یاسوج

 
 

دریاچه کوه گل سی سخت یاسوج

5093c889-508d-4f13-b8bf-f45b6ca53823

این دریاچه در شمال شرقی شهر سی سخت ودر حدود ۸ کیلومتری آن همچون نگین آبی انگشتری که اطراف آن را گلهای زرد نرگس، بنفشه وزنبق قرار گرفته یکی از استعدادهای با القوه ای است که با سرمایه گذاری وتوجه به توانایی های این جاذبه گردشگری می توان آن را به استعدادهای بالفعل در آورد. این دریاچه که در ارتفاعات دامنه نزدیک به قله کوه گل دنا واقع شده دارای جاده دسترسی آسفالته تا اردوگاه بوده ودقایقی کوهپیمایی این جاذبه زیبای خدادادی قابل رویت وبهره برداری است. در ضمن بهترین فصل بازدید گردشگران عزیز فصول بهار وتابستان بوده وزیبا ترین موقع آن در اردیبهشت است.

چشمه میشی یکی از پرآب‌ترین و خنک‌ترین چشمه‌های زاگرس

a0664632125102a

چشمه میشی یکی دیگر از جاذبه های طبیعی این شهر است که در چهار کیلومتری شمال شرقی شهر سی‌سخت  (سی سخت شهری در ۳۵ کیلومتری شمال غربی شهر یاسوج و در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران قرار دار) قرار دارد و یکی از پرآب‌ترین و خنک‌ترین چشمه‌های زاگرس بوده که آن را چشمه “بشو” نیز می‌نامند. سردی آب این چشمه به حدی است که تا فاصله ۸۰۰ متری از محل جوشش نمی‌توان دست را در آن نگه داشت. در اسطوره‌ها آمده است که کی خسرو به امیر اهورامزدا در این چشمه سر و تن بشست و در غاری آرامید. این چشمه علاوه بر تأمین آب شرب شهر سی سخت تأمین کننده آب کشاورزی باغات سیب و انگور و گردوی سی سخت و روستاهای پایین دست است. آب زلال و گوارای آن خستگی هر رهگذری را از تن خارج می‌کند. چشمه میشی در فصول مناسب سال پذیرای خیل عظیمی از دوستداران طبیعت و گردشگرانی است که از سراسر کشور به این منطقه سفر می‌کنند. بهترین فصل بازدید فصول بهار وتابستان بوده ودارای جاده دسترسی آسفالته در مسیر کوه گل می باشد.

کوهستان سرد

marin

۳۶ کیلومتر مانده تا گچساران، روستای کوهستانی زیبایی وجود دارد که با تمام بافت سنتی خود، یکی از زیباترین جاذبه های گردشگری غرب ایران به شمار می رود. روستای بکری به نام مارین با ۵۵۰ نفر جمعیت که در ۱۹۸ کیلومتری جنوب شرقی یاسوج در حدفاصل دو کوه قرار گرفته و از شمال، به کوه ولی گنج و از جنوب غربی به کوه کاردی می رسد. اگر گذارتان به این روستا افتاد، یادتان باشد که از اهالی محل سراغ راه سلطنتی شوش – تخت جمشید و بیشاپور را بگیرید. راهی که در دوره هخامنشیان رونق زیادی داشته و از ۷ کیلومتری این روستا عبور می‌کرده است. جالب است بدانید که موقعیت سوق‌الجیشی روستای مارین، در دوره هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان به حدی مهم بوده که سبب احداث قلعه‌های متعدد راهبانی در حوزه نفوذ آن شده است. موقعیت سوق‌الجیشی روستای مارین، در دوره هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان به حدی مهم بوده که سبب احداث قلعه‌های متعدد راهبانی در حوزه نفوذ آن شده است . روستای مارین در شیب ملایم دره استقرار پیدا کرده است و بافت مسکونی متراکمی دارد. واحدهای مسکونی در یک یا دو طبقه ساخته شده‌اند و سقف مسطح، ایوان، پنجره‌های کوچک و دیوارهای قطور، ویژگی مشترک خانه‌های روستا محسوب می شود. دیوارها معمولاً به وسیله کاهگل پوشیده شده‌اند و در ساخت آن‌ها از سنگ، خشت، گل، آجر و تیرهای چوبی استفاده شده است.

