صخره

 
 

روستای تاریخی میمند

50faefed-c705-4154-beb7-1b848720a392

روستای میمند کرمان بی شک یکی از باستانی ترین سکونتگاه های بشر در جهان است که از دوازده هزار سال پیش تا کنون همچنان پا برجاست و به حیات خود ادامه میدهد. به عقیده محققین هسته های اولیه روستای میمند متعلق به زمانی است که ایرانیان مهر پرست بوده اند و آنها را مقدس می شمرده اند.آنها تاریکی غارها را برای عبادت برگزیده و مرده های خود را درون دخمه های کنده شده در کوه قرار می دادند. و بدین ترتیب در میمند تعدادی عبادتگاه و مقبره بنا گردیده. مهرپرستان به پایداری، استقامت و زوال ناپذیری کوه ها معتقد بودند و بر اساس همین اعتقاد خانه های خود را نیز در دل کوه می کندند. عده ای از محققین نیز معتقدند که مهر پرستان از غار هایی که با دست در دل کوه می کنده اند فقط برای عبادت و دفن مردگان استفاده میکردند و بعد از مدتی بنا به اضطرار ناشی از آب و هوا سکونت گزیده اند.آئین مهر پرستی قبل از ظهور زرتشت در ایران رواج و تا مدتها از ظهور وی نیز ادامه داشته است. بر اساس دانسته های جدید تاریخ ظهور زرتشت ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح و لذا قدمت میمند حداقل ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می باشد. نقوش ۱۰ هزار ساله و سفال های ۶۰۰۰ ساله از جمله مستندات مکشوفه ای هستند که تاریخ میمند را گواهی می دهند. میمند به دلیل استحکام دفاعی در طول تاریخ کمتر دستخوش تحولات کالبدی و اجتماعی شده و بیشترین تغییر آن مربوط به چند ماه اخیر است. مجموعه ای از آثار بسیار قدیمی همچون خانه های صخره ای پراکنده معبد، قلعه و برجهای مختلف ( مربوط به هزاران سال پیش) وجود دارد که میمند را از یک روستا به یک مجموعه با تمدن خاص تبدیل می کند.

این تمدن در ابتداء بر گرفته از آئین مهر پرستی و بعد از آن آئین زرتشت بوده است.در سطح شیب دار و در طبقات مختلف (۲ تا ۵ طبقه) بریدگی هایی به صورت شکاف های افقی ایجاد شده است. طول این بریدگیهایی که به آنجا کیچه گفته می شود به ۶ الی ۹ متر می رسد تا د ر انتها به ارتفاع مورد نظر برای کندن خانه میرسد انتهای کیچه به فضائی ایوان مانندی به نام دالان می رسد که مهمترین عنصر محل است به لحاظ اینکه اغلب امور روزمره خانواده در آن صورت می گیرد در اطراف هر کدام از این دالانها بین یک تا پنج خانه صخره ای وجود دارد این منازل مسکونی در پنج طبقه و به شکل پلکانی و یک در میان روی هم قرار دارند. به نحوی که هیچکدام از آنها با یکدیگر برخوردی ندارند. فاصله کیچه ها در طبقه زیرین بیشتر از فاصله آنها در طبقات بالایی است. در حدود ۴۰۰ کیچه کوچک و بزرگ در میمند وجود دارد. فضای داخلی خانه ها گاهی شکل مربع مستطیل یا مدور دارد و از ورودی کوتاهی که ارتفاع آن به ۷۵ تا ۷۶ سانتیمتر میرسد نور می گیرند. درهای ورودی چوبی و به داخل دیوار ایوان روزنه ای ایجاد کرده اند که از طریق آن و بوسیله ابزاری به نام کلیدون (کلید دان) در قفل یا باز می شود شکل ورودی اتاق ها در روستای میمند منطبق با مدل بدن انسان است. به طوری که عرض ورودی در قسمت پائین یعنی ۶۵ الی ۸۰ سانتی متر میرسد پایین ورودی منازل از سطح کیچه حدود ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر برجستگی دارد که این برجستگی مانع ورود آب و خاک به داخل منازل می شود. بر بدنه شیبدار تپه های غربی و شرقی مسیرهای متعدد پیاده به صورت خطوط نسبتا” کمرنگ مشاهده می شوند اما این مسیرها نمی توانند چندان دائمی باشند. زیرا با قطعات سنگهایی که از بالا دست حرکت میکنند و یا بوسیله اهالی مرتبا” در حال تغییر هستند در لابلای حفره های مسکونی بی هیچ نظمی چرخش می کنند. می توان ادعا نمود که در روستای صخره ای میمند بر خلاف همه سکونتگاه های شناخته شده شهری و روستائی کوچه ها یا معبری وجود ندارد کوچه در فرهنگ میمند صرفا” به مسیرهای افقی که در دل شیبدار تپه ها به عمق رفته و در انتها به منازل غار مانند مسکونی می رسد اطلاق می شود.

