هخامنشی

 
 

آتشکده ورهرام و آتش ۱۵۰۰ ساله

آتشکده-ورهرام-یزد-696x464

یکی از تاریخی ترین شهرهای ایران، شهر یزد است که به گواه تاریخ زرتشتیان زیادی در این شهر در کنار مسلمانان زندگی می کردند. یکی از آثار تاریخی و باستانی یزد که از دوره ایران باستان به جا مانده است، آتشکده ورهرام زرتشتیان است که در حال حاضر به یکی از مکان های دیدنی تبدیل شده است و از جهت تاریخی و معماری، بنایی ارزشمند است. آتشکده ورهرام یزد محل نیایش زرتشتیان بوده است و مانند تمام عبادتگاه ها و آتشکده هایی که برای زرتشتیان وجود دارد، بی زرق و برق و ساده ساخته شده است. این بنا در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی در زمینی که چند نفر از زرتشتیان آن را وقف کرده بودند ساخته شد. اهمیت آتشکده ورهرام یزد به خاطر آتشی است که درون آن می سوزد و بر اساس گفته های تاریخ شناسان، این آتش ۱۵۰۰ سال قدمت دارد و به همین جهت برای زرتشتیان از قداست زیادی برخوردار است. این آتشکده که به آتش بهرام یا آتش ورهرام معروف است، در داخل ساختمان و در اتاقی وسط عمارت قرار گرفته است که به دور از تابش نور خورشید است. این آتش ۱۵۰۰ ساله در ظرفی بزرگ و با شکوه از جنس برنز و در یک محفظه شیشه ای قرار دارد. اینجا محلی برای نیایش زرتشتیان است.

ورود به آتشکده ورهرام یزد : در سال ۱۳۱۳ بود که پادشاه ایران رضا خان، با ساخت یک آتشکده مخصوص زرتشتیان در شهر یزد موافقت کرد و معماری آن توسط مهندسان پارسی طراحی شد. این آتشگاه  محل نیایش و ارتباط با خداوند بوده است و به همین دلیل ورود به آن آداب و رسوم خاصی دارد. لازم است هر شخصی که می خواهد وارد آن شود، پاکیزه باشد. زنان و مردان باید لباس های روشن بپوشند و بدون کفش وارد این محل شوند. لازم است مردان کلاه سفید به سر کنند و زنان از روسری های سفید استفاده کنند.

معماری آتشکده ورهرام یزد : معماری آتشکده ورهرام یزد به سبک هخامنشی است و البته از معماری آتشکده های پارسیان هند هم الهام گرفته است. وقتی به آتشکده وارد می شوید، باغی را می بینید که عمارتی بین آن قرار گرفته است و حوضی روبروی آن است. ساختمان این آتشکده ۲۱ متر ارتفاع دارد و در محیط آن درختان سرسبز قرار گرفته است. شاید برخی فکر کنند حوض این محوطه برای زیبایی است اما این طور نیست و برای قرار گرفتن عنصر آب در کنار آتشکده است. در جلوی ایوان آتشکده ورهرام یزد هم ستون های سنگی قرار گرفته است که به دست هنرمندان اصفهانی تراشیده شده است. کاشی کاری های این بنا هم خیره کننده است که روی آن ها نقش فروهر قرار گرفته است و هنر دست استادان یزدی است.

