ایران

 
 

آرامگاه پوریای ولی خوی

a9cbdb81-e9c2-487a-a33c-cae37399ae07

پوریای ولی یکی از پهلوانان ایرانی است که مقبره او از جاهای دیدنی آذربایجان غربی به حساب می‌آید. مقبره این پهلوان فقط به سنگ قبری ساده، چهار ستون سنگی مسقف و انگشتری با حکاکی پوریای ولی خلاصه می‌شود. اگر گذرتان به شهر خوی افتاد، راهی بلوار امام حسین (ع) شوید تا از آرامگاه این مرد بزرگ دیدن کنید.

پوریای ولی یکی از پهلوانان ایرانی است که نسبت به موقعیت آرامگاه او دو نظریه وجود دارد. به روایتی، مقبره پوریای ولی در شهر خیوه ازبکستان قرار دارد. طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالی فرزند پهلوان پوریای ولی بوده و با عنوان محمود قتالی بن پوریای ولی از او نام برده شده است. برخی از منابع کلمه «ابن» به معنی «فرزند» را حذف کرده‌اند و منابع معاصر نیز هر دو شخصیت را یکی فرض کرده‌اند. این اشتباه در دائره‌المعارف بزرگ اسلامی نیز تکرار شده است؛ اما باید توجه کرد که پهلوان محمود قتالی هرچند که عارف و پهلوان نامداری بود، هرگز در شهرت و نام‌آوری به پدرش پهلوان پوریای ولی نرسید. پس با اطمینان زیاد می‌توان گفت که آرامگاه پهلوان محمود قتالی، فرزند پوریای ولی، در شهر خیوه در ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورنگ مرکز خوارزم ازبکستان قرار دارد. مقبره‌ دیگری نیز در شهر خوی به وجود دارد که مردم شهر آن را با نام مقبره پیر ولی یاد می‌کنند. در سال‌های اخیر یادمانی بر فراز مقبره پوریای ولی ساخته شده است که شامل چهار ستون سنگی با سقفی روی آن می‌شود. در کنار این یادمان انگشتری با حکاکی پوریای ولی قرار دارد که جلوه زیبایی را به وجود آورده است. در بسیاری از اسناد مهم تاریخی در رابطه با این مقبره که از جاهای دیدنی استان آذربایجان غربی در خوی به شمار می‌رود، صحبت‌هایی به میان آمده است. در طوماری قدیمی که در عهد صفویه روی پوست آهو نوشته شده بود، صراحتا آمده است که پهلوان پوریای ولی از شهرستان خوی بود. متن کامل و تصویر این طومار در کتاب «ورزش باستانی ایران» نوشته دکتر پرویز ور جاوند وجود دارد. در کتاب «مرآت الشرق» زندگینامه پهلوان پوریای ولی و وجود مزارش در گورستان «پیر ولی» خوی ذکر شده است. مرحوم پرتو بیضایی در کتاب «تاریخ کشتی ایران» به بررسی زندگی پوریای ولی پرداخته بود و ضمن نقل روایاتی از زندگی پوریای ولی در خوی، به کشتی پهلوان با پهلوانی به نام «شیردل» از تبریز در مقام کهنه‌سواری اشاره می‌کند که در میدان «خوی سرماس» اتفاق می‌افتد.

پوریای ولی کیست؟ پوریای ولی، پهلوان ایرانی است که در ورزش‌های زورخانه‌ای پیشینه زیادی داشت و نام اصلی او در بسیاری از منابع «پهلوان محمود خوارزمی» متخلص به قجالی یاد شده است. زادگاه و بقعه پوریای ولی، یک علامت سوال بزرگ است که همیشه محققان و نویسندگان را ‌به شک و تردید وا‌داشته است. در رابطه با زادگاه او اختلاف‌های زیادی وجود دارد. بعضی او را از مردم گرگانج (از شهرهای خوارزم) و برخی او را از گنجه می‌دانند. در کتاب‌های مختلف مرگ پوریای ولی را سال ۷۲۲ هجری قمری و سال تولدش را ۶۵۳ هجری قمری ذکر کرده‌اند. یکی از قاطع‌ترین سندها در رابطه با زادگاه پوریای ولی از عصر صفوی به‌ دست آمده و در آن گفته شده که این پهلوان از مردم خوی و سلماس بوده است. پهلوان پوریای ولی در دوران جوانی کشتی می‌گرفت و از دلایل اصلی شهرت جهانی او سفرهایش به کشورهای مختلف از جمله آسیای میانه و هندوستان و شهرهای ایران بود. او در شهرهای مختلف کشتی می‌گرفت و به‌دلیل قدرت بالای بدنی و تبحر در کشتی، به‌سرعت سر زبان‌ها افتاد. داستان معروفی از پوریای ولی در بین مردم خوی سینه‌به‌سینه نقل شده است که علت اسطوره‌شدن او را نشان می‌دهد. طبق این داستان، جوانی فقیر، عاشق دختر حاکم می‌شود. از آنجا که او از طبقه پایین جامعه بود، نمی‌توانست عشقش را به دختر حاکم ابراز کند. به همین دلیل بر بستر بیماری می‌افتد. مادر جوان یتیم، به‌دنبال درمان پسر متوجه عشق او به دختر حاکم می‌شود و به‌دلیل تداوم بیماری پسر، عشق او را با حاکم در میان می‌گذارد. حاکم برای پسر شرطی قرار می‌دهد و آن شرط هم بردن کشتی از پوریای ولی است. به این ترتیب، مادر جوان نذری در مسجد خوی می‌کند و از قضا پوریای ولی نیز در همان روز در مسجد حضور پیدا می‌کند و از مادر علت نذر را می‌پرسد. پوریای ولی بر سر دوراهی شهرت و جوانمردی، جوانمردی را انتخاب می‌کند و از پهلوان جوان عاشق می‌بازد. همین باخت باعث از بین رفتن شهرت او می‌شود و راز وقتی فاش می‌شود که پوریا از دنیا رفته بود. جالب اینکه پوریای ولی در زمان خود شاعر بود و رباعیات وی در بین شاگردانش اعتبار فراوانی داشت. برخی پوریای ولی را یکی از عوامل پیشرفت ادبیات آسیای مرکزی و ایران می‌دانند.

