پایتخت

 
 

کلیسای حضرت یوسف (ع) – تهران

Church-in-Tehran.

کلیسای حضرت یوسف متعلق به آشوریان کاتولیک مذهب میباشد که در تهران، خیابان انقلاب، خیابان فرصت قرار دارد که در سال ۱۹۵۰ میلادی بنا گردیده است. کلیسا بر روی صفه بلندی ساخته شده که توسط هشت پله واقع در سمت غربی بنا به حیاط راه دارد. پلان کلیسا بازیلیک مستطیلی با ابعاد ۲۰ در ۱۶ متر در جهت شرق به غرب بوده که محراب آن در سمت شرقی بنا قرار دارد. گنبد و سقف کلیسا بر روی قوسهایی تکیه دارد که خود بر ستونهای قطورو دیوارهای جانبی استوارشده اند. در قسمت جلویی محراب نیز دو نیم ستون از نوع ستونهای اصلی کلیسا با نقش تزئینی قرار داده شده است. کلیه ستونها دارای ته ستونهای بلند و نیز سرستونهایی است. علاوه بر سه نورگیر تعبیه شده بر هر یک از دیوارهای شمالی و جنوبی کلیسا که دارای شیشه های تزئینی هستند، بر روی گنبد نیزهشت نورگیر ساخته شده است. کلیسای حضرت یوسف دارای سردر بسیار زیبایی است که اقتباسی است از دروازه معروف شهر باستانی بابل.

پاتوق بزرگان

Gol-1

این جا هنوز هم مثل گذشته پاتوق بسیاری از نویسندگان، شاعران و بزرگان علم و ادب شهر است؛ انگار که در سرنوشت این کافه نوشته شده که همیشه باید بزرگان شهر را در خود جای دهد. کافه رستوان «گل رضاییه» آن روزها همپای کافه نادری در خیابان جمهوری، یکی از مهم ترین پاتوق های روشنفکران بود. این کافه ۸۰ ساله مشتریان پر و پا قرصی مثل رضا براهنی، فروغ فرخزاد، صادق هدایت و… داشته که بر اهمیت آن می افزاید. اگر می خواهید لحظاتی از هیاهوی تهران راحت شوید و به سال های قبل برگردید، کافه «گل رضاییه» را به شما پیشنهاد می کنیم. دکوراسیون قدیمی، عکس های روی دیوار، موزیک آن سال ها، ظروف گل گلی، سیستم پذیرایی و… هنوز همان است که بود. البته این روزها ظاهر کافه را کمی بازسازی کرده اند. اما این کافه هنوز همان است که بود اما یان بار با نسل جدید از آدم های قدیم. با وجود فضای قدیمی تا حد زیادی از مدرنیته این روزها دور مانده. جاذبه نوستالژیک این جا آن قدر قوی است که هنوز هم باید منتظر بمانید تا جا برای نشستن پیدا کنید. چای تان را که در کافه نوشیدید، باید راه بیفتید.

پل طبیعت تهران

0

تهران کلانشهری است در میان کشورمان که سالهاست عنوان پایتخت ایران را با خود به یدک می کشد. پایتختی که خاموشی برایش معنا ندارد و در سایه سار بلندای دماوند، قلب تپنده ی کشور به شمار می رود. در میانه های روز که راهی کوچه ها و خیابان هایش شوی، می توانی جریان یافتن زندگی را در نقطه نقطه اش به نظاره بنشینی. از بالا رفتن کرکره ی مغازه ها، به راه افتادن سر و صدای ماشین ها و همهمه ی جمعیت در جای جای شهر می توان دریافت که صبحی دیگر در این شهر همیشه بیدار آغاز شده است. گرچه آلودگی های روزمره گاه فرصت دیدن آسمان آبی را در این شهر می گیرد اما هنوز هم جلوه های تماشایی این شهر لحظاتی خوش را برای ساکنان و مهمانانش رقم می زند. این دیدنی ها در همه جای شهر دیده می شوند. گاه نشانه هایی از تاریخ دارند و گاهی طبیعت را جلوه گر می سازند. در جایی دیگر سازه هایی مدرن در این شهر قد علم کرده اند تا اصول فنی و معماری را به رخ بینندگانشان بکشند. امروز می خواهیم به سراغ سازه ای برویم که چشم بسیاری را از سراسر دنیا به خود خیره کرده است؛ سازه ای که بعد از برج میلاد می تواند نماد تازه ای برای شهر تهران باشد. به سراغ پل طبیعت در این کلانشهر می رویم.

_ این پل تماشای چشم اندازی کم نظیر از پایتخت همیشه بیدار ایران را برای شما ممکن می کند.

_ این پل تنها جایی برای گذر نیست و به گونه ای طراحی شده است که فضا و امکاناتی را برای گذراندن ساعاتی خوش و متفاوت در قلب شهر فراهم می کند.

پل طبیعت عنوان یک پل سه طبقه در عباس آباد تهران است که تنها عابران پیاده حق عبور از آن را دارند و خودرویی در آن مشاهده نمی شود. این پل بر روی عرض بزرگراه مدرس قرار دارد و پارک های طالقانی و آب و آتش را به هم متصل می کند. نورپردازی خاص و ویژگی های منحصر به فرد این پل بسیاری از افراد را به ویژه در شب ها به سوی خود می کشاند و لحظاتی رویایی را در قلب شهر تهران برایشان رقم می زند. پل طبیعت به عنوان نخستین پل غیرخودرویی در کشور می باشد که بزرگترین پل غیرخودرویی خاورمیانه نیز محسوب می شود. با مساحت ۷۰۰ متر مربعی خود خاطرات خوشی را در ارتفاع ۴۰ متری از سطح زمین به شما هدیه می کند.

