سرسبز

 
 

روستای نمکه

201631323406533200a

روستا سرسبز وزیبا نمکه (Namakeh) در ۸۰ کیلومتری شمال دامغان واقع می باشد. این محل به عنوان آخرین روستای شهرستان دامغان در ناحیه شمالی محسوب می گردد. حدود ۵ کیلومتر بالاتر از نمکه محدوده استان سمنان پایان می یابد و وارد استان مازندران می شویم. روستای نمکه یکی ازروستاهای تاریخی دامغان محسوب شده که در آن اشیای باستانی بسیاریبه دست آمده است. در داخل روستا قلعه ای قدیمی قرار دارد که منازل روستاییان در داخل و اطراف آن ساخته شده است. بیشترین محصولات کشاورزی این منطقه گندم ، جو و سیب زمینی می باشد. روستای نمکه پس از شهر دیباج و روستای تویه رودبار قرار گرفته است. جاده ای که به سمت نمکه می رود پس از روستای تویه رودبار با پیچ و خم فراوان به این روستا می رسد. قبل از ورود به روستا بنایی خشتی امامزاده که در فاصله ۱۰۰ تا ۲۰۰ متری جاده اصلی و بر روی تپه ای مرتفع قرار گرفته است به چشم می خورد که مردم محلی آن را معصوم زاده می نامند. بنای این معصوم زاده از گنبدی نوک تیز و ساختمانی تقریباً مربعی شکل با ایوانی مسقف در محل ورودی بنا تشکیل شده است. گنبد آن در قسمت پشت ، خراب شده و ریزش کرده است. آثار یک ساختمان خشتی ویران شده نیز در نزدیکی بنای امامزاده مشاهده می شود. با این که ساختمان این محل رو به خرابی می رود اما هنوز هم در ایام هفته محل زیارتی مردم منطقه به شمار می آید.

آبشار توف شاه

230

در فاصله ۱۰ کیلومتری ارتفاعات جنوبی منطقه امن حفاظت شده دنا با فاصله ۵ کیلومتری از آبشار دره ناری با موقعیت بارز و منحصر به فرد در ارتفاعات صعب العبور و با ارتفاعی قریب ۱۰۰ متر در موقعیت جنوب غربی قله مورد کل دنا واقع گردیده است . ۸ کیلومتری به سمت شمال غرب شهر سی سخت واقع در دامنه کوه دنا به دشتی سرسبز که نمایی از چهار قله اصلی دنا به نام های قزل قلعه، برج آسمانی، مورگل و قاش مستان را برفراز خود دارد خواهیم رسید.دراین دشت سرسبز زیر درختان بلوط و بنه می توان رقص علفزارها را به نظاره نشست وازابهت وعظمت قله دنا لذت برد، قله ای که اگرچه از شهر سی سخت قابل مشاهده نیست اما اینجا به راحتی، ما را با دامنه ها و تپه های پر شیبش آشنا و نیزهمراهی می کند. برای رسیدن به آبشار دره ناری منطقه ای زیبا بنام بن رود وجود دارد که دو آبشار دره ناری و توف شاه در آن قرار دارند. این آبشار در۶ کیلومتری جنوب منطقه امن حفاظت شده دنا با موقعیت طبیعی ویژه و ارتفاع تقریبی ۴۰ الی ۷۰ متر و آب نسبتاً فراوان خصوصاً در فصل بهار منظره بسیار جالبی را پدید می آورد. از ۲مسیر می توان به این۲ آبشار صعب العبور رسید. مسیر اول که بیشتر مورد استفاده اهالی سی سخت می باشد مسیر بسیار زیبا و دیدنی دره (تنگ) کلنجه و عبور از دشت کپیری می باشد که از میان انبوه باغات دره کلنجه و دشت سرسبز و خاطره انگیز کپیری گذشته و صحنه هایی بدیع و رویایی رادر ذهن هر بیننده برجای خواهد گذاشت. مسیر دوم مسیری است که بیشتر مورد استفاده گردشگران قرار می گیرد از گردنه خاریدون می گذرد ( تا نزدیکی پاسگاه محیط بانی خاریدون را که دارای جاده خاکی است می توان با وسیله نقلیه رفت) سپس پیاده وارد مسیر دره بنرود می شویم. این دره دره ای است بسیار زیبا با طبیعتی بکر و دست نخورده و چندین دره عمود بر این دره زیبا مثل تنگ حرا – بلیو – سیلاری – ناری و ….وجود دارد که هر کدام از این دره های فرعی دارای طبیعتی بسیار دیدنی و بکر هستند. در این دره حیات وحش بصورت پویا وجود دارد و حیواناتی از قبل گراز ، بز کوهی ، یوز و سیاه گوش و خرس وجود دارند که باعث شدند از طرف مجامع ذیربط جهانی نیز به عنوان زیستکره جهانی اعلام شود. اغلب گردشگران نیز برای دسترسی به این دره بکر و زیبا مسیر گردنه خاریدون را انتخاب می کنند چون تا نزدیکی پاسگاه محیط بانی آن با وسیله نقلیه قابل دسترسی است و از سر گردنه تا رسیدن به کف دره بنرود نیاز به وقت زیادی نخواهد داشت.