 

باغ فردوس تهران

ca561245-845d-4219-bddd-deed7bd186a8-840x560

باغ فردوس که با نام باغ موزه فردوس، باغ معیری و موزه سینما نیز شناخته می‌شود؛ یکی از باغ‌ها و جاهای دیدنی تهران است که در محله خوش آب‌وهوای باغ فردوس در شمال این شهر قرار دارد. این باغ در سال ۱۳۸۱ به موزه سینمای ایران تبدیل شده است. قدمت این باغ به دوران قاجار و پادشاهی محمد شاه می‌رسد و از آثار ملی کشور محسوب می‌شود. در دروان قاجار باغ‌های متعددی در تهران ایجاد شد که باغ فردوس یکی از آن‌ها به شمار می‌رود و توسط یکی از درباریان قاجار در زمان محمد شاه، ساخته شده است. این باغ در واقع بخش کوچکی از باغ وسیع فردوس محسوب می‌شود که در گذشته اراضی میان اسدآباد و ولنجک در شمال، الهیه از جنوب، دره تجریش از شرق و محمودیه از غرب؛ جزو زمین‌های باغ فردوس بوده‌اند. باغ فردوس در سرگذشت خود مالکان متعددی به چشم دیده است. روزگاری این باغ در عهد قاجار و در زمان محمدشاه، در اراضی محمدیه با دو عمارت شمالی و جنوبی برپا شد. پایه گذار این باغ و عمارت ییلاقی آن حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم محمدشاه بود. بعد از آن باغ به تملک معیرالممالک؛ داماد ناصرالدین شاه رسید. شاه این باغ را به‌عنوان هدیه عروسی به دخترش داد و معیر بعد از تکمیل عمارت جنوبی، جشن عروسی خود را در این محل برگزار کرد. بعد از مرگ معیر الممالک باغ به پسرش دوستعلی خان رسید، اما وی علاقه‌ای به حفظ باغ نداشت و هروقت به ییلاق می‌آمد خیمه خود را زیر درختان چنار باغ برپا می‌کرد و حتی سنگ‌های مرمر بنا را از جا کند و در نمای عمارت امیریه یا مدرسه نظام فعلی به کار برد. تا اینکه تاجری شیرازی به نام حاجی میرزا حسین این باغ را از دوستعلی خرید و آن را تعمیر کرد. بعد از حاجی میرزا، افرادی چون میرزا حسین تهرانی، میرزا اسماعیل خان امین الممالک و محمد ولی خان سپهسالار تنکابنی، باغ فردوس را صاحب آن شدند. محمد ولی خان عمارت و باغ را آباد و قنات آن را دایر کرد و چند استخر و فواره نیز در جای‌جای باغ احداث کرد، اما از آن جایی که تجارتخانه طومانیانس از وی طلبکار بود باغ را به تصاحب خود درآورد. پس از چندی دولت وقت در مقابل وجهی که از طومانیانس طلبکار بود، آن را ضبط کرد و اراضی‌اش را متری دو تومان و سه تومان به کارمندان وزارتخانه فروخت. ‎در دوران پهلوی باغ فردوس سرنوشت جدیدی پیدا کرد. در سال ۱۳۱۶، به دستور علی اصغر حکمت، وزیر معارف آن زمان، باغ فردوس خریداری، عمارت آن مرمت و دبیرستان شاپور تجریش در آن دایر شد. در دوران پهلوی دوم، این باغ به مکانی برای جشن‌های ۲۵۰۰ اختصاص یافت. پس از انقلاب نیز مدتی در اختیار صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. تا اینکه بنیاد سینمایی فارابی، سازمان میراث فرهنگی کشور و شهرداری تهران آن را برای موزه سینما در نظر گرفتند و سرانجام در شهریورماه سال ۱۳۸۱ باغ فردوس داستان جدید زندگی‌اش را شروع کرد و به باغ موزه فردوس یا موزه سینمای ایران تبدیل شد. از باغ‌های اشرافی این منطقه تنها عمارتی باقی مانده است که به آن باغ فردوس گفته می‌شود و در اختیار موزه سینما قرار دارد. سایر زمین‌های این باغ نیز تفکیک شده‌اند و تغییر کاربری پیدا کرده‌اند. بخشی از آن‌ها به ساختمان‌های مسکونی و مدرسه تبدیل شده‌اند و قسمتی دیگر به موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران و لغت نامه دهخدا اختصاص داده شده است.