پل طبیعت در نقطه‌ای قرار دارد که قسمت های زیر را می توان از بالای آن مشاهده کرد:

تمامی شاهراه‌های تهران همچون بزرگراه مدرس، همت، حقانی و رسالت

منظره جنگلی بوستان طالقانی، برج های آتش بوستان حضرت ابراهیم (ع)، فانوس دریایی بوستان بنادر و گنبد مینا

دامنه جنوبی رشته کوه البرز و کوه دماوند

سومین پرچم بزرگ جهان که در بوستان طالقانی به اهتزاز درآمده است.

در این پل منحصر به فرد و خاص پایتخت فعالیت های زیادی وجود دارند که می توانید انجام دهید:

۱- پیاده روی رویایی : پایتان که به پل طبیعت برسد متوجه می شوید که این پل به گونه ای ساخته شده است که نمی توانید انتهای آن را ببینید. پس باید روی پل قدم بزنید و جای جای آن را کشف کنید. علاوه بر کشف گوشه های متفاوت این پل، پیاده روی در ارتفاع ۴۰ متری از سطح زمین و بر روی کفپوش های چوبی لحظاتی رویایی و فرح بخش را برای شما رقم خواهد زد.

۲- کافه ها و رستوران های پل طبیعت : همه ی خوشگذرانی های این پل به قدم زدن و عبور از آن ختم نمی شود . رستوران، کافی شاپ، کافه گالری و فضاهایی این چنینی با خدماتی متفاوت آماده هستند تا تجربه ای متفاوت بر روی این سازه ی زیبا را به شما هدیه دهند. کافیست به طبقه ی اول پل بروید تا تعداد زیادی از انتخاب های خوشمزه پیش رویتان قرار بگیرد.

۳- عکاسی در پل طبیعت : پل طبیعت به گونه ای ساخته شده که سوژه های زیادی را برای عکاسی به شما ارائه می کند. دوربین های عکاسی خود را آماده کنید تا بهترین تصاویر را از چشم انداز هایی کم نظیر ثبت کنید و از مرور خاطرات خود بر روی این پل لذت ببرید.

۴- تماشای مناظر : بر روی این پل خستگی مفهومی بی معنا به نظر می رسد. اگر از پیاده روی خسته شدید و خواستید نفسی تازه کنید بر روی سکوهایی که بر روی پل تعبیه شده اند بنشینید و غرق در تماشای مناظر در قسمت شمالی و جنوبی پل طبیعت شوید.

۵- تفریحاتی در همین نزدیکی : پارک جنگلی طالقانی به عنوان بزرگترین پارک جنگلی منطقه و بوستان آب و آتش در دوسوی این پل قرار دارند و با امکانات خاص خود می توانند ساعاتی سرشار از شادی و هیجان و پیک نیک های خانوادگی و دوستانه برای شما به ارمغان بیاورند. پس لوازم و وسایل خود را بردارید و روزی خاطره انگیز را در این دو پارک برای خود و همراهانتان رقم بزنید.

طراحی منحصر به فرد : برای طراحی این پل متفاوت از معماری پل های تاریخی ایران به ویژه پل خواجو به عنوان یک الگو استفاده شده است. سازه ی پل طبیعت یک نوع خاص از طراحی ارگانیک را نشان می دهد که کاملا شبیه به درخت می باشد. در این طرح منحصر به فرد اصول سازگاری با طبیعت کاملا رعایت شده است و این ویژگی از جمله ویژگه هایی است که در پارک‌های ملی و طبیعی کشورهای فرانسه، کانادا، هلند، بلژیک، مالزی و استرالیا به وفور دیده می شود. به کارگیری این فرم درختی در ستونهای پل و انتخاب نام طبیعت برای آن بر پیوستگی دو فضای سبز و اتصال آنها به یکدیگر توسط آن دارد. فضاهای مکث و مبلمان شهری مناسب و هماهنگ با ویژگی‌های این سازه نیز بر روی پل دیده می شوند. وجود جلوه های متفاوت در طول شبانه روز،  توجه به ویژگی نظرگاهی پل و رنگ به عنوان یکی از عناصر طراحی و نورپردازی منحصر به فرد ویژگی های دیگری است که در پل طبیعت به چشم می خورند.

36455_631

نکات مهمی که از نظر طراح برای این سازه در نظر گرفته شده اند عبارتند از:

* این پل فقط برای وصل کردن دونقطه به هم نمی باشد و ادامه ی دو پارک و فضایی برای ماندن را نیز در بر می گیرد. ابتدا و انتهای پل انشعاباتی در نقاط کلیدی دو سوی آن دارد.

* به‌ جای این‌ که تنها دو نقطه در هر پارک به هم وصل شود، طراحی به گونه ای صورت گرفته که محل اتصال در هر دو طرف پخش شود و به همه نقاط کلیدی دو پارک دسترسی داشته باشد.

* نقاطی با کمترین درخت برای جایگذاری ستون ها در آن انتخاب شده است.

* فرم پل به شکل شاخه های در هم تنیده ی درخت است البته یک ستون درختی وجود ندارد بلکه تک‌ستون‌های پراکنده‌ای دیده می شود و خود بدنه خرپا هم المان‌های نامنظمی دارد.

* در این پل با یک دهانه ی بزرگ طرف هستیم که موجب ایجاد یک عمقِ سازه ای شده است.

* ابعاد طوری در نظر گرفته شده اند که فضا و معماری تبدیل به المان‌های جدایی‌ناپذیر شوند.

* بر عکس تمام پل ها که برای بهینه سازی به صورت صاف طراحی می شوند، پل طبیعت نوعی پرسپکتیو یک نقطه‌ای ایجاد می‌کند که کنجکاوی انسان را بر می انگیزد. پل به‌ صورت قوسی کشیده شده است تا عابران و رهگذران تصوری از انتهای مسیر نداشته باشند و آن را نبینند. علاوه بر این وجود پیچ و خم ها از سرعت نیز می کاهد.