روستای دهمورد

P1030224

روستای دهمورد یکی از بکر ترین وسرسبز ترین روستاهای استان فارس است که در ۸۵ کیلو متری شهرستان نیریز واقع می باشد جمعیت این روستا بالغ بر ۳۲۰۰نفر می باشد بناب تفرج گاه بسیار زیبای این روستا ست که همه روزه پذیرای مردم سراسر استان است.
معرفی آباده طشک- دوران قبل از اسلام : به استناد منابع و اسناد موجود سکونت در دشت آباده طشک به هزاره اول قبل از میلاد باز می گردد گر چه در صفحه ۶۰ جستاری در پیشینه دانش کیهان و زمین در ایران به نقل از یک دانشمند اروپایی ادعا شده است که دریاچه ی بختگان در ابتدا شیرین بوده و انسان های اولیه در اطراف آن خاصه در شمال(دشت آباده طشک)و شرق دریاچه سکونت داشته اند ، سکونت گروههای کرد چادر نشین از عصر هخامنشی در اطراف دریاچه ی بختگان مورد توجه بسیاری از تاریخ نویسان بوده چه آنکه مرحوم سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران به این مطالب اشاره می نماید. همچنین آثار آتشکده های قدیمی که ساختمان تعدادی از آنها تا چندی قبل پا برجا بوده و بسیاری از افراد آنها را دیده و به خاطر دارند و وجود قبرستان های متروکه ای که جهت و نحوه دفن مردگان در آن بصورت معمول سنت اسلامی دفن مردگان نبوده و به قبور کفار معروف بوده و در جای جای دشت آباده بصورت پراکنده وجود دارند شاهد این قدمت تاریخی است. از جمله دیگر آثار دوره قبل از اسلام در منطقه فوق الذکر بناهای معروف به چهارطاقی می باشد که هنوز یکی از آنها در روستاهای «دهمورد» و در مجاورت مدفن امامزاده یوسف دهمورد موجود است. همچنین سنگ نوشته ای که احتمالاً مربوط به عصر اشکانی بوده و تصویر آن در اختیار نگارنده می باشد از جمله این آثار است.
در اطراف شهر کنونی آباده طشک، روستای طشک، جزین، کوشکک، دهمورد و …. آثار قلعه های نظامی قدیمی و سنگ نوشته های قدیمی (مثلاً سنگ نوشته کندر) شاهدی بر قدمت تاریخی منطقه است. از دیگر شواهد قدمت یک منطقه وجود داستان ها و تصنیفات قدیمی در فرهنگ عامیانه مردم می باشد که تصنیفات و داستان های قدیم مردم این خطه شاهد وجود شهری عظیم به نام « گزین » می باشد که دروازه های دوگانه آن به سمت شرق و غرب که مسیر جاده تاریخی شیراز – کرمان را مد نظر دارد در قسمتی از تصنیف معرفی گردیده است: « دو دروازه دارد شهر گزین یکی در جلو در یکی در کمین » . و معمرین از قول اجداد خود شرح می دهند که این شهر قدیمی جمعیتی چند صد هزار نفری رادر خود جای داده است وشاید باتوجه به مراکز قدیمی سکونت، مظهر قناتهای معمور و مخروبه و محل قبرستان های باستانی و همچنین وجود ته ستون های بسیار شبیه به ته ستون های موجود در تخت جمشید و پاسارگاد ( البته نه دقیقاً به اندازه ته ستون های تخت جمشید و پاسارگاد ) وجود چنین شهری نیز خالی از توجیه نباشد.
مرحوم سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران می نویسد: « از زمان هخامنشیان در میان طوایف چادرنشین فارس ما به نام کرد بر می خوریم . در دوره ساسانیان بیشتر کردها در نواحی مرکزی ایران در میان اصفهان و آباده میزیسته اند و طوایف دیگری در اطراف دریاچه «بختگان» تا دل کرمان بوده اند . دلایل بسیار هست که اصلا ساسانیان کرد بوده اند و بی هیچ شکی لااقل مادر اردشیر بابکان دختر یکی از پیشوایان قبایل کرد ناحیه نی ریز آباد طشک (بختگان ) بوده است » . که این مطلب اگر نه اینکه می تواند دلیل بر این باشد که مادر موسس سلسله ساسانی از کردهای ساکن منطقه مذکور است حداقل دلیل بر سکونت کردها ، تا عصر ساسانی در ساحل بختگان می باشد و دقت در نمای طبیعی منطقه نیز می تواند شاهد بر سکونت کوچ نشینان رمه گردان از اعصار قبل در این ناحیه باشد چرا که وجود کوهستان های « خان » و « وول » با کوهپایه ها و مراتع آن و چهره دشت و دریاچه ها و چشمه های روان که منطقه ای مرکب از قشلاق و ییلاق کنار هم را ایجاد کرده برای سکونت دامداران محیطی بسیار خوب را فراهم می سازد که با توجه به قرار گرفتن دشت مذکور در محل اتصال استان های کرمان، فارس و یزد این نقش بصورت برجسته تری نمایان می شود.

