غرب کلیسا آثار و بقایای بنای ویران شده ای موجود است که احتمالا بخشی ازکلیسا را تشکیل داده است. در محوطه اطراف کلیسا سنگ صلیبهایی بوده است که جهت حفظ آنها تعدادی به تبریز منتقل گردیده است. در تابستان سال ۱۳۸۵ میلادی قسمتهایی از کلیسا تخریب گردید که در حال حاضر توسط سازمان میراث فرهنگی مرمت میگردد.

غار کبوتر مراغه

Hampoil_cave_entrance

غار هامپوئیل که در میان مردم محلی به «غار کبوتر» معروف است، در ۱۵ کیلومتر جنوب شرقی مراغه و در حوالی روستای «گشایش» واقع شده است. این غار در کمرگاه کوهی صخره‌ای، رو به جنوب قرار گرفته است و از بستر رودخانه «موردی چای» حدود ۱۶۰۰ متر ارتفاع دارد. عرض دهانه غار ۸ متر است و ارتفاع آن به ۲۵ تا ۴۰ متر است. طول و عرض میدان اول غار تقریباً ۴۰ در ۶۰ متر است. در ابتدای ورود به غار، کتیبه‌ای به زبان روسی دیده می‌شود که تاریخ آن مربوط به سال ۱۹۲۵ میلادی است. اهمیت غار کبوتر به خاطر وجود چاه‌های عمیق و مخوفی است که به صورت تنوره‌های سنگی و تالارهای بزرگ دیده می‌شود. این غار بیش از غارهای دیگر مورد توجه غارشناسان، محققان و کوهنوردانی است که همه ساله برای بازدید از آن به این منطقه سفر می‌کنند. از دهانه غار که وارد می‌شویم به محوطه وسیعی می‌رسیم که در سقف آن دو حفره جالب توجه وجود دارد. در قسمت شمال شرقی انتهای میدان اول، راهرویی بسیار تنگ وجود دارد که راه ورود به میدان دوم است. در میدان دوم، چهار راهی وجود دارد که دو راه به میدان اول، یکی به سمت داخل غار و راه بعدی که راهروی تنگی است به محوطه دیگری در جنوب شرقی غار باز می‌شود.

در سمت شمال و شمال شرقی میدان دوم، چهار حفره و فرورفتگی گود به چشم می‌خورد، که نشان دهنده وجود چهار حلقه چاه عمیق است. همه ساله تغییرات زیادی در داخل غار اتفاق می‌افتد. تغییرات عمده میان میدان اول و دوم، از نظر زمین‌شناسی، پیدایش خاکستر است که گاهی تا قوزک پا و حتی تا زانو می‌رسد. داخل چاه‌های متعدد غار، دو سفره آب وجود دارد که یکی به علت ریزش از بین رفته، ولی در چاه دیگر آب وجود دارد و صدای جریان آن از بالا به گوش می‌رسد. در اطراف چاه‌ها و دیواره‌ها و سقف میدان دوم رسوبات آهکی و استالاکتیت، مناظر جالب توجه و زیبایی به وجود آورده است. هوای غار بسیار مرطوب است و در انتهای آن به خصوص در کنار چاه سوم و چهارم هوای کافی وجود ندارد و برای رسیدن به کنار چاه‌های مزبور، بدون تجهیزات کافی مانند طناب، نورافکن، وسایل ایمنی، کپسول هوا و راهنما غیرممکن است. در حال حاضر این غار تحت مدیریت و بهره‌برداری سازمان یافته نیست.

مسجد و حمام کلیبر

66

حمام قدیمی کلیبر در زمان شاه عباس و به دستور وی همزمان با مسجد جامع کلیبر ساخته شده است . تا زمان حدود ۱۳۴۰ مورد استفاده عموم مردم قرار می گرفت .بعدا بدلیل عدم شناخت از تاریخ این آثار باستانی توسط مسئولان شهر با نخاله های شهری پر شده بود که حدود ۱۰ سال پیش با نظارت سازمان گردشگری این آثار باستانی مرمت شده است. مسجد امامزاده کلیبر در مرکز شهر قرار دارد . طول بنا ۵۰ متر عرض آن ۳۰ متر می باشد مسجد دارای گنبدی بزرگ است که در گذشته مناره ای به ارتفاع ۴۵ متر و قطر ۱۷ متر داشته که تا سال ۱۳۳۰ شمسی پابرجا بوده . این مناره به علت بمباران روس ها در شهریور ۱۳۲۰ آسیب دیده و در سال ۱۳۳۰ فرو ریخته است .در وسط این مسجد درخت داغداغان تنومندی رشد کرده و سر از وسط مسجد بیرون برآورده بود که در سال ۱۳۴۰ شمسی توسط امناء مسجد معدوم شده است .