ایل کرندی

802

دالاهو و صخره و سنگ، دالاهو و عقاب و پرواز،دالاهو و نوای خوش موسیقی. اینجا سرزمین صخره و سنگ است و زادگاه غرور،زادگاه ایل،زادگاه عشیره و غیرت و تعصب.دالاهو،دامان مهرش را به لایه های دلنواز مادران ایل سپرده و صدای پای سواران شکوهمند،مردان مردی از جنس گلوله و تفنگ،از جنس سنگ و سلاح،از جنس غرور و قبیله. ایل،یعنی همدلی،همراهی،ایل یعنی شکوه بال هایی که سینه آسمان را فرش می کنند.از هیبت گلوله مرد ایلیاتی. ایل،یعنی دوست داشتن آب،خاک،سنگ،طبیعت و آسمان و زمین.و کرند…جایگاه تاریخ و بستر پیشینه ی ایرانی و ایل کرندی، همان طایفه ی گوران است که صفت نسبی محسوب می شود.کرند زادگاه و جایگاه مادهاست و در متون قدیمی با نام کارینا یا کرینا آمده است. راوینسن نوشته است که ظهور ایل گوران کرندی به تناوب باید از اواسط سلطنت فتحعلی شاه تا جلوس ناصرالدین شاه باشد.مردمان ایل گوران(کرندی)شجاع،دلاور و تیز آتش بوده اند و با گلوله هایی آتشین ورشو،در طول سالها از حریم ایل دفاع جانانه کرده اند.