پوشش گیاهی و جانوری منطقه با انواع گیاهان دارویی، کتیرا، گل‌گاوزبان و گل بنفشه یکی از مهم ترین جاذبه های توریستی منطقه است. درست مثل کوچه باغ های روستا که در کوچه‌های پهن و دل باز کنار هم ردیف شده اند و قدم زدن در این کوچه ها، می تواند لذتبخش ترین تفریح شما در زمان اقامتتان در روستا باشد. در مارین، می توانید تفریح آرام و بی دردسری را در حواشی دریاچه سد کوثر داشته باشید. دریاچه کوچکی که هوای معتدلی را به منطقه بخشیده است و آرامش و زیبایی را یک جا تقدیم شما می کند.  به خصوص آنکه این دریاچه فرصت خوبی هم برای ورزش های آبی به اهالی روستا و گردشگران می دهد و می تواند بخش به یاد ماندنی سفر شما را رقم بزند. مهم‌ترین بنای مذهبی روستای مارین، مقبره امام‌زاده حمیده خاتون است. مقبره ای ساده و کوچک و زیبا سال هاست مکان مقدس روستائیان اهل مارین به شمار می رود و مردم این روستا دخیل های خود را به ضریح آن می بندند. امروزه درآمد بیشتر مردم روستای مارین از طریق فعالیت‌های زراعی، دامداری، باغداری، صنایع دستی و امور خدماتی تأمین می‌شود و گروهی از مردم این روستا، به امور دامپروری سنتی از طریق رمه‌گردانی اشتغال دارند. آن‌ها از اوایل اردیبهشت ماه به مناطق ییلاقی در فاصله ۱۰کیلومتری روستا کوچ می‌کنند و در شهریور ماه به قشلاق بازمی‌گردند. معروف‌ترین سوغات روستای مارین را صنایع دست بافت، انار، رب انار، کره، ماست، روغن، کشک و دوغ محلی تشکیل می‌دهد و البته معروف ترین غذاهای آن، آش کارده، آش دوغ، شیربرنج، گونه و نان تیری که می توانند خوراک متنوعی برای گردشگران به حساب بیایند.

نقوش بکاررفته در دستبافته های استان کهگیلویه و بویر احمد

a0354232984102a

این نقوش برگرفته از پیشینیان و نسل های قبلی است که به بافندگان امروزی انتقال یافته است و با نقوشی از طبیعت پیرامون خود و اشیاء خود و اشیاء مورد علاقه تولید کنندگان ترکیب و مزین شده است . تعدادی از این نقوش به دلیل مجاورت عشایر کهگیلویه و بویر احمد با عشایر قشقایی و بختیاری وارد بافته های این عشایر شده است. یکی از نقوش تزیینی و قدیمی قالی های استان کهگیلویه و بویر احمد نقش حوض نام دارد . این نقشه مختص زمینه و متن قالی است . نقش حوض با استفاده خطوط شکسته فضاهای هندسی متن قالی بوجود می آید و بیشتر اوقات با نقوش گل خرده ( نقوشی کوچک مانند گل پنج پر ، چنگ و … ) اطراف حوض ها و فضاهای خالی پر می شود . حوض انواع مختلفی دارد

نقش حوض ساده : بیشتر در قالبهای قدیمی ( تقریباً ۱۳۰ سال پیش) دیده می شود . این نقش از یک مربع ساده تشکیل شده و در پیرامون آن هیچ نوع گل خرده ای وجود ندارد و در وسط آن نقش چنگ را می توان دید .

نقش حوض چند ضلعی : در این نوع نقش شکستگی خطوط بیشتر شده و اطراف و درون آن با خرده نقش پر شده است . در نمونه ای که تقریباً متعلق به ۹۰ سال پیش است ، نقش حوض شش ضلعی که در پیرامون و درون با خرده نقش مزین شده است ، دیده می شود .

نقش حوض با نشان ساسانی : این نقش در قالی هایی که تقریباً قدیمی هستند ، وجود دارد .

چند حوض در وسط : نمونه هایی از قالی های متعلق به ۶۰ سال پیش به این طرف دیده شده است که نقش حوض های بزرگی در متن قالی و حوض های کوچکی پشت سر هم قرار گرفته اند.

حوض در حوض : در این نقش تنوع شکستگی ها بیشتر شده و شکلی را پدید می آورند که به نقش حوض در حوض معروف است . این نمونه ها در ۴۰ سال اخیر بیشتر دیده می شوند .