* پل به صورت نمادگرایانه طراحی شده و مسیرهایی دارد که روی خطوط توپوگرافی زمین حرکت می‌کند و در نهایت در هر دو پارک پخش می شوند. دوطبقه بودن پل نیز دو نوع دسترسی را برای آن ایجاد کرده است.

مشخصات فنی پل طبیعت : پل طبیعت ۳۰۰ متر طول دارد و عرض آن در قسمت های مختلف از ۶ تا ۱۳ متر تغییر می کند. مساحت آن ۷۰۰۰ متر مربع می باشد که از این مقدار  ۷۳۰ متر آن به فضای سبز و ۴۸۰ متر آن به رستوران ها، کافی شاپ و سایر فضاهای فرهنگی و تفریحی اختصاص یافته است. کفپوش های چوبی ۵۱۰۰ متر مربع از مساحت این پل را پوشانده و فضایی متناسبِ پیاده روی ایجاد کرده اند. نکته ی جالب این است که کفپوش های چوبی و کامپوزیت ها صد در صد قابل بازیافت هستند و مشکلی را متوجه محیط زیست نمی سازند. طول بلندترین دهنه ی پل حدود ۹۰ متر و کوتاه‌ترین دهنه ی آن نیز ۲۰ متر می باشد. بدنه ی اصلی پل بر روی سه پایه قرار دارد و برای ساخت سازه ی ۲۰۰۰ تُنی ِ آن از ۱۴۰۰۰ قطعه ی فولادی در ابعاد مختلف استفاده شده است. در زمان ساخت، کلیه ی فرآیند برشکاری، مونتاژ قطعات، نصب و جوشکاری قطعات در ارتفاع ۴۰ متری پل انجام گرفته و بیش از ۱۰۲ کیلومتر جوشکاری و ۶۲۰۰ متر مکعب بتن‌ریزی برای احداث آن به کار رفته است. مصالح مخصوص و لوله‌های ویژه ای در پل به کار رفته اند که در احداث اسکله ها، سازه های دریایی و بنادر استفاده می شوند. بالاترین استانداردها و ضریب ایمنی در برابر حوادث و بلایای طبیعی حتی زلزله بالای ۷ ریشتری نیز برای پل طبیعت پیش بینی شده است. بر اساس اعلام پیمانکار اجرایی طرح، پل طبیعت از زمان بهره‌برداری تا ۱۰۰ سال عمر کرده و قابل استفاده خواهد بود.

روند احداث پل طبیعت : زمینی که پل در آن ساخته شده است بخشی از یک منطقه به شمار می رود که به اراضی عباس آباد شهرت دارد. این اراضی گستره ی وسیعی را در بر می گیرد که از بزرگراه حقانی آغاز و به خیابان بهشتی ختم می شود. طبق برنامه ریزی های دولت قرار شد به منظور استفاده ی مناسب از این اراضی، قسمت های مختلف آن به کاربری های فرهنگی و طبیعی اختصاص یابد. در راستای اهداف دولت، شهرداری تهران برنامه ریزی گسترده ای را برای بخش های گوناگون این اراضی انجام داد و بخش هایی همچون بوستان آب و آتش، بوستان بنادر، باغ موزه دفاع مقدس و … افتتاح گردید. در هنگام طراحی اراضی عباس آباد دو پل پیاده رو برای اتصال دو بخش شرقی و غربی بزرگراه مدرس در نظر گرفته شد. بعدها تصمیم بر این شد که این دو پل با یکدیگر تلفیق و به صورت یک پل در چند سطح در بیاید و سازه ای جدید شکل بگیرد. شرکت نوسازی عباس‌آباد وابسته به شهرداری تهران پژوهش هایی را درباره ی یک جاذبه ی متفاوت و محل قرار گیری آن انجام داد. این شرکت در سال ۱۳۸۸  مسابقه ای را برای طراحی یک سازه ی متفاوت به راه انداخت. موضوع این مسابقه درباره ی طراحی یک پل بود  و در آن ویژگی های متمایزی وجود داشت. پل باید به گونه ای طراحی می شد که: مسائل زیست محیطی در طراحی آن مورد توجه قرار گیرد، دارای جاذبه های تفریحی باشد و تنها برای عبور و مرور به کار نرود و منظر ارتفاعات البرز را از جنوب به شمال مخدوش نکند. معماران و مهندسان مختلفی ایده هایی را مطرح کردند و در نهایت ۴ طرح نهایی برگزیده شد. در مرحله ی نهایی طرحی از یک معمار جوان به نام خانم لیلا عراقیان برای ساخت پل انتخاب گردید. عملیات ساخت از اواخر ۶ ماه دوم سال ۱۳۸۹ آغاز شد. به دلیل وجود تحریم های تجاری تحمیل شده بر تهران، به دست آوردن مصالح ساختمانی از خارج از کشور با دردسرهایی همراه بود و مشکلاتی را در تهیه، حمل و پرداخت هزینه ی قطعات برای پیمانکاران به وجود آورد که در نتیجه تکمیل و ساخت پل را به تاخیر انداخت. در نهایت پس از چهار سال تلاش مهندسان و حفاری، خاکبرداری، برش، آماده سازی و نصب قطعات با سرعت بالا در ۳۰ مهر سال ۱۳۹۳ در طی مراسمی با حضور شهردار تهران، پل طبیعت افتتاح گردید. در زمان ساخاخت این پل اتوبان مدرس که یکی از شریان های اصلی شهر تهران است به هیچ عنوان مسدود نگردید.

طبقات مختلف پل طبیعت : سه طبقه در این پل وجود دارد که توسط رمپ هایی به یکدیگر راه دارند و هر یک امکانات و فضاهای متفاوتی را به رهگذران ارائه می دهند:

طبقه اول : طبقه ی اول با دیواره های شیشه ای خود فضاهایی مثل کافه – گالری، کافی شاپ، رستوران و… را شامل می شود. در این طبقه می توانید گشت و گذاری متفاوت در میان خوشمزه های ایرانی و فرنگی را تجربه کنید و از گوشه گوشه ی وسعت ۱۴۵۰ متری آن لذت ببرید.