قلعه باستانی زیویه

2saqz

قلعه باستانی زیویه به فاصله ۵۵ کیلومتری جنوب شرق شهرستان سقز در استان کردستان و در شمال روستایی موسوم به همین نام واقع شده است. قلعه زیویه یکی از قلعه های باستانی استان کردستان است که در سال ۱۹۴۷ کشف شد. این قلعه بر روی تپه ای بنا شده که بر نواحی پیرامون آن مشرف بوده و تسلط کامل داشته است که امروزه از نظر گردشگری نیز چشم انداز بسیار زیبایی دارد. زیویه هم از نظر معماری و هم از نظر آثار هنری یکی از شاخص ترین مکان های دوره تاریخی محسوب می شود و احتمالاً مربوط به اقوام ماننایی است که ۲۷۰۰ سال پیش می زیسته اند و محل حکومت آنها شمال غرب ایران بوده است. نخستین باری که از «زیویه» نامی آورده شد در سالنامه آشوری مربوط به سارگن دوم است. وی به هنگام لشکرکشی به سرزمین ماننا عنوان می کند که پس از تسخیر پایتخت ماننایی ها یعنی ایزیرتر و شکست پادشاه آنها به نام «ایرانزو» ۲ قلعه مهم مرکزی سرزمین ماننا بنام های زیپیه (ایزیپیه ازیپنا) و آرماثیت را متصرف شد که اغلب نویسندگان و پژوهشگران را عقیده بر این است که این زیپیه همین زیویه فعلی است و احتمال دارد که محل قلعه آرماثیت نیز در روستای «قپلانتو» در ۵ کیلومتری زیویه باشد. در ضمن چنان که می دانیم مسکن و مأوای ماننایی ها که یکی از قبایل متحد با مادها بودند در جنوب دریاچه ارومیه و شمال کردستان فعلی بوده است.در این که قلعه زیویه یک قلعه حکومتی مهم و قابل توجه بوده، شکی نیست و بیشتر محققان بر این عقیده استوارند؛ نویسندگان و باستان شناسان بسیاری درباره زیویه اظهار نظر کرده اند از جمله پرفسور گیرتنس محقق و باستانشناس فرانسوی، مؤلف کتاب «هنر ایران در دوره ماد و هخامنشی معتقد است که این قلعه یک قلعه حکومتی بوده و گنجینه به دست آمده را دفینه ای می داند که در کنار جسد یک پادشاه سکایی گذارده شده است. اهمیت، اعتبار و شهرت جهانی زیویه به زمانی برمی گردد که در حوالی سال ۱۳۲۵ شمسی تعدادی از آثار آن در اثر بارندگی شدید و فرو ریختن قسمتی از خاک تپه به صورت اتفاقی کشف شد. به دنبال وقوع این امر و پیگیری های شخصی به نام «ایوب ربنو» مجوزی تحت عنوان حفاری تجاری در زیویه از سوی مقام ها صادر شد و این شخص در ۸ سال متوالی در حدود ۹۵ درصد از سطح تپه را کاوش کرد و آنچه از بقایای معماری قلعه در جوار اشیا و آثار به دست می آمد را تخریب کرد و با دستیاری و همکاری اعضای هیأت خویش توانست به غارت و چپاول آثار زیویه بپردازد و اکثر آثار گران بها و ارزنده این محوطه باستانی را به خارج از کشور انتقال دهد که در حال حاضر زینت بخش بزرگترین و مهم ترین گالری ها و موزه های دنیا چون لوور در فرانسه، بریتانیا در انگلستان، رمیتاژ در لنینگراد و… است و تنها تعداد معدودی اشیا طلایی، نقره ای و سفالی در اختیار سازمان میراث فرهنگی کردستان قرار گرفته است. از نظر کارشناسان سازمان میراث فرهنگی کردستان سفالینه های به دست آمده و دیگر آثار کشف شده از این قلعه باستانی نشان می دهد که از اواسط قرن هشتم قبل از میلاد تا اوایل دوره هخامنشی، زندگی در این قلعه وجود داشته و با به سلطنت رسیدن داریوش هخامنشی و تهاجم وی به سرزمین مادها زندگی در این قلعه به پایان رسیده است.