از دیگر نقوش رایج در استان کهگیلویه و بویر احمد نقش خشت می باشد . در این نوع نقش متن قالی به مربع های ۲۰ × ۲۰ سانتی متر تقسیم و درون هر مربع یک طرح مستقل از دیگری بافته می شود . پیرامون مربع ها با یک حاشیه ساده محاط شده است و درون خشت ها از شکل های ساده شده طبیعی و اشیای مورد علاقه بافندگان منقوش می گردد . سرو یکی از شکل های ساده شده طبیعی است که در میان خشت ها بافته می شود . صنوبر و سرو که در جنگل های سرسبز این خطه به صورت تکه درخت دیده می شوند برای هنرمند قالیباف یاد آور سرسبزی جنگل و نمادی از شادابی و خرمی است . اصولاً سرو در هنر ایرانی به عنوان درخت مقدس و مظهر بهار و سرسبزی و مردانگی است . استفاده از سرو در تمدن آشوری و ایلامی و پس از آن در هخامنشی دیده شده است . سروهای قالی های عشایر کهگیلویه و بویر احمد به شکل یک سرو ایستاده با شاخه های افقی است . این نوع سرو در حجاری های تخت جمشید نیز دیده می شود . نقوش حیوانات در قالی های کهگیلویه و بویر احمد نیز رایج است . حیواناتی از قبیل آهو ، شیر ، خرس ، کبک و … که سمبل زیبایی ، شجاعت و … محسوب می شوند . از نقوش حیوانات نقش شیر اهمیت ویژه ای دارد . در بعضی از قالی ها یک یا دو شیر بزرگ در وسط قالی و شیرهای کوچکی در اطراف شیر بزرگ قرار می گیرند که نشان دهنده شجاعت و عظمت شیر بزرگ در برابر دیگر شیرها است . شیرهای بافته شده قالی های این خطه دارای یال و کوپال هستند . نقش سماور که در کنار نقش گیاهی بافته می شود و در سرتاسر متن قالی با تغییراتی در رنگ بافته می شود از نقوش دیگر قالی های عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد است . از نقوش بکار رفته در قالی های عشایر از دو نقش نعلبکی و کله اسبی می توان نام برد که بیشتر در بافته های عشایر همجوار با عشایر قشقایی دیده می شود . این نقش به موازات حاشیه قالی ، بصورت دو ستون با سرستون اسبی شکل در دو طرف قالی قرار می گیرد و یادآور سرستون های تخت جمشید است . حاشیه قالی های بویر احمد بسیار ساده است و شامل نقوش سرو و زنگوله ، پنجه خرسی ، صنوبری ، گلسرخی ، کژدمی و پنجره ای می باشد . حاشیه های قالی های قدیمی دارای تنوع بیشتری است و از نقوش هندسی در آنها استفاده شده است . نقوش بکار رفته در گلیم های عشایری استان کهگیلویه و بویر احمد بسیار متنوع است که از میان آنها می توان به نقش شانه یا شونه اشاره کرد. این نقش در اکثر نقاط استان در بافت گلیم بکار می رود ولی در هر منطقه با منطقه دیگر متفاوت است .

نقش لوزی: نقشایه دیگری است که در گلیم های عشایر استان دیده می شود. تنوع رنگ آمیزی و تنوع نقش لوزی در مناطق تولید گلیم، بویژه در مناطق سادات محمودی بسیار چشم گیر است .

نقش آغاجری: یکی دیگر از نقوش رایج در گلیم این استان است که همیشه در ترکیب بندی افقی به کار می رود احتمال دارد بدلیل مجاورت عشایر این استان با عشایر قشقایی این نقش از گلیم های آنها اقتباس شده باشد.

نقش چهارپر: از نقوش بسیار جالب گلیم های این منطقه است که معمولاً بصورت تک گل های مجزا از یکدیگر در ترکیب بندی های افقی و لوزی دیده می شود.

نقش خراسانی: این نقش که معمولاً در ترکیب بندی افقی گلیم های عشایری به کار می رود به دو شکل متفاوت مشاهده شده است .

نقش چنگ: نقش زیبایی است که زینت بخش بسیاری از گلیم های منطقه است و اغلب درترکیب بندی لوزی مشاهده می شود. دیگر نقوش بکار رفته در گلیم های این خطه عبارتند از : نقش پرنده، نقش دانه بیگی، نقش گل تهرانی، نقش فی البداهه. حاشیه گلیم های استان کهگیلویه و بویر احمد بسیار ساده است و تنوع کمتری در آن دیده می شود. معروف ترین حاشیه ها عبارتند از : حاشیه خراسانی، حاشیه هفت و هشت، حاشیه کتابی و حاشیه بندروی.

نقش شیر : از دیگر نقوش گبه است که هم در گبه های رنگی و هم در گبه های خودرنگ کاربرد دارد . نقش شیرها گاهی به صورت تک و کوچک در بین گلهای متنوع کوچک و گل خرده ها بافته می شود . گاهی اوقات شیرها پشت سرهم به صورت کوچک تکرار می گردد . پاره ای اوقات نیز شیرها بزرگ هستند و بصورت یک شیر تنها یا دو شیر نشسته روبروی هم یا ایستاده که شمشیری در دست دارند . به نشانه قدرت و جنگجویی دیده می شوند فضای اطراف شیرها نیز با گلهای کوچک پر می شود .

نقش قاب قرآنی : این نقش که همان نقش بوته است ، بدلیل تزئینات بوته ها در اطراف قرآن ها به نام قاب قرآنی معروف است و در گبه های رنگی یا خود رنگ بکار می رود . گاهی اوقات تمام سطح گبه را می پوشاند. این نقش از روزگاران قدیم بر روی انواع دستبافت ها مانند قلمکار ، قالی و ترمه بکار رفته و رایج ترین نوع آن به « بته جقه ای» مشهور شده است .