لاهیجان شهر چای و ابریشم

chay2

این شهر چندان ناآشنا نیست و حتماً قبلاً اسمش را شنیده اید. لاهیجان، یکی از شهرهای استان گیلان است که از همان ابتدا با ساختار شهری بنا شد.از سمت رشت، مرکز گیلان وارد شهر می شویم. اولین میدان، ابریشم نام دارد، شاید برایتان جالب باشد بدانید قبل از اینکه لاهیجان به خاطر چای خوب و مرغوبش مشهور باشد، ابریشمش مشهور بود؛ شهری واقع در مسیر جاده ابریشم که از قدیم الایام در آن به تولید این الیاف لطیف و زیبا می پرداختند به همین علت لاهیجان نام گرفت یعنی «شهر ابریشم». می توانید با من چرخی در لاهیجان بزنید، اولین میدان داخل شهر، اینجا محله بازار است. در دو طرف خود انواع مغازه هایی را می بینید که اغلب مردم آنچه نیاز دارند از انواع خوراک گرفته تا البسه را از اینجا تهیه می کنند. فکر نمی کنم دیدن این محله ها به دور از قدمت و نوع خاص عرضه کالا که در مورد مواد غذایی مانند سبزیجات محلی به کار می رود لطف چندانی داشته باشد. شمال به طبیعت لطیف و زیبایش مشهور است آنجا که در میان شهرها نیز رد پای خود را به جا گذاشته. برای دیدن مناظر زیبای این شهر پیشنهاد می کنم همین طور مستقیم به مسیر خود ادامه دهیم.

از کنار ساختمان بیمارستان، ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش و دادگستری و فرمانداری می گذریم. آنقدر پیش می رویم که خیابان تمام شود و حال در جلوی خود مهمانسرای جهانگردی و باغی از درختان نخل و میوه می بینیم و ساعتی روی چمن ها که روزگاری عقربه های فلزی اش بر اعدادی از بوته های شمشاد و گل های بنفشه حرکت می کردند ولی حالا از کار افتاده، مانند بسیاری از زیبایی های رو به زوال این شهر. اگر مسیرمان را به سمت چپ ادامه دهیم به جاده لنگرود و خروجی شرقی شهر می رسیم ولی سمت راست به خیابان شیشه گران و بلوار شهید مطهری منتهی می شود. شیشه گران خیابانی با وسایلی شیک تر نسبت به سایر قسمت های شهر است.اما بلوار شهید مطهری، در فصول بهار و تابستان این بلوار همانند جاده سبزی که دو طرفش درختان چنار سر به هم آورده اند و تاج هایشان مانند گنبدی سبز تمام مسیر جاده را دربرگرفته اند خودنمایی می کند. در سمت راست این خیابان خانه های ویلایی و در سمت چپ آن استخر لاهیجان دیده می شود، این استخر از ابتدا طبیعی بوده بعد خشکش کردند و دورش را با بتون پوشاندند و میان آن جزیره کوچکی ساختند با پلی که به یک سمت این استخر متصل می شود با ساختمانی نه چندان زیبا در وسطش؛ ساختمانی که می شد با اندکی ذوق و سلیقه معماری با آن چشم انداز زیبا چیزی می شد در نوع خود بی نظیر. از کنار درختان چنار و بوته های شمشاد که همچون حصار کوتاهی به دور درختان میوه و بوته های گل رز کشیده شده اند می گذریم اندکی آن طرف تر در پیاده رو کنار استخر درختان دارتالاب به چشم می خورند. بلوار را تا به انتها می رویم و به یک دوراهی می رسیم؛ یکی به بیرون لاهیجان می رود و دیگری با اندکی شیب به طرف بالا به سمت مقبره کاشف السلطنه و باغ کشاورزی، در جلوی مان نیز شیطان کوه با ۴۱۰ پله که می توان از آن به بالای آبشار و کوه رفت(چیزی شبیه به اماکن مقدس تبت) به چشم می خورد، به علت نشست پله ها و عدم رعایت اصول مهندسی و ایمنی در ساخت آنها پیشنهاد نمی کنم که از آنجا به بالا بروید. به سمت راست می پیچیم، خیابانی با درختان کاج و سرو و چنار، شیب جاده را بالا می رویم وقتی به بالای جاده رسیدیم در یک طرف خود کارخانه چای، باغ کشاورزی و مقبره کاشف السلطنه را می بینیم. شاهزاده حاج محمدمیرزا کاشف السلطنه چایکار؛ کسی که برای اولین بار در ۱۰۵ سال پیش ۲۰۰۰نهال چای را با موافقت دولت هند به ایران آورد و در لاهیجان کاشت.