طبقه دوم : اگر می خواهید تنها عبور از روی پل را تجربه کنید و توقف چندانی هم نداشته باشید به طبقه دوم بروید که ۲۸۷۰ متر مربع را به خود اختصاص داده است. در این طبقه سکوهایی در بخش های جنوبی و شمالی وجود دارند که دید فوق العاده ای از تهران به شما می دهند. این چشم انداز  نقاشان و عکاسانی را به این محل می کشاند تا آثاری هنری را به وجود آورند. همچنین طراحی خاص فضای سبز موجود در این طبقه بسیار چشم نواز و کم نظیر می باشد.

طبقه سوم : بهترین جای پل برای تماشای مناظر زیبا و گرفتن عکس های یادگاری و ملاقات های دوستانه و خانوادگی طبقه ی سوم آن است که مساحتی برابر ۵۷۱ متر مربع دارد. این طبقه دو بخش دارد که به صورت دو حلقه بر روی طبقه ی دوم پل قرار گرفته اند. چند میدان با عرض حدودا ۵۵ متر در این قسمت ساخته شده که ظرفیت زیادی برای ورود مردم دارند. بهترین چشم انداز را می توان در این قسمت به تماشا نشست و از آن لذت برد.

499766_Rk2mvKrb

لیلا عراقیان | طراح جوان پل طبیعت :  لیلا عراقیان متولد سال ۱۳۶۲ و مهندس و معمار اهل ایران می باشد که نامش به دلیل معماری و طراحی منحصر به فرد پل طبیعت تهران بر سر زبان ها افتاده است. وی دانش آموخته ی رشته ی ریاضی در دبیرستان است ک علاقه ی زیادی به نقاشی دارد. به دلیل ترکیب ریاضیات و نقاشی در رشته ی معماری، وی این رشته را برای تحصیل در دانشگاه برگزید و در سال ۱۳۸۰ تحصیل خود را در دانشگاه شهید بهشتی آغاز کرد. وی پس از اتمام دوره ی کارشناسی، به تحصیل خود در دانشگاه بریتیش کلمبیا ادامه داد و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد از این دانشگاه شد. وی در سن ۲۶ سالگی در مسابقه ی طراحی پل طبیعت شرکت نمود و طرحی را با کمک آقای علی بهزادی ارائه داد که به عنوان طرح برگزیده انتخاب شود. او که یکی از اعضای مؤسس شرکت سازه‌های پارچه‌ای دیبا می باشد در رابطه با طراحی خود گفته است: زمانی که طرح این پل تنها روی کاغذ بود فکر نمی‌کردم روزی اجرایی شود. این احساس خوبی است که می‌بینم مردم از آن لذت می‌برند. این مساله به من اعتماد‌ به‌ نفس بیشتری برای انجام پروژه‌های بیشتر در آینده می‌دهد اما گاهی فکر می‌کنم چنین پروژه‌ها و فرصت‌هایی شاید تنها یک بار در زندگی آدم پیش بیاید. دریافت جایزه معماری آقاخان درسال ۲۰۱۶ نیز مهم ترین افتخار وی می باشد که به خاطر طراحی پل به او اهدا شده است. از فعالیت های برون مرزی وی می توان به پوشش پارچه‌ای سقف و نمای استادیوم بی‌سی پلیس در ونکوور کانادا اشاره کرد که توسط شرکت آلمانی هایتکس تنستایل استراکچرز اجرا گردید و او به عنوان دستیار فنی در این پروژه شرکت داشته است. از افتخارات لیلا عراقیان کسب مقام دوم در مسابقه ی طراحی فضاهای ورزشی، دومین کنفرانس سازه و معماری ۱۳۹۰ و به همراه بابک رستمیان و علیرضا برهانی در مسابقه ی کوشک جهانی می باشد. از دیگر فعالیت های وی، می توان انجام سخنرانی هایی در زمینه ی تاریخچه سازه‌های پارچه‌ای در ایران، معرفی شرکت دیبا و پروژه پل طبیعت در دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه آمریکایی دوبی و دانشگاه آنهالت آلمان، را نام برد.

افتخارات پل طبیعت : طراحی منحصر به فرد پل طبیعت به گونه ای است که تا به حال موفق به دریافت جوایز و افتخاراتی در سطح ملی و بین المللی شده است. نام این پل در مسابقات بین المللی معماری بریتانیا نیز وجود داشد اما به دلیل تحریم ها در مراحل نهایی شرمت داده نشد. در کشور این پل موفق به کسب عنوان برترین پل شهری در چهارمین کنفرانس بین المللی پل در دانشگاه امیرکبیر  در سال ۱۳۹۳ و برترین سازه فولادی کشور در بخش پل در چهارمین کنفرانس فولاد و سازه  در سال ۱۳۹۲ شده است. در این بخش این جوایز و میزان اهمیت آنها را به شما معرفی می کنیم:

* کسب جایزه ی معماری آقاخان در سال ۲۰۱۶ : جایزه معماری آقاخان  یکی از جوایز مهم معماری به شمار می رود  که هر سه سال یک بار از سوی بنیاد شبکه توسعه آقاخان به یک یا چند معمار اهدا می شود. هدف از این جایزه شناخت نمونه‌های برتر معماری به ویژه طرح های نوین، فاکتورهای اجتماعی و بهبود و توسعه آنها، مفاهیم بازسازی، دوباره استفاده سازی، محافظت و طراحی محیط زیست می باشد و بر شیوه‌های بومی و اسلامی و راهکردهای معماری کهن و نوین در توسعه جهان سوم نیز تمرکز دارد. شخصی به نام کریم آقاخان در سال ۱۹۷۷میلادی این جایزه را پایه گذاری نمود که از نظر مالی برترین جایزه معماری در سطح جهان محسوب می گردد و ۱ میلیون دلار آمریکا ارزش دارد.