آنوبانینی چیست؟

contain

نقش برجسته و کتیبه ی آنوبانینی بر صخره ای واقع در کوه میان کل (Miyan-kal) در مرکز شهر سر پل زهاب واقع شده است. شاید بتوان گفت که این نقش برجسته، بعد از نقش برجسته ی نرم سین (Naram-sin) قدیمی ترین نقش برجسته در ایران است و قدمت آن به ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح برمی گردد. نقش برجسته ای که امروز به آنوبانینی معروف است، آنوبانینی پادشاه معروف لولوبی ها را نشان می دهد. لولوبی ها (Lullubi) قومی بودند که در هزاره ی سوم پیش از میلاد در نواحی غربی زاگرس و سرزمین هایی که بخش عمده ی آن هم اکنون در استان سلیمانیه عراق واقع شده، زندگی می کردند. در این نقش، پادشاه لولوبی ها با ریشی طویل و مربع، کلاهی مدور، جامه ای کوتاه، مسلح به کمان و نوعی تبر ابتدایی دیده می شود. او پای خود را بر دشمنی که بر زمین افتاده، نهاده است. در مقابل او رب النوع نی نی (Ninni) با کلاهی بلند و جامه ای پشمین و پرزدار و شرابه دار که تا پای او می رسد، ایستاده. او یک دست را به سوی شاه دراز کرده و در دست دیگر انتهای طنابی را گرفته که در بخش بالایی دو اسیر و در بخش پایینی شش اسیر را به هم بسته و همه ی آنها برهنه اند و دست هایشان از عقب بسته شده است. در مجموع در این نقش نه اسیر مشاهده می شود. رب النوع نی نی همان اینانا یا آناهیتا است. سر پرسی سایکس (Sir Percy Sykes) نام رب النوع را ایشتار ذکر می کند. میخائیل میخائیلویچ دیاکونوف معتقد است کلاهی که بر سر یکی از اسیران است متعلق به مادی های شرق بوده که در هزاره ی اول قبل از میلاد زیست می کرده اند. ارتفاع نقش آنوبانینی از زمین ۱۶ متر است. پدیده ی فرسایش طی سال های بسیار آن را مخدوش کرده، هر چند بیشترین صدمات را طی جنگ ایران و عراق به خود دیده است. رومن گیرشمن معتقد است که نقش برجسته ی آنوبانینی سهمی عظیم و پایدار در تعریف ایرانیت ایفا می کند، به گونه ای که طی تاریخ متمادی ایران، بسیاری از پادشاهان به تقلید از آن اقدام کرده و حکاکی های بسیاری در مناظر و معابر کاروان ها پدید آمدند تا در تاریخ ماندگار شوند . در پایین و سمت راست نقش برجسته ، کتیبه ی آنوبانینی قرار دارد که به زبان اکدی حک شده و معنای آن چنین است: ” آنوبانینی پادشاه توانای لولوبی نقش خود و الهه ی ایشتار را در کوه پاتیر رسم کرده است و آن کس که این لوح را محو کند به نفرین و لعنت آنو، آنوتوم، بل، بلیت، رامان، ایشتار، سین و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رود.” همه قراین دال بر این است که لولوبی ها خطی مخصوص به خود نداشته اند و آنان کم و بیش تحت نفوذ تمدن بابل بوده اند و در اثر تماس مداوم، زبان و خط اکدی را آموخته و به کار می برده اند. رومن گیرشمن معتقد است که نقش برجسته ی آنوبانینی سهمی عظیم و پایدار در تعریف ایرانیت ایفا می کند، به گونه ای که طی تاریخ متمادی ایران، بسیاری از پادشاهان به تقلید از آن اقدام کرده و حکاکی های بسیاری در مناظر و معابر کاروان ها پدید آمدند تا در تاریخ ماندگار شوند.

چطور برویم؟ برای دیدن آنوبانینی باید به استان کرمانشاه، شهر سرپل زهاب سفر کنید. سرپل زهاب در فاصله ی ۱۵۰ کیلومتری غرب کرمانشاه واقع شده است. حدود ۷۰ کیلومتر مسیر ( از کرمانشاه تا اسلام آباد غرب ) دوبانده است. در حد فاصل کرند تا سرپل زهاب باید از گردنه ی پاتاق عبور کنید. طبیعت این منطقه بخصوص در فصل بهار بسیار زیباست. آسفالت جاده مناسب است. علائم هشدار دهنده وجود دارد. به خاطر داشته باشید که رسیدن، هدف نیست. آرامتر برانید تا از مناظر زیبای منطقه بهتر استفاده کنید. وقتی از گردنه ی پاتاق به سمت سرپل زهاب می روید، به یکباره طبیعت تغییر می کند و هرچه جلوتر بروید گرم تر و خشک تر می شود.

امکانات رفاهی :

* جهت اقامت، بهتر است شهر کرمانشاه را برای اسکان انتخاب فرمایید.

* هرچند می خواهید به یکی از قدیمی ترین میراث ایرانیان باستان سر بزنید، بسیاری از مردم محلی از موقعیت آن مطلع نیستند. تابلوی راهنما در شهر وجود ندارد.

* قبلاً راه ورود به محوطه ی آنوبانینی از داخل مدرسه ی مجاور بود. امروز این محوطه جدا شده است. فاقد نگهبان بوده و جالب اینکه بعضی اوقات در آن قفل است.

* در خیابان مجاور کتیبه ها، جای مناسب برای پارک اتومبیل وجود دارد. وسایل گران قیمت خود را در داخل اتومبیل نگذارید.