مسجدی در دل غار

masjed-ghadamgah

مسجد قدمگاه در نزدیکی روستای قدمگاه (بادامیار) در جنوب آذرشهر قرار دارد و مانند غاری در دل کوه کنده شده و در دوره‌های قبل از اسلام به عنوان معبد مهری استفاده می‌شد. این معبد در قرون ۶-۸ ه. ق به عنوان تکیه عرفا و دراویش و سپس به عنوان مسجد مورد استفاده قرار می‌گرفت. فضای غار زیرزمینی دایره شکل است و قطری برابر ۱۵ متر دارد. دالانی به طول ۹ و عرض ۱/۵ و ارتفاع ۲/۵ متر به دهلیزی وسیع‌تر به طول ۴/۵ و عرض ۳/۲۰ و ارتفاع ۲/۵ تا ۴ متر می‌پیوندد. سپس این دهلیز به فضای گنبدی شکل غار باز می‌شود. این فضا از کف تا پنجره نورگیر سقف ۱۲ متر ارتفاع دارد.محراب غار با مقرنس‌های آویخته که به دوره صفوی تعلق دارد به نحوی احداث شده که گمان می‌رود در زمانی نزدیک‌تر تعبیه شده باشد. می‌توان فرض کرد که این فضا برای مقاصد مذهبی ساخته نشده باشد. یعنی نه مسجد بوده است و نه مقبره، برخی از باستان‎شناسان آن را به دوران پیش از تاریخ نسبت می‎دهند که بعداً به صورت آتشکده و بعد از آن با تعبیه‌ محرابی که روی به قبله دارد به صورت عبادتگاه اسلامی در آورده‌اند. بنابراین ممکن است زمان احداث این بنا بسیار دور باشد و کاربرد دیگری جز مسجد داشته است. به احتمال زیاد این بنا پیش از اسلام ساخته شده است. در حال حاضر مردم روستاهای همجوار مراسم مذهبی ماه‌های رمضان و محرم را در آنجا برگزار می‌کنند و نذورات خود را در کنار این مسجد قدیمی به جا می‌آورند. برای دیدن این مسجد باید به گورستان قدمگاه در نزدیکی روستای بادامیار از توابع آذرشهر در استان آذربایجان شرقی سری بزنید و بنای این مسجد را در بالادست گورستان ببینید. معبد یا مسجد غار به لحاظ شیوه معماری، از جمله بناهای مهم و تاریخی به حساب می‌آید. قطر قائده گنبد این اثر تاریخی بیش از ۱۵ متر است و ۱۲ متر ارتفاع دارد. همچنین راهرو آن نیز دارای ۱۲ متر طول است. این معبد یا مسجد در سال ۱۳۴۷ از سوی وزارت فرهنگ وهنر با شماره ۷۷۹ در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسید.

گورستان قدمگاه : گذارتان اگر به آذرشهر و مسجد غار افتاد، تماشای گورستان قدمگاه را هم از دست ندهید. گورستانی که در ۱۵ کیلومتری جنوب آذرشهر در قریه بادامیار (قدمگاه) قرار گرفته و متعلق به قرن ۹ و ۱۰ق/۱۵ و ۱۶م است. بیشتر مردگان این گورستان از شیوخ دوره صفوی هستند. اهالی محل، آن را به نام دیک قبرستان می‎نامند.این گورستان بر روی پشته‎ای قرار گرفته و سنگ‎نبشته‎ها و حجاری هایی جالبی در آن دیده می‎شود. سنگ نبشته ها و الواح قبور به خط کوفی و ثلث نو است. جالب است بدانید که سنگ نبشته های ثلث تقریباً همه یکنواخت و یک دست است و نشان می دهند که در روزگاری کنده شده اند که مذهب جعفری در آذربایجان رسمیت و عمومیت یافته و نام ائمه اطهار(ع)، روی قبور درج شده است.