معماری باغ فردوس تهران : وقتی به باغ فردوس تهران برسید و از فضای مشجر و چنارهای سرسبز ورودی باغ عبور کنید، دو مجسمه برنزی از سهروردی و ابن هیثم (از دانشمندان سرشناس ایرانی و اولین دانشمند فیزیک نور در جهان) ایران خواهید دید. بعد از آن چشمتان به عمارت زیبای باغ خواهد افتاد. عمارتی که تنها یادگار شکوه و جلال باغ‌های فردوس است و دیگر از گذشته و نقشه باغ فردوس چیزی باقی نمانده است. باغ فردوس ۲۰ هزار متر مربع وسعت دارد و مساحت عمارت آن هزار متر مربع است که شامل سه و نیم طبقه به عرض ۲۶ متر و به طول تقریبا ۳۴ متر است. شیب زمین این باغ از شمال غربی به جنوب شرقی است و تندی این شیب به‌گونه‌ای است که کف طبقه اول بنا با قسمت جنوبی باغ و سقف آن با قسمت شمالی باغ هم سطح است. تمامی اتاق‌ها و سالن‌های ساختمان باغ، گچ‌بری‌های بسیار زیبایی در زیر حاشیه سقف دارد که از جمله می‌توان به مقرنس‌کاری‌های گل و شاخ و برگ اشاره کرد. باغ فردوس در طی زمان و در هر دوره، تغییرات زیادی پیدا کرده است و بسیاری از بخش‌های آن تخریب شده و استخرهای متعدد، قنات، ساختمان و عمارت‌هایی دیگری نیز داشته است. حتی بعد از تبدیل شدن باغ فردوس به موزه سینما تغییرات جزیی مانند نورپردازی داخل و خارج عمارت، پوشاندن دیوارهای داخلی با گچ، تقسیمات داخلی با دیوارهای سبک و کف سازی در عمارت باغ صورت گرفته و ساختمان‌هایی نیز به آن اضافه شده است.

 

کلبه وحشت انزلی

011431fc-4c06-48d9-b7b8-8805bc8dbe8b-840x560

به داستان‌های ترسناک باور دارید؟ بسیاری از افراد عاشق ماجراجویی و کاوش در مکان‌های ترسناک و رعب‌آور هستند. شاید تاکنون نام کلبه وحشت انزلی به گوشتان نخورده باشد؛ اما باید بدانید که این مکان مخوف در دل جنگلی در نزدیکی صومعه‌سرا و بندر انزلی به باور بسیاری، محلی نفرین شده و ترسناک است.  استان گیلان، یکی از قدیمی‌ترین مناطق ایران با طبیعتی بکر و دوست‌داشتنی است که بسیاری از مناطق آن تاکنون مورد کاوش و تحقیق قرار نگرفته است. جاذبه‌های طبیعی و تاریخی گیلان، هر سال هزاران گردشگر را به‌سمت خود می‌کشانند. سفر به این منطقه شمالی با وجود انواع دیدنی‌ها یکی از بهترین تجربیاتی است که می‌توان کسب کرد. پس با کجارو  همراه باشید تا داستان‌های ترسناک کلبه وحشت انزلی، از مرز واقعیت تا خیال را با هم بررسی کنیم. تجربه وحشت و دلهره در جنگل، کوهستان، کلبه و خانه‌های تسخیرشده، یکی از محبوب‌ترین جاذبه‌هایی است که بسیاری از ماجراجویان را ترغیب به سفر می‌کند. در این میان، برخی از افراد در حال انکار هستند؛ در حالی که برخی دیگر برای یافتن واقعیت به‌سمت این مکان‌ها می‌روند تا راز آن‌ها را کشف کنند. شما از کدام دسته از افراد هستید؟ آیا دوست دارید به کلبه وحشتی بروید که گفته می‌شود چند نفر در آن جان خود را از دست داده‌اند و چند نفر هم تا آخر عمر دیوانه شده‌اند؟ کلبه وحشت انزلی از جاهای دیدنی بندر انزلی است و در دل جنگل هفت دغنان قرار دارد. روستا یا منطقه تاریخی هفت دغنان، در ۲۵ کیلومتری غرب صومعه‌سرا، در بخش مرکزی دهستان ضیابر و روستای بهمبر و در نزدیکی بندر انزلی در استان گیلان واقع شده است. جنگل هفت دغنان نیز در نزدیکی روستای هفت دغنان قرار دارد که علاوه بر زیبایی، بسیار رعب‌آور و ترسناک است و هر کسی جرات ندارد در آن پای بگذارد. محلی‌های این منطقه، صداهای زیادی را از این جنگل شنیده‌اند و طبق گفته آن‌ها، بهتر است تا شب نشده این منطقه را ترک کنید. البته اگر برای تجربه‌ ترس و دلهره به این جنگل سفر کرده‌اید، راه خود را به‌سمت بخش شرقی روستا کج کنید، جایی که هوا به‌یک‌باره سنگین‌تر می‌شود و حضور کلبه‌ای دو طبقه، متروکه و پرماجرا فضا را حتی سنگین‌تر هم می‌کند؛ مکانی که افسانه‌های محلی بسیاری در مورد آن وجود دارد. طبق تجربه بسیاری از افراد، این جنگل باشکوه در طول شب، تبدیل به یکی از ترسناک‌ترین و دلهره‌آورترین نقاط کره زمین می‌شود و صداهای عجیبی در آن به گوش می‌رسد؛ اما واقعا چه اتفاقات ترسناکی در کلبه وحشت انزلی اتفاق افتاده است؟