* جایزه Architizer  A+Award  دربخش پل و بزرگراه ها ، نیویورک ، ایالات متحده امریکا در سال ۱۳۹۴ : جایزه ی معماری شهری بزرگترین برنامه ای است که بر ترویج و گسترش و تقدیر از معماران مفهومی و سازه های متفاوت تاکید دارد. این جایزه متعلق به معماری است که با سازه ی خود بتواند تاثیر مثبتی بر روی زندگی روزمره ی مردم بگذارد. در این برنامه آثار معماری در مقابل بیش از ۴۰۰ میلیون مخاطب جهانی قرار می گیرند.

* برنده خشت طلایی در فضاهای گردشگری و تفریحی در روز جهانی شهرها ، تهران ، ایران ۱۳۹۳ : خشت طلایی تهران، جایزه ای جهانی- محلی است که به بهترین پروژه های شهری تعلق می گیرد. این جایزه یک طرح جامع، علمی و غیر انتفاعی می باشد که به صورت تخصصی در زمینه ی معرفی و حمایت از پروژه های برتر مدیریت شهری بین المللی و تبادل تجارب برتر مدیریت شهری فعالیت می کند.

* جایزه MEIDAA 2015 در بخش پروژه های عمومی و شهری خاور میانه، دوبی ، امارات متحده عربی در سال ۱۳۹۴

MEIDAA جایزه ای است که به افراد برنده در مسابقه ی معماری و دیزاین و دکوراسیون منطقه ی شرق میانه اهدا می گردد، این مسابقات اغلب در امارات متحده عربی و یا کشورهای آسیای شرقی برگزار می شود و در آن شرکت کنندگان آثارشان را در نمایشکاهی بین المللی در معرض دید عموم قرار می دهند.

راه دسترسی : اگر تصمیم دارید که چند ساعتی را در پل طبیعت بگذرانید می توانید از راه های زیر خود را به محل این پل برسانید:

* مترو : ایستگاه مترو حقانی نزدیکترین ایستگاه مترو به این پل می باشد. با پیاده شدن در این ایستگاه به پارک طالقانی بروید و راه پل را در پیش بگیرید.

* اتوبوس : در محل پل سید خندان یا میدان ونک یا میدان رسالت برسانید و سوار اتوبوس های خط ونک – رسالت شوید. اگر به سمت ونک راهی شدید باید در آخرین ایستگاه پیاده شوید و اگر هم به سمت رسالت می روید اولین ایستگاه را برای پیاده شدن انتخاب کنید. سپس پیاده به بوستان آب و آتش بروید و وارد پل شوید.

* تاکسی : انتخاب های زیادی در پیش روی شما است. می توانید از تاکسی های خط میدان ونک – مترو حقانی استفاده کنید و پیش از رسیدن به مترو در کنار بوستان آب و آتش پیاده شوید.می توانید از رسالت یا سید خندان نیز سوار تاکسی های ونک شوید و پس از پیاده شدن در کنار پل هوایی مترو حقانی به سمت دیگر بزرگراه بروید و وارد بوستان آب و آتش شوید.

* خودروی شخصی : اگر مشکل پیدا کردن جای پارک را به ویژه در آخرهفته ها در نظر نگیریم می توانید به راحتی با خودروی خودتان به یکی از دوبوستانی که در دوسوی پل طبیعت قرار دارند برسانید. به این منظور دو راه وجود دارد:

۱- از خیابان میرداماد وارد خیابان آفریقا (نلسون ماندلا) شوید و به سمت شمال حرکت کنید. قبل از رسیدن به بزرگراه در خیابان ماشین را پارک کنید و به سوی پل بروید.

۲- مسیر غرب به شرق بزرگراه حقانی را در پیش بگیرید و وارد خیابانی که میان بوستان طالقانی و باغ موزه دفاع مقدس قرار دارد بشوید. مشین را پارک کنید و پس از گذر از میان پارک طالقانی وارد پل طبیعت شوید.

شیروان خراسان شمالی

139407131629536726243424

شهرستان شیروان از شهرستان‌های استان خراسان شمالی است.با وسعت ۳۷۸۹ کیلومتر که از شمال به کشور ترکمنستان و از جنوب به شهرستان اسفراین از شرق قوچان و از غرب به بجنورد محدود می‌شود. مرکز آن شهر شیروان است و لوجلی شهری است در شمال این شهرستان. شیروان از شهرهای مرتفع استان خراسان شمالی است که در درهٔ رود مرزی اترک ما بین کوه‌های کپه‌داغ و آلاداغ جای گرفته‌است. شیروان دارای آب و هوای نسبتا سرد در زمستان و گرم و معتدل در تابستان می‌باشد. این شهرستان در سال ۱۳۸۵، تعداد ۱۶۴ هزار نفر جمعیت داشته‌است .