آتشکده مانداگارنا

2016313233544625540a

منطقۀ مرندباستانی حداقل دارای چهار واحد آتشکدۀ بزرگ بوده است بنام های آتشکده مانداگارنا در شمال شهر مرند و آتشکده ی گرگر (در وسط شهر گرگر) وآتشکده ی مزگید (تپه گوگرد) در ۴۴ کیلومتری مرند در نزدیکی جادۀ گلین قیه و آتشکده ی مرکید واقع در شمال روستای دیزج حسین بیک و شرق مرکید . این آتشکده های باستانی اغلب پس از فتح منطقه بدست سپاهیان اسلام تخریب و باقیماندۀ آن به عنوان کول تپه( تپۀ خاکستری ) مشهور گردیده است.( البته به نظر صاحبنظران کول تپه ها در اصل مکان های آتشکده نیستند بلکه بازماندۀ خاکستر سوزانیدن اجساد مردگان بومیان هستندکه با آمدن دین زرتشت سوزانیدن اجساد نهی و ملغی گردیده است.) بهرحال برخلاف نظر حاکم برذهن بیشتر علاقمندان مرندی، آتشکده مانداگارانای مرند دریالدیر قرارندارد بلکه در شمال وپشت گورستان باغ رضوان بطرف کوره های آجرپزی (سمت چپ جادۀ فرعی که در ابتدای جاده موتور آب قرار دارد) درمیان باغات ومزارع قرار دارد که از اطراف دیده نمی شود. با توجه به نوشته هرودوت وگرنفون و بطلیموس در ۲۲۰۰ سال قبل که مرند را با نام مانداگارانا آورده اند، بنظر می رسد نام آتشکده ماندگار و فعال مرندیعنی مانداگارنا یا مانداگارانا بوده است ومرند نام آن زمان خودرا از این آتشکده به عاریت گرفته است و همین تپه باستانی خاکستری است که مورد بازدید دانشمندان و جهانگردان قرار گرفته است و ویلیامزجکسن جهانگرد و باستان شناس آمریکائی نیز با از دست دادن امکان مشاهده این تپه آتشکده ای( درحدود۱۰۰سال پیش) اظهار تأسف می کنددرحالیکه مؤلفین کتابهای مربوط به مرند دقت نکرده وفکرکرده اند جکسن قلعۀ یالدیرراندیده است درحالیکه تپۀ یالدیر حالاهم از بیشتر جاهای مرند قابل رؤیت است چه برسد به ۱۰۰ سال ژیش و ازژس خانه های دوسه متری!

(متأسفانه اکثر نویسندگان و مؤلفین کتابهای مربوط به مرند هم این تپه را که درمیان درختان باغات محصوراست را ندیده اند وروی عدم آگاهی دچار اشتباه مهمی شده و نام این آتشکده را که سالهاست بخاطر خاکبرداری و کودبرداری عوض تپه ، بصورت گودالی در سر راه جاده فرعی کوره های آجر پزی در شمال باغ رضوان دیده می شود به قلعه یالدیر داده اند ! مانند کتابهای تاریخ مرند صفحات ۳۵۶تا ۳۶۰ و صفحه ۷۲ کتاب میراث فرهنگی آذربایجان شرقی و صفحه ۴۷ کتابچه سیمای تاریخی فرهنگی مرند و جلفا وکتاب مرند شهر نوح نبی صفحه ۱۳ وکتاب فرهنگ جغرافیای آذربایجان صفحه ۴۷۲ و..و.. اغلب نشریات وسایت های اینترنتی هم که مطالب خود را از این کتابها برداشت کرده اند دچار همین اشتباه شده اند !).درحالیکه باید درنظرگرفت همانطوریکه در اسلام درهرشهری فقط میتواند یک مسجد جامع وجود داشته باشد در دین زرتشت هم درهرشهری فقط یک آتشکدۀ بزرگ برای روشن نگاه داشتن آتش مقدس ودادن آتش به آتشکده های محلات شهر وجود داشته است. کول تپه(تپهّ خاکستری ) یا آتشکده ی مانداگارانای مرند درشمال و پشت باغ رضوان نرسیده به کوره های آجرپزی واقع است.