تاریخچه کلبه وحشت انزلی : یکی از مشهورترین داستان‌های ترسناک اتفاق افتاده در کلبه وحشت انزلی به حدود ۴۴ سال پیش، یعنی سال ۱۳۶۵ برمی‌گردد، زمانی که چهار پسر جوان تصمیم می‌گیرند یک شب را در کلبه وحشت انزلی بگذرانند. اهالی آن منطقه سعی کردند تا آن‌ها را از این تصمیم منصرف کنند؛ اما پسرهای جوان به آن‌ها می‌گویند که این شایعات دروغی بیش نیست و برای اثبات این حرفشان حاضر هستند که شب را تا صبح در کلبه وحشت انزلی بمانند و صبح برای اهالی روستا تعریف کنند که هیچ اتفاق مرموز یا عجیب و غریبی برای آن‌ها نیفتاده است. برخی از اهالی روستا منتظر بودند تا صبح شود و بلاخره راز کلبه وحشت انزلی مشخص شود؛ اما شب هنگام، دو نفر از این چهار پسر به دلایلی نامعلوم از کلبه‌ وحشت انزلی فرار می‌کنند، در حالی که دو نفر دیگر در کلبه باقی می‌مانند. متاسفانه سرنوشت دو نفری که آن شب در کلبه می‌مانند، بسیار غم‌انگیز است. گفته می‌شود که یکی از آن‌ها در کلبه از ترس، جان خود را از دست می‌دهد و سکته قلبی می‌کند و نفر دوم نیز به جنون دچار می‌شود و هرگز به حالت عادی برنمی‌گردد. طبق گفته محلی‌ها پس از این ماجرا برای ماه‌ها درب خانه وحشت انزلی پلمپ شد و دیگر هیچ فردی جرات رفتن به آنجا و بازدید از این کلبه شوم را، حتی در روز، نداشت. مردم آن منطقه سعی می‌کردند که از اطراف خانه هم رد نشوند و پس از مدتی، در جنگل نیز تردد نمی‌کردند. دیری نپایید که داستان هولناک و مرموز دیگری در این منطقه اتفاق افتاد. درست ۴ سال بعد از حادثه سال ۱۳۶۵، سه دختر مسافر که به روستای هفت دغنان آمده بودند، تصمیم می‌گیرند که یک شب را در کلبه وحشت انزلی بگذرانند. آن‌ها شایعاتی راجع به مرگ و داستان پسرهای دانشجو و همچنین نحس بودن این کلبه از گذشته شنیده بودند و قصد داشتند تا به این حرف و حدیث‌ها پایان دهند. آن‌ها به‌طور پنهانی و بدون اطلاع به هیچ کسی از درب پشتی کلبه وارد آن شدند و تصمیم گرفتند تا شب را در آنجا بمانند. آن‌ها می‌خواستند با این کار به همه ثابت کنند که در این کلبه، هیچ اتفاق مرموز و ترسناکی اتفاق نخواهد افتاد. از آنجا که هیچ‌کس در روستا از تصمیم این سه دختر مطلع نبود، کسی هم در صبح آن شب شوم در انتظار آن‌ها نبود. دو روز پس از رفتن آن سه دختر به کلبه وحشت انزلی، محلی‌های آن منطقه یکی از آن‌ها را در فاصله حدود ۳۰۰ متری کلبه پیدا کردند. دختر بیچاره در تنه یک درخت مخفی شده بود. او آن‌قدر ترسیده بود و شوکه شده بود که حتی نمی‌توانست حرف بزند. وی مدام به‌سمت خانه اشاره می کرد و از ترس می‌لرزید. محلی‌ها تصمیم می‌گیرند که پلمپ درب کلبه را بشکنند و وارد آن شوند تا از سرنوشت دو دختر دیگر اطلاعی به دست آورند که متاسفانه با اجساد آن‌ها مواجه می‌شوند. پزشکی قانونی علت مرگ هر دوی آن‌ها را سکته قلبی و مرگ آنی تشخیص داد. طبق گفته‌های شاهدان ماجرا، چشم هر دو دختر به نقطه‌ مشخصی خیره شده و باز مانده بود. دختری که موفق شده بود فرار کند نیز پس از چهار روز، خودکشی می‌کند و جان خود را از دست می‌دهد. پلیس محلی پس از این اتفاق، کلبه را تخلیه می‌کند و تحت تدابیر امنیتی قرار می‌دهد. گفته می‌شود از آن زمان به بعد هیچ کس اجازه ندارد که به کلبه وحشت نزدیک شود یا از آن دیدن کند. داستان‌ها و روایت‌های موجود از کلبه وحشت انزلی بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسند؛ اما برخی از محلی‌ها باور دارند که این حرف‌ها واقعی است. البته باید بدانید که هیچ سند یا شواهد موثقی برای اثبات داستان‌های ترسناک کلبه وحشت انزلی وجود ندارد.