کاخ سیاه بخت

a3822141284102a

«کاخ سنگ سیاه» را اگر از نزدیک ببینید، شاید به سختی بتوانید باور کنید که این تکه سنگ های سیاه، بازمانده های کاخی هستند که یکی از باشکوه ترین کاخ های هخامنشیان به شمار می رفته است. تکه سنگ هایی که این روزها، کم کم به خرده سنگ های بی ارزشی تبدیل می شود که دیگر نشانی از تاریخ صدهاسال قبل ندارند. برای دیدن ته مانده های ستون های کاخ سنگ سیاه، باید به ۶۰ کیلومتری شمال شرقی بندر بوشهر سفر کنید؛ درست بر سر راه آسفالت شیراز به بوشهر و در ۱۲کیلومتری برازجان. جایی که ۱۱۰کیلومتر از جنوب شرق کازرون، فاصله دارد.

کاربری کاخ سیاه سنگ : با راه اندازی ناوگان دریایی در زمان فرمانروایی پادشاهان قدرتمند هخامنشی، جلگه برازجان اهمیت زیادی پیدا کرد و به همین دلیل، کاخ های سه گانه ای به نام های سنگ سیاه، چرخاب و بردک سیاه در این منطقه ساخته شدند. علت انتخاب این جلگه نزدیکی آن به خلیج فارس و امکان تسلط بیشتر بر راه های تجاری منطقه و تحت نظر داشتن آب راهه های جنوبی از نظر روابط نظامی بود که احداث این سه کاخ می توانست تمام این اهداف را برآورده کند. این کاخ در روزگار هخامنشیان، عظمت کاخ شوش را داشت اما به دلایل نامعلومی نیمه تمام ماند تا این که معماران هخامنشی تصمیم گرفتند در فاصله ۳۰ کیلومتری آن، کاخ کوچکتر و زیبای بردک سیاه را بسازند.

ساختمان کاخ : کاخ سنگ سیاه که اهالی منطقه به آن کاخ نظر آقا می گویند، بعد از کاخ کوروش بنا شد و در مقایسه با دیگر کاخ های هخامنشی، مثل کاخ برازجان و پاسارگاد، ظرافت ها کمتری دارد. این کاخ تالاری با ۱۰ ستون داشته است که ‌این ستون ها در دو ردیف پنج تایی قرار گرفته بودند. ۱۰ستونی که دقیقا  سبک و پلان و نقشه های هخامنشی را برای باستان شناسان تداعی می کردند. با این حال، رنگ پایه این ستون ها با کاخ های دیگر هخامنشی تفاوت دارد و برخلاف ستون کاخ های دیگر که سفید یا ترکیبی از سفید و سیاه هستند، ستونهای کاه سنگ سیاه با سنگ آهکی سیاه صیقل خورده ساخته شده اند. استفاده از بست های دم چلچله ای بر روی یکی از پایه ستون های این کاخ هم نشان می دهد که ساخت آن بعد از پاسارگاد و برازجان انجام شده است. کاوش های باستان شناسان در سال های پیش از انقلاب نشان می داد که این کاخ یک تالار میانی بزرگ و چهار ایوان در چهار سویش داشته است. تالار میانی با چهار درگاه ارتباط دارد که در گذرگاه هر کدام، قطعه ای از سنگ‌های آهکی سیاه رنگ و صیقل خورده قرار گرفته است. تمام این شواهد «کاخ سنگ سیاه» را شبیه به کاخ بار عام کوروش معرفی می کند. بیشترین بخش کاخ سنگ سیاه، وقتی تخریب شد که سربازان اسکندر به این کاخ یورش بردند و تالار اصلی آن را خراب کردند. اما مدتی بعد، باران های سیل آسای موسمی در دشتستان، بالا آمدن آب رودخانه دالکی و طغیان آن، ضربه نهایی را به این کاخ زد و این کاخ را به کل از بین برد. آنقدر که جز تکه سنگ های تیره ستون ها، چیز دیگری برای نسل ما باقی نماند. با این حال، بی مبالاتی نسبت به همین ته ستون ها هم رفته رفته آخرین آثار کاخ هخامنشی را از بین می برد.