نقش گل و بلبل : در این نقش که از رایج ترین نقوش گبه های عشایر کهگیلویه و بویر احمد است ، دو بلبل روبروی یکدیگر بر روی یک شاخه گل که گل های آن همان نیم گل های هشت پر است ، نشسته اند .

نقش گل خرده :از نقوشی است که در گبه های خود رنگ استان کهگیلویه و بویر احمد رایج است . گل خرده ها از نقوش متنوعی مانند چنگ و ستاره تشکیل می شوند و متن گبه با این نقوش کوچک و با نظمی خاص پر می شود . از دیگر نقوش این استان که در گبه های رنگی و خود رنگ عشایر بکار می رود ، نقش ستاره است که در کنار یکدیگر بافته شده و حد فاصل آنها شکلی شبیه لوزی ایجاد می شود .

نقش کاجی : نقش کاج که مانند سرو مظهر سرسبزی و جوانی و زندگی است در گبه های عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد به صورت درخت های کاج جدا از یکدیگر تمام متن گبه را می پوشاند . نقش کاجی در بعضی از گبه های خودرنگ مناطق تولید گبه (از جمله سربیشه) دیده می شود.

نقش گل کلمید : این نقش شبیه کلم باز شده است . این نگاره شباهت زیادی به گل شاه عباسی بدون ساقه و برگ دارد .

نقش سماوری : این نقش در تمام متن گبه تکرار می شود . در کنار ورودی سماورها نقش سروی که سر آن کمی خم شده است ، دیده می شود . نقش سماوری روی گبه ها با نقش سماوری قالی ها متفاوت است . حاشیه گبه های کهگیلویه و بویر احمد مانند حاشیه قالی ساده ولی هندسی تر است . از معروف ترین و زیباترین حاشیه ها می توان از حاشیه شیری ، حاشیه خشت ، حاشیه گل ، حاشیه چنگ و حاشیه کژدمی نام برد .

قبرستان ۳ هزار ساله در یاسوج

hnuj_1

این قبرستان در ضلع شرقی شهر یاسوج و در محوطه بیمارستان امام سجاد(ع) این شهر کشف شده و هنوز مشخص نیست که به چه دوره ای تعلق دارد اما به گفته یدالله مردای، رئیس سازمان میراث فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد در اینکه این قبرستان بیش از سه هزار سال قدمت دارد، هیچ شکی نیست. ظاهرا این قبرستان تاریخی که در طول زمان به طور کامل زیر خاک رفته بود، توسط راننده لودری که در محوطه بیمارستان مشغول خاکبرداری برای احداث ساختمانی جدید بوده کشف می شود و در نهایت با اطلاع دادن موضوع به سازمان میراث فرهنگی استان، باستان شناسان شروع به بررسی های اولیه می کنند. در این بررسی ها تکه های استخوان انسان، نیزه شکسته و کوزه و اشیائی دیگر کشف شده که قدیمی ترین آنها ۳ هزار سال قدمت دارد. مرادی به خبرگزاری مهر گفته است که به زودی با حضور کاوشگران باستانی بیشتر در یاسوج تاریخ این گورستان بررسی می شود و نتایج نهایی آن اعلام خواهد شد.

 پیش از این هم در سال ۷۹ گورستان تاریخی لما در دامنه های کوه دنا در ۳۰ کیلومتری شهر یاسوج کشف شد که باستان شناسان قدمت آن را سه هزار و ۵۰۰ سال عنوان کردند. این گورستان هم در حین کار بولدوزرهای شرکت راهسازی کشف شده بود که البته همین مسئله موجب تخریب چندین گور باستانی هم شد. مرادی در این باره معتقد است: «وجود قبرستان های بزرگ نشان دهنده وجود سکونتگاه های بزرگ است و این قبرستان نشان می دهد که یاسوج یک سکونتگاه تاریخی و باستانی است.» او با اشاره به وجود یک سکونتگاه باستانی بزرگ در زیر منطقه محمودآباد شهر یاسوج ادامه داد: «این احتمال وجود دارد که این قبرستان مربوط به این سکونتگاه باشد اما با توجه به اینکه این قبرستان بزرگ در آن طرف رودخانه بشار واقع شده، ممکن است خود مربوط به سکونتگاه بزرگی در آن اطراف باشد.» با این حال برخی از تاریخدانان جهان، یاسوج را دروازه پارس(persian gates) نامیده اند و اعتقاد دارند که “اسکندر مقدونی” در حمله به پرسپولیس از منطقه یاسوج گذشته و در تنگه ای در شمال این منطقه با لشکر آریو برزن، سردار بزرگ هخامنشی رودررو شده است.