راز کلبه وحشت انزلی از افسانه تا واقعیت : یکی از دلایل شهرت کلبه وحشت انزلی داستانی بوده که از گذشته در بین مردم دهان به دهان چرخیده است. داستانی که طبق آن، هر کس بتواند تنها یک شب را در این کلبه سپری کند و زنده بماند، ثروتمند و پولدار خواهد شد. کلبه وحشت، مکانی وهم‌آلود است و شاید به همین علت، افراد بسیاری تصور می‌کردند که اگر بتوانند در آنجا بمانند، موجودات فرا انسانی به آن‌ها ثروت می‌دهند. روایات ترسناکی که درباره کلبه وحشت انزلی گفته می‌شود، در مکانی در اطراف روستای هفت دغنان و در نزدیکی انزلی اتفاق افتاده است. برای رسیدن به این روستا باید به صومعه‌سرا در استان گیلان بروید و از آنجا ۲۵ کیلومتر به‌سمت غرب برانید؛ اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید در حال حاضر هیچ کلبه‌ای در جنگل هفت دغنان وجود ندارد و اهالی این روستا منکر این داستان‌های ترسناک می‌شوند و طبق گفته آن‌ها در روستای هفت دغنان از اول هم هیچ کلبه‌ای وجود نداشته است. در حال حاضر، یک کلبه متروکه در روستای رینه در نزدیکی پونل و در فاصله ۳۵ کیلومتری غرب صومعه‌سرا وجود دارد که به باور بسیاری از افراد، این کلبه همان کلبه وحشت انزلی است. کلبه متروکه روستای رینه در گذشته محل زندگی بانویی به نام عزت‌الملوک ساسانی، رییس قبیله تالش بوده است. عزت الملوک فردی ثروتمند، ماهر و توانا بوده است و در گذشته او را با عنوان «ملکه جنگل» می‌شناختند. سال‌ها از زندگی عزت الملوک ساسانی در کلبه وحشت انزلی می‌گذرد و متاسفانه از این ملک تاریخی چیزی به‌جز یک بنای مخروبه باقی نمانده است. این کلبه با قدمتی بیش از ۲۰۰ سال، کماکان مکانی پر رمز و راز است که واقعیت اتفاقات رخ داده در آن مشخص نشده است. خانه تاریخی عزت الملوک ساسانی در دامان طبیعت و محیطی کاملا ییلاقی، مکانی بسیار باشکوه و زیبا است.

فیلم ترسناک کلبه وحشت انزلی : داستان‌ها و شایعات درباره کلبه وحشت انزلی موجب شد تا تیم «انزلی پرس» به‌دنبال پاسخ سوال‌های بی‌شمار در مورد این منطقه مرموز برود و ضمن بازدید از کلبه وحشت انزلی با اهالی هر دو روستای هفت دغنان و رینه مصاحبه کند. در ادامه شما را به تماشای ویدئوی مربوط به این تحقیق دعوت می‌کنیم. عزت الملوک ساسانی در بین گیلانی‌ها از احترام و محبوبیت بالایی برخوردار بوده است. گفته می‌شود این بانو در سوارکاری و تیراندازی، تبحر بسیاری داشته است. او که از رهبران ایل تالش بوده است، از سال ۱۳۱۵ تا چند دهه بعد در عمارتی در روستای رینه در نزدیکی پونل اقامت داشته است؛ عمارتی با معماری منحصربه‌فرد که هم‌اکنون در آستانه ویرانی کامل است. عمارت عزت الملوک ساسانی، یکی از آثار ملی ثبت شده کشور است.

تخت جمشید

تخت جمشید

تخت جمشید نمادی از شکوه و عظمت در ایران باستان و یکی از جاهای دیدنی شیراز است. شاید بتوان منطقه تخت جمشید و بناهای باقی مانده در آن را از مهم‌ترین اسناد تاریخ تمدن در جهان دانست. ازاین‌رو، دانشمندان و باستان‌شناسان برجسته‌ای از سراسر جهان برای بازدید از تخت جمشید به ایران سفر کرده‌اند. تخت جمشید یادگار پادشاهان هخامنشی از ۲۵۰۰ سال پیش در ایران است. با توجه به عظمت امپراتوری هخامنشیان در ایران باستان که بخش قابل توجهی از شرق جهان را شامل می‌شد، می‌توان به شکوه مقر فرماندهی این پادشاهان در تخت جمشید پی برد. آنچه باعث جلب توجه جهانیان به تخت جمشید می‌شود، تنها قدمت تاریخی این شهر باستانی نیست. باستان‌شناسان از مطالعه دقیق روی کتیبه‌ها و آثار به دست آمده از این منطقه، به پیشرفتگی تمدن در ایران باستان پی برده‌اند. قوانین اجتماعی دوران هخامنشیان نیز تعجب بسیاری از تاریخ‌دوستان را برانگیخته است. تخت جمشید را در جهان به‌عنوان نماد تمدن پارسی ایران زمین می‌شناسند. محوطه تخت جمشید که از جاهای دیدنی استان فارس است و در نزدیکی مرودشت شیراز قرار دارد، شکوه معماری کاخ پادشاهان در عصر ایران باستان را نشان می‌دهد. پادشاهان هخامنشی در اوج قدرت، کاخ‌های سنگی خود را در دل کوه و در نزدیکی شهر شیراز بر پا کردند تا برای آیندگان تصویری روشن از گستره فرمانروایی خود به یادگار بگذارند. تخت جمشید را در جهان با نام «پرسپولیس» می‌شناسند که این نام به زبان یونانی است. ستون‌ها، سر ستون‌ها، کتیبه‌ها، نقش برجسته‌ها، کاخ‌ها و دروازه‌های باقی مانده در محوطه تخت جمشید، از مشهورترین آثار تمدن در جهان به شمار می‌آیند. محوطه تخت جمشید که نام دیگر آن «سرزمین پارسه» نیز هست، گردشگران زیادی را از سراسر جهان، در طول سال به شیراز می‌کشاند.