مقبره کمبوجیه یکی از بناهای زیبای مجموعه پاسارگاد شیراز

a5891541161214102a

مقبره کمبوجیه دوم، فاتح مصر، یکی از بناهای بسیار زیبای مجموعه پاسارگاد است که ساخت آن مربوط به آغاز دوره هخامنشیان می باشد. بنایی چهار گوش و برج مانند که اکنون تنها یک دیواره از آن باقی‌مانده‌ است و در مسیر کاخ‌های اختصاصی و بارعام با تُل تخت واقع شده است. ارتفاع برج نزدیک به ۱۴ متر و قاعده آن ۲۳/۷ * ۲۷/۷ متر است که بر سکویی سه پله‌ای قرار گرفته‌ است. ورودی بنا به سوی شمال غربی تعبیه شده و نزدیک به ۵۰/۷ متر از سطح زمین ارتفاع دارد که با یک پلکان ۲۹ پله¬ای به اتاق بالای برج دسترسی داشته اند. این بنا از نگاه معماری و هنری یکی از شاهکارهای مهندسان و هنرمندان هخامنشی به شمار می آید. بلوکهای سنگی به گونه ای روی هم قرار گرفته اند که در برخی از رجها به سختی می توان دو بلوک را از هم تشخیص داد. سنگهای به کار رفته در ساخت بنا از گونه سنگهای سفید مرمر نما است که از معدن کوه سیوند آورده شده اند. مقداری هم سنگ سیاه آهکی در پنجره‌های کور استفاده شده‌است. نمای دیواره دارای تعداد زیادی تو رفتگی مستطیل شکل است که احتمالاً جهت زیباسازی یا در ارتباط با کارکرد بنا بوده‌است. ۱۰ عدد گودی پنجره مانند که (پنجره کور) نامیده می‌شده، در دیوارهای آن در آورده‌اند و این پنجره‌ها را با سنگ‌های سیاه قاب گرفته‌اند. هم اکنون تنها دیوار به جای مانده از مقبره کمبوجیه توسط داربست هایی که گروه ایزمئو در سال ۱۳۴۹ و ۵۰ ساخته اند، ایستا باقی مانده است و مشکل خاصی که آن را فرو ریزد وجود ندارد.به اعتقاد محققین شکل و کاربری این بنا در زمان کوروش به اندازه‌ای مهم بوده که داریوش نمونه مشابه آن را در نقش رستم می‌سازد که امروز به آن کعبه زرتشت گفته می‌شود.

شواهد موجود در کعبه زرتشت و ساختار آن نشان می دهد این بنا از روی مقبره کمبوجیه بازسازی شده است اما الگو برداران بسیار ضعیف عمل کرده اند و نتوانسته اند بنایی چون مقبره کمبوجیه را در نقش رستم بسازند. مقبره کمبوجیه از نظر قدمت، قدیمی‌تر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌تر از بنای کعبه زرتشت است. مقبره کمبوجیه که امروز آن را به عنوان آتشکده‌ای از دوره کوروش کبیر معرفی می‌کنند، اثری منحصر به فرد محسوب می‌شود که با نام بنای زندان در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است. این بنا در دوره اسلامی به نام زندان سلیمان .معروف بوده‌است . مقبره کمبوجیه دوم و کعبه زرتشت دو بنای استثنایی هستند که هیچ نظیری در معماری اورارتویی یا مادی ندارند- یعنی یک اتاق بلند و تنها در بخش زیرین بنایی سنگی و یک پلکان شکوهمند بلند که،چنان که اشمیت می گوید، آشکارا «برای بالا و پایین رفتن موقرانه و رسمی شخصیتی که به نحوی جنبه تقدس داشته» طراحی شده است. در زمینه ساختمان سازی معاصر هخامنشیان، مقبره کمبوجیه دوم با معماری مقبره ی کوروش بزرگ پیوند دارد.از جمله جنبه های دیگری که می توان به این فهرست افزود، یک قرنیز محدب باریک در زیر سقف اتاق است که به جنبه مشابهی در داخل مقبره کوروش بزرگ مشابهت و قرابت دارد، و مدخل ورودی دارای همان چارچوب و تاج مدخل مقبره کوروش بزرگ است و هرم سه پله ای در پایه بنا را می توان هم با دو مجموعه سه پله ای مقبره کوروش بزرگ – و هم با پله های سه گانه ای که در بالا و معکوس هرم ها در آتشکده های هخامنشی وجود دارد. ولی با این وجود این بنا هم با مقبره کوروش بزرگ و هم با آرامگاه صخره ای نقش رستم و تخت جمشید فرق دارد، درست همان طور که با طرح معابدی نظیر«آیدنه» در نزدیکی شوش و « بنای فرتدره» در نزدیکی تخت جمشید متفاوت است.