* برای ورود به محوطه نیازی به پرداخت ورودیه نیست. ظاهراً سایت در اختیار شهرداری سرپل زهاب است و سازمان میراث فرهنگی هیچ نقشی در حفظ و نگهداری آن ندارد.

* مسئول یا راهنمای مقیم وجود ندارد. طبیعی است که نباید دنبال بروشور، نقشه و راهنمایی بگردید.

* محدودیتی برای عکسبرداری و فیلمبرداری وجود ندارد.

* آب آشامیدنی در شهر موجود است. در ماه های گرم سال توصیه می شود حتماً از آب معدنی استفاده کنید.

* سرویس بهداشتی وجود ندارد.

* در شهر سرپل زهاب چندین رستوران و اغذیه فروشی موجود است. اظهار نظر در مورد کیفیت غذا و تمیزی آنها بستگی به دیدگاه و خواسته های شما دارد.

* در شهر سرپل زهاب پمپ بنزین و پمپ CNG وجود دارد.

* آنتن دهی تلفن همراه مطلوب است.

امنیت منطقه : منطقه ی سرپل زهاب بیش از هشت سال درگیر جنگ بوده است. فاصله ی شهر به خط مستقیم تا مرز و روستاهای عراقی بسیار کم است. به دلیل موقعیت سیاسی و وجود پادگان ابوذر در نزدیکی شهر، تحرکات نظامی در منطقه بیشتر از حالت عادی به چشم می خورد. هرچند در حال حاضر دلیلی برای نگرانی و احساس عدم امنیت وجود ندارد ولی بهتر است شب هنگام در مسیرهای غیرمعمول تردد نکنید.

بهترین زمان بازدید : در هر موقع از سال می توانید از آنوبانینی بازدید کنید. هرچند سر سبزی منطقه در ماه های اردیبهشت و خرداد زیبایی بیشتری دارد. ماه های تیر و مرداد و شهریور گرمای هوا زیاد است و بعضاً گرد و غبار می تواند آزاردهنده باشد.

بافت تاريخي و قدیمی ماکو

ماکو1

چنانکه تمام شواهد تاریخی نشان می دهد ماکو همواره برای ایران زمین شهری مــرزی بـوده و دروازه ورود بـه فـلات ایـران محـسوب مـی گـردد . اوضـاع جغرافیـایی منطقه امکان استقرار قلعه ای نظامی در گلوگاهی را فراهم آورده که براحتی قابل دفاع می باشد ، امروزه نیـز علیـرغم توسعه روابط تجـاری وامنیت منطقه هنوز هم ارزش نظامـی منطقه در دفاع از فلات مرکزی ایران قابل انکار نیست . بنـابـراین بــرای شنـاخـت هسته اولیـه شهـر بـاید در جـستجـوی قلعـه اولیـه بود ، قلعـه ای که شـاید وجود آن را بتـوان به زمان مادها و حتی قبل از آن منسوب کــرد . حمدالله مستوفی در نزهه القلوب چنین اشاره می کند “ماکو قلعه ای است بر شکاف سنگی دیهی در پای آن قلعه چنانکه آن کوه تا نیمروز سایه بان آن دیه شده و مرجانیتا که بزرگ کشیشان است آنجا سکونت دارد .”

بنظر می رسد در دوره قاجار با اهمیت پیدا کردن شهر بعنوان دروازه ورود کالا و فرهنگ و تمدن غربی ، ماکـو گسترش پیـدا کرده و ارزش تجـاری و نقش منطقـه ای در بـرابر نقش نظامی از اهمیـت بیشتری بـرخوردار گـردید و شهـر قدیم ماکـو که امـروزه مورد مطالعه قرار می گیرد ، شهر بیـادگار مانده از همین دوره می باشد .
در بـافت تاريخي شهر مـاكو اكثـر فضاهاي شهري شناخته شده به چشم مي خورد ، بـا اين تفاوت كه بعـلت كوچكـي شهـر و شبـاهت آن بـه بـافتهاي روستـايي ايـن فضـاهـا در ابعـادي محدود مشاهده مي شود . مثلـاً بـازار شهـر در حـد بـازارچه و ميـدان شهـر در حـد يك ميـدان نـامنظم محله اي و حمام كوچكي در كنار مسجد جامع نه چندان بزرگ آن به چشم مي خورد . با اين وجود روابط اين فضاهـا كاملاً از اصول شهرسازي شهرهـاي اسلامي تبعيت كرده و فضاهايي مانوس و بسيار زيبا را پـديـد آورده است .