ساخت بنای تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش و در دامنه کوه‌های رحمت، توسط داریوش هخامنشی آغاز شد. در ساخت بنای تخت جمشید معماران و هنرمندان بی‌شماری شرکت کردند و این بناهای عظیم توسط کارگران زن و مرد ساخته شده‌اند؛ اما آنچه در تاریخ بر ارزش تخت جمشید می‌افزاید شیوه رفتار پادشاهان هخامنشی با کارگران است، که در ایران باستان در قبال زحمت کارگران به آن‌ها حقوق و مزایای مناسب پرداخت می‌کردند. بنا بر اطلاعات موجود در کتیبه‌ها، ساخت بنای تخت جمشید در حدود ۱۲۰ سال به طول انجامیده است. فرهنگ برجسته حاکمان ایران باستان در زمان هخامنشیان، سبب شهرت دو چندن تمدن ایران باستان در جهان شده است. زمان آغاز ساخت بناهای تخت جمشید به سال ۵۱۸ پیش از میلاد یعنی در حدود بیش از ۲۵۰۰ سال پیش باز می‌گردد. داریوش اول که سومین پادشاه هخامنشیان بود، دستور به ساخت کاخی عظیم در کوه‌های اطراف مرودشت داد؛ اما مراحل ساخت عمارت‌ها و مجسمه‌های تخت جمشید زمان زیادی به طول انجامید و در دوره پادشاهان بعدی نیز ادامه داشت. هرکدام از کاخ‌های موجود در محوطه تخت جمشید در زمان یکی از پادشاهان هخامنشی ساخته شده است. شکوه و زیبایی بناهای تخت جمشید امروزه نیز باعث شگفتی طراحان و مهندسان می‌شود؛ تا جایی که ساخت چنین مجموعه‌ای عظیم را در زمان حال حاضر و با وجود امکانات گسترده ساده نمی دانند. با توجه به کتیبه‌های باقی مانده از هخامنشیان در مکان‌های مختلف، هدف داریوش از ساخت این بنا را می‌توان به جا گذاشتن نمادی از ایران باستان مترقی دانست. برای برپا کردن کاخ‌ها و عمارت‌ها، تا چندین سال کارگران مشغول به کندن کوه‌ها و هموار سازی سطوح کوهپایه‌ای بودند. اصلی‌ترین ماده در ساخت بنای کاخ‌ها سنگ بود که از انواع آن‌ها با مقاومت‌های مختلف استفاده می‌شد. تراشیدن سنگ‌ها و صیقلی کردن آن‌ها در قطعات بزرگ و حمل آن‌ها به ارتفاع از جالب توجه‌ترین بخش‌های ساخت کاخ‌ها است که توجه مهندسان، معماران و طراحان امروزی را جلب می‌کند.

ساخت و تکمیل کاخ‌های تخت جمشید تا اواخر حکومت هخامنشیان همچنان ادامه داشته است؛ اما بخش‌های زیادی از این بناها در زمان داریوش اول، خشایارشاه و اردشیر اول ساخته و تزئین شدند. کاخ‌های مجلل تخت جمشید تا سالیان دراز محل سکونت پادشاهان هخامنشی بود و تا امروز نیز از برجسته‌ترین و ماندگارترین اسناد تاریخی ایران باستان به شمار می‌روند. انتخاب کوه‌های اطراف مرودشت نیز توسط داریوش اول، با توجه به موقعیت مکانی کوه نسبت به طلوع و غروب خورشید، جلگه‌های سرسبز در محیط اطراف آن و قرار گرفتن این منطقه در مسیر راه شاهی، بسیار هوشمندانه بوده است. در سال‌های اخیر به‌دلیل آسیب‌های زیادی که به بناهای تخت جمشید وارد شده بود، بارها این محوطه را مرمت کرده‌اند. در سال‌ ۱۳۰۹ بازسازی تخت جمشید زیر نظر گروه باستان شناسی آمریکایی قرار داشت که طی عملیات خاک‌برداری، کتیبه‌ خشایارشاه کشف شد و به این ترتیب توانستند کاخ ملکه خشایارشاه را شناسایی کنند. چند سال بعد و توسط گروهی آلمانی در سال ۱۳۱۴ کار بازسازی بخشی از کتیبه‌ها و استحکام بنای کاخ‌ها و ستون‌های کاخ آپادانا انجام شد. روند بازسازی تا سال ۱۳۱۹ ادامه پیدا کرد که منجر به کشف آثار و کتیبه‌های بسیاری از این منطقه شد. بخش زیادی از این آثار در موزه تخت جمشید قرار دارند و از تعدادی از آثار کشف شده در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود؛ اما متاسفانه آثار زیادی نیز از کشور خارج شده‌اند و در موزه‌ها و کتابخانه‌های اروپا و آمریکا قرار گرفته‌اند. در سال‌های اخیر تدبیرهایی برای حفاظت بیشتر از محوطه تخت جمشید و آثار باستانی موجود در آن اندیشیده‌اند و بازسازی بخش‌های مختلف آن هم‌چنان ادامه دارد.