پیشینه : در ایران معمولا شهرهاو آبادی‌های قدیم را به به پهلوانان و شهریاران نسبت میدهندمثلا بجنورد را به بیژن وشیروان را به انوشیروان نسبت میدهند.نام شیروان منسوب به نقش شیری که شکل و شمایل آن در دامن شمالی شیر کوه مشاهده می‌شود. همچنین نام شیروان منسوب به شیربانانی بوده که در قرون گذشته در جنگل‌های منطقه شیروان به شکار ونگهداری شیر اشتغال داشته‌اند. شیروان روزگاری پایتخت قوم پارت بوده‌است. دیاکونوف محقق ونویسنده روسی معتقد است اولین امپراتوری مقتدر پارتها(یوئه چرمی)به نام کوشانیان در شیروان به وجود آمده‌است. ایزدوخاراکسی واسترابون از مورخین و جغرافیدانان یونان محل زندگی و حکومت پارت را در دره رود اترک شیروان ذکر کرده‌اند. شیروان ‌در زمان اشکانیان در زمره قلمرو آنان قرار داشته و وجود گورهای زرتشتی و آثار تاریخی در نقاط گوناگون ناحیه شیروان، نه تنها بر شناخت رویدادهای تاریخی شیروان در پیش از تاریخ کمک می‌نماید، بلکه آبادی و اهمیت این شهر را در آن زمان نشان می‌دهد. شهرهای خراسان، از جمله شیروان، بین سال‌های ۳۱ و ۳۲ هـ. ق، در روزگار خلافت عثمان، به دست مسلمانان افتاد. در زمان حکومت طاهریان، صفاریان و سامانیان، شیروان یکی‌از آبادی‌های پرجمعیت و آباد بوده‌است. سلطان محمود غزنوی در بازگشت از هندوستان از مسیر راه مشهد – طرقی – شیروان، یک شبانه روز در روستاهای دهستان گلیان شیروان، اردو زده است؛ به طوری که این محل را تخت سلطان محمود نیز می‌نامند. مغولان در ۶۱۸ هـ. ق، شهرهای خراسان، از جمله شیروان را گشودند و به کشتار و چپاول پرداختند. شیروان در ۸۷۴ هـ. ق، به دست تیمورلنگ افتاد. شیروان در زمان صفویه از اعتبار و اهمیت ویژه‌ای برخوردار شد و در زمان شاه عباس بزرگ، کردان جنگجو به این ناحیه کوچ کردند. شاه عباس صفوی چند بار، از جمله در ۱۰۰۷ هـ. ق، به خراسان که مورد تاخت و تاز مردمان گوناگون بود و هم چنین به شیروان، مرکز حکومت ایلخانی سفر کرده‌است. نادرشاه افشار در ۲۴ شوال ۱۱۴۸ هـ. ق، به پادشاهی رسید و رضاقلی میرزا، پسرش را فرمانروای خراسان، از جمله شیروان کرد. شیروان یکی از شهرهای مهم نادر شاه افشار به حساب آمده‌است. در ۱۲۱۰ هـ. ق، آقا محمد خان قاجار هنگام رفتن به مشهد، از شیروان گذشت و امیر گونه خان، حاکم شیروان نسبت به وی اعلام وفاداری کرد. در روزگار محمد شاه قاجار، شیروان یکی از نواحی مهم درگیری‌های حاکمان محلی، از جمله حاکمان شیروان و بجنورد بود. ناصرالدین شاه قاجار، دوبار در سال‌های ۱۲۸۴ و ۱۳۰۰ هـ. ق، به خراسان سفر و از شیروان نیز دیدن کرد.

قزوین

image_gallery

قَزوین شهری در استان قزوین در ایران است. این شهر مرکز شهرستان قزوین می‌باشد. مساحت قزوین ۵۶۹۳ کیلومتر مربع می‌باشد که از ۵ شهرستان، ۱۹ بخش، ۲۴ شهر و ۴۶ دهستان تشکیل شده‌است. استان قزوین بین مدار ۳۵ درجه و ۲۴ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۴۹ دقیقه عرض شمالی و بین ۴۸ درجه و ۴۴ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۵۱ دقیقه طول شرقی در همسایگی استان گیلان (در شمال)، استان مازندران ( در شمال شرقی)، استان تهران ( در شرق)، استان مرکزی (در جنوب شرقی)، استان همدان (در جنوب غربی) و استان زنجان (در غرب) جای گرفته‌است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۷۵ مرکز آمار ایران برابر با ۵۷۷٫۵۷۱ نفر بوده‌است. زبان رایج مردم قزوین زبان فارسی است.برخی از مردم این شهر به زبان‌های تاتی، مراغی، کردی، لری، ترکی و رمانلویی نیز صحبت می‌کنند. همچنین قزوین به دلیل قرار گرفتن در گلوگاه ارتباطی استان‌های شمالی و غربی کشور، نزدیکی به تهران، دارا بودن چند شهر صنعتی و نیز برخورداری از چندین دانشگاه از جمله دانشگاه بین المللی امام خمینی و دانشگاه آزاد قزوین از موقعیت جغرافیایی خوبی برخوردار است.

تاریخ، بناها، شخصیت‌ها : عمارت کلاه فرنگی قزوین یا بنای عالی قاپوی قزوین، محل استقرار دولت در زمان شاه طهماسب  و شاه اسماعیل دوم صغویاین شهر در زمان شاه تهماسب صفوی پایتخت ایران بوده‌است. اولین خیابان ایران (خیابان سپه) در قزوین احداث شد. آب انبار سردار بزرگ‌ترین آب انبار تک گنبدی جهان در قزوین می‌باشد. قزوین را در نوشته‌های قدیم اروپا شهر باستانی «ارساس» یا «ارسا سیا» و در تواریخ یونان همان شهر قدیمی «راژیا» و در زمان اشکانیان به نام موسس آن «اردپا» خوانده‌اند. ساسانیان آنرا «کشوین» نامیده‌اند یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد برخی هم آنرا «قسوین» یا شهر که مردمی پرصلابت و استوار دارد و بعضی از مورخین هم معرب «کاسپین» گفته‌اند به دلیل آنکه قوم کاسپت از مجاورت دریای مازندران به طرف این دشت مهاجرت کرده و با اقوام بومی اختلاط نموده‌اند و گروهی هم به مرکز ایران رفته‌اند و دریای «خزر» نیز به همین دلیل به بحرالقزوین یا «دریای قزوین» اشتهار دارد. در منطقه قزوین صدها تپه باستانی شناسایی شده‌است و تنها حفاری تپه سگزآباد نشانگر تمدن ۹۰۰۰ ساله یکجانشینی در این دشت حاصلخیز است.