روحش شاد، همین فرد بود که شهرتی جهانی به این شهر بخشید. اما باغ کشاورزی؛ باغی زیبا با گیاهانی نادر از سراسر دنیا که رو به نیستی است. خوب یادم می آید هرگاه در دوران کودکی ام از کنار این باغ می گذشتم دلم می خواست به درونش بروم، سال ها گذشت و امروز گاهی به آنجا می روم، نه که لذت ببرم، تا شاید بتوانم یکی از بیماری های گیاهان زیبای آنجا را شناسایی کنم. حیف بوته های گل سرخ و پیچ امین الدوله، حیف نخل ها و درختان کاج و سرو و افرا، آن همه زیبایی رو به انحطاط. کاش می شد زمان را برایشان نگه داشت، کاش یادمان می ماند کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد؛ جایی که همیشه دوستش داشتم و برایم مظهر زیبایی بود حالا وقتی واردش می شوی… برگردیم، خب کجا بودیم کنار آرامگاه کاشف السلطنه؛ برمی گردیم و از خیابانی که به سمت بام سبز و تله کابین می رود بالا می رویم. جاده ای کم و بیش پرپیچ و خم و سرسبز با باغ های چای و درختان جنگلی که اطرافش را در بر گرفته اند ما را به بالای کوه (بام سبز) می برند. حالا از آن بالا می توانیم کل شهر را ببینیم. شب هنگام وقتی چراغ ها روشن می شوند شهر مانند جواهری در پای کوه می درخشد، کم کم هیاهوی شهر می خوابد تا روزی دیگر، تا فردا.

تابستان عسلی طالقان

a24513481184102a

طالقان زیبا، سرسبز و خوش آب هوا به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری ایران در نزدیکی تهران قرار دارد و از نظر کارشناسان گردشگری، یک فرصت کم نظیر گشت و گذار برای اهالی کلان شهر پایتخت به شمار می رود. این منطقه در حال حاضر یکی از قطب های پرورش زنبور عسل هم به شمار می رود و سفر به آن در فصل برداشت عسل، جذابیتی دو چندان به این سفر می بخشد. اگرچه امروز طالقان پر از کندوست اما سابقه زنبورداری تجاری در آنجا مثل بقیه ایران بیشتر از ۶۰ سال نیست. قدیمی‌ترین سند مرتبط با زنبور در ایران تصویر این حشره بر شانه‌ای مفرغی است که در لرستان به دست آمده و نشان می‌دهد که ۸۰۰سال قبل از میلاد، مردم ایران با زنبورداری آشنا بوده‌اند اما با وجود این، زنبورداری در ایران بیشتر یک فعالیت کشاورزی خانگی بوده، تا یک تجارت و صنعت. شاید به خاطر خاصیت اکسیر جوانی عسل است که آقای «سیدمحمد امین‌زاده»- صاحب زنبورستانی در میناوند طالقان- خیلی کمتر از سنش به نظر می‌رسد. ۷۵ سالش است و از نخستین زنبورداران طالقان است. حتی آنهایی که مثل آقای امین‌زاده روزهای عمرشان را در زنبورستان شب کرده‌اند هم، بدون کلاه توری نزدیک کندوها نمی‌شوند. قبل از آنکه زنبوری بتواند درون کلاه برود، بایدکش بالای آن را از داخل دور سر انداخت و کش پایین را هم روی گردن یا شانه نگه داشت. دستکش‌های پلاستیکی را هم که بپوشم، پوشش رزم کامل است. هوا گرم‌تر شده و زنبورها آرام‌تر به نظر می‌رسند.