تخت جمشید قبل از ویرانی : دوران شکوه تخت جمشید تا حمله اسکندر مقدونی به ایران ادامه داشت. در سال ۳۳۴ پیش از میلاد اسکندر مقدونی به‌همراه سپاهیان خود به ایران حمله کرد و پس از رسیدن به مقر پادشاهی هخامنشیان، خانه‌ها را غارت کرد و میراث تخت جمشید را به آتش کشید. نفرت و کینه اسکندر از پادشاهان قدرتمند هخامنشی باعث شد تا اسکندر کاخ خشایارشاه را به اتش بکشد؛ اما آتش به سایر نقاط سرایت کرد و سبب نابودی قسمت‌های گسترده‌ای از تخت جمشید شد. پیش از ویرانی تخت جمشید، کاخ‌ها و عمارت‌های هخامنشیان به‌دلیل قرار داشتن در یکی از بهترین نقاط ایران در پای کوه رحمت یا مهر که میترا نیز خوانده می‌شد، بسیار خوش منظره بود و چشم‌انداز زیبایی به دره‌ها و جلگه‌های اطراف داشت. داخل تخت جمشید محوطه‌ای شبیه به شهرک بود و حد فاصل بین کاخ‌ها را خیابان کشی کرده بودند. طراحی داخلی تخت جمشید با توجه به معیارهای مهندسی و معماری امروز بسیار پیشرفته بوده است و در تقسیم‌بندی محله‌های داخلی نظم و طراحی مدرن به چشم می‌خورد. کاخ‌های تخت جمشید کاربری‌های متفاوتی داشتند و از هرکدام از آن‌ها در مراسم و جشن‌های مختلفی استفاده می‌شد. سیستم لوله کشی آب و فاضلاب در تخت جمشید از جالب توجه‌ترین نکات معماری به شمار می‌رود. بین خیابان‌ها آبراهه‌ها به شکلی حفاری شده بودند که آب باران و آب‌های جاری در آن‌ها روان و از داخل کانال‌ها در مسیر مشخص هدایت می‌شدند. به‌طور کلی، معماری بنای کاخ‌ها، تزیینات داخلی، محوطه سازی تخت جمشید، سبک شهرسازی، تفکیک مناطق مسکونی از سکونتگاه شاهی و طراحی تخت جمشید، با توجه به معیارهای امروزی و پس از گذشت بیش از ۲۵۰۰ سال، سندی پر افتخار از ایران باستان است.

قدمت تخت جمشید : قدمت بناهای تخت جمشید از ۲۵۰۰ سال فراتر می‌رود. در نقاطی از ایران آثار تاریخی به جا مانده از ایلامیان و حکومت‌های اولیه در ایران باستان کشف شده‌ است؛ اما تخت جمشید را با توجه به عظمت و شکوه بالایی که دارد، می‌توان برجسته‌ترین اثر تاریخی از دوران باستان در ایران دانست. شهرت تخت جمشید جهانی است و در بسیاری از موزه‌های معروف جهان از نمونه‌ آثار کشف شده در تخت جمشید نگهداری می‌شود. گرچه تخت جمشید در کشور ایران قرار دارد، به‌لحاظ ظرفیت‌های برجسته تاریخی و دارا بودن نشانه‌هایی از قدیمی‌ترین تمدن‌های تاریخی، گنجینه‌ای عظیم برای تمام مردم دنیا به شمار می‌رود. ازاین‌رو، نام تخت جمشید به‌عنوان دومین اثر تاریخی و فرهنگی در ایران، در سال ۱۹۷۹ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

 

مسجد خانم زنجان

46ba957d-fe9f-4bd7-8395-ad608327c4b0-840x560

مسجد و مدرسه خانم از جاهای دیدنی زنجان به شمار می‌رود و در سبزه میدان شهر قرار گرفته است. کتیبه‌ای در سردر مسجد مدرسه زنجان است که نشان از تاریخ ساخت بنا دارد. در این کتیبه سال ۱۳۲۳ هجری قمری سال ساخت بنا و بانی آن جمیله خانم ذوالفقاری آورده شده است. در کتیبه نوشته شده که معماری بنای مسجد مدرسه خانم استاد اسماعیل بنا بوده است. با توضیحات کتیبه می‌توان چنین برداشت کرد که مسجد مدرسه خانم به سفارش جمیله خانم دختر حسین‌قلی خان سرداری معروف به ذوالفقاری یکی از بانوان صاحب شان و متمکن در اواخر دوره قاجار و توسط استاد اسماعیل بنا ساخته شده است. طبق وقف‌نامه باقی مانده که در ۲۲ محرم سال ۱۳۲۶ هجری قمری تنظیم شده است، جمیله خانم ذوالفقاری پیش از اتمام بنا وفات یافته و دختر خود با نام قمرتاج خانم را به‌عنوان اولین متولی مسجد مدرسه برگزیده است. به این ترتیب می‌توان گفت مسجد مدرسه، نام خود را با عنوان «خانم» از نام بانیان خود گرفته است. ساخت مساجد و مدارس و بناهای عام‌المنفعه از سوی بانوان متدین و مقتدر در طول تاریخ ایران سابقه‌ای طولانی دارد،که این مسجد مدرسه تنها نمونه‌ای از آن است.