 کلیسای کانتور قزوین بنای شهر قزوین را به شاپور ذوالاکتاف نسبت داده و می‌گوید آنجا را شاد شاپور نامید. امام ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد رافعی در کتاب التدوین فی اخباراهل العلم به قزوین و زکریای بن محمد محمود ممکونی در آثارالبلاد و یاقوت حموی درمعجم البدان به نقل ازاین فقیه و شاهزاده فرهاد میرزا معتمدالدوله در کتاب هدایه السبیل و کفایه الدلیل باستناد شهرت قزوین را از بناهای شاپور ذوالاکتاف نگاشته‌اند ولی ولی احمد بن ابی عبدالله برقی در کتاب النبیان و خواجه حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده و محمد حسنخان اعتماد السلطنه در کتاب مرآت البدان و امین احمد رازی در هفت اقلیم به نقل از البنیان واستاد و بارتولد خاور شناس نامی روس در کتاب جغرافیای تاریخی ایران بنای شهر قزوین را بشاپور اول منسوب داشته‌اند. شمس الدین سامی بیک در قاموس الاعلام ترکی در این باره تردید کرده و نوشته‌است که از ایرانیان شاپور ذوالاکتاف با یکی از بهرام‌ها شهر قزوین را بنیاد نموده‌اند. شهرهای استان قزوین- دیدنی های استان قزوین – اصلی این دو قول یکی اخبار البدان ابن فقیه و دیگری البنیان احمد بن ابی عبدالله برقعی است که مولفان سابق نیز عموماً با این دو ماخذ استناد داشته‌اند. البته نمی‌توان در این باره نظر قطعی داد ولیکن با بررسی اوضاع دوران فرمانروائی این دو پادشاه می‌بینیم زمان شاپور ذوالاکتاف که بواسطه صغر سن نمی‌توانست در کارهای کشور موثر باشد سراسر مملکت دستخوش کشتار و تاراج طوایف داخلی و خارجی بود. بنابراین مناسب است بانی قزوین را بنا به نگارش ابن فقیه شاپور ذوالاکتاف بدانیم اما این که ابن فقیه ذکر کرده‌است شاپور ذوالاکتاف شهر قزوین را بنا کرده و آن را شاد شاپور نامید. دیگران نیز در این زمینه شرحی نگاشته‌اند از جمله حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده به نقل از کتاب البنیان قدری بتفصیل پرداخته‌اند و نوشته‌است شهر قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخته و آنرا شادشاپور نام کرد همانا آن شهری که در میان قزوین ساخته‌اند چنانچه رودخانه چند بر جنوبی آن روانست و رودخانه ابهر بر شمالی آن و از آنجا اطلال بار و پدیدارست. محمد حسنخان اعتماد السلطنه نیز در کتاب مرآت البلدان به نقل از کتاب البنیان این موضوع را تا اندازه‌ای روشن تر به قلم آورده و می‌گوید قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخت و شاد شاپور نام نهاد و همانا آن شهری بود که میان رودخانه‌های خررود و ابهر رود می‌ساخته‌اند و آنجا اطلال بار و پدیدار است و مردم آنجا در دیه هر چه که به اردشیر بابکان منسوب است مسکونند و مشهور است در کتاب تدوین رافعی مسطور که حصار شهرستان قزوین اکنون محلی است در میان شهر شاپور ذوالاکتاف ساسانی ساخته‌است.

قزوین بعد از ظهور اسلام : نیروگاه بخار و سیکل ترکیبی شهید رجایی در بیرون از قزوین به دنبال فتح آن در سال ۲۱ هجری به عنوان مرز و ثغر مسلمین شناخته شد و مسلمانان برای درک فضیلت جهاد با کفار دیلم به سوی آن رهسپار گشتند. احادیث فراوانی که در فضیلت قزوین روایت شده و عملکرد زمامداران حکومت اسلامی در پشتیبانی از مدافعان قزوین اهمیت والای آن را می‌نماید. اعزام چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال ۳۶ هجری و قبل از جنگ صفین به قزوین توسط امام علی نمونه‌ای از این توجه‌است. بدیهی است که شهر کوچک و قدیمی قزوین که به استواری محدود بوده و گنجایش سیل عظیم مهاجران و مجاهدان را نداشته و لزوم گسترش آن برای جلب بیشتر مسلمین اعزامی به قزوین احساس می‌شده‌ است. سعید بن العاص بن امیه که از طرف عثمان والی کوفه بوده برای جنگ با دیلمیان به قزوین می‌آید و آن را شهری استوار و آباد می‌کند قطعا این عمران اولیه قبل از سال ۳۵ هجری که سال قتل عثمان است صورت گرفته‌است. خانه سازی در بیرون از قلعه قدیمی شهر ظاهراً نخستین بار توسط محمد بن سنان عجلی و در سال ۹۰ هجری انجام شده و دیگران نیز به تقلید از او در بیرون از شهر به خانه سازی پرداخته‌اند و شهر را وسعت بخشیده‌اند. پیش از سال ۱۶۹ هجری در سالهای خلافت مهدی عباسی و زمانی که فرزندش موسی الهادی ولیعهد بوده و شهرک به نامهای مدینه موسی و مبارکیه در کنار قزوین ساخته شد و همین امر به توسعه بعدی شهر کمک شایانی کرد.

بزرگان و فرزانگان اهل قزوین : میرعماد قزوینی، عبید زاکانی، میرزا حسین‌خان مشیرالدوله، مهدی سحابی، ابوالحسن اقبال آذر، درویش خان، عارف قزوینی, و محمد علی رجایی از شخصیت‌های برجسته قزوین در تاریخ ایران می‌توان به میرعماد قزوینی یکی از خوش‌نویسان برجسته دوره صفوی، مهدی سحابی از نقاشان، داستان نویسان، مجسمه سازان و مترجمین معاصر ایران، عبید زاکانی از طنزپردازان و شاعران بزرگ قرن هشتم، قمرالملوک وزیری اولین زن خواننده معاصر ایران و میرزا حسین‌خان مشیرالدوله صدراعظم ناصرالدین شاه را می‌توان نامبرد.