– بازار و بازارچه ها :
بافت تاريخي شهر داراي بازارچه اي به طول ۱۶۴ متر با تعداد ۷۳ مغازه مي باشد . اين بازارچه با نقشـي منطقه اي تنهـا بـازار منطقه نسبتاً وسيعي از گوشه شمالغربي ايران است كه خود با بازار خوي در ارتباط بوده است .حـال و هـواي روستايي آن موجب گشته تا بـا بازاري مسقف برخورد نكنيم .اين بازارچه از هيچيـك از فضاهـاي رسمي بـازارهاي ايراني بغير از راسته بازار برخوردار نيست . با اينحال تركيب آن با مسجد جامع ، ميدان و حمام تركيبي زيبا را بوجود آورده است .

– ميادين و ميدانچه ها :
تنها ميدان بافت تاريخي شهر در انتهاي شمالي بازار واقع گرديده كه ورود چهار معبر اصلي شهر به آن زندگي مي بـخشد . بـا اين وجـود ميـدان داراي طـراحي ويژه اي نبوده و از بدنه هاي باارزش نيـز بـرخوردار نيست بـا اين همه ارتبـاط ورودي ها و ابعاد و تناسبات آن بسيار صحيح و منطبق بر الگوهاي شهرسازي شهرهاي ايراني مي باشد .

- مساجد و فضاهاي مذهبي :
بافت تاريخي شهر ماكو عليرغم جمعيت كم و وسعت محدود داراي سه مسجد و يك امامزاده است . از آنجا كه شهر تا مدتهـا ارمني نشين بوده است ، مساجدي با قدمت بسيار در آن ديده نمي شود .با ايـن وجـود تعـداد فضـاهـاي مذهبـي موجـود نيـز بخصوص در بـخش قديمي آن قـابل توجه است . معمـاري ايـن سـه مسجد اگر چه پر تزئين نمي باشد ولي از معماري ساده و مستحكمي برخوردار است ، زيارتگاه كوچكي نيز با معماري بسيار ساده در اين بخش از شهر وجود دارد .

– تاریخچه و موقعیت بافت قدیمی ماکو :
در اواخر دوره قاجاریه شهر از گسترش بیشتری برخوردار گردید و ابنیه زیادی تحت تاثیر معماری اروپـایی در خارج از محدوده هـای بـاروی شهر ساخته شده و باروی شهر به تدریج نقش خود را از دست داده و ثقل شهر از بـالای آن به پـایین منتقل گردیده است . مخصوصـاً کـه در جنگ جهـانی اول از طرف روسیـه راه آهنی از شاه تختی بر روی پل دشت بـه با یزید در خـاک ترکیه کشیده شد که ایستگاه آن در مـاکو “داش دام” خوانـده می شد . این راه آهن و وجـود جاده ای که تنها راه ورود کـالا از اروپا بـه قسمتهای شمـالغرب ایـران بـود ، موجب گشت که شهر بـه سمت پـائیـن کـوه تمـایل پیـدا کــرده و بــرج و بــاروی شهــر ارزش خـود را از دسـت بـدهـد . تـعــداد زیـادی خانه های بسیار زیبا از این دوره در جنوب شهر قدیم به چشـم می خورد . در دوره رضا شـاهی بـا احداث خیابان مشهور این دوره که معمولاً نام خیابان پهلوی را نیز بر خـود می گرفت و احـداث میـدان ویژه آن دوره و اهمیت یـافتن مرز بازرگان ، شهـر در مسیر دیـگری در امتداد جـاده رشدی خطی پیـدا کرده است .