مسجد و مدرسه خانم جایگاه خاص و منحصر بفردی در معماری ایرانی-اسلامی دارد. در میان آثار تاریخی برجای مانده در کشور، این جایگاه خاص از یک سو از نقطه نظر سبک معماری، شیوه و تکنیک تزئینی است که به بهترین شکل گویای معماری دوره قاجار است. بررسی معماری بنای مسجد مدرسه خانم نشان می‌دهد که بنای مزبور مسجد-مدرسه بوده و قسمت اعظم مساحت آن به فضای مدرسه اختصاص یافته است. بنا از آثار دوره قاجار است که طبق کتیبه موجود در نیمه اول قرن چهاردهم ساخته شده است. فضاهای تشکیل دهنده مسجد شامل صحن، شبستان تابستانی و زمستانی، حجره‌ها، سردر و دو مناره زیبا است. ورودی مسجد، دارای پلان U شکل است به‌طوری‌که حس دعوت‌کنندگی را به افراد القا می‌کند. مسجد دارای دربی چوبی و همچنین طاق‌نماهایی در جداره‌ها با تزئینات آجر و کاشی است. قسمت مسجد بنا مناره‌هایی قطور و کوتاه بر فراز سردر دارد که تزیینات بدیع آجر و کاشی را در خود دارد و قابل مقایسه با مناره‌های مدرسه سپهسالار قدیم تهران است. حجره‌های مدرسه در سه جبهه شمالی، شرقی و غربی بنا قرار گرفته‌اند و هریک ایوانچه ای در مقابل خود دارند. جبهه جنوبی حیاط شبستان طویلی دارد که یک ردیف ستون آجری در میانه آن قرار دارد. اتاق در طرف شرقی شبستان فضای مدرسه است و از حیاط کوچک مجاور خود نور می‌گیرد.. شیوه‌های به کار رفته در معماری مسجد مدرسه خانم منحصرا از خصوصیات معماری دوره قاجار است. برای مثال تزیینات پرکار بخش بزرگی از درب ورودی، سطوح فوقانی حجره‌های مشرف به میان‌سرا، نقوش هندسی موجود در آن‌ها و رنگ‌های استفاده شده در بنا به بهترین شکل گویای معماری عصر قاجاریه است. نقوش هندسی مسجد مدرسه خانم در شهر زنجان، گل و بوته است که با رنگ‌های رایج در دوره قاجار یعنی رنگ‌های زرد، نارنجی، سیاه و سفید و صورتی رنگ‌آمیزی شده است. این مسجد مدرسه در بافت تاریخی شهر زنجان، نمایانگر معماری قاجاری است. میان‌سرای مسجد خانم هشت ضلعی است که در ضلع‌های شرقی، غربی و شمالی بنا ۱۲حجره برای سکونت طلاب علوم دینی ساخته شده است. صحن مسجد خانم دارای هندسه هشت‌ضلعی است به‌طوری‌که اطراف آن را دوازده حجره تشکیل داده است. صحن دارای حوضی زیبا در وسط، به همراه چهار باغچه درخت‌کاری شده در اطراف آن است. معماری به گونه‌ای است‌ که فضایی مطلوب و دل‌نشین از ترکیب فضای سبز در کنار کاشی‌های رنگارنگ به وجود آمده است. حجره‌های مسجد خانم که محل اقامت طلاب علوم دینی بوده‌اند، در اضلاع شمالی، شرقی و غربی مجموعه، ساخته شده‌اند و دارای پنجره‌ها و درهای چوبی کنده‌کاری شده هستند. علاوه براین، به ‌اندازه دو پله با ازاره سنگی از سطح زمین فاصله گرفته‌اند. سردر شبستان از سمت میان‌سرا با کاشی‌های زرد رنگ خودنمایی می‌کند. فضای داخلی، دارای ستون‌هایی با طرح مارپیچ سنگی و همچنین جداره‌ها و طاق‌های نیم‌دایره آجری است. کاشی‌های استفاده ‌شده در این فضا، همانند جداره‌های خارجی با رنگ‌های متنوع و قاجاری در کنار آجر اجرا شده‌اند. داخل شبستان مسجد خانم، محرابی با طاق نیم‌دایره وجود داردکه با تزئینات شگفت و پرکار، از کاشی ساخته‌شده، به‌طوری‌که نگاه‌ها را به سمت خود هدایت می‌کند. مسجد مدرسه خانم در تاریخ دهم اردیبهشت ماه در سال ۱۳۵۴ با شماره ثبت ۱۰۵۵ به‌عنوان یکی از آثار تاریخی ایران ثبت ملی شد. برای بازدید از مسجد مدرسه خانم بهتر است بدانید که این بنای تاریخی در سبزه میدان شهر زنجان، خیابان قایمیه، کوچه فخیم‌الدوله قرار گرفته است.