آقای امین‌زاده- معلم و مدیر مدرسه قدیمی طالقان- با اینکه سال‌هاست بازنشسته شده، هنوز هم معلم است و همه چیز را آرام و شمرده توضیح می‌دهد: «در طالقان زودتر از ده صبح نباید سراغ زنبورها رفت. هوا که سرد باشد، عصبانیند اما کم‌کم که هوا گرم شود اخلاقشان هم خوب می‌شود. به همین خاطر ما از صبح زود نمی‌توانیم کار را شروع کنیم.» عسل مدفوع زنبور نیست. این واضح‌ترین نکته برای یک زنبوردار، دقیقا همان تصور اشتباهی است که بیشتر مردم درباره عسل دارند. آنها از پنج ماه قبل کار سخت زنبورداری را شروع کرده است؛ از فروردین ماه که گل‌های منطقه شکوفه بدهند و به قول آقای امین‌زاده زمین نفس بکشد. زنبورداران شمال ایران هم با شکوفه کردن گل‌ها در اسفند و آنها که ساکن مناطق سرد آذربایجان هستند، در نیمه فروردین کار سخت را شروع می‌کنند. زنبوردارها باید به تک تک کندوها سر بزنند. آیا کندو سالم است یا بیماری میان زنبورها افتاده؟ حرکت کارگرها چطور است؟ میزان تخمگذاری و کارایی ملکه چقدر است؟ و اگر کندو ضعیف یا بیمار بود، باید با شربت عسل و دارو تقویتش کنند. شاید زنبورداری از معدود شاخه‌های کشاورزی باشد که داشتن سواد از ملزومات آن است، چون زنبورداران وضعیت هر کندو را در دفترچه‌ای یادداشت می‌کنند و بعد سراغ وارسی کندوی بعدی می‌روند… ملکه اولین سال بعد از تولد بالاترین کارایی را دارد. در یک روز بین سه تا چهار هزار تخم می‌ریزد و در سال‌های بعد، میزان تخم‌ریزی کمتر می‌شود. زمانی که ملکه به پایین‌ترین حد کارایی‌اش برسد، با نیش زنبورهای دیگر کشته می‌شود و ملکه تازه جایگزین می‌شود.

برداشت شیرین : گرمای عجیب و غریب امسال گریبان زنبوردارهای طالقانی را هم گرفت؛ طوری که آقای امین‌زاده می‌گوید در ۷۵ سال عمرش، چنین گرمایی را به یاد ندارد که در عرض چند روز تمام گل‌های آویشن دشت‌های طالقان را بسوزاند؛ ماجرایی که برای دیگر زنبوردارهای ایرانی هم پیش آمد و همین باعث شده که امسال عسل واقعی کمتر باشد. با این حال مثل سال‌های قبل، این وقت مرداد، زنبورستان‌های طالقان شلوغ است و باید آنچه در این پنج ماه کاشته‌اند را درو کرد. با خنده می‌گوید:« این چند روز فقط در کندوها را برداشتیم و گذاشتیم. با زنبورها صحبت کردیم که تورو خدا، اگر ۱۰۰ گرم دیگر هم داری رو کن. در سال‌های پرعسل هر کندو تا ۳۰ کیلو هم عسل می‌دهد اما امسال هر کندو یک کیلو هم عسل نداشت. البته قضیه آن زنبورستان‌هایی که جلوی زنبورها شربت شکر می‌گذارند فرق دارد و آنها همیشه عسل دارند.» شیوه استخراج عسل نیز جالب است: کارگرها شان‌های عسل را برس می‌زنند و داخل ساختمان می‌برند تا شیرین‌ترین بخش ماجرای زنبورداری آغاز شود. دو کارگر مشغولند و با کاردک و چنگال مخصوص، لایه طلایی رنگی را از روی موم عسل برمی‌دارند تا بشود عسل را بیرون آورد. این لایه را «پولک» می‌نامند و مثل در قوطی عمل می‌کند. شان‌ها آماده عسل‌گیریند. باید شان‌ها را به دستگاه «اکستراکتور» سپرد تا بدون دخالت دست عسل از موم جدا شود. کارگری شان‌ها را داخل دستگاه می‌گذارد. دستگاه با کمک نیروی گریز از مرکز عسل را به دیواره دستگاه می‌پاشد و از شیری که روی دیوارها تعبیه شده، عسل از دستگاه بیرون می‌آید و همان‌جا در شیشه می‌شود…