آب و هوا : آب و هوای شهر قزوین بخاطر هم جواری با رشته‌ کوه‌های البرز از ناحیه شمال در تابستان خنک و در زمستان سرد است. میزان بارش شهر قزوین سالانه ۳۰۲ میلی‌متر در سال است.

لهجه : مردم قزوین در محاورات عادی به زبان فارسی با لهجه خاص قزوینی سخن می‌گویند که مبنی بر فتحه گرایی در انتهای الفاظ است و دربسیاری از کلمات, گفتار بمانند نوشتار صورت می‌گیرد. همچنین بنا به موقعیتهای مناسب شغلی و رواج مهاجرت از روستاها به شهرها در سه دهه گذشته عده زیادی از مردم روستاهای اطراف قزوین که به طور عمده ترک زبان می‌باشند و همچنین عده‌ای از استان‌های همجوار,گیلان و زنجان به این شهر آمده‌اند و به همین دلیل در عده‌ای از مردم کنونی قزوین لهجه گیلکی و حتی زبان ترکی شایع می‌باشد.

جامه : مردم قزوین در گذشته بر اساس موقعیت اجتماعی خود پوشش متفاوتی داشته‌اند اما امروزه زنان و مردان قزوینی دیگر به ندرت از پوشاک و لباس‌های رسمی و سنتی خود استفاده می‌کنند، لباس‌های رسمی

قزوینیان در گذشته بدین شرح بوده‌است:

مردان : برای متمایز بودن افراد اعیان از قشر کم در آمد، کلاه‌های متفاوتی بر سر می‌گذاشتند، پیراهن‌ها معمولا به رنگ سفید و ساده و دکمه یقه آن بر شانه چپ بسته می‌شد و در میان سینه چپ، از شانه تا زیر سینه، چاکی داشت. پس از آن پیراهن‌هایی با یقه‌های بلند به نام یقه «قزاقی» متداول شد و سپس یقه «ملایی» جای آن را گرفت. دیگر تن پوش مردان قزوینی «ارخالق» نام داشت که ارخالق پیراهن جلو باز بسیار بلندی بود که تا انتهای پا می‌رسید و در ناحیه کمرتنگ و دامن آن بسیار گشاد بود و در دو پهلو، دو چاک بلند تا کمر داشت. همچنین شلوار قشر کم در آمد از جنس کرباس و به رنگ آبی یا مشکی بوده‌است که کمر آن‌ها با نخ‌های پنبه‌ای سفت می‌شده و بلند و گشاد بوده‌اند، ولی افراد ثروتمند از شلوارهای دکمه دار استفاده می‌کردند. پاپوش مردان قزوین گیوه‌های به نام جوراب و آجیده بوده‌است ولی افراد اعیان از گیوه‌های مرغوب و بهتری به نام ملکی استفاده می‌کردند.

زنان : زنان قزوینی زیر پیراهن خود شلیته می‌پوشیدند. به طوری که شلیته به اندازه یک وجب و یا حتی کمتر از دامن آن‌ها بیرون می‌آمد. جنس پارچه آن اغلب ململ، چیت و کرباس بود و به شکل‌ها و رنگ‌های گوناگونی ساخته می‌شد. جوانان اغلب روی شلیته‌های خود را با نخ‌های رنگی گلدوزی می‌کردند. شلیته گلدار جوانان دارای سجاف پهن بود. برخی دیگر از شلیته‌ها به جای سجاف لیفه داشت. شلیته لیفه دار از پارچه ضخیم و سنگین مانند مخمل، ترمه، تافنه ابریشمی و.. ساخته می‌شد. معمولا قسمت پایین شلیته را با دست دوخته و آن را به حالت تزیینی در می‌آوردند که به آن دالبر و دندان موشی می‌گفتند. در حدود صد سال پیش در زنان اعیان از یل یا نیم تنه قزوینی استفاده می‌کردند که از پارچه ترمه با آستری از پارچه تافته کرم رنگ تهیه می‌شد. در قسمت جلوی آن، هجده دکمه فلزی پی در پی می‌دوختند. زنان در زیر شلیته‌های خود شلوارهای مشکی می‌پوشیدند، دمپای این شلوارها تنگ و بالای آن گشاد بود و آن‌ها را با بند تنبان می‌بستند. پاپوش زنان نیز بر اساس وضعیت مالی انواع مختلفی داشته‌است.اصولا اقشار کم در آمد از گیوه‌های ظریف استفاده می‌کردند و زنان اعیان نیز از کفش‌های چرمی مدل روز استفاده می‌کردند.

غذا ها : از غذاهای محلی و مخصوص قزوین می‌توان از قیمه نثار ، شیرین پلو و … نام برد. همچنین از شیرینی‌ها می‌توان به پادرازی، انواع باقلوا، نان برنجی و… اشاره کرد.

فرهنگ و هنر : از هنرهای سنتی و صنایع دستی این سرزمین آریایی می‌توان در ابتدا به خوشنویسی- که هنرمندان برجسته‌ای چون استاد میر عماد و استاد عماد الکتاب قزوینی را داشته‌است – و سپس به نقاشی و تذهیب، نقاشی پشت شیشه، نم نم دوزی، گلابتون دوزی، پن بافی (نوار بافی)، فرش بافی، گلیم بافی، جاجیم بافی، گیوه دوزی، آینه سازی، قفل سازی، و منبت کاری اشاره نمود. همچنین در موسیقی، این شهر نوابغی همچون ابوالحسن اقبال آذر، عارف قزوینی، قمرالملوک وزیری و درویش خان را به دیار ایران زمین هدیه کرده‌است.