زنبورهای کوچ‌نشین : اگرچه کار زنبورستان میانوند طالقان تمام شده، تازه فصل کوچ است و آغاز کار دوباره برای یک زنبوردار. زنبوردارها تقریبا در دو ماه سرد سال بیکارند و بقیه سال باید بالای سرزنبورها باشند یا با آنها ییلاق و قشلاق کنند وگرنه اگر نتوانند غذا و شهد تازه به موقع به زنبورها برسانند، زنبورها می‌میرند یا دسته جمعی کندو را برای همیشه ترک می‌کنند ؛ اتفاقی که در این چند سال برای بسیاری از زنبوردارها افتاده و هنوز معلوم نیست فقط به دلیل نبود غذای کافی بوده یا ترک کندوها دلیل دیگری داشته است. آقای امین‌زاده هم تا چند روز دیگر کندوهایش را بار ماشین می‌کند تا آنها را به سمت قزوین ببرد و عسل‌هایی با طعم و رنگ‌هایی متفاوت از گون و آویشن تحویل دهد. تا چند سال قبل آقای امین‌زاده مجبور بود کندوهایش را در ماه‌های سرد به بوشهر هم ببرد. به همین خاطر از دوبار عسل‌گیری سالیانه، یک بارش عسل طعم و عطر گل‌های جنوب را می‌گرفت…

نگران آینده عسل : اگرچه خیلی‌ها فکر می‌کنند که نخستین مشخصه عسل خوب آن است که شکرک نزند، اتفاقا آن عسلی مرغوب است که شکرک بزند. عسل آفتابگردان که یکی از مرغوب‌ترین عسل‌های پاییزی است، سر هفته شکرک می‌زند. اما به دلیل همین تصور غلط است که بعضی زنبوردارها، جوهرلیمو یا آبلیمو به خورد زنبور می‌دهند تا شکرک نزند. علاوه بر این، بسیاری از زنبوردارها عسلشان را تا ۹۰ ـ ۸۰ درجه حرارت می‌دهند و عسل هیچ وقت شکرک نمی‌زند اما آن‌وقت آنزیم‌های مفید آن از بین می‌رود و مواد سمی در عسل فعال می‌شود. به گفته آقای امین‌زاده: «به این خاطر، آن چیزی که خداوند شفای للناس قرار داده، می‌شود بلای للناس!» او می‌گوید بدتر از خشکسالی این است که مردم عسل خوب را تشخیص نمی‌دهند: «چه عسل واقعی بدهی و چه عسل قند، بیشتر دنبال ارزانی هستند. عسلی را که قیمتش۲۰ هزار تومان است، می‌دهند ۶ هزار تومان؛ مگر رب است؟ آن‌قدر بعضی‌ها تقلب می‌کنند که دیگر نمی‌شود عسل را به قیمت واقعی فروخت. عسل خوب را باید از صاحبش شناخت. اگر کسی را پیدا کردید که درستکار است و تقلب نمی‌کند، دیگر نباید ولش کرد.» به قول این مرد پرتجربه زنبوردار، هزاران تن عسل در دشت و بیابان‌های ایران خوابیده و فقط کسی باید آنها را جمع کند. با آنکه بسیار به قابلیت‌های زنبورداری ایران خوشبین است، باز هم نگران همین زنبوردارهای فعلی است که تقلب در بازار و ناآگاهی مردم، تجارت آنها را به نابودی